امام رضا عليه السلام :اِثنانِ عَليلانِ أَبَدا : صَحيحٌ مُحتَمٍ و َعَليلٌ مُخَلِّط؛دوگروه هميشه مريضند، سالمى كه پرهيز میكند و مريضى كه پرهيز نمیكند. فقه الرضا ص 340 * * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * *
پنج شنبه, 24 ارديبهشت 1394 11:52

شفاي دختر سيزده ساله به دست امام زمان (عج)

نوشته شده توسط 
رای دادن به این مورد
(0 رای)
شفاي دختر سيزده ساله به دست امام زمان (عج)
مرحوم آيه الله شيخ محمدباقر رشاد كه اين معجزه را در جزوه اي به نام البشاره نوشته است درآخر داستان چنين مي نويسد: و چون اين واقعه درميان خانواده و فاميل ما اتفاق افتاد و در منظر و مرآي ما واقع شد، فلذا وجدان و ايمان و ارادت به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام و علاقه ي مفرط به پيروان و پناهندگان به آن آستان ، مرا ملزم نمود كه واقعه رابا يك بيان ساده و روشن براي ارادتمندان آن خاندان نقل كنم و دلايل قطعي واقعه (نوشته هاي اطبا با توجه به نوار از جمجمه ي مريض بعد از بهبودي با بذل توجه امام عصر ارواحنافداء را هم ضميمه كرده به نظر عموم خوانندگان برسانم تا مصداق بشارت قرآن مجيد را برأي العين مشاهده نمايند: إِنَّ هذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلاً (۱ )
جريان واقعه
دختر سيزده ساله اي به نام صديقه ي قدم فرزند حاج آقا جعفر مقدم زنجاني ساكن تهران ،چهارراه پمپ بنزين اميريه،كوچه ي خادم آزاد،پلاك37/۱ از ارديبهشت 1349 دچارتشنجات شديد مي شود و در طي مدت حدود چهار ماه به اطباي متعهد ازقبيل آقايان دكتر علي ديوشلي و پروفسور دكتر ابراهيم سميعي متخصص جراحي اعصاب مراجعه مي كند و تحت درمانهاي گوناگون قرار مي گيرد. بالاخره در تاريخ 19/۶/49 به آقاي دكتر رضا خاكي متخصص جراحي مغز و اعصاب مراجعه مي كند (البته كليشه هاي هر يك در آن جزوه آورده شده است) و نامبرده بيماري صديقه را صرع تشخيص مي دهد و براي تاييد و تسجيل بيماري مذكور،وي را جهت گرفتن نوار مغز (الكتروآنسفالوگرام)نزد آقاي دكتر صادق صبا عضو انجمن فرانسوي و فدراسيون بين المللي متخصصان در اعصاب و الكتروآنسفالوگرافي اعزام مي دارد. پزشك اخير نيز در تاريخ ۵/۷/49 پس ازگرفتن نوار مغز (الكتروآنسفالوگرام)به طور قطع بيماري دوشيزه صديقه ي مقدم را صرع تشخيص مي دهد(شرحي كه آقاي دكتر صادق صبا راجع به اين موضوع و علائم بيماري نوشته عيناً گردآوري شده است.)
پس ازمسجل شدن تشخيص صرع،بيمار با نظر پزشك معالج آقاي دكتر رضا خاكي با داروهاي ضدصرع تحت درمان قرار گرفت و به مدت يك ماه داروهاي مزبور را مصرف كرد. البته در اين مدت ،مختصري از شدت تشنجات كاسته شد ولي با قطع دارو ،مجدداً حملات شديد شروع شد تا جايي كه بالاخره بيمار از ادامه ي مداوا مأيوس گرديد و تشنجات صرعي با شدت هر چه تمام تر ادامه پيدا كرد.
اتفاقاً اين حالت شدت مرض و سختي بيماري مصادف شد با فرارسيدن ماه مبارك رمضان كه فصل برپاشدن مجالس دعا درمساجد و اجتماعات براي تضرع و زاري به درگاه حضرت حق تعالي و شيوع تبليغات مذهبي است و مبلغين نيز،بعد از بيان مطالب مربوط به اصول و فروع ،مواظبت كامل دارند بر اينكه مردم را به توسل و التجاء به آل محمد صلي الله عليه و اله و سلم ترغيب و تحريص بنمايند وطبق همين برنامه ي عمومي و سيره ي جاريه ي مردم، صديقه ي بيمار نيز با قلبي مالامال از غم وغصه و با دلشكستگي به يكي از مساجد مي رفته و ناله و زاري مي كرده تا روز جمعه مي رسد.
از آنجا كه آقايان مبلغين روزهاي جمعه بياناتشان تقريباً مخصوص به امام عصر ارواحنافداء مي باشد، بيمار مذكور نيز چون همه ي درها را بسته مي بيند، با آه و زاري و حالت اضطرار و بيچارگي ،از صميم قلب به حضرت ولي عصر ارواحنافداء ملتجي مي شود و بذل توجه آن حضرت راخواستار مي گردد.
همان شب ،يعني شب شنبه ،مادرش مي بيند كه صديقه دفعتاً سر ازمتكا برداشت و نشست و شروع كرد به حرف زدن،گويي دارد با كسي صحبت مي كند. مادر ابتدا مي پندارد كه صديقه ديوانه شده است، اما او بعد از بيدار شدن و به هوش آمدن مي گويد : الان امام زمان ارواحنافداء اينجا بود و به سر من دست كشيد و فرمود كه به تو شفا دادم، ديگر مريض نيستي.
از آن ساعت آثار بيماري و تشنجات بكلي مرتفع و بهبودي حاصل گشت و تا امروز كه تقريباً شش ماه از اين ماجرا مي گذرد، اثري از بيماري نيست.
اين واقعه وقتي كه به اطلاع آقايان دكتر خاكي و اطباي كه سابقه داشتند ميرسد، همگي كاملاً تعجب مي كنند و به احراز اثر مؤثّر واقعي مايل و شائق مي شوند،بخصوص پزشك معالج آقاي دكتر رضا خاكي.
آقاي حاج جعفر پدر بيمار، صديقه را مجدداً به نزد آقاي دكترخاكي مي برد وبعد از معاينات دقيق، باكمال تعجب مي شنود كه علائم بيماري بكلي رفع شده است. بعد هم براي تكميل تشخيص ، بيمار براي گرفتن نوار مغز (الكتروآنسفالوگرام)مجدداً درتاريخ 29/۱/50 نزد آقاي دكتر قائمي متخصص جراحي اعصاب اعزام مي شود. عين كليشه ي موجود را مي نگارم:
استاد محترم جناب دكتر قائمي
دوشيزه صديقه درحدود هشت ماه حملات قلب اپي لپسي وباره ي دست راست داشته كه الكتروآنسفالوگرام انجام شده صرع تامپورال و حملات صرع بزرگ توسط جناب آقاي دكتر صبا اظهار شده، بيمار درمدت يك ماه كه تحت درمان بوده و يك بار هم ايشان را نزد جنابعالي آوردم با دارو صرعش كنترل نشد وباره شدت پيدا كرد، به طوري كه من ايشان را براي آنژلوگرافي راهنمايي نمودم، ولي ازپنج ماه قبل به طور ناگهاني حملات قطع شده و باره ندارد. خواستم جهت تاييد يا رد تشخيص قبلي مجدداً در صورت امكان دستور EFG فرمايند.
آقاي دكتر قائمي چنين اظهار نظر كردند:
نوار قبلي واقعاً غير طبيعي و صرعي بوده است و درنوار فعلي آثار مرض ديده نمي شود و طبيعي است.
عين گواهي آقاي دكتر خاكي مبني بر طبيعي شدن نوار مجدد مغز و اينكه نوار قبلي آثار مرض وغير طبيعي بودن و داشتن حملات صرعي را نشان مي داد و بدون مصرف كردن دارو، بيمار بهبودي حاصل كرده، در آن جزوه گردآوري شده است. (۲)والسلام
نقل ازكتاب شفا يافتگان تأليف سيدعلي اكبرمير.

 

مشاهده 2526 مرتبه

ارسال نظر

مطالب مراقبتهای معنوی