* * * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * امام رضا عليه السلام :اِثنانِ عَليلانِ أَبَدا : صَحيحٌ مُحتَمٍ و َعَليلٌ مُخَلِّط؛دوگروه هميشه مريضند، سالمى كه پرهيز میكند و مريضى كه پرهيز نمیكند. فقه الرضا ص 340

قسمت دوم تاءثير اخلاق بر جسم و بدن

قسمت دوم تاءثير اخلاق بر جسم و بدن

قسمت دوم تاءثير اخلاق بر جسم و بدن
اخلاق سرمايه سلامتى است  
قمست دوم كتاب مربوط به اخلاق است .
ما اگر سلامت انسانها را به دقت مورد نظر قرار بدهيم بايستى از دو جهت قضاوت نماييم .
يكى از جنبه روح و اخلاق ، دوم از نظر جسم و بدن .
بهداشت را نمى توان از دريچه بدن ديد، زيرا ما خود به تجربه دريافتيم كه ناراحتيهاى روحى و هيجانهاى درونى علاوه بر آنكه باعث اختلال فكر و تشويق خاطرند در بدن نيز آثار بدى دراند و مزاج را از صراط مستقيم صحت و اعتدال منحرف مى كنند و منشا بيماريهاى مختلفى مى شوند:
حسد 
مثلا يكى از بيماريهاى روانى حسد است ، شخص حسود هر چند مواظبت جهات بهداشت را بنمايد ولى شراره هاى حسد كه در ((اندرون )) وجودش زبانه مى كشد، اعصاب او را خورد كرده ، سلامت وى را مى سوازند.
على (ع ) مى فرمايد:
((العجب لغفلة الحساد عن سلامة الاجساد))(430)
جاى شگفتى است كه افراد حسود از سلامت بدن خود غافلند.
نااميدى 
نا اميد بودن به آينده كه نتبجه اش غم و اندوه است يكى از حالات روحى و روانى است كه براى بشر ارمغانى غير از درد و مرض نمى آورد. على (ع ) ميفرمود:
الحزن يهدم الجسد(431)
اندوه و غم بدن را ويران مى كند.

هر كه غم جهان خورد كى برد از حيات بر
رو تو غم جهان مخور تا ز حيات بر خورى

روح و بدن به قدرى با يكديگر مرتبط و متحدند كه حالات نيك و بد هر يك در ديگرى اثر مى گذارد و اين مطلب مورد قبول كليه دانشمندان ديروز و امروز جهان است ، بدن آدمى تحت تاءثير حالات روان است ، و روان نيز تحت تاءثير حالات بدن مى باشد.
كسى كه دچار نگرانى و تشويق خاطر است و در ضمير خود احساس ‍ ناراحتى و بى قرارى مى كند، خواه و ناخواه اين حالت روانى آثار نامطلوبى روى بدن او مى گذارد و جسم وى را از مسير سلامت و اعتدال منحرف مى كند. على (ع ) مى فرمود:
((الهم نصف الهرم ))(432)
اندوه نيمى از پيرى است .
در تحقيقات علمى دانشمدان ثابت شده است كه يك قسمت ملاحظه از بيماريهاى نواحى مختلف بدن ، ناشى از هيجانهاى روحى و نگرانى هاى روانى است ، براى درمان اساسى اين قبيل بيماران لازم است در درجه اول به ريشه مرض توجه شود و قبل از معالجات پزشكى و دارويى بايد با نگرانيها و بيقراريهاى جان مبارزه كرد و آنها را از صفحه خاطر بيمار بر طرف نمود.
((هفتاد در صد از بيمارانى كه به پزشكان مراجعه مى كنند در صورتى كه خويشتن را از قيد ترس و نگرانى آزاد سازند مى توانند شخصا خود را معالجه كنند. از جمله مى توان سوء - هاضمه عصبى ، بعضى از زخمهاى معده ، اختلالات قلبى ، مرض به خوابى ، بعضى سر دردها و چند نوع فلج را از آن طبقه دانست .
دكتر ((ژوزف منتاكو)) مولف كتاب ((اختلالات عصبى معده )) نيز نظير همين را مى گويند: ((آنچه مى خوريد باعث فرحه (433) معده نمى شود، بلكه آنچه شما را مى خورد (نگرانى ) موجب پيدايش اين زخم است )) دكتر ((الواريز)) كه در كلينيك ((مايو)) كار مى كند مى گويد: شدت و ضعف زخمهاى معده اغلب نسبت مستقيم با شدت و ضعف درجه هيجانات درونى دارد اين گفته متكى به آزمايش و مطالعه در پانزده هزار بيمارى است كه براى اختلالات معده به كلينيك ((مايو)) مراجعه كرده اند و چهار پنجم آنها اساس و علت طبى براى بيمارى معده خود نداشتند.
ترس ، نگرانى ، حسد، خود پسندى فوق العاده ، عدم لياقت در سازش با محيط، اكثرا علل موثر بيمارى هاى معده و زخمهاى آن مى باشد، زخم معده باعث مرگ شما است ، و مطابق مندرجات مجله ((لايف )) در بين امراض مهم و خطرناك ، رتبه دهم را حائز است .
برادران ((مايو)) كه كلينيك آنها معروفيت فراوان دارد اعلام داشته اند كه نصف بيشتر تختخوابهاى بيمارستانها را كسانى اشغال كرده اند كه گرفتار ناراحتى عصبى مى باشند و مرض آنها از فساد و خراب بودن اعصابشان نيست ، بلكه از هيجانهاى درونى ، محروميت ، تشويش ، نگرانى ، ترس ، عدم موفقين و نااميدى ، سرچشمه ميگيرد...
هم اكنون روى ميزم كتابى از دكتر ((ادوراد پودلسك )) تحت عنوان (جلو نگرانى را بگير و سالم و راحت زندگى كن )) قرار دارد كه فصول بر جسته آن را از اين قرار است : نگرانى با قلب چه ميكند؟ فشار خون از نگرانى بوجود مى آيد، رماتيسم ممكن است از نگرانى باشد، نگرانى چگونه معده شما را ضعيف مى كند؟، نگرانى و غدد درقى ، مرض قند از نگرانى بوجود مى آيد، ((دكتر ويليام ماك گونيگل )) در انجمن دندان پزشكان آمريكا اظهار داشت : نگرانى باعث خرابى و فساد دندان مى شود، و اينطور نطق خود را ادامه داد: هيجانات و احساساتى كه مولد نگرانى و ترس است باعث بر هم خوردن توازن كلسيم بدن شده و دندان را فاسد مى كند))(434)
گفتيم اخلاق ، سرمايه سلامت است ، پس بايد صفات بد را ترك كنيم و خصال نيكوى خود را بسر حد كمال برسانيم قرآن مجيد در مورد تحولها و دگرگونيهايى كه در زندگى افراد پيش مى آيد چنين مى گويد:
((ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم ))(435)
خداوند هيچ گروهى را عوض نمى كند، مگر آنكه آن گروه در خود تغيير و تحولى ايجاد نمايند.
((برگسون فيلسوف فرانسوى مى گويد: وجود يعنى تغيير و تحول ، تحول يعنى رشد و تكامل ، رشد و تكامل يعنى به خلفت خود ادامه دادن ))

اضطرابها را در هم شكنيم ؟ 
اولين تحول ، تحصيل اطمينان و آرامش روان و قلب است .
آرامش قلب و نجات از اضطراب و تزلزل ، در ايمان و اعتقاد به مبدا آفريدگار است .
((الا بذكر الله تطمئن القلوب ))(437)
دلها با ياد خدا آرامش مى يابد.
بشر در مواقع خطير و آنجايى كه نگرانى و اضطراب روح ، به اوج اعلاى خود مى رسد، و هيجانهاى درونى طوفانى بر پا مى كنند و دانش روان شناس ‍ از آرام كردن آن عاجز مى شود قدرت نيرومند ايمان به آن ناراحتى خاتمه مى دهد و روح خود باخته و طوفانى را مطمئن و آرام مى كند ايمان است كه به انسان نيروى اراده مى دهد، ترديد و دو دلى را بر طرف مى كند و راه و مسير پايدارى به انسانها نشان مى دهد خلاصه زندگى با هدف و مقصدى را مى آموزد.
جان بى كايزل مى گويد:
((بى ايمانى بخصوص از اين لحاظ رنج آور است كه دنيا و هر چه را كه در اوس در نظر ما لغو و بيهوده و ناپاديار جلوه مى دهد، در صورتيكه صاحب ايمان در زندگى و آفرينش منظور و مقصودى مى بيند))(438)
فقدان كامل آن در حكم سقوط بشر است ))(439)
شخص با ايمان اگر روزى گرفتار درد و رنج شد، چون اضطراب درونى ندارد، همان اطمينان قلبى در بهبود او كمك مى نمايد.
((دكتر كارل يونك در زوريخ مطب دارد و يكى از روان كاون نامى جهان بشمار مى رود روزى ضمن صحبت مى گفت :
بين هزاران كسانى كه پيش من آمده و از من كمك مى خواهند آنهائى كه به اصولى پايبند مى باشند يا بدين خود ايمان دارند، خيلى زود و سريع معالجه شده و شفا مى يابند))(440)
اعتدال در زندگى 
اگر بگوييم ريشه اساسى علم اخلاق ، اعتدال و ميانه روى است سخن گزافى نگفته ايم ، على (ع ) در اين باره ميفرمايد:
لايرى الجاهل الا مفرطا او مفرطا(441)
انسان نادان هميشه در حال افراد و تفريط است .
در قسمت اول اين كتاب در باره خوردنيها خوانديم : كه زياد خوردن و كم خوردن هر دو مضر است ، اعتدال در خوراك ، اعتدال در ماديت ، اعتدال در معنويت و...
اگر تا امروز تمام نگرانى و انديشه شما صرف اين شده است كه از جهات مادى پيشرف كنيد، اكنون وقت آن رسيده است تا بخود بپردازيد، و وسيله اى براى تكامل روح خود بجوييد.
اگر عادت به تنهايى داشتيد و هميشه منزوى و گوشه نشين بوده ايد سعى كنيد وسايلى بدست آوريد تا بيتشر مردم را ملاقات كرده و با آنها معاشرت و آميزش داشته باشيد.
اگر پر گو هستيد عادت كنيد كمتر حرف بزنيد و بيشتر گوش بدهيد.
اگر استاد و فيلسوف هستيد و همه شاگرد شما بوده اند و به آنچه نميدانيد و تاكنون معلومات آنرا نيندوخته ايد شروع به تحصيل و آموختن كنيد.
اگر آن قدر معاشرتى بوده ايد كه فرصت تفكر نداشته ايد كمى انزوا اختيار كنيد و چند دقيقه اى را براى فكر كردن بگذاريد.
اگر خيلى با احتياط و محافظه كار هستيد به كارى دست بزنيد كه آنرا خلاف احتياط و برنامه خودتان تشخيص ميداديد.
اگر كارهاى يكنواخت داريد، براى چند روز ترتيب ديگرى به آنها بدهيد تا از صورت اوليه خارج شوند.
شخصيت معتدل  
از جهت روانى اگر آدم مستعد و خيلى مقراراتى هستيد شخصيت خودتان را معتدل نمائيد، و روحيه ميانه روى را انتخاب نماييد. روحيه معتدل روحيه اى نرم و ملايم و انعطاف پذير است . و اگر هم خيلى كم رو و كم حرفيد و پذيرياى هر مدام و عقيده اى هستيد خود را به طرف اعتدال بياوريد، بيشتر فكر كنيد و با برنامه باشيد.
فعاليت معتدل و بودجه معتدل
كليد يك زندگى معتدل ، رژيم غذايى معتدل ، احساسات معتدل ، بودجه و در آمد معتدل است تا حدودى در مورد رژيم غذايى اسلام ، از نظر مقدار غذا، و چگونگى خوراكها، بحث شده و اما بودجه معتدل ، فعاليت و كار معتدل مى خواهد، بدون زحمت و كار، در آمد نيست و بدون در آمد هيچ چيز فراهم نمى شود.
حضرت صادق (ع ) ميفرمايد:
((با هشام ان رايت الصفين قد التقيا فلا تدع طلب الرزق فى ذلك اليوم ))(442)
اگر روزى را ببينى كه سربازان در ميدان كارزار از دو طرف در مقابل يكديگر صف كشيده اند و با مشتعل شدن آتش جنگ ، نگرانى و وحشت ، همه جرا را فرا گرفته است تو در همان روز از انجام كار و طلب روزى باز نايست ، و در همان شرائط سخت و دشوار براى به دست آوردن معاش كوشش كن .
حفظ آبرو، عزت و مقام در ميان دوستان و اقوام و خويشان ، عمر طولانى بدون دغدغه فكر و اضطراب مربوط به كار خوب و در آمد از مسير صحيح است .
امام هفتم (ع ) مى فرمايد:
((طوبى لمن اسلم و كان عيشه كفافا))(443)
خوشا به حال كسى كه اسلام بياورد و در آمدش براى معاش او كافى باشد.
بعضى از مردم ، برنامه ميانه روى اسلامى را نداشته اند و خيال مى كنند دينى يعنى انزوا، گوشه نشينى ، ترك دنيا، ترك مال و كوبيدن همه اميال نفسانى ، در صورتى كه پيشوايان دينى ما اين طور نفرموده اند و خود نيز چنين نبوده اند.
امام صادق (ع ) مى فرمود:
((لا خير فيمن لا يحب جمع المال من حلال يكف به وجهه و يقضى به دينه و يصل به رحمه ))(444)
كسيكه علاقه به جمع مال حلال ، به منظور حفظ آبرو، پرداختن بدهى و رسيدگى به خويشان ، ندارد، خيرى در او نيست .
يك قسمت از فسادهاى اجتماعى ، مانند دزدى ، تقلب ، دورغ و خصومتها بواسطه فقر است ، فقر است كه مانند موريانه از درون ، دل و انديشه انسان را مى خورد و عامل بسيارى از اينهمه مفسده ها و بدبختيها است .
قال على لولده الحسن (ع ): لا تلم انسانا يطلب قوته فمن عدم قوته كثرت خطاياه ))(445)
على (ع ) به امام حسن (ع ) فرمودند: كسى كه به دنبال روزى مى رود نبايد مورد ملامت قرار گيرد، زيرا آن كس كه بدون قوت و غذا باشد لغزشهايش ‍ بسيار است .
البته قبلا تذكر داديم ، كه فعاليتهاى نسنجيده و زياد، كه فرصت و فراغتى براى آسايش و فكر و بدن نگذارند پسنديده نيست و چنين كسى از اعتدال بجانب زياده روى گراييده است .
احساسات معتدل  
از آنجا كه هر چيز بايد در سايه اعتدال باشد هيجانها، دوستيها، محبت ها، عشق ها، همه بايد تعادل خود را حفظ كنند.
ازدواج
يكى از احساسات دوران عمر، احساس نياز به زناشوئى است .
طبعا هر بشر به حكم غريزه اى كه در نهاد او نهفته است خواهان زندگى است ، زندگى با همسر خود. هر دختر و پسر بالغى بدون اينكه كسى به آنها بگويد يا در اين قسمت معلمى داشته باشند خواهان جنس مخالف اند و اين همان غريزه است كه در وقت مخصوص خود بروز و ظهور مى كند.
بعضى خيال مى كنند كه اگر سر تا سر زندگى را آرام و ساكت بگذارند و ازدواج نكنند، عمر شان بيشتر مى شود و نيروهاى خود را هم ضمنا حفظ نموده ان ، ولى اين گروه ندانسته به جنگ فطرت و خلقت رفته اند، و معلوم است كه با شكست مواجه مى شوند، شكستهايى كه از مجرد زيستن پيدا مى شود جنبه هاى مختلف دارد. ما به مناسبت بحث كتاب فقط به جنبه هاى جسمى و ضررهايى كه از آن جهت بر بدن وارد مى شود اشاره مى كنيم :
((اگر شما ازدواج كرده ايد و يا زن و يا شوهر اختيار نموده ايد بايد دوباره عاشق همسر خود بشويد. اگر ازدواج نكرده ايد و همين طور اجاق خانواده خود را كور نگهداشته ايد بخاطر مردان و زنانى كه ازدواج كرده اند و داراى زندگى طولانى مى شوند و بيش از مردان و زنان مجرد عمر مى كنند، زيرا احساسات و هيجانات خود را متعادل مى سازن و اصول زندگانى خود را مرتب و منظم كرده و همچنين غذاى خود را به طور مرتب و منظم مى خورند))(446)
گفتيم احساسات غير متعال غير از توليد اضطراب و هيجانهاى بيجا اثرى ندارند، و به همين آثار سوء بر روى بدن و جسم كاملا آشكار مى گردد.
((امروز در علم طب ثابت شده است كه رشد بيمارى سرطان بستگى كامل به عواطف و احساسات مريض دارد و اگر بيمارى ، بتواند اين عواطف گسسته شده را فورا تسخير كرده و بجاى ديگر مثلا علاقه به ادامه زندگى بچسباند رشد در بدن او متوقف مى شود و سالها بيمار زنده خواهد بود، و اگر بر عكس موفق به تسخير آن نشود بيمارى به سرعت پيشرفت كرده و او را خواهد كشت ))(447)
ما با صرفنظر از جنبه هاى اخلاقى و اجتماعى ، وقتى به دستورات اسلام در باره ازدواج مى نگريم و مى بينيم سفارش اسلام در اين موضوع شامل همه جهات است ، اسلام ازدواج را يكى از عوامل سعادت مردم دانسته است :
عن الصادق (ع ): من سعادة المراة الصالحة و المسكن الواسع ...(448)
امام ششم فرمودند از سعادتهاى مرد داشتن زن نيكو كار و خانه وسيع و... است .
در اينجا طبعااين سئوال پيش مى آيد كه بهار ازدواج چه وقت است ؟ بهار يعنى زيبائى ، قشنگى ، نيرو، قدرت ، هيجان و طراوت
بنابراين بهار ازدواج دوران جوانى و ابتداى آن اوائل جوانى است .
ازدواجهاى دير علاوه بر فسادهاى اجتماعى و اخلاقى ، عقده ها و اضطراباتى ايجاد مى كند كه انسان از دست آنها ممكن است جان سالم بدر نبرد.
((در گذشته كه دختران زود به خانه شوهر مى رفتند و در اول جوانى داراى چندين فرزند مى شدند سرطان پستان خيلى كمتر از امروز بوده ، و هم اكنون در كشور هايى مثل ژاپن كه دختران را زود شوهر مى دهند و بچه هاى خود را مادر شير مى دهد سرطان پستان خيلى كم است و در كشورهاى اروپا نيز اين بيمارى مخصوص زنانى است كه اساسا شوهر نكرده و يا دير شوهر كرده اند و يا بچه دار نشده و يا كودك خود را شخصا سير نداده اند))(449)
البته ازدواجى كه سعادت هر دو طرف را تامين كند بايد داراى شرائط و خصوصياتى باشد، يعنى اصولا هر كارى بايد با فكر و دقت و شرائط مخصوص به خود انجام گيرد، و در غير اينصورت به جاى سعادت شقاوت و بدبختى مى آورد.
اولين شرط ازدواج ، تناسب اخلاقى و فكرى دو همسر است ، البته در دستورهاى اسلامى آمده كه پسر و دخترى كه با يكديگر قصد ازدواج دارند لازم نيست حتما قوم و خويش و يا اهل يك شهر و بخش و استان باشند بلكه اگر نسبت خويشاوندى نداشته باشند بهتر است ، و اگر از نظر شهر دورتر باشند نيز بهتر مى باشد ولى تناسب ايده اى و اخلاقى بين آن دو حتما لازم خواهد بود.
شرط دوم ، احترام متقابل دو همسر به يكديگر است ، هر دو يكديگر را شريك شادى و غم بدانند، و در امور هم تبانى و مشورت نمايند، و كارها را بدلخواه يكديگر تقسيم كنند.
مرد نبايد به زن خود بچشم يك برده نگاه كند و در مقابل ، زن نيز نبايد مرد را مانند نوكر و غلامى خطاب نمايد، چندى پيش در يكى از شهرهاى كشورمان مرد موجهى در حمام منزل خود بوسيله تيغ ، رگهاى بدن خودش ‍ را بريده و بدين وسله خودكشى كرده بود.
در نامه كه از او بجاى ماند سبب خودكشى را چنين نوشته بود:
خودشكى من بواسطه هتاكى ها و جسارتها و تحقيرهايى بود كه همسرم در مجامع عمومى و در انظار مردم نسبت به من روا مى داشت سومين شرط يك ازدواج مطلوب ، ترك عصبانيت و خشونت است و اصولا در زندگى اگر به جاى سختيرگيهاى بى مورد، گذشت از هم و به جاى خشونتها و لطفها، خنده ها بذله گوييها باشد هيچوقت چنين زن و شوهرى پير نمى شوند ممكن است اين عادت را انسان براى خود ايجاد كند و كم كم آنرا توسعه بدهد.
چهارمين شرط، وظيفه مرد است ، كه از زنان ديگر پيش همسر خود تعريف نكند زيرا اين تعريفها براى همسرش عقده اى ايجاد مى كند، كه ممكن است سر چشمه اختلافها گردد.
دوستيهاى معتدل  
يك زندگى مسرت بخش بدون يار و ياور، و بدون دوست و رفيق ميسر نيست ، و در حقيقت بنى آدم همه اعضاى يكديگرند، اگر كسى انزوا طلب شد و حساب خود را از مردم و حساب را از خودش جدا كرد بجنگ فطرت و طبيعت رفته و نشايد كه نامش نهند آدمى . على (ع ) مى فرمايد:
اعجز الناس من عجز عن اكتساب الاخوان و اعجز منه من ضيع من ظفر به منهم (450)
ناتوانتزين مرد كسى است كه از بدست آوردن دوست ، ناتوان باشد و از او ناتوان تر آن كسى است كه دوست قديمى خود را از دست بدهد.
ولى زياده روى در دوست يابى نيز سبب بى نظمى زندگى است ، آنكس كه دوستانش به قدرى زيادند كه فرصت كار، زندگى ، مطالعه ، استراحت و خواب را از وى سلب كرده اند ميزان تعادل را از دست داده و نمى تواند روان آرامى داشته باشد.
در برنامه دوستى متعادل بايد بعضى ساعات خود را در اجتماع باشيم ، و در بعضى ديگر منزوى ، زيرا در انزوا و در كنج فراغت است كه انسان مى تواند برنامه هاى خود را مرتب كند، و به حساب كارهاى خود برسد، كارهاى خود را بسنجد كه كدام خوب و كدام بد بوده است تا فرداى آن روز بر خوبيهايش بيفزايد و از بديهايش بكاهد.
تفريحات معتدل  
زندگى با نشاط، بدون تفريحات سالم ميسر نيست تفريحات مخصوصا براى آنان كه سرو كراشان بيشتر با فكر و مغز است لازم تر است ولى بطور كلى هر كس نسبت به كار و پيشه اى كه دارد بايستى تفريح متناسبى هم داشته باشد.
يكى از اقسام تفريحات سالم ، ترك كردن كار يكنواخت است ، حتى همان كشاورزى كه هميشه در هواى آزاد و آرام زندگى ميكند، از اين زندگى يكنواخت خسته مى شود و تفريح او گردش و مسافرت در يكى از شهرها است تا بدين وسيله تغيير و تحولى در زندگى خد بدهد.
افرادى كه درس مى خوانند و مشغول تحصيل علم و دانش هستند ممكن است از اين كار يكنواخت خود خسته شوند، اما اگر در ضمن تحصيل ، مثلا در منزل ، باغچه اى داشته باشند و روزى چند دقيقه مسير كار را عوض ‍ كنند، گلهاى باغچه خود را كود بدهند، ديگر از درس و تحصيل خود احساس خستگى نمى كنند و از زندگى روزانه خود لذت بيشترى مى برند.
و نيز كارمند يك موسسه يا اداره كه روزها را مراجعين زيادى سرو كار دارد و از كار روزانه خسته مى شود مى تواند سر گرميهايى در منزل براى خود درست كند مثلا ميتواند پرنده كوچكى را در خانه تربيت كند، از خانه ساختن و لانه درست كردن آن لذت ببرد، از آنكه اين پرنده كوچك از جوجه هاى خود پذيرايى مى كند و به آنها آب و دانه مى دهد در ضمن تعجب ، لذت بيتشرى از زندگى خود خواهد برد.
ورزش  
ورزش كه خود براى جسم بسيار ضرورى و لازم است يكى از تفريحات سالم به حساب مى آيد، البته ورزش هر كس بايد متناسب با وضع مزاج و كار او باشد ورزشهاى سنگين براى افراد ابتدايى يا ضعيف ، رنج آور است ، ولى يكى از بهترين ورزشها راهپيمايى است ، راهپيمايى و قدم زدن براى همه مفيد است و بهتر آن است كه صبحهاى خيلى زود را براى اين ورزش ‍ انتخاب كنيم .
ضمنا كسى كه مى خواهد يك برنامه سالم براى يك زندگى سالم داشته باشد، شبها را بايد زودتر به استراحت بپردازد تا صبح زوتر به تواند از خواب بر خيزد، و از هواى آزاد و صفاى صبح بيشتر بهره مند گردد.
آنوقتى كه تاريكيهاى شب مى خواهد با روشنى روز مخلوط گردد و كم كم هوا روشن تر شود براى تفريح ، راهپيمايى را انتخاب كنيد، زيرا در اين فرصت سر و صداها كمتر است ، اكسيژنت هوا بيش از ساير اوقات است ، رفت و آمد و گرد و كثافات و دود در آن وقت نيست ، شما كم كم و آهسته قدم بر داريد، به نزديك دامنه كوه يا تپه و بلندى كه در اطراف شهر است برويد و از آنجا طلوع خورشيد را ببينيد، خورشيد نورانى كه چشمان ما در ميان روز قدرت ديدن آن را ندارد، صبح زود چقدر ضعيف و كم نور است ، چقدر زيبا و قرمز است ، صبح زود به غير اراده دايره كوچكى نيست سپس ‍ ببينيد در مدتى كمتز از قدم زدن شما چقدر قوى و نورانى مى شود، ديدن منظره خورشيد در آن هوا و در آن صبح به شما نيرو مى دهد، افكار شما را عوض مى كند و اعصاب خسته شما احساس آرامش مى نمايند.
شنا 
اگر تا بحال شنا كرده ايد و آنرا ياد گرفته ايد، خود را داخل يكى از بهترين ورزشها نموده ، و از مفيدترين و لذيذترين تفريحات سلام بهره مند شده ايد، و اگر تا بحال شناورى را ياد نگرفته ايد، در صد آموختن آن برآييد.
شنا علاوه بر آنكه يكى از ورزشهاى خوب شمرده مى شود لذت آفرين است ، مخصوصا اگر در آبهاى سرد سرچشمه انجام شود، زيرا آبهاى سرد يكى از موثرترين عوامل تقويت اعصابند.
شما اگر زود به زود در فصل زمستان دچار زكام و سرما خوردگى مى شويد در فصل تابستان بدن خود تان را به وسيله شنا و آب تنى با اب سرد عادت بدهيد يقين بدانيد كه ديگر كمتر دچار آن بيمارى خواهيد شد زيرا بدنتان در مقابل سرما مصونيت مخصوصى پيدا مى كند.
بسيارى از جانوران و پرندگان و بطور كلى حيوانات علاقه به آب و آب تنى دارند، و خداوند به صورت غريزه اين كار مفيد را به آنها آموخته و در نهادشان قرار داده است و مثل گنجشك و كبوتر و بلبل كه در خشكى زندگى مى كند و مانند مرغابى و غاز شناگر مخصوص آب نيستند در مواقع مخصوصى به دنبال آب ميروند، هر جا آب مناسبى ديدند، به آب تنى مى پردازند.
اسب ، شناور بسيار خوبى است ، و اگر اسبى در چرا گاهى آزاد بچرد، بحكم غريزه به دنبال آب مى رود و در جاى مناسب ، آب تنى ميكند.
سگ نيز بسيار و سريع شنا ميكن ، در روزهاى گرم تابستان گاهى دو ساعت بعد از آبتنى در ميان آب روى صخره سنگى كه در وسط آب قرار گرفته مى خوابد بطوريكه فقط سرش از آب بيرون است .
پس حيوانات هم از اين نعمت رايگان الهى بهره مى برند.
اسب سوارى 
اسب سوارى نيز يكى از ورزشهاى مفيد و تفريحات لذت بخش است .
سوار شدن بر اسب چنان نيرويى به شما مى دهد كه هر چه خستگى و اندوه داشته ايد فراموش خواهيد كرد، نشاطى كه از اسب سوارى پيدا مى شود كمتر از نشاط و نيرويى كه از شناورى به وجود مى آيد نمى باشد.