* * * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * امام رضا عليه السلام :اِثنانِ عَليلانِ أَبَدا : صَحيحٌ مُحتَمٍ و َعَليلٌ مُخَلِّط؛دوگروه هميشه مريضند، سالمى كه پرهيز میكند و مريضى كه پرهيز نمیكند. فقه الرضا ص 340

فصل سوّم : پزشكى يكى از مظاهر تمدن

فصل سوّم : پزشكى يكى از مظاهر تمدن

فصل سوّم : پزشكى يكى از مظاهر تمدن
تحقيقات پزشكى مسلمانان  
معمولاً در بيمارستانها ضمن آنكه دانشجويان عملاً به پزشكى مشغول بودند و پزشكان استاد خود را در درمان و معاينه بيماران همراهى مى كردند، استادان يافته هاى پزشكى خود را در همانجا بر شاگردان عرضه مى كردند.(128)
((ابن ابى اصيبعه )) مى گويد : ((ابو الفرج بن طبيب ، در بيمارستان عضدى ، به آموختن طب مشغول بود و همانجا، بيماران را نيز معالجه مى كرد. بر روى كتاب وى در شرح كتاب جالينوس براغلوتن چنين نوشته بود : بيمارستان عضدى ، پنجشنبه يازدهم ماه رمضان سال 406)).(129)
((ابراهيم بن بكس ))، در بيمارستان عضدى كه به همت عضد الدوله ساخته شده ، به آموختن طب مشغول بوده است .(130)
((ابن ابى الحكم )) در ايوان بزرگ بيمارستان مى نشست و جماعتى از پزشكان و كسانى كه در آنجا اشتغال داشتند، نزد وى مى آمدند، مى نشستند و سپس مباحث پزشكى به ميان مى آمد، شاگردان مطالب پزشكى را مى خواندند و او مدام با آنان سرگرم مباحثه بود و سه ساعت هم مطالعه مى نمود.(131)
مجلس درس طب رازى هم ، معروف و مشهور بود. وى در مجلس درس مى نشست و پس از وى شاگردانش ‍ مى نشستند و پس از آنان شاگردانشان و سپس شاگردان ديگر. چون كسى براى مسأ له اى بدانجا مى آمد، ابتدا آن را با اوّلين كسى كه مى ديد در ميان مى گذاشت . چنانچه جوابش را از او نمى گرفت به نفر بعد مراجعه مى كرد و همين طور به پيش مى رفت تا به خود رازى مى رسيد.(132)
به اعتقاد اين جانب ، نخستين مدرسه پزشكى كه به صورت مستقل از بيمارستان تأ سيس گشت ، در سال 622 هجرى بود. ((ابن ابى اصيبعه )) مى گويد : ((در سال 622، شيخ مهذب الدين ، عبدالرحيم بن على ، پيش از آنكه نزد ملك اشرف برود و در خدمتش درآيد، منزلش را كه در دمشق و جنب بازار طلاسازان و در شرق بازار ((مناخلين )) بود، وقف نمود و به صورت مدرسه اى درآورد كه پس از وى در آن طب تدريس مى شد و زمينها و اماكن متعددى را وقف آن كرد تا از عايداتشان صرف مخارج و مصالح مدرسه كنند و شهريه اى به مدرسين و شاغلين آن تقديم نمايند)).(133)
امتحان پزشكان  
پيش از اين ديديم كه مسلمانان ، پزشكان خود را مى آزمودند و بدانان جواز اشتغال به حرفه طبابت اعطا مى كردند. از كسانى كه در بغداد، به سال 309 هجرى از پزشكان امتحان به عمل مى آورده اند، مى توان از ((سنان بن ثابت ))(134) و ((مهذب الدين الدخوار)) در مصر(135) و ((ابن التلميذ)) متوفاى سال 560 هجرى در بغداد(136) نام برد. بعضى از محققين ، ((ابراهيم بن سنان )) و ((ابو سعيد اليمانى )) را نيز بدانان اضافه كرده اند.(137)
در كتاب ((تاريخ بيمارستانها در اسلام ))، از دو جواز پرداختن به طبابت مربوط به قرن يازدهم هجرى نام برده شده است كه يكى درباره حجامت و ديگرى جراحى است .(138)
تخصص در پزشكى  
تخصص در رشته هاى مختلف پزشكى ، از ديرباز ميان مسلمانان شايع بوده است . بعضى متخصص جراحى بوده اند و برخى متخصص بيماريهاى چشم و پاره اى متخصص زنان و بعضى ديگر متخصص بيماريهاى روانى و بيماريهاى دندان و ...
زنان و پزشكى  
طبابت تنها مخصوص به مردان نبوده است ، بلكه زنانى نيز بوده اند كه جزء دانشمندان دانش پزشكى به شمار مى آيند و البته پيش از اين اشارتى به ((هنيده ))، ((زينب الادويه )) و ديگران اشاره شد . حال اضافه مى كنيم كه نقل است كه خواهر و دختر ((حفيد بن زهراى اندلسى ))، در دانش پزشكى دستى داشته اند، آنان به نيكى در درمان بيماريهاى زنان خبره بوده اند. همسر ((منصور اندلسى )) در مواقع نياز، تنها از آنان براى درمان استفاده مى كرده و پزشك ديگرى را نمى پذيرفته است .(139)
فراوانى پزشكان مسلمان  
پزشكان مسلمان كه در دوره اسلامى پاى در ميدان نهاده اند، چنان فراوانند كه كتب دايرة المعارف و غير آن نتوانسته اند به طور كامل و شايسته به ضبط اسامى آنان اقدام كنند و تنها تعداد اندكى از آنان را ذكر كرده اند .
كافى است كه در اينجا بگوييم : در اين كتابها تعداد و شمار اطبايى كه در زمان ((المقتدر باللّه )) يعنى سال 309 مى زيسته اند و از آنان امتحان به عمل آمد، 860 نفر ذكر شده است . اينان ، جواز اشتغال به پزشكى دريافت داشتند و مشغول به طبابت گشتند. اين تعداد، غير از كسانى است كه به دليل شهرتى كه داشته اند از امتحان بى نياز تشخيص داده شده اند و يا كسانى كه در خدمت سلطان به طبابت مشغول بوده اند.(140)
((سيف الدوله )) چون بر سر سفره مى نشست ، 24 پزشك نيز همراه او بودند. بعضى از آنان ، دو مقررى از وى دريافت مى كردند؛ زيرا از دو دانش خود، او را بهره مند مى ساختند.(141) تعداد 56 طبيب در خدمت ((متوكل عباسى )) بوده اند.(142)
و در بيمارستان ((عضدى ))، 24 پزشك با تخصصهاى مختلف به كار مشغول بوده اند.(143) هنگامى كه ((المعتضد)) به بناى بيمارستان پرداخت ، بر آن شد تا گروهى از افاضل و بزرگان طب را در آنجا گرد آورد، از اين روى دستور داد ليستى از اسامى پزشكان مشهور آن زمان بغداد را حاضر كنند. اين پزشكان ، بالغ بر صد نفر بودند كه وى پنجاه تن از آنان را برگزيد.
خدمات پزشكى و مسلمانان  
مسلمانان توجه خاصى به ايتام ، نابينايان و پيرزنان داشته اند. از اين رو كسانى بوده اند كه تحت اشراف مسؤ ولين ، به امور و رفع نيازمنديهاى آنان مى پرداخته اند. و بعضى از پزشكان و داروسازان ، مخصوصاً در خدمت نظاميان بودند و با آنان در سفر و غير آن همراه مى گشتند. برخى ديگر به خلفا و اميران اختصاص داشتند. براى اين گروه از پزشكان ، شهريه هاى خاصى مقرر شده بود كه معروف به ((مواجب بگيران )) بودند. پاره اى ديگر به طبابت براى عامه مردم مى پرداختند كه اينان مواجب بگير نبودند.(144)
همچنين مسلمانان داراى تيمارستانهاى روانى نيز بودند. داروسازان در ايام معيّنى ، داروهاى خويش را به صورت رايگان در اختيار مردم مى نهادند و پزشكان ، همراه با داروهايشان به اماكنى كه ساخت بيمارستان در آنجا ممكن نبود رفته ، به طبابت مى پرداختند.(145)
((قفطى )) و بعضى ديگر در شرح حال ((سنان بن ثابت )) گفته اند : وزير، على بن عيساى جراح - در سالى كه بيماريها و امراض فراوان گشته بود - به سنان بن ثابت نامه نوشت و دستور داد تا براى زندانيان محبوس در زندانها، پزشكانى بگمارد كه هر روز از آنان ديدن كنند و دارو و دوايشان را و نيز هر چه را كه بدان نياز دارند، برايشان ببرند و بيماران موجود در زندان را درمان كنند .
و كاغذى ديگر براى او نوشته ، دستور داد تا عده اى از شاغلين به طبابت را به همراه دارو و دوا به ميان مردم فرستد و در هر جايى ، مدتى كه نياز است بمانند و مردم را درمان كنند و سپس به جاى ديگرى روند . سنان نيز چنين كرد.(146)
چنانكه مبتكرآنچه امروزه آن راويزيت خارج ازمطب مى خوانند،مسلمانان بوده اند.(147)
البته ، تمامى اين اطبا و پزشكان چنين نبوده اند كه براى خدمت خود، مُزد و اجرى مطالبه كنند، بلكه بسيارى از آنان به صورت رايگان به درمان مردم مى پرداخته اند؛ مثلاً ((ابوبكر بن قاضى ابى الحسن زهرى )) بدون مزد، مردم را معالجه مى كرد و برايشان نسخه مى پيچيده است .(148)
به نظر مى رسد كه مسلمانان ابتدا تنها به امورى چون آزمايش ادرار، حجامت ، قى و مانند آن عنايت داشته اند، ولى به مرور زمان ، روشهاى درمانى آنان به حسب پيشرفت و نبوغ طبى رو به تكامل نهاد. اين پيشرفت و شكوفايى روز به روز، روى به تجلى گذارد تا آنكه مسلمانان ، روحى جديد در طب دميده ، جانى تازه بدان بخشيدند؛ چنانكه براى هر كسى اين حقيقت معلوم و معروف است .