امام رضا عليه السلام :اِثنانِ عَليلانِ أَبَدا : صَحيحٌ مُحتَمٍ و َعَليلٌ مُخَلِّط؛دوگروه هميشه مريضند، سالمى كه پرهيز میكند و مريضى كه پرهيز نمیكند. فقه الرضا ص 340 * * * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409
جمعه, 31 مرداد 1393 12:39

حضرت آيت الله العظمي خامنه ای ویژه

نوشته شده توسط 
رای دادن به این مورد
(1 رای)

منتخبی از استفتائات پزشکی از آیت الله خامنه ای

پرسش:

در مواردي كه مرد به علتي قادر به توليد اسپرم نباشد آيا مي‏توان از اسپرم اهدايي مردي اجنبي (ناشناس يا شناس) جهت امتزاج نمودن باتخمك همسرش در آزمايشگاه استفاده نمود و بعد جنين تشكيل شده را به رحم خانم بيمار منتقل كرد تا پس از وضع حمل مولود توسط بيمار و همسرش نگهداري شود.
پاسخ:
في نفسه بدون ارتكاب محرمي مانع ندارد و حكم ولد نيز بيان شد.

پرسش:

در مورد سؤال فوق آيا اين امكان هست كه اسپرم اهدايي را با تخمك همسر بيمار در آزمايشگاه ممزوج نكرد بلكه مستقيما به داخل رحم همسر بيمار تلقيح نمود تا جنين در همانجا تشكيل شود؟
پاسخ:
في نفسه اشكال ندارد و در اين صورت با فرض اينكه خود همسر بيمار منشاء طفل است فرزند ملحق به اواست.
پرسش:

چنانچه جنيني در حالت علقه يا مضغه به رحم زن ديگري منتقل شود فرزند متعلق به زن اوّلي است يا دومي و بر فرض اوّلي، زن دوم در موارد غير همجنس محرم است يا نه؟
پاسخ:
اگر از رحمي به رحم ديگر انتقال يافته ملحق به صاحب رحم اوّلي و گرنه ملحق به صاحب رحم دومي است.
پرسش:
اگر كسى براى بهبودى موقتى يا رفع درد از داروئى استفاده كند كه مرگ را بطور قابل ملاحظه‌اى جلو بيندازد حكم چيست؟ مثلاً از «كورتيكو استرئيد» و يا «زيدودين» يا «سيكلو سپورين» استفاده شود.
پاسخ:
اگر موجب مرگ زود رس باشد علاج نيست و در هر صورت اگر ضرر معتنى‌به عقلايى نداشته باشد در مقام علاج فى نفسه اشكال ندارد.
پرسش:
همانطورى كه به احتمال زياد شنيده‌ايد اكثر پزشكان از بيمارانى كه مى‌خواهند عمل كنند مبلغى پول به عنوان حق الزحمه عمل جراحى (كه به زيرميزى مشهور شده) مى‌گيرند، حال مى‌خواستم بدانم اين پول چه حكمى دارد؟ حلال است يا حرام است؟
پاسخ:
پزشک اگر كارمند دولت در بيمارستان باشد كه حقوق خود را از صندوق دولت دريافت مى‌كند و يا عمل جراحى را بر اساس دريافت اجرت عمل از شركت بيمه دريافت مى‌نمايد، حق مطالبه مبلغ اضافى از بيمار را ندارد.
پرسش:
آيا مى‌توان براى پيوند اعضا از اعضاى حيوانات چه حرام گوشت چه حلال گوشت و چه نجس العين براى انسان استفاده کرد لطفاً نظرتان را در اين مورد بفرماييد.
پاسخ:
مانع ندارد ولى نماز خواندن با آن اشکال دارد مگر اينکه از قبيل چيزهايى باشد که داراى حيات است که با پيوند آن به بدن انسان حيات پيدا کند و جزو بدن انسان گردد. و در حکم مذکور تفاوتى ميان انواع حيوانات، حتى نجس‌العين نيست.
پرسش:
اينجانب زنى باردار هستم با توجه به وضعيت نامناسب جسمانى و ترس از تشديد كم‌خونى، ناراحتى معده و ضعف كلى بدن مايل به سقط جنين هستم. لطفاً حكم شرعي را بيان كنيد.
پاسخ:
سقط جنين جايز نيست و موارد مذكور موجب حليّت آن نمى‌باشد.
پرسش:
عموى من بيمارى سختى به همراه درد كشنده و غير قابل تحمل دارد كه مربوط به مسائل مغزى و حملات قلبى است. بيمارى او در حد مرگ و كشنده است. دكتر وى توصيه كرده براى آرامش روزى دوبار «ويسكى*» با چاى بخورد. كه باعث تخفيف درد مى‌شود.وى مى‌خواهد بداند آيا در اين شرايط جايز است و اگر نه آيا در شرايطى كه درد كشنده او را كاهش مى‌دهد باز هم جايز نيست. * نوعى نوشيدنى الكلى
پاسخ:
استفاده از هرگونه خوردنى يا نوشيدنىِ حرام، شرعاً جايز نيست مگر در موارد ضرورت علاج آن هم فقط به مقدار ضرورت، ولكن در روايات آمده است كه: خداوند منان شفا را در خمر قرار نداده است
پرسش:
دارويى بنا به دستور پزشك به صورتم ميزنم كه داراى الكل است ولى با دارويى ديگر محلول شده كه قابل خوردن نيست آيا اين دارو نجس است؟
پاسخ:
اگر مي‌دانيد الكلي كه در آن دارو به كار رفته از نوع خوراكى بوده و در اصل مايع و مسكر بوده، بنابر احتياط آن دارو نجس است و اگر نمي‌دانيد، پاك است.
پرسش:
خونی که پس از کشيدن دندان در محل آن باقی میماند و روی دستمال اثر میگذارد ولی آب دهان را رنگين نمی‌کند چه حکمی دارد؟ آيا غذا خوردن در اين صورت اشکال دارد؟ يا ظرفی که با آن غذا می‌خوريم نجس می‌شود؟
پاسخ:
در فرض سؤال غذا خوردن اشكال ندارد و ظرف غذا هم مادامى كه به خون آلوده نشده است، پاک است.

پرسش:
بعد از انتقال تخم لقاح يافته تعدادى از آنها در آزمايشگاه باقى مى‌ماند. حكم استفاده از آنها براى زن و شوهر نازاى ديگر و يا دور ريختن يا كارهاى آزمايشگاهى مانند مطالعات ژنتيك بر روى آنها چيست؟
پاسخ:
اشكال ندارد.
پرسش:
از آنجايى كه در انجام لقاح آزمايشگاهى، جهت آبستنى مصنوعى، گرفتن اسپرم (نطفه) از شوهر و نيز برداشت تخمك از تخمدان زن ضرورت دارد، نظر مبارك حضرت عالى در موارد ذيل چيست؟ 1ـ برداشت تخمك از تخمدان با هدايت سونوگرافى (دستگاه تصويربردارى با كمك امواج ماوراء صوت) از طريق مهبل (واژن) زن، كه اين كار توسط متخصص زنان و در اتاق عمل تحت شرايط كاملا استريل (بهداشتى) و با ضرورت نگاه به عورت زن انجام مى پذيرد. 2ـ برداشت تخمك با هدايت سونوگرافى، ولى از طريق لاپاراسكوپى (يعنى بازكردن شكاف كوچك در جدار شكم) كه مستلزم نگاه به عورت زن نيست. شايان ذكر است در سالهاى اخير به خاطر پرخطر و پرهزينه بودن، از اين روش استفاده نمى‌شود.
پاسخ:
در تمامى موارد عمل مذكور فى‏نفسه اشكال ندارد ولى واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود.
پرسش:
آيا سقط جنين بر اثر مشكلات اقتصادى جايز است؟
پاسخ:
سقط جنين به مجرّد وجود مشكلات و سختى‏هاى اقتصادى جايز نمى‏شود.
پرسش:
پزشك بعد از معاينه در ماههاى اول حاملگى به زن گفته است كه استمرار باردارى احتمال خطر جانى براى او دارد و در صورتى كه حاملگى ادامه پيدا كند، فرزندش ناقص‏الخلقه متولد خواهد شد و به همين دليل پزشك دستور سقط جنين داده است، آيا اين كار جايز است؟ و آيا سقط جنين قبل از دميده شدن روح به آن جايز است؟
پاسخ:
ناقص‏الخلقه بودن جنين، مجوّز شرعى براى سقط جنين حتّى قبل از ولوج روح در آن محسوب نمى‏شود، ولى اگر تهديد حيات مادر بر اثر استمرار حاملگى مستند به نظر پزشك متخصص و مورد اطمينان باشد، سقط جنين قبل از ولوج روح در آن اشكال ندارد.
پرسش:
پزشكان متخصص مى‏توانند از طريق استفاده از روشها و دستگاههاى جديد، نواقص جنين در دوران باردارى را تشخيص دهند و با توجه به مشكلاتى كه افراد ناقص‏الخلقه بعد از تولد در دوران زندگى با آن مواجه مى‏شوند، آيا سقط جنينى كه پزشك متخصص و مورد اطمينان آن را ناقص‏الخلقه تشخيص داده، جايز است؟
پاسخ:
سقط جنين در هر سنّى به مجرّد ناقص‏الخلقه بودن آن و يا مشكلاتى كه در زندگى با آن مواجه مى‏شود، جايز نمى‏شود.
پرسش:
آيا از بين بردن نطفه منعقد شده‏اى كه در رحم مستقرّ شده، قبل رسيدن به مرحله علقه كه تقريبا چهل روز طول مى‏كشد، جايز است؟ و اصولاً در كداميك از مراحل ذيل سقط جنين حرام است: 1 - نطفه استقرار يافته در رحم‏ 2 - علقه 3 - مضغه‏ 4 - عظام (قبل از دميدن روح)
پاسخ:
از بين بردن نطفه بعد از استقرار آن در رحم و همچنين سقط جنين در هيچيك از مراحل بعدى جايز نيست.
پرسش:
بعضى از زوج‏ها، مبتلا به بيمارى‏هاى خونى بوده و داراى ژن معيوب مى‏باشند و در نتيجه ناقل بيمارى به فرزندان خود هستند و احتمال اين كه اين فرزندان مبتلا به بيمارى‏هاى شديد باشند، بسيار زياد است و چنين كودكانى از بدو تولّد تا پايان عمر، دائما در وضع مشقّت بارى به سر خواهند برد. مثلا بيماران هموفيلى همواره ممكن است با كوچكترين ضربه‏اى دچار خونريزى شديد منجر به فوت و فلج شوند. حال آيا با توجّه به اين كه تشخيص اين بيمارى در هفته‏هاى اوّل باردارى ممكن است آيا سقط جنين در چنين مواردى جايز است؟
پاسخ:
اگر تشخيص بيمارى در جنين قطعى است و داشتن و نگهداشتن چنين فرزندى موجب حرج مى‏باشد، در اين صورت جايز است قبل از دميده شدن روح، جنين را اسقاط كنند ولى بنابر احتياط، ديه آن بايد پرداخت شود.
پرسش:
سقط جنين فى‏نفسه چه حكمى دارد؟ و در صورتى كه ادامه باردارى براى زندگى مادر خطر داشته باشد، حكم آن چيست؟
پاسخ:
سقط جنين شرعاً حرام است و در هيچ حالتى جايز نيست مگر آنكه استمرار حاملگى براى حيات مادر خطرناك باشد كه در اين صورت سقط جنين قبل از ولوج روح، اشكال ندارد، ولى بعد از دميدن روح جايز نيست حتّى اگر ادامه حاملگى براى حيات مادر خطرناك باشد مگر آنكه استمرار باردارى، حيات مادر و جنين هر دو را تهديد كند و نجات زندگى طفل به هيچ وجه ممكن نباشد ولى نجات زندگى مادر به تنهايى با سقط جنين امكان داشته باشد.
پرسش:
مقدار ديه جنينى كه دو ماه و نيم عمر دارد، در صورتى كه عمداً سقط شود چقدراست و پرداخت آن برعهده كيست؟
پاسخ:
اگر علقه باشد ديه آن چهل دينار است و اگر مضغه باشد شصت دينار است و اگر استخوان بدون گوشت باشد هشتاد دينار است و ديه به وارث جنين با رعايت طبقات ارث پرداخت مى‏شود ولى وارثى كه مباشر سقط جنين بوده از آن، سهمى ندارد.
پرسش:
اگر زن باردارى مجبور به معالجه لثه يا دندانهايش شود و بر اساس تشخيص پزشك متخصص نياز به عمل جراحى پيدا كند، آيا باتوجه به اينكه بيهوشى و عكسبردارى با اشعه باعث نقص جنين در رحم مى‏شود، سقط جنين براى او جايز است؟
پاسخ:
دليل مذكور مجوّزى براى سقط جنين محسوب نمى‏شود.

پرسش:
اگر جنين در رحم، مشرف به موت حتمى باشد و باقى ماندن آن در رحم به همان حال براى زندگى مادر خطرناك باشد، آيا سقط آن جايز است و اگر شوهر آن زن مقلّد كسى باشد كه سقط جنين در حالت مذكور را جايز نمى‏داند، ولى زن و اقوام او از كسى تقليد مى‏كنند كه آن را جايز مى‏داند، تكليف مرد در اين حالت چيست؟
پاسخ:
چون در فرض سؤال امر دائر است بين مرگ حتمى طفل به تنهايى و بين مرگ حتمى طفل و مادر او، بنابر اين چاره‏اى جز اين نيست كه لااقل زندگى مادر با سقط جنين نجات داده شود و در فرض سؤال، شوهر حق ندارد همسرش را از اين كار منع كند، ولى واجب است تا حد امكان بگونه‏اى عمل شود كه قتل طفل مستند به كسى نشود.
پرسش:
آيا لقاح آزمايشگاهى در صورتى كه اسپرم و تخمك از زن و شوهر شرعى باشد،جایزاست؟
پاسخ:
عمل مذكور فى‏نفسه اشكال ندارد ولى واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود.
پرسش:
بر فرض جواز، آيا جايز است اين كار توسط پزشكان نامحرم صورت بگيرد؟ و آيا فرزندى كه از اين طريق بدنيا مى‏آيد ملحق به زن و شوهرى است كه صاحب اسپرم و تخمك هستند؟
پاسخ:
كودكى كه از اين طريق متولد مى‏شود ملحق به زن و شوهرى است كه صاحب اسپرم و تخمك هستند.
پرسش:
گاهى بعضى از زوج‏ها به علت عدم تخمك گذارى در زن كه وجود آن براى عمل لقاح ضرورى است، مجبور به جدايى شده و يا به علت عدم امكان درمان بيمارى و بچه‏دار نشدن، با مشكلات زناشويى و روحى مواجه مى‏شوند، آيا در اين صورت جايز است كه به روش علمى از تخمك‏گذارى زن ديگرى براى انجام عمل لقاح با نطفه شوهر در خارج از رحم استفاده شود و سپس نطفه لقاح يافته به رحم آن زن منتقل گردد؟
پاسخ:
عمل مذكور هر چند فى‏نفسه اشكال ندارد ولى كودكى كه از اين طريق متولد مى‏شود ملحق به صاحب نطفه و تخمك بوده و الحاق آن به زنى كه صاحب رحم است مشكل مى‏باشد لذا بايد نسبت به احكام شرعى مربوط به نسب، احتياط رعايت شود.
پرسش:
اگر نطفه از شوهر گرفته شود و بعد از وفات او با تخمك همسرش لقاح شده و سپس به رحم او منتقل شود، اولاً آيا اين عمل شرعا جايز است؟ ثانياً آيا كودكى كه متولد مى‏شود فرزند آن مرد است و از نظر شرعى به او ملحق مى‏شود؟ و ثالثاً آيا فرزندى كه به دنيا مى‏آيد از صاحب نطفه ارث مى‏برد؟
پاسخ:
عمل مذكور فى‏نفسه اشكال ندارد و كودك به صاحب تخمك و رحم ملحق مى‏شود و الحاق آن به صاحب نطفه هم بعيد نيست ولى از او ارث نمى‏برد.
پرسش:
آيا تلقيح نطفه مردى نامحرم به همسر مردى كه بچه‏دار نمى‏شود، از طريق قراردادن نطفه در رحم او جايز است؟
پاسخ:
تلقيح زن از طريق نطفه مرد نامحرم فى‏نفسه اشكال ندارد ولى بايد از مقدمات حرام از قبيل نگاه و لمس حرام و غير آنها اجتناب شود و به هر حال در صورتى كه با اين روش كودكى به دنيا بيايد، ملحق به شوهر آن زن نمى‏شود بلكه ملحق به صاحب نطفه و به زنى است كه صاحب رحم و تخمك است.
پرسش:
اگر زن شوهردارى به علت يائسگى يا غير آن تخمك‏گذارى نكند، 1- آيا جايز است تخمكى از زن دوم شوهرش بعد از تلقيح با نطفه شوهر به رحم او منتقل شود؟ و آيا در اين مورد تفاوتى هست بين اينكه او يا زن دوم همسر دائم باشند يا موقت؟ - كداميك از دو زن مادر كودك خواهند بود؟ صاحب تخمك يا صاحب رحم؟ 3 - آيا اين عمل در صورتى كه نياز به تخمك همسر ديگر بخاطر ضعف تخمك زن صاحب رحم باشد به حدّى كه در صورت لقاح نطفه شوهر با آن، خوف اين وجود داشته باشد كه كودك معيوب متولد شود، نيز جايز است؟
پاسخ:
1 - اصل عمل مذكور شرعاً مانعى ندارد و در اين حكم، فرقى نيست بين اينكه نكاح آنان دائم باشد يا منقطع و يا يكى دائم باشد و يكى منقطع. 2 - كودك ملحق به صاحب اسپرم و تخمك است و الحاق او به صاحب رحم هم، مشكل است، بنابر اين بايد در ترتيب آثار نسب، نسبت به وى احتياط مراعات شود. 3 - اين كار فى‏نفسه جايز است.
پرسش:
آيا در صورتهاى زير تلقيح زن با نطفه شوهرش كه از دنيا رفته، جايز است؟ الف - بعد از وفات شوهر ولى قبل از انقضاى عدّه ب - بعد از وفات او و بعد از انقضاى عدّه ج - اگر آن زن بعد از فوت شوهرش با مرد ديگرى ازدواج نمايد، آيا جايز است خود را با نطفه شوهر اولش تلقيح كند؟ و آيا در صورت فوت شوهر دوم، جايز است خود را با نطقه شوهر اولش بارور كند؟
پاسخ:
اين عمل فى‏نفسه اشكال ندارد و فرقى نمى‏كند كه قبل از انقضاى عدّة باشد يا بعد از آن و همچنين فرقى نيست بين اينكه ازدواج كرده باشد ياخير، و در صورت ازدواج هم فرقى نمى‏كند كه لقاح با نطفه شوهر اولش بعد از وفات شوهر دومش باشد يا در حال حيات او، ولى اگر شوهر دوم او زنده باشد بايد اين كار با اجازه و اذن او صورت بگيرد.
پرسش:
امروزه مى‏توان تخمك‏هايى را كه در خارج از رحم بارور شده‏اند در مكانهاى مخصوصى بطور زنده نگهدارى كرد و در صورت نياز آنها را در رحم صاحب تخمك قرار داد، آيا اين كار جايز است؟
پاسخ:
اين عمل فى‏نفسه اشكال ندارد.
پرسش:
برخى از افراد در ظاهر مذكّر هستند ولى از جهات روحى و روانى ويژگيهاى جنس مونّث را دارند و تمايلات جنسى زنانه در آنان بطور كامل وجود دارد و اگر مبادرت به تغيير جنسيت نكنند به فساد مى‏افتند. آيا معالجه آنان از طريق انجام عمل جراحى جايز است؟
پاسخ:
عمل جرّاحى مذكور براى كشف و آشكار كردن واقعيت جنسى آنان اشكال ندارد، به شرطى كه اين كار مستلزم فعل حرام و ترتّب مفسده‏اى نباشد.

منبع :www.parsine.com

مشاهده 8793 مرتبه آخرین بروز رسانی دوشنبه, 11 خرداد 1394 11:01

ارسال نظر

کتابخانه احکام و روایات پزشکی