امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * امام رضا عليه السلام :اِثنانِ عَليلانِ أَبَدا : صَحيحٌ مُحتَمٍ و َعَليلٌ مُخَلِّط؛دوگروه هميشه مريضند، سالمى كه پرهيز میكند و مريضى كه پرهيز نمیكند. فقه الرضا ص 340 * * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * *

بخش چهارم : سبزيها

بخش چهارم : سبزيها

بخش چهارم : سبزيها
سبزى يك دنيا طروات ، زيبايى ، نشاط و شادى را به ارمغان مى آورد، و اصولا رنگ سبز مظهر قشنگى و طراوت است .
سبزيها علاوه بر زيبايى رنگ خود زيباييهاى بسيارى را در بردارند كه در اين صفحات به بعضى از آنها اشاره مى كنيم .
240
اگر مى بينيم سبزيها نشاط آفرين و فرح بخشند براى آن است كه از هر گوشه طبيعت گلى چيده اند و به اصطلاح گلچينى از مجموعه زيباييهاى آفرينش ‍ اند مثلا بهره اى از زيبايى ماه ، مقدارى از انرژى خورشيد، اندكى از نسيم دلرباى صبا و ذره اى از صفاى دامنه كوه و بسيارى از لطافت دانه هاى شاهوار باران و ريزه هاى تگرگ را در خود جمع كرده اند و خلاصه ابر و باد و مه خورشيد و فلك دست اندر كار شدند تا اين عروسهاى زيبا را ساخته اند.
بنابراين كسى كه يك برگ سبزى مى خورد، از همه اين انرژيها و زيباييها بهره برده است .
و نه تنها از طروات سبزيها استفاده برده ، بلكه از خواص گوناگون و سودمند آنها بهره مند گشته است و بدين وسيله خود را از چنگ برخى از بيماريهاى خطرناك رهانيده است .
((چاقوى جراحى و كارد تشريح راه حل هاى فوق العاده اى است كه سرانجام غم انگيز دارد اگر برنامه منظمى براى مصرف سبزيها و ميوه ها داشته باشيم ديگر نيازى به پزشك و جراح نخواهيم داشت ))(297)
236
سبزيها در احاديث  
در دستورات اسلامى نسبت به سبزيها، توجه خاصى شده است از جمله :
1 - مردى به نام حنان نقل مى كند:
كنت مع ابى عبدالله (ع ) على المائدة ، فمال على البقل ، و امتنعت انا منه لعلة كانت بى فالتفت الى فقال يا حنان اما علمت ان امير المومنين (ع ) لم يوت بطبق الا و عليه بقل قلت و لم قال لان قلوب المومنين خضرة فهى تحن الى شكلها(298)
سر سفره در خدمت امام صادق (ع ) بودم ، آن حضرت سبزى برداشت و بمن تعارف نمود اما من بواسطه كسالت و مرضى كه داشتم از صرف معذرت خواستم سپس آن حضرت فرمود:
هر وقت براى اميرالمومنين (ع ) سفره اى مى آورند همراه با سبزى بود، آن مرد مى گويد پرسيدم چرا هميشه همراه غذا سبزى داشتند فرمودند:
براى آنكه قلبهاى مومنين سبز و خرم است و به همين جهت مشتاق سبزى است ....
مقصود از سبز بودن قلب هاى مؤ منين ، همان نشاط و طروات و سلامتى و صحت است كه هر دوى آنها در سبزيها موجود است و امام (ع ) حقيقتى مسلم را با لطفى از سخن بيان فرموده است .
از آنجا كه سبزيها منبع انواع ويتامينها هستند سلامت انسانها را تامين مى نمايند، و متقابلا ميكربها و مرضها را خود بخود دور مى سازد و داروخانه هاى حقيقى ، سبزى فروشيها مى باشند و كلام دانشمندى كه مى گويد:
((اگر سلامتى قابل خريد باشد محل فروش آن دكانهاى سبزى و ميوه فروشى است نه جاى ديگر))(299)
اغراق آميز نيست .
2 - پيامبر اسلام نيز در اين مورد مى فرمايد:
زينوا موائد كم بالبقل ، فانها مطردد للشياطين مع التسميه (300)
سفره هاى خودتان را با سبزيها بياراييد، زيرا انواع ميكربها را - به اذن خداوند - نابود مى سازد.
(البته شيطان در لسان روايات معانى گوناگون دارد كه يكى از آنها ميكروب است ).
و اصولا چنانكه از برنامه غذايى پيشوايان دينى معلوم است سفره آنان هيچگاه خالى از سبزى نبوده است .
3 - بعث الى الماضى (ع ) يوما و حبسنى للغذاء فلما جاوا باالمائدة لم يكن عليها بقل فامسك يده ثم قال للغلام اما علمت انى لاالل على مائدة ليس فيها خضر فاتنى باالخضر قال فذهب و جاء بالبقل فلالقاه على المائدة فمديده ثم اكل (301)
مردى مى گويد امام كاظم (ع ) مرا براى غذا خوردن دعوت نمود، سفره را آوردند، در آن سبزى نبود آن حضرت غذا ميل نكرد، و به غلام خود دستور داد كه براى من سبزى بياور چون تو مى دانى كه من بدون سبزى شروع به غذا خوردن نمى كنم آن مرد مى گويد غلام سبزى را كه بر سفره حاضر ساخت امام موسى كاظم (ع ) شروع به غذا خوردن نمود.
انواع سبزيها 
سبزيها انواع مختلفى دارند كه هر يك براى مصرف مخصوصى آفريده شده است ، و در اين كتاب به بعضى اشاره مى شود:
كاسنى  
240
كاسنى يكى از سبزيهايى است كه طعمى تلخ اما منافعى بسيار ارزنده دارد، كاسنى مانند ناصحان مشفق است كه پند آنان تلخ است اما هر كس به دستور شان عمل نمايد نتايج خوبى مى گيرد.
پيشوايان دينى گاهى كاسنى را برترين سبزيها معرفى نموده اند:
1 - عن ابى عبدالله (ع ) قال : ((الهندباء سيد البقول )) (302)
حضرت صادق (ع ) مى فرمايد: كسانى برترين سبزيها است .
2 - على (ع ) آنرا يك گياه بهشتى مى داند.
عن على (ع ) عليكم بالهندباء فانه اخرج من الجنة (303)
كاسنى را گرامى داريد زيرا سبزى بهشتى است .
3 - حضرت امام رضا(ع ) آنرا شفاى هزار(304) درد و مرض دانسته و بعلاوه فرمودند هر مرض و دردى كه در اندرون انسان است بوسيله كاسنى رفع مى گردد.
ان فى الهندباء شفاء من الف داء، ما من داء فى جوف الانسان الا قمعه الهندباء(305)
در كاسنى شفاى هزار درد است ، دردى در اندرون انسان نيست مگر آنكه كاسنى آنرا بر طرف مى كند.
با توجه به كلمه جوف كه به معنى داخل و اندرون است ، خواص معجزه اى كاسنى را درباره جوف مخصوصا كبد بخوانيم .
((كاسنى ضد يبوست است ، و براى رفع يبوست دمكرده برگ و ريشه كاسنى به مقدار دو فنجان هر روز صبح ناشتا بايد مصرف گردد، و مقدار مصرف آن هم 30 گرم برگ و ريشه كاسنى خشك در يك ليتر آب است .
طبق تحقيقات و مطالعات جديدى كه بر روى آثار شفابخش كاسنى (وحشى ) بعمل آمده است معلوم شده كه كاسنى براى تمام اعضاء داخلى از قلب و جگر و معده مفيد است و آنها را به فعاليت سالم وا مى دارد.
آثار كاسنى وحشى در ابتداى مصرف آن ضعيف و غير محسوس است ، به همين جهت است كه بايد به مصرف آن مداومت داد، تا با مرور ايام آثار شفابخش آن ظاهر گردد))(306)
((دمكرده برگ كاسنى وحشى به مقدار بيست و پنج گرم در يك ليتر آب در مورد انسداد مجراى طحال و كيسه صفرا، يرقان ، درد معده و كبد، استسفاء و سنگ مثانه و كيسه صفرا معين شده است ))(307)
((براى جلوگيرى از ناراحتيهاى معده و تقويت مزاج ، شربتى از كاسنى تهيه مى كنند، بدين معنى كه هموزن شيره كاسنى شكر ريخته ، مخلوط مزبور را مى جوشانند تا قوام آيد سپس آن را به مصرف مى رسانند))(308)
((پزشكان قديم ايران عقيده زياد به كاسنى و ريشه آن داشته اند و روى آزمايشهايى كه اين جانب نموده ام جوشانده ريشه كاسنى تاءثير مخصوصى بر روى سلولهاى كبد داشته و بهترين درمان كلسترل است پس گاهگاهى ريشه كاسنى را مانند چاى دم كرده بنوشيد تا كبد شما اصلاح شده با كلسترل مبارزه نماييد، و بعلاوه برگ كاسنى تقويت كننده دستگاه هاضمه ، تصفيه كننده خون مدر و كمى ملين بوده و تب بر مى باشد، جواشنده بگر كاسنى براى بيمارانى كه از تب هاى نوبه اى معالجه شده اند زياد تجويز مى شود برگ كاسنى داراى مقدارى ويتامين (ث ) بوده و خواص اين ويتامين را در حفظ جوانى دارد بعلاوه پزشكان آن را زه كش طحال مى دانند.
كيسه صفرا و يرقان و دردهاى كبدى و معدى را معالجه مى كند، در بيمارى نقرس و سنگ مثانه و صفرا توصيه شده است .
در اروپا انواع كاسنيهاى اهلى پرورش داده مى شود و در تمام فصول يكى دو نوع آنرا در بازار خواهيد يافت اين گياههاى اهلى داراى طعم كاسنى وحشى نيستند و مى توان آنها را مانند كاهو، خام خورد و از منافع سرشار آن استفاده كرد))(309)
((كبد كه سكان كشتى بدن است بيش از چهار هزار عمل شيميايى انجام مى دهد و چون از كار بيفتد بيش از دو هزار مرض به سراغ انسان مى آيد و از اين روى امام هشتم (ع ) فرمودند كه كاسنى دواى هزار درد است پزشكان جديد و قديم هر دو، اثر كاسنى را در امراض كبدى قطعى دانسته و در طب جديد ثابت شده است كه كاسنى در نوسازى ياخته هاى كبدى نقش ‍ برجسته اى دارد، در ساختن كرموزمهاى نر و ماده نطفه نيز نمى توان نقش ‍ كبد را ناديده گرفت ))(310)
در كلامى كه از حضرت صادق (ع ) درباره ارزش كاسنى رسيده به خواص ‍ ديگرى اشاره شده است .
1 - كاسنى باعث تقويت شهوت است 2 - مادرانى كه در موقع باردارى از برگ آن بخورند نوازدشان خوش آب و رنگ و زيبا مى شود.
3 - خانواده هايى كه كاسنى بخورند فرزند پسرشان بيش از فرزند دختر خواهد بود.
از امام صادق (ع ) نقل شده :
قال عليك باالهندباء فانه يزيد فى الماء و يحسن الولد، و هو حار لين يزيد فى الولد الذكور(311)
اگر بعد از حدود هزار و سيصد سال سخنى كه در زمان جهل مردم با عدم وسائل تجزيه اى گفته شده باشد و امروز كه عصر تمدن و علم و اختراع است آن سخن با بهترين وجهى به ثوبت برسد، يقينا جنبه اعجاز دارد.
((كرموزمها يكى از فراورده هاى بدن ما مى باشند و بدون ترديد ساختمان آنها بستگى كامل با غذايى كه ما مى خوريم و مصالح ساختمانى ما مى باشند دارند، و روى همين اصل است كه امام ششم مى فرمايد خانواده هايى كه كاسنى مى خورند فرزند پسر بيش از فرزند دختر دارند و با تجربياتى كه شده است و آمارى كه گرفته ام اين موضوع حقيقت دارد))(312)
موضوع مهمى كه در كلام امام صادق (ع ) به چشم مى خورد جمله ((وهو حارلين )) است ، يعنى كاسنى از نظر طبيعت گرم و ملايم است ، و غذاها يا سبزيها و ميوه هايى كه اصطلاحا به آنها گرم مى گويند تاءثير مخصوصى در پسر شدن نوزاد دارند.
يكى از غذاشناسان درباره بهترين روش پسردار شدن چنين مى گويد:
((از نخستين روز عادت ماهانه ، زن و شوهر بايستى روزانه مقدارى خرما و چندبار جوشانده ريشه كاسنى ميل نمايند در روزهاى انعقاد نطفه كه معمولا از روز يازدهم تا هجدهم متغير است بايستى پدر خرماى زياد و غذاهاى گرم مثل پسته ، بادام ، فندق ، مويز و نارگيل ميل نمايد و مادر بايستى يكى دوبار جوشانده كاسنى بخورد))(313)
پوست بدن آئينه تمام نماى كبد است ، بنابراين اگر كبد بخوبى كار كند رنگ صورت و تمام بدن شفاف و زيبا مى شود و چون كاسنى دواى كبد و دوست حقيقى آن است از اين رو كاسنى در زيبايى رنگ صورت نيز بسيار موثر است .
امام صادق (ع ) فرموده است :
عليك بالاهندباء فانه يزيد فى الماء و يحسن الوجه (314)
از كاسنى غفلت نكنيد زيرا منى را زياد و رنگ رخسار را زيبا مى سازد.
((كاسنى وحشى مساوى است با خون پاك ، مساوى است با رنگ رخسار شاداب و خانمهايى كه به زيبايى خود علاقه دارند نبايد آنرا فراموش (315)
كنند))
((كاسنى به علت اينولينى كه دارد، خون را تصفيه مى كند))(316)
((كاسنى خون را تصفيه مى كند و اثرات سود بخشى روى كبد، كليه و طحال مى گذارد))(317)
در يكى از سخنان امام هشتم (ع ) كاسنى بعنوان تب بر و بر طرف كننده سر درد شناخته شده است .
عن الرضا(ع ) و دعابه يوما لبعض الحشم و قد كان ياخذه الحمى و الصداع فامر ان يدق و يصير على قرطاس ، و يصب عليه ذهن بنفسج و يوضعه على راسه ، و قال اما انه يقمع الحمى و يذهب بالصداع ))(318)
يكى از خدمتگذاران آن حضرت دچار سر درد و تب شده بوده ، امام (ع ) به او فرمودند كاسنى ، تب بر است و سر درد را از بين مى برد، سپس امر فرمودند برگ كاسنى را بكوبد و با روغن بنفشه مخلوط كن و بر روى كاغذى بگذارد و آنرا بر سر خودش قرار بدهد.
((آب برگ كاسنى با سكنجبين جهت تب هاى كهنه و تب ربع اثر نيكو دارد، برگ تازه و گل و تخم و ريشه كاسنى به تمامى براى تب هاى عفونى نافع است ، برگ كاسنى حرارت صفراوى را از بين مى برد، خون را تصفيه مى كند و از فشار آن مى كاهد، ماليدن آب برگ كاسنى به تنهايى يا با سركه جهت سر درد مفيد است ))(319)
((جوشانده ريشه كاسنى وحشى به مقدار بيست تا سى گرم در يك ليتر آب در مورد تبهاى متناوب درد كبد مصرف مى شود))(320)
يكى از خواص عجيب كاسنى كه نبى اكرم (ص ) بيان فرمودند، خاصيت ضد سم بودن آن است .
عن النبى (ص ) قال من الك الهندباء ونام عليه لم يحرك فيه سم و لا سحر و لم يقربه شى من الدواب حبه ولا عقرب (321)
هر كس كاسنى بخورد و بعد از آن بخوابد، هيچ گونه سم يا سحر در او تحريك نمى گردد علاوه بر اين مار و عقرب باو نزديك نمى شوند.
((ماليدن ضماد و برگ ريشه كاسنى همراه با روغن زيتون بر محل نيش ‍ عقرب و حشرات سمى باعث تسكين درد آنها است ، و خوردن برگ و ريشه كاسنى ، پادزهر مسموم شيمايى مى باشد))(322)
با آنكه اسلام درباره شستشوى سبزيها تاكيد نموده اما درباره كاسنى چنين سفارشى نكرده است و حتى به تكان ندادن برگ آن توصيه نموده است :
عن ابى عبدالله (ع ) قال نعم البقلة الهندباء فكلوها ولا تنفضوها عند اكلها(323)
كاسنى گياه مفيدى است در موقع خوردن آن را تكان نديهد.
((روى برگهاى كاسنى ، تعداد زيادى عوامل زنده مفيد زندگى مى كنند لذا شستن آن در شرع و طب قديم منع شده است ، و چون انواع بيابانى كاسنى آلودگى نداشته و در پرتو آفتاب پرورش پيدا مى كند برگهاى تازه آن را مى توان ناشسته خورد))(324)
كاهو 
گياهى است داراى برگهاى بزرگ و پهن و ساقه اى پوشيده از برگهاى ، آنرا خام مى خورند و از آن سالاد هم درست مى كنند، بذر آن كاشته مى شود.
((كاهو سرشار از ويتامين هاى (آ، ب ، ث ) و داراى آهن ، آهك (اكسيد كلسيم ) فسفر، منيزيم ، يد، منگنز، روى ، سديم ، و مس است خاصيت آن خنك است و تشنگى را تسكين داده رنگ چهره را باز مى كند اگر بخواهند كاهو زودتر هضم شود بايد آنرا بجاى آبليموى تازه با كمى سركه مصرف كنند(325)
((كاهو يك گياه طبى است كه خواص زيادى دارد برگهاى كاهو زياد هوا مى خورند و از بركت باد و باران و تشعشع آفتاب ، بهره مند مى شوند، تشعشع خورشيد و ستارگان در خون گياهى آن يعنى ((كلرفيل )) منعكس ‍ گرديده و سبب شده است كه كاهو اشعه ((راديواكتيو)) زياد پيدا كرده است و آنرا خورشيد متراكم نامند))(326)
به همين جهت در اسلام ، كاهو گياهى بسيار مفيد شناخته شده و مهمترين خاصيت آنرا درباره از بين بردن امراض دموى و صاف كردن خون و نيز ايجاد خونهاى تازه بيان فرموده اند.
عن ابى عبدالله ع قال عليكم بالخس فانه يطفى (يصفى ) الدم (327)
كاهو بخوريد زيرا خون را پاك ميسازد.
((داشتن خون تميز و صالح يك آرزوى همگانى و قديمى بشر است ، زيرا اولين شرط داشتن يك مزاج متعادل دارا بودن يك خون پاكيزه غير فاسد است و از قديم براى تصفيه و اصلاح خون خيلى اهميت قائل بودند، و امروز هم بيمارى ((اسكوربورت )) را خيلى اهميت ميدهند، و با اينكه پس از كشف ويتامين (ث ) راه درمان آن پيدا شده است ، معذلك هنوز هم عده زيادى از فرزندان آدم از اين مرض رنج مى برند ورقم قابل توجهى از آمار متوفيات را تشكيل مى دهد.
براى اصلاح خون بايستى از نباتات استفاده كرد و با اين وسيله طبيعى و ساده همه روزه آنرا تازه و نو نمود))(328)
((امروزه ثابت شده است كه كاهو سرشار از كلسيم بوده و ويتامين هاى (آ، ب ، ث ،د، e1) زياد دارد و به همين جهت خلقت گويچه هاى قرمز خون را آسان مى نمايد پزشكان قديم ايران معتقد بودند كه براى رفع فساد رقت خون هيچ چيز بهتر از كاهو نيست و اكنون ما به خوبى مى دانيم كه اين مرض ‍ اسكوربورت )) نام دارد و با خوردن ويتامين (ث ) معالجه مى شود و چون كاهو به مقدار كافى از اين ويتامين دارد نظر پزشكان قديم ايران قابل ستايش ‍ است ))(329)
دو خاصيت ديگر از كلام رسول گرامى اسلام (ص ) براى كاهو بيان شده است .
عن النبى (ص ) انه يورث النعاس و يهضم الطعام (330)
كاهو خواب آور و هضم كننده غذا است .
((بشر امروز بعلت گرفتاريهاى فراوان ، اعصابى خسته و فرسوده دارد و نيازمند به يك ترياك بى ضرر است تا اعصاب خود را به آن تخدير كند و خستگى را بر طرف سازد و افكار پراكنده اى را كه ايجاد بى خوابى مى كنند از بين ببرد و به همين جهت است كه به اين قرصهاى كشنده پناه مى برد.
260
براى مبارزه با اين قرصهاى نكبت بار، دارويى بهتر از كاهو نيست زيرا ترياك بى ضرر است و آنها كه به خوردن قرص عادت دارند و حتى ترياكيها چنانچه يك ليوان آب مغز كاهو در موقع خمارى بنوشند از آنها رفع اعتياد مى شود بدون آنكه بخوردن آن عادت نمايند(331))).
((كاهو خاصيت مسكن دارد و اشخاص كه عصبانى و مضطرب و پريشان مى باشند اگر كاهو بخورند خواب راحتى بر آنها غلبه مى كند.
((جالينوس )) پزشك بزرگ ، نقل مى كند كه در دوران پيرى دچار بى خوابى شده بود و شبها با خوردن كاهو در خواب عميقى فرو مى رفت .
اشخاصى كه دچار بى خوابى ، طپش قلب ، نورالژى ، درد اعصاب شده اند بايد با شام خود كاهو مصرف كنند و يا شبها قبل ازخواب جوشانده شصت گرم كاهو را در يك ليتر آب مصرف نمايند))(332)
در مورد هضم غذا كاهو جزء بهترين و موثرترين عاملها محسوب مى شود.
((كاهو هضم غذا را آسان مى كند، ترشحات معده و كبد و روده ها را مرتب مى نمايد))(333)
((كاهو مغزهاى خسته را تسكين مى دهد و معده هاى تنبل را تقويت مى نمايد، كبدهاى بيمار را معالجه مى كند يبوست و رماتيسم را علاج مى كند))(334)
((كاهو غذاى اشتها آور ممتازى است كه هميشه بايد قبل از غذا مصرف شود، زيرا چون غذاى سهل الهضمى است از مجارى دستگاه هاضمه عبور كرده و راه را براى غذاهاى بعدى باز ميكند اگر كاهو را طبق رسمى كه معمول است بعد از غذا بخوريد غذاهايى كه بخوبى هشم نشده اند به خارج دفع مى كند))(335)
((سالاد كاهو مثل تمام سالادهاى سبزى اشتها را تحريك مى كند، اگر سالاد كاهو را خوب بجوند و با آب دهان مخلوط كنند معده و روده ها را تقويت كرده و غدد هاضمه را وادار مى كند بطور فراوان عصيرهاى خود را نه تنها براى هضم كاهو بلكه براى تحليل غذايى كه بعد خورده شده است ترشح نمايد))(336)
تره  
تره يكى از سبزيهاى خوردنى است كه ساقه ندارد دو برگهاى آن دراز تا خورده است ، خام آن خورده مى شود و در پختن خورشت هاى سبزى دار هم بكار مى رود در فارسى به آن نيز ((گندنا)) بر وزن ((سنگ پا)) گفته مى شود.
تره از سبزيهاى مفيدى است كه جزء خوراك پيشوايان دينى بوده است .
كان اميرالمومنين (ع ) ياكل الكرات بالملح الجريش .(337)
على (ع ) تره را با نمك ميل مى فرمود.
رايت اباالحسن الاول (ع ) يقطع الكراث باصوله فيغسله بالماء فياكله ))(338)
مردى مى گويد امام كاظم (ع ) را ديدم كه (دربستانى ) تره را مى چيد و آن با آب مى شست سپس تناول مى فرمود.
خاصيت تره فراوان است ، مخصوصا براى رفع بواسير بسيار موثر است .
سئل ابو عبدالله (ع ) عن الكراث فقال كله فان فيه اربع خصال ، يطيب النكهة و يطرد الرياح ، و يقطع البواسير و هو امان من الجدام لمن ادمن عليه (339)
از حضرت امام صادق ع در باره خواص تره سئوال شد، آن حضرت فرمودند در آن 4 خصلت است .
1 - دهان را خوشبو مى سازد
2 - بادهاى معده را بر طرف مى نمايد
3 - بيمارى بواسير را از بين مى برد.
4 - كسى كه هميشه از آن بخورد دچار بيمارى جذام نمى شود.
((تره براى بواسير و بادهاى غليظ شكم مفيد مى باشد، اشتها را باز مى كند و غريزه جنسى را تحريك مى نمايد
رنگ چهره را باز كرده و بر زيبايى و لطافت پوست مى افزايد))(340)
تره مانند پياز سبزى است كه خاصيت ضد عفونى دارد، و به همين جهت معده هاى متعفن را پاك مى كنمايد و نيز اشتها را تحريك مى كند و چون مى دانيم بوى گند دهان اغلب بر اثر فساد معده است ، در صورت ضد عفونى شدن معده دهان نيز خوشبو مى شود ولى خود تره بوى مخصوصى دارد و هر كس بخورد دهانش داراى آن بو مى شود. و به همين مناسبت ممكن است بعضى از بوى تره ناراحت باشند، از اين رو پيامبر اكرم (ص ) در ضمن حديثى راجع به تره مى فرمايد:
و لكن ان اكل منه ... فلا يخرج الى المسجد كراهية اذاه على من يجالسه (341)
اگر كسى تره بخورد نبايد به مسجد برود، براى آنكه ديگران ناراحت نشوند.
و خلاصه اين دو روايت كه يكى تره را خوشبو كننده دهان و ديگرى تره را وسيله بوى بد مى داند اين است كه : تره چون خاصيت ضد عفونى دارد طبيعتا خويش داراى بوى زننده اى است و همين بو سبب مى شود كه بوهاى گند ديگر را كه از راه دهان خارج مى شوند خنثى سازد.
پياز 
گياهى است داراى ساقه هاى نازك تو خالى بدون برگ ، بيخ آن به اندازه شلغم و پوست در پوست است . خورده مى شود و در پختن اغذيه نيز به كار ميرود.
((پياز داراى ويتاميهاى (آ، ب 1، ب 2، ب 12، پ ، ث ، مى باشد))(342)
((در پياز علاوه در ويتامين ها، آهن ، آهك ، فسفر، پتاسيم ، سديم ، گوگرد، گوگرد، يد، سيليس و قند موجود است كه مستقيما جذب بدن مى شود، و براى اشخاصى كه بيمارى قند دارند نيز مضر نيست بطور كلى عناصر متشكله در پياز عبارتند از
260
آب 70 - 80 درصد
قند 2 - 6 درصد
مواد ازت دار 1 - 2 درصد
خاكستر 5 - 8 درصد
مواد چربى 1
مواد غير ازت دار 8 - 20 درصد
روغن انسانس 16 درصد
در سال 1917 وجود نوعى آنتى بوتيك را در پياز تشخصى دادند كه در ابتدا ((الى سين )) ناميده شد))(343)
در اخبار و روايات اسلامى خواص زير را براى پياز بيان نموده اند:
پياز خستگى را بر طرف مى سازد، و اعصاب را قوى مى نمايد، باعث نيروى پاها و گامها در راه رفتن است ، شوهت را زياد مى كند و تب بر است .
قال ابو عبدالله ...(ع ) البصل يذهب باالنصب و يشد العصب و يزيد فى الخطا و يزيد فى الماء و يذهب بالحمى (344)
((پياز به واسطه فسفرى كه دارد انجام كارهاى فكرى را آسان مى سازد، به همين جهت مصرف آن به متفكرين و كسانى كه كارهاى فكرى دارند توصيه شده است .
در مورد ضعف و فرسودگى جسمى و عصبى ، پياز داراى عمل نيروبخش ‍ تقريبا فورى و آنى است .
پياز براى بچه هايى كه دير رشد مى كنند، همچنين براى پير مردانى كه ضعيف شده و مى خواهند تقويت كنند، غذاى مقوى و نيرو بخشى است .
پياز سرشار از سيليس است ، و اين ماده به مقدار خيلى زياد، در بدن موجود است و براى تشكيل و نگهدارى استخوانها و شرائين كاملا لازم است .
اگر شما احساس مى كنيد خسته هستيد، اشتها نداريد چنين هايى بر صورتتان افتاده و رنگ صورتتان زرد شده است ، يك پياز درست را 4 قسمت شده است در سه فنجان آب بجوشانيد تا پياز پخته شود و يك فنجان آب از كافى بماند و صبح ناشتا آنرا بنوشيد))(345)
در آن روايت كه از حضرت صادق (ع ) نقل شده پياز براى قطع تب ، تجويز شده بود و نامى از تب مخصوصى برده نشده بود ولى دانشمندان خاصيت تب برى پياز را چنين نوشته اند:
((پياز در بيمارى ((شاربون )) كه مرضى عفونى است و ميكرب آن معمولا بوسيله گزيدن مگس مخصوصى به انسان منتقل مى شود، اگر زير و روى پاهاى بيمار را در ضماد مخلوط پياز و سير كه خورده شده باشد بگذارند حال مريض بزودى بهبود خواهد يافت ...
در اولين عوارض تب هاى تيفوئيدى بايد پاهاى بيمار را تا قوزك پا در سه كيلو پياز زنده شده خوابانيد و لفاف بندى كرده . اين لفاف بندى ، عرق زيادى آورده و تب بيمار را قطع مى كند))(346)
((اگر تب كرده ايد و در آتش آن مى سوزيد پياز را برش نازك كنيد و آنرا در ظرفى بريزيد و روى آتش بگذاريد و توجه كنيد كه پيازها داغ شود ولى رنگ قهوه اى بخود نگيرد و تا گرم است آنقدر كه بدن شما نسوزد پيازها را به شكل ضماد روى شكم خود بگذاريد و وقتى سرد شد آنرا بر داريد ضماد پياز به اين وسيله باعث قطع تب شما خواهد شد))(347)
سمعت ابا عبدالله يقول : ((كلوا البصل فان فيه ثلاث خصال ، يطيب النكهة و يشد اللثة و يزيد فى الماء و الجماع ))(348)
حضرت امام صادق (ع ) مى فرمايد: پياز بخوريد پياز داراى سه خاصيت است : دهان را خوشبو مى كند، لثه ها را محكم مى سازد و منى را زياد مى نمايد.
از آنجا كه بوى بد دهان در نتيجه يك سلسله عفونتهاى داخلى است ، و پياز از دشمنان سر سخت عفونت است لذا آن را ميكرب كش و نابود كننده بوهاى متعفن دانسته اند و طبعا با رفتن بوهاى بد بوى خوش طبيعى پيدا مى شود اگر چه پياز خود داراى بويى تيز و تند است .
((پياز نيز يكى از خوراكهاى ضد ميكرب است پياز يك ماده ضد عفونى است و ميكربهاى گوشت ها را از بين مى برد. پياز جهاز هاضمه و مجارى تنفسى را ضد عفونى مى كند))(349)
((پياز به واسطه گوگردى كه دارد براى خون ، عامل ضد عفونى است .
گوگرد پياز وقتى وارد خون شود و به ريه ها برسد با عفونتهاى مجارى تنفس ‍ مثل آسم (350)، ورم گلو، برونشيت ، گريپ و غيره مبارزه ميكند.
پياز بواسطه يدى كه دارد ضد ((اسكوربوت )) است و امراضى را كه مربوط به سيستم لنفاوى است مثل ورم غدده ها، آبسه هاى شديد، جوشهاى زير پوشت و غيره درمان كرده و بهبود مى بخشد))(351)
((اسكوربوت )) نام يك بيمارى است و بمعنى رقت خون است از اثرات آن سستى لثه هاها و آمدن خون از آبها مى باشد و چون پياز، ويتامين (ث ) دارد، و ويتامين (ث ) ضد اسكوربوت است بخوبى رقت خون را بر طرف مى نمايد.
از خواص پياز كه در روايت آمده بود تقويت قوه باه و ازدياد شهوت و منى بود.
((پياز داراى هورمون و دياستازى است كه غدد اشك و آميزشى و گوارشى را تقويت مى نمايد))(352)
((پياز داراى فسفر است ، غذاى مغز و مشوق اموز آميزشى است ، پياز آهك دارد و استخوان بندى و دندانها را محكم كرده و از نرمى استخوان جلوگيرى مى كند.
پياز اشتهاى به غذا و شهوت را زياد مى كند))(353)
پياز چنانكه خوانديم ضد عفونت است ، لذا اين دستور با ارزش را از امام ششم مى آموزيم .
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: قال رسول الله اذا دخلتم بلاد افكلوا من بصلها يطرد عنكم و باها(354)
رسول خدا فرمودند كه هرگاه داخل شهرى شديد، از پياز آن شهر بخوريد تا گرفتارى وباى آن شهر نشويد.
((پياز جهاز هاضمه و مجارى تنفس را ضد عفونى مى كند و از ابتلاء به اسهال و سرما خوردگى جلوگيرى مى نمايد. پياز يك ماده ضد عفونى است ، و ميكروبهاى گوشتها را از بين مى برد و به تجربه ثابت شده است كه سم گوشتهاى مانده را كه ايجاد اسهال مى نمايد كم مى كند. و روى اين اصل كسانى كه خارج از منزل غذا مى خورند بايد پياز را فراموش نكنند.(355)
ما ميدانيم كه يكى از نشانه هاى مرض وبا، اسهال است و اسهال بواسطه ميكربهاى روده پيدا مى شود.
يكى از غذا شناسان براى همه مسافران خصوصا حجاج خوردن آن را توصيه مى كند و مى گويد:
((يكى از سبزيهاى مفيدى كه داراى ويتامين هاى (ب ) مى باشد پياز است كه خوردن خام آن به كليه حجاج ، توصيه مى شود، زيرا علاوه بر داشتن ويتامين هاى مفيد، جهاز را ضد عفونى و پاك كرده و اشتها را زياد مى كند، بنابراين وجود آن بر سر سفره حجاج لازح و ضرورياست ))(356)
شلغم  
شلغم بيخ گياهى است ، شبيه ترب ، اما كوچكتر، طعمش اندكى تند و تيز است .
شلغم به ميوه زمستان معروف است ، زيرا پخته آن گرما گرم مناسب با هواى سرد زمستان است . موادى كه در شلغم يافت مى شود عبارتند از:
((ويتامين (آ) بمقدار كم ، ويتامين (ب ) و (ث ) بمقدار بيشتر، ويتامين (2 ب ) و (پ پ ) اندك .
شلغم متمايل به رنگ سبز، ويتامين هاى (آ) و (ب ) و (ث ) زيادى دارد.
مواد ديگر شلغم غير از ويتامين ها عبارتند از:
مواد قندى 5/7 درصد
مواد نشاسته اى 30/1 درصد
مواد سفيده اى 10 درصد
چربى 12 درصد
يد 24 ميلى گرم در كيلو
و نيز داراى كلسيم ، پتاسيم ، منيزيم و كمى آهن بصورت فسفاتها و كلرور است .
جميع مواد معدنيش 85 گرم درصد گرم . هر يك صد گرمش 36 كالرى حررات ايجاد مى نمايد. سلولز شلغم نسبتا كم و 5/1 گرم در كيلو است ))(357)
((و به همين جهت (داشتن سلولز) خوردن شلغم انسان را سير مى كند و نيروى لازم به او مى دهد ولى كسى را چاق نمى كند و براى مبتلايان به مرض قند ضرر ندارد.
مواد سفيده اى شلغم ، مناسب اعصاب و مغز بوده و قوه حافظه را زياد مى كند و به اعصاب نيرو مى بخشد علاوه بر مواد مذكوره ، در شلغم نيز كمى ((ارسنيك )) و ((روبيديم )) وجود دارد.
شلغم تنها مواد خوراكى است كه اين دو عنصر مفيد را با هم دارا است .
روبيديم از عناصر مفيدى است كه در هر گياه پيدا شود آن را مفيد كرده ، اثر مواد و عناصر شفا بخش آنرا چندين برابر مى كند.
در شلغم خواص نسبتا زيادى كه كم و بيش در ساير سبزيها ديده مى شود اما يك خاصيت مخصوص دارد كه در گياهها يا سبزيهاى ديگر كمتر نظيرش ‍ ديده مى شود.
پيشوايان اسلام از دير زمانى از اين مطالب پرده برداشته و با عبارات مختلفى آنرا بيان نموده اند:
1 - قال ابو عبدالله (ع ) ((ما من احد الا و فيه عرق الجذام ، فكلوا الشلجم فى زمانه يذهب به عنكم ))(358)
امام صادق (ع ) مى فرمايد: در هر كس رگى از جذام موجود است ، در فصل شلغم ، شلغم بخوريد، جذام را از شما دور مى سازد.
2 - و عن العبد الصالح (ع )، قال لعلى ابن مسيب عليك باللفت يعنى الشلجم فكله فانه ليس من احد الا و به عرق من الجذام و انما يذيبه اكل اللفت ، قال قلت نيا او مطبوخا، قال كلاهما))(359)
امام هفتم عليه السلام ، به مردى از اصحاب (على ابن مسيب ) فرمود: شلغم بخور زيرا در هر كسى ريشه اى از مرض جذام است (360)، و خوردن شلغم آن را از بين مى برد، آن مرد مى گويد پرسيدم كه خام بخورم يا پخته فرمود: هر دو مفيد است .
از نظر علمى ببينيم در شلغم چه ماده اى است كه جذام را ذوب مى كند؟
((بواسطه وجود ((ارسنيك )) و اين گوهر گرانبها است كه خوردن شلغم از سخت ترين امراض يعنى جذام جلوگيرى مى كند، بيمارى جذام يك بيمارى قديمى است كه عامل اصلى آن ، فقر و بدبختى و فقدان مواد غذايى است و موقعى اين مرض و ميكرب سر سخت آن مسرى مى شود كه شخص ، دچار كمبود عواملى مانند ارسنيك و گوگرد باشد و در غير اينصورت قابل سرايت نيست ))(361)
شلغم خواص ديگرى نيز دارد:
((علاوه بر ويتامينها و مواد سودمندى كه به آن اشاره كرديم در آن يك تركيب ميكرب كش با طيف وسيع وجود دارد كه بسيارى از ميكربها و ويروسها را از بين مى برد و روى اين اصل است كه شلغم زكام و سرما خوردگى را معالجه كرده و از ابتلاى به آن جلوگيرى مى نمايد.
شلغم خلط آور و درمان كننده سرفه ، مخصوصا سرفه هاى خشك است و سينه و شكم را نرم مى كند و براى مداواى ((آنژيم )) تنگى نفس و سياه سرفه تجويز مى شود.
شلغم قوه بينايى را زياد مى كند و از شب كورى جلوگيرى مى نمايد و غرائز جنسى را نيز تقويت مى كند.
شلغم در تقويت تخمدانها و آلات تناسلى ، نقش اساسى دارد و رحم را براى پرورش نوازد سالم و قوى تقويت كرده ، زنان را مستعد آبستنى مى كند.
شلغم ادار را زياد مى كند و به همين علت و داشتن گوگرد فراوان ، سنگ هاى كليه و مثانه را از بين مى برد(362)
271
چغندر 
گياهى است داراى برگهاى پهن ، بيخ آن درشت و گلوله مانند يا مخروطى شكل بر دو قسم است : چغندر رسمى ، چغندر فرنگى ، و چغندر قند.
چغندر رسمى درشت و شيرين است و پخته آن را مى خورند و خام آن به مصرف تغذيه حيوانات علفخوار مى رسد، چغندر فرنگى پوست و مغزش ‍ سرخ رنگ است و چندان شيرين نيست و در پختن بعضى خوراكها به كار ميرود چغنر قند كه آن را چغندر صنعتى هم مى گويند مخروطى شكل است و تا عمق سى سانتيمتر يا بيشتر در زمين فرو مى رود، پوست و مغزش سفيد و بطور متوسط از 14 تا 18 درصد داراى ماده قندى مى باشد و در كارخانه هايى قند سازى براى ساختن قند به كار مى رود.
280
((چغندر سرشار از ويتامين هاى (آ و ب و ث ) و داراى مقدار زيادى قند مى باشد، و خنك و سرد و اشتهاآور است ، و به اندازه كافى مقوى است .
داراى اثر راديو اكتيو است كه عمل آن در دستگاه هاضمه بدن قابل توجه و اهميت مى باشد))(363)
از دستورات اسلامى معلوم مى شود كه برگ چغندر بيش از بيخ آن مفيد است ، و بيشتر به برگ آن اهميت داده اند: عن ابى الحسن (ع ) قال اطعموا مرضاكم السلق يعنى ورقه فان فيه شفاء ولاداء معه و لا غائله و يهدى نوم المريض (364)
امام هشتم (ع ) فرمودند: به بيماران ، برگ چغندر بدهيد زيرا در آن شفاء است ، و هيچگونه درد و رنجى در آن نيست ، و ضمنا آرامش در خواب مريض ايجاد مى كند.(365)
((مفيدترين و بهترين اعضاء چغندر برگ آن است و بعد ساقه هاى آن و سپس بيخ آن كه پخته آن لبو نام دارد.
برگهاى كلفت چغندر سنگين و دير هضم است ولى در اثر پختن سختى و نفخ آن از بين مى رود، خنكى برگهاى نازك آن زياد است و قوت غذايى كمترى دارد ولى در عوض دواى بسيار خوبى است ))(366)
((چغندر اثر ملين ، مدر و آرام كننده دارد))(367)
عن ابى الحسن (ع )، ان السلق يقمع عرق الجذام و ما دخل الجوف المبرسم مثل ورق السلق (368)
حضرت رضا(ع ) فرمودند: چغندر ريشه مرض جذام را نابود مى كند، و براى كسى كه مرض ذات الجنب (التهاب پرده بين كبد و قلب ) دارد چيزى بهتر از برگ چغندر نيست .
((چغندر به علت داشتن ارسنيك و گوهر شب چراغ و روبيديم از جذام جلوگيرى مى كند برگ چغندر سحرگاه بى مزه و شامگاه شيرين است ، زيرا در روز با كمك نور آفتاب ، قند مى سازد و شب به تدريج آن را جهت ذخيره به بيخ خود كه انبار آن است ميفرستد و به همين جهت است كه اگر برگ آنرا صبح بچينند و ميل نمايند جزء سبزيهاى خنك بوده و عصر خنكى كمترى دارد))(369)
حضرت رضا(ع ) در كلام ديگرى در كلام ديگرى چغندر را براى بسيارى از امراض تجويز فرمودند و ضمنا آنرا گياهى نيرومند كننده استخوان و روياننده گوشت بدن معرفى فرمودند.
قال ابوالحسن (ع ) عليك باالسلق ، فانه ينبت على شاطى الفردوس و فيه شفاء من الادواء، و هو يغلظ العظم و ينبت اللحم (370)
((چغندر بسيار مقوى و پر قوت است چون قند طبيعى و منيزيم آن زياد است و اين دو ماده اثر زيادى بر روى استخوان بندى و مايعات بدن دارند بعلاوه چغندر مقدارى فسفر و ويتامين (ب ) دارد كه اين دو ماده براى تسكين و آرام كردن اعصاب نقش بزرگى را بازى مى كنند، همچنين چغندر داراى مقدارى ويتامين (ث ) است كه به علت داشتن همين عناصر مفيد و حيات بخش ، براى امراض اعصاب و حتى سرطان و سل ، مصرف آن تجويز مى شود.
چغندر همچنين داراى روبيديوم مى باشد و اين ماده بواسطه خاصيت راديو اكتيويته اى كه دارد در دستگاه هاضمه فوق العاده تاءثير دارد و به همين علت است كه چغندر را براى اشخاص كم خون يا كسانيكه مبتلا به كمبود املاح معدنى شده اند تجويز مى كنند))(371)
براى آنكه به اثرات شفابخش چغندر، آب و برگ بيشتر واقف شويم ، ببينيم دانشمندان غذاشناس روز چه ميگويند:
((چغندر با آنكه خاصيت مسهلى ندارد معذلك پاك كننده شكم است به هضم غذا كمك مى كند و التهاب معده را فرو مى نشاند.
قند چغندر براى مبتلايان به مرض ديابت خوب نيست ولى در عوض ، خداوند مصلح آن ، يعنى دواى مرض قند را در ساقه و برگ آن قرار داده است ، مشروط به اينكه صبح زود آنرا بچينند و در سايه خشك كنند.
خوردن پخته چغندر رعشه را معالجه مى كند، مخصوصا برگ سرخ رنگ آن ، اگر آنرا خام با سركه و خردل بخوريد طحال را باز ميكند و ورم آنرا فرو مى شناند جهت درد پشت و مثانه امراض مقعد مفيد است چغندر براى درد كليه مفيد است و داراى مواد ازته ، موادى قندى ، املاح معدنى مانند كلسيم و آهن نيز مى باشد چغندر چه پخته و چه خام مقوى است و با آنكه 17 درصد قند دارد خنك مى باشد و اين خاصيت در برگ آن زيادتر است ، آب لبو براى بهبود التهاب مثانه رفع يبوست و بيماريهاى پوست مصرف مى شود))

شاهى  
شاهى نيز يكى از سبزيهاى خوردنى است ، ولى از نظر خاصيت از سبزيهاى نيست كه در مقام عالى قرار گرفته باشد، البته داراى مقاديرى ويتامين (آ و ب ) و مقدار بيشترى ويتامين (ث ) مى باشد.
در اسلام جزو خوراكيهاى مكروه بحساب نيامده ولى خوردن اين سبزى را در شب باعث تحريك جذام در آنهايى كه استعداد اين بيمارى را دارند دانسته اند.
عن النبى (ص ) ما من عبد بات وفى جوفه شى من هذه البقلة الا بات الجذام يرفرف على راسه حتى يصبح اما ان يسلم و اما ان يعطب (373)
هر كسى هنگام شامگاهان شاهى بخرود جذام (همانند مرغى شكارى ) تا صبحگاهان در اطراف او به پرواز است يا از بيمارى نجات مى يابد يا گرفتار آن ميشود.
پس از اين كلام استفاده ميشود كه در اين گياه نيست به افراد مستعد بيمارى جذام ، نيروى تحريك و تاءثر هست و ممكن است با كمك عوامل ديگر اين بيمارى ، ضخص را دچار سازد، مضمون اين سخن در روايات ديگرى نيز وارد شده است .
((انواع تره تيزك از سبزيهاى مفيد مى باشند، ولى از آنجايى كه نبايد در خوردن هيچ خوراكى افراط كرد در خودرن اين سبزيهاى مفيد هم افراط جايز نيست مخصوصا براى افراد لاغر و سوداوى مزاجها، يعنى كسانى كه ترشح سيب آدم در آنها زياد است ....
هر كس شب تره تيزك بخورد رگ جذامش بحركت مى آيد، ما ميدانيم كه تره تيزك ترشحات بينى را زياد مى كند و رگ جذام هم در بينى است ، املاح ((يد)) مانن ((يدور دو پتاس )) همين تره تيزك ترشح بينى را زياد مى نمايند))(374)
عن ابى عبدالله (ع ) - ((قال من اكل الجر جير بالليل ضرب عليه عرق الجذام من انفه و بات ينزف الدم ))(375)
امام ششم فرمودند: هر كس در شب شاهى بخورد ماده بيمارى جذام در بينى او تحريك مى شود، و خونهاى صاف او كم و در عوض خون هاى كثيف و سوخته اش بسيار مى شود در اين روايت تحريك بيمارى را از بينى دانسته و ما مى دانيم كه اغلب ، بيمارى جذام از بينى شروع مى شود.
((تره تيزك و انواع ديگر آن كه به نام بولاغ اوتى و شاهى ناميده مى شوند داراى يد و آهن و فسفر مى باشند و مقادير زيادى ويتامين (ث ) دارند و ادرار را زياد مى كنند.
اين گياهان بر عكس توت فرنگى مهيج مى باشند و اين خاصيت مربوط به ((يد)) مى باشد زيرا اين گياهان ترشح سيب آدم را كمى زياد مى كنند و از اين رو مهيج مى باشند(376)
((و از همين نظر كه مهيج است گياه شناسان قديم كاسنى و خرفه و سركه را مصلح شاهى مى دانستند))(377)
شاهى داراى چندين نوع است : بيابانى ، بستانى و بستانى آن سه قسم است كه براى هر يك از رگ و بذر آن علائم مخصوصى است مثلا بيابانى آن تند و تيزتر و گل آن زرد رنگ است و در زبان عربى هم بواسطه انواع مختلف آن نامهاى مختلفى دارد مانند جرجير و رشاد.
آويشن شيرازى  
بهترين آويش در شيراز پيدا مى شود، و به اصطلاح شيرازيها دو قسم است . 1 - آويشن باريك 2 - آويشن پهن چنانكه از نامش پيدا است برگهاى آويشن پهن بيضى شكل است ، و برگهاى آويشن باريك كمى درازتر و باريك است ، آويشن باريك اغلب در كوهها ديده مى شود.
((آويشن كوهى ، گياهى است كه در سرازيرى صخره كوهها كه در مقابل آفتاب است در جنگلها و اراضى غير مزروع بطور خودرو مى رويد ساقه آن بنفش رنگ و ارتفاع آن گاهى به نيم متر مى رسد.
و در لاهيجان و طالش و آستارا و فارس مى رويد... آويشن آبى و آويشن شيرازى يكى از گياهان شفا بخشى است كه در درمان و معالجه بيماريهاى مختلف ، اعجاز مى كند، و از اين جهت است كه بايد آن را از گرانبهاترين گياهان دارويى روى زمين بدانيم ))(378)
پيشوايان اسلام بقدرى اين گياه را مفيد مى دانسته اند كه حضرت رضا(ع ) مى فرمودند: آويشن تنها داروى اميرالمومنين بوده است .
1 - عن ابى الحسن (ع ) قال كان دواء اميرالمومنين (ع ) الصعتر.(379)
2 - و كان يقول - يقوى المعدة ، و يقطع البلغم و هو امان من اللقوة (380)
و نيزحضرت رضا مى فرمودند: آويشن معده را تقويت مى كند، و بلغم را بر طرف مى نمايد، آويشن نيز انسان را از لقوه در امان نگاه مى دارد، (لقوه - مرضى است كه در صورت انسان پيدا مى شود، و لب و دهان يا فك بطرفى كج مى شود).
((خواص طبى و درمانى آويشن شيرازى اين است كه ضد درد و تشنج است و خون را به جريان انداخته و اعمال اعضاء جنسى و تناسلى را در بدن تحريك و تقوين مى كند، هوش و قوه ادراك را زياد مى كند، قابض و مقوى است و براى نارسايى كبد يعنى وقتكيه كبد ضعيف شده است و خوب كار نمى كند مفيد است . آويشن در عفونتهاى ريوى ، زكام ، برنشيت ، آسم ، گريپ ، آنژين ، سوء هضم و تخمه ، دل درد ورم امعاء نيز مصرف مى شود...
گلهاى خشك آويشن كوهى ، مقوى معده ، نيروبخش ، خلط آور، قاعده آور، ضد درد و تشنج و بطور خفيف عرق آور است ))(381)
پرفسور ((تروسو)) درباره آويشن مى گويد:
((آويشن دشمن سم است )) آويشن تازه يا خشك آن را در عفونتهاى ريوى ، زكام ، برونشيت ، آسم ، گريپ ، خستگى و كوفتگى دست و پا، آنژين ، سوء هضم و تخمه ، دل درد و ورم امعاء مصرف مى كنند.
عصاره آويشن به نام ((تيمول )) است كه خاصيت ضد عفونى موثرى بر مجارى تنفس و جهار هاضمه دارد، سمومى كه در آنجا جمع شده بكلى از بين مى برد و جريان خون را منظم مى سازد... اگر چند برگ آويشن رابه غذاى خرگوشتها اضافه كنيم از نفخ شكم آنها جلوگيرى خواهد كرد و هيچوقت آنها گاز معده پيدا نخواهند كرد.))(382)
مردى در خدمت امام هشتم (ع ) از رطوبت مزاج و علاج آن سئوال نمود آن حضرت باو دستور داد كه آويشن را بكوبد و ناشتا به دهان خود بريزد.
عن ابى الحسن (ع ) انه شكا اليه الرطوبة ، فامره ان يستف الصعتر على الريق (383)
زيادى بلغم و رطوبت به اصطلاح امروز كمى ترشح ((سيب آدم )) در انسان است ، و امام (ع ) آويشن را معالج آن دانسته و به همين سبب به آن مرد نگفته آويشن را به صورت دم كرده بنوش ، زيرا در صوتيكه دم شود چون مخلوط با آب است باز نمى تواند جبران بلغم و رطوبت را نمايد.