* امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * امام رضا عليه السلام :اِثنانِ عَليلانِ أَبَدا : صَحيحٌ مُحتَمٍ و َعَليلٌ مُخَلِّط؛دوگروه هميشه مريضند، سالمى كه پرهيز میكند و مريضى كه پرهيز نمیكند. فقه الرضا ص 340 * *
پنج شنبه, 24 ارديبهشت 1394 11:23

چطور باید با بیماری صعب العلاج از طرف خداوند مقابله نمود؟

نوشته شده توسط 
رای دادن به این مورد
(0 رای)

  چطور باید با بیماری صعب العلاج از طرف خداوند مقابله نمود؟

در پاسخ به این پرسش به مطالب ذیل توجه نمایید :
1- توانمندى روحى درتحمل مصیبت ها و گرفتاری ها به عواملى در مراحل تربیتى و شرایط رشد نیز بستگى دارد، اما اساس این ویژگى از منظر قرآن و روایات، در بینش انسان نهفته است; آن هم نه بینشى صرف، بلکه تفکرى که به همراهى اعتقاد باطنى و یقین به قدرت روحى انجامیده است.
2- در آیه 155 بقره مى خوانیم:
وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ (155) الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ (156) أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَهٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ
155- قطعا همه شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، زیان مالى و جانى، و کمبود میوه‏ها آزمایش مى‏کنیم و بشارت ده به استقامت کنندگان!
156- آنها که هر گاه مصیبتى به آنها رسد مى‏گویند: ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‏گردیم! 157- اینها همانها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هستند هدایت یافتگان.
آگاهی از فلسفه بلاها و گرفتاری ها درنوع برخورد و جهت گیری انسان در مواجهه با آن تاثیر فراوانی دارد .
با نگاهی گذرا به قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام، برای بلاها و مصیبت هایی که به انسانها می رسد، حکمت و فلسفه هایی ذکر شده که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:
1.ایجاد حالت تضرع و خشوع و فروتنی در انسانها:
براساس برخی آیات قرآن، بلاهایی بر یک سری از امت ها نازل می شد تا دست از طغیان و سرکشی بردارند و دلهای آنها نرم و خاشع شود.
الف. « وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى‏ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ؛ و به یقین ما به سوى امتهایى که پیش از تو بودند فرستادیم و آنان را به تنگى معیشت و بیمارى دچار ساختیم تا به زارى و خاکسارى درآیند (انعام/42)
ب. همچنین در سوره اعراف آیه 49 می فرماید: « وَ ما أَرْسَلْنا فی قَرْیَهٍ مِنْ نَبِیٍّ إِلاّ أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُونَ»(اعراف/94)
بنابراین یکی از فلسفه های بلا و مصیبت، فلسفه تربیتی و انسان سازی آن است. بلاها باعث می شود انسان دست از سرکشی و فرعون صفتی و انانیت خویش برداشته و پی به عظمت و قدرت بی نهایت خداوند برده و از سوی دیگر به عجز و ضعف خود اگاه شود؛ در جای دیگر قرآن کریم می فرماید: « وَ لَوْ بَسَطَ اللّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی اْلأَرْضِ»(شوری/27) اگر خداوند روزی را بر بندگانش گسترده می ساخت، حتما در روزی زمین ستم می کردند.
2. امتحان و آزمایش بندگان: از دیگر فلسفه های بلاها و سختی ها زندگی، فراهم نمودن بستر آزمایش برای بندگان است.
الف. « وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ اْلأَمْوالِ وَ اْلأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصّابِرینَ؛ و قطعا شما را به چیزى از ترس و گرسنگى و کاهشى در اموال و جانها و محصولات مى‏آزماییم و مژده ده شکیبایان را(بقره/155)
ب. « وَ أَمّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبّی أَهانَنِ؛ کَلاّ؛و اما چون وى را مى‏آزماید و روزى‏اش را بر او تنگ مى‏گرداند مى‏گوید پروردگارم مرا خوار کرده است؛ هرگز چنین نیست (فجر/16و17)
ممکن است این پرسش به ذهن خطور کند که مگر خداوند از باطن کارهای مردم ناآگاه است که می خواهد با امتحان آنها چیزی را بفهمد؟ مگر نه این است که قرآن فرموده: هیچ ذره ای وهیچ حرکتی و حتی هیچ امر کوچک و بزرگی در عالم هستی نیست مگر آنکه معلوم و آشکار نزد خداوند است؟ پس امتحان یعنی چه؟
شهید مطهری(ره) در پاسخ به پرسش مذکور می فرمایند:
یک وقت چیزی را مورد امتحان قرار می دهند برای اینکه مجهولی را تبدیل به معلوم کنند، برای این کار چیزی را به عنوان میزان و مقیاس به کار می برند، مثل اینکه کالایی را در ترازو می گذارند تا بفهمند که وزن واقعی آن چقدر است، ترازو فقط وسیله وزن کردن است، اثرش فقط این است که وزن واقعی جسم را معلوم می کند. تراز خود تأثیری در زیادکردن یا کم کردن آن جسم ندارد، همچنین است سایر میزان و مقیاس ها.
از این رو امتحان معنی دیگری هم دارد و آن از قوه به فعل آوردن و تکمیل نمودن است. خداوند که به وسیله بلایا وشداید امتحان می کند به معنی این است که به وسیله اینها هر کسی را به کمالی که لایق آن است می رساند. فلسفه شداید و بلایا فقط سنجش وزن و درجه و کمیت نیست،‌ همچنین زیادکردن وزن و بالابردن درجه و افزایش دادن به کمیت است.
خداوند امتحان نمی کند که وزن واقعی و حد و درجه معنوی و اندازه شخصیت کسی معلوم شود و حد شخصیت آن بنده افزوده شود.(بیست گفتار، ص148و149)
وی در جای دیگر می گوید: امتحان الهی برای تکمیل جوهر انسان است. حقیقت امتحان پختن و رساندن خامها و کالهاست.(یادداشت های استاد مطهری(ج2، ص25)
3. بلاها بازتاب و پیامدن گناهان انسان است:
برخی از بلاهایی که به سر انسان می آید نتیجه و مکافات عملکرد نادرست او و گناهانی است که انجام داده است.
الف. « فَکُلاًّ أَخَذْنا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنا عَلَیْهِ حاصِبًا وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنا بِهِ اْلأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنا وَ ما کانَ اللّهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ؛ و هر یک را به گناهش گرفتار کردیم از آنان کسانى بودند که بر ایشان بادى همراه با شن فرو فرستادیم و از آنان کسانى بودند که فریاد آنها را فرو گرفت و برخى از آنان را در زمین فرو بردیم و بعضى را غرق کردیم و خدا نبود که بر ایشان ستم کرد بلکه خودشان بر خود ستم مى‏کردند(عنکبوت/40)
ب. « وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَهٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثیرٍ؛ و هر مصیبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و از بسیارى درمى‏گذرد.(شوری/30)
4. ارتقاء درجه و رتبه:
بسیاری از بلاهایی که بر انبیاء الهی و انسان های صالحی وارد می شود، نه به خاطر گناهان آنها که آنها پیراسته از پلیدی گناهان هستند، بلکه برای ارتقاء درجه کمال آنهاست: « ذلِکَ بِأَنَّهُمْ لا یُصیبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخْمَصَهٌ فی سَبیلِ اللّهِ وَ لا یَطَؤُنَ مَوْطِئًا یَغیظُ الْکُفّارَ وَ لا یَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَیْلاً إِلاّ کُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ إِنَّ اللّهَ لا یُضیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنینَ؛ این به خاطر آن است که آنان هیچ تشنگی، رنج و گرسنگی در راه خدا به آنان نمی رسد مگر اینکه به خاطر آن، کار شایسته ای برای آنان نوشته می شود، چرا که خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی کند.»
در روایتی از امام علی(ع) فرمودند: « ان البلاء للظالم ادب و للمؤمن امتحان و للأنبیاء درجه؛ برای انسان ستمگر تأدیب است و برای مؤمن امتحان و برای پیامبران مقام و درجه».
از همین جا پاسخ بخش دوم پرسش، روشن می شود و آن اینکه بلا و مصیبت برای انسان های صالح در حقیقت عاملی برای ارتقاء درجه و صعود به قله های تکامل و تعالی است. لذا در روایات آمده: امام صادق: پیامبران بیش از همه سختی بلا را می چشند، پس از آنها جانشینان و پیروان ایشان و سپس به ترتیب کسانی که نزد خدا مقامی ارجمند تر دارند.(ترجمه میزان الحکمه، ج2، ص169) یا در جای دیگر داریم؛ اما باقر(ع): « ان الله اذا احب عبدا غته بالبلاء غتا»(همان، ص579) خداوند وقتی که بنده ای را دوست بدارد، او را در شداید غرق می کند» لذا بلا و مصیبت برای مؤمن و بنده خدا، نشانه لطف و محبت خدا به اوست زیرا این بلا مایه رشد و شکوفایی و تکامل شخصیت و روح او می شود؛
هر که در این بزم مقرب تر است*** جام بلا بیشترش می دهند
بنابراین شداید و بلاها را نباید قهر الهی قلمداد کرد، بلکه آنها لطف و رحمت الهی اس، بستگی دارد که به کیفیت استفاده از آنها. اگر انسان در برابر سختی ها بردباری و صبر از خود نشان دهد، مورد بشارت خداوند قرار خواهد گرفت « و بشر الصابرین».
5. بلاء و بیدارشدن از خواب غفلت:
الف. « وَ لَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنینَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ؛ و در حقیقت ما فرعونیان را به خشکسالى و کمبود محصولات دچار کردیم باشد که عبرت گیرند.(اعراف/130)
لذا در روایتی از امام صادق(ع) وارد شده که حضرت(ع) فرمودند:
« هر گاه خداوند خیر بنده ای را بخواهد و او گناهی ورزد در پی آن گناه به بلا و مصیبتی گرفتارش می سازد تا او را به یاد استغفار بیاندازدو هر گاه خداوند برای بنده ای شر و بدی خواهد و او گناهی مرتکب گناه را ادامه دهد، به او نعمتی بخشد تا آمرزش خواهی و استغفار را از یادش ببرد و آن گناه را ادامه دهد، این است فرموده خداوند عزوجل که: « از راهی که خود نمی دانند به تدریج آنان را فرو می گیریم یعنی به وسیله دادن نعمت در هنگامی که گناه می ورزند».(همان، ص577)
در جای دیگر خداوند در قرآن می فرماید: « أَ وَ لا یَرَوْنَ أَنَّهُمْ یُفْتَنُونَ فی کُلّ‏ِ عامٍ مَرَّهً أَوْ مَرَّتَیْنِ ثُمَّ لا یَتُوبُونَ وَ لا هُمْ یَذَّکَّرُونَ؛ آیا نمى‏بینند که آنان در هر سال یک یا دو بار آزموده مى‏شوند باز هم توبه نمى‏کنند و عبرت نمى‏گیرند»(توبه/126)
6. تکذیب آیات و نشانه های الهی و فرستادگان او, یکی ازدلائل نزول بلا و سختی بر اقوام پیشین،‌ بوده است؛
الف. « کَذَّبُوا بِآیاتِنا کُلِّها فَأَخَذْناهُمْ أَخْذَ عَزیزٍ مُقْتَدِرٍ؛ همه معجزات ما را تکذیب کردند تا چون زبردستى زورمند آنان را گرفتیم (قمر/42)
ب. « فَعَصى‏ فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْناهُ أَخْذًا وَبیلاً؛ فرعون به آن فرستاده عصیان ورزید پس ما او را به سختى فرو گرفتیم (مزمل/16)
در پایان به نقل از استاد شهدی مرتضی مطهری به مواردی از آثار و برکات سازنده بلاها و سختی ها اشاره می شود، ایشان می فرمایند:
1. شداید و سختی ها و ابتلائات اثر تکمیل کردن و تبدیل کردن و عوض کردن دارد، کیمیاست، فلزی را به فلز دیگر تبدیل می کند، سازنده است، از موجودی موجود دیگری می سازد. از ضعیف، قوی و از پست، عالی و از خام، پخته به وجود می آورد. خاصیت تصفیه و تخلیص(خالص کردن) دارد، کدورت ها و زنگارها را می زداید، خاصیت تهییج و تحریک دارد، هوشیاری و حساسیت به وجود می آورد، ضعف و سستی را از بین می برد.
مولوی انسانی سختی کشیده و بلا دیده را به پوست دباغی شده تشبیه می کند و می گوید:
پوست از دارو و بلاکش می شود***چون ادیم طایفی خوش می شود
گرنه تلخ و تیز مالیدی در او***گنده گشتی ناخوش و ناپاک بو
آدمی را نیز چون آن پوست دان***از رطوبت ها شده زشت وگران
تلخ و تیز و مالش بسیار ده***تا شود پاک و لطیف و بافره
که بلای دوست تطهیر شماست***علم او بالای تدبیر شماست.(کتاب بیست گفتارص 149-148)
2. اموری که مکمل نفس و مهذب اخلاق و تصفیه کننده روح می باشند، چند چیز است:
الف. تمرین های عبادی، صبر بر عبادت(خواه بدنی باشد یا روحی) که از بوته شداید و سختی ها بیرون آمده اند، محکمتر و قویترند.(یادداشت های استاد مطهری، ج2، ص24)
پس بلاها و سختی ها دو دسته اند که سبب رشد و تعالی انسان می شوند: 1. بلاهای تکوینی مانند مصائبی که بر انسان وارد می شود. 2. بلاها و سختی های تکلیفی که همان عبادت ها و مناسک و فرائض هستند.
3. شداید و سختی ها محرک عزم واراده است، تقویت کننده است. برخلاف جمادات که سختی ها آنها را می کاهد، نبات و حیوان و انسان به طور مشعور به(خودآگاه) و غیرمشعور به(ناخودآگاه) به طبیعت خود را آماده مقابله می کنند. به هر حال سختی محرک اراده و همت است.(همان)
4. برای غلبه بر سختی ها راهی بهتر از مواجهه و مقابله(نه فرار و وحشت و خودباختگی) نیست.(همان ص25)
5. مصائب برای روح مانند ورزش برای بدن است، قهرمان می آفریند، معلم است، مقوی و محرک است.(همان)
6. رودکی شاعر معروف گفته است:
«اندر بلای سخت پدیدآید***فضل و بزرگ مردی و سالاری(همان)
7. گوهر قیمتی از کام نهنگان آرند***آن که او را غم جان است به دریا نرود
8. آلفرد دوموسه شاعر معروف قرن19 فرانسه نقل می کند:
« هیچ چیز مانند یک درد بزرگ، آدمی را بزرگ نمی کند.»(همان، ص30)
خداوند در قرآن کریم می فرماید: « وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا؛ قومی در اثر شکیبایی در برابر مظالم(ستم) دستگاه فرعون و از پا در نیامدن به جایی رسیدند که گروهی از آنها سمت پیشوایی در اثر این شکیبایی پیدا کردند.(سجده/24)
خیلی جالب است یعنی درد بزرگ و رنج بزرگ اگر متوجه آدمی بزرگ که زنده است و روحش نمرده است بشود، آن مرد بزرگ می شود، آبدیده می شود، خالص می گردد، موانع و سدها در وجودش خراب می شود، حجابها دریده می شود، اما روح حیات و نشاط حیات تجلی می کند، آزاد واقعی می شوند، دراثر فشارها بسیاری از افکار خشک و متحجر کننده مانند یک دیوار کهنه خراب می شود و همان ملت به مقام پیشوایی می رسد.»(همان، ص30)
منابع
- قرآن کریم
- یادداشت های استاد مطهری، ج2، انتشارات صدرا، چ دوم، بهمن 1382، قم
- بیست گفتار، استاد مطهری، انتشارات صدرا، چ24، اردیبهشت 1385، قم
- ترجمه المیزان الحکمه، محمدمحمدی ری شهری، ج2، انتشارات دارالحدیث، چ اول، 1377، قم

برگرفته از پرسمان

مشاهده 7481 مرتبه آخرین بروز رسانی شنبه, 26 ارديبهشت 1394 10:52

ارسال نظر

مطالب مراقبتهای معنوی