* امام رضا عليه السلام :اِثنانِ عَليلانِ أَبَدا : صَحيحٌ مُحتَمٍ و َعَليلٌ مُخَلِّط؛دوگروه هميشه مريضند، سالمى كه پرهيز میكند و مريضى كه پرهيز نمیكند. فقه الرضا ص 340 * * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409

باب اول : در بيان آداب جامه : و كفش پوشيدن

باب اول : در بيان آداب جامه : و كفش پوشيدن

باب اول : در بيان آداب جامه : و كفش پوشيدن 
فصل اول : درفضيلت تجمل و زينت كردن  
بدانكه موافق احاديث معتبره بسيار زينت كردن و جامه هاى پاكيزه و فاخر پوشيدن هرگاه از حلال بهم رسد و مناسب حال او باشد سنت است و موجب خوشنودى پروردگار است و اگر ازحلال بهم نرسد بهر چه ميسرشود بايد قناعت نمايد. وتحصيل زيادتيهاى لباس رامانع عبادت الهى نگرداند واگر حقتعالى روزى را براو فراخ گرداند، درخور آن بخورد و بپوشد وصرف نمايد وبه برادران مؤ من بدهد.
و اگر روزى بر او تنگ شود قناعت نمايد و بحرام و شبهه خود را آلوده نكند، چنانچه در حديث معتبر از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول استكه هرگاه خدا نعمتى به بنده خود كرامت فرمايد و اثر آن نعمت بر او ظاهر شود او را دوست خدامينامند وياد كننده نعمت پروردگار خواهد بود. و اگر براو ظاهر نشود او را دشمن خدا مينامند و تكذيب كننده نعمت پرودگار خواهد بود.
و در حديث ديگر از آنحضرت منقول است كه هرگاه حق تعالى نعمتى ببنده كرامت فرمايد دوست ميدارد كه اثرآن نعمت را براو ببيند.
از حضرت اميرالمؤ منين صلوات الله عليه منقول است كه از براى برادر مؤ من خود زينت كنيد چنانچه براى بيگانه زينت كنيد كه خواهيد شما را به خوش ترين هيئتى بيند.
وبسند معتبر منقول است كه حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام در تابستان بر روى حصير مى نشستند و در زمستان بر روى پلاس و در خانه جامه هاى گنده ميپوشيدند و چون بيرون ميآمدند براى مردم زينت ميكردند.
واز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حقتعالى زينت و اظهار نعمت را دوست ميدارد و ترك زينت و اظهار بدحالى را دشمن ميدارد و دوست ميدارد كه اثر نعمت را در بنده خود ببيند باينكه جامه خود را پاكيزه كند و خودرا خوشبو دارد، وخانه را نيكو دارد و ساحتهاى خانه را بِروبَد حتى آنكه چراع پيش از فرو رفتن آفتاب روشن كردن فقر را زايل ميكند و روزى را زياد ميكند.
واز حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه حقتعالى جمعى را خلق كرده است كه براى شفقت برايشان دنيا را تنگ كرده است و برايشان محبت دنيا را از ايشان برداشته است پس بسوى آخرت كه حقتعالى ايشان رابسوى آن خوانده راغب گرديده اند و بر تنگى معاش و مكروهات دنيا صبر ميكنند و مشتاقند بآنچه نزد خدا است از كرامت ابدى و جان خود را در رضاى خدا درباخته اند و آخر كار ايشان شهادت است پس چون بنشاءه آخرت روند حق تعالى از ايشان خوشنود باشد و ميدانند كه مرگ راهيست كه همه را در پيش است پس توشه براى آخرت خود اندوخته اند و طلا و نقره جمع نكرده اند وجامه هاى گنده مى پوشند و بقوت ضرورى قناعت مينمايند وزيادتيها را در راه خدا ميدهند كه توشه آخرت ايشان باشد و از براى رضاى خدا با نيكان دوستى ميكنند و از براى خدا با بدان دشمنى مى نمايند، ايشانند چراغهاى راه هدايت وايشانند متنعم بنعيم آخرت .
يوسف بن ابراهيم گويد كه بخدمت حضرت ابى عبداللّه عليه السلام رفتم و جامه هاى خزپوشيده بودم ، پرسيدم كه : چه ميفرمائيد درجامه خز؟ فرمود كه باكى نيست بدرستيكه چون حضرت امام حسين عليه السلام شهيد شد جامه خز پوشيده بود و چون حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام عبداللّه بن عباس را فرستاد كه با خوارج نهروان سخن گويد بهترين جامه هاى خود راپوشيد و به بهترين بوهاى خوش خود را خوشبو كرد و بربهترين اسبان سوار شده و بنزد ايشان رفت ، گفتند: تو از بهترين مردمى چرا لباس جباران را پوشيده و براسبان ايشان سوار شده ؟ عبداللّه بن عباس اين آيه را خواند قُلْ مَنْ حَرّمَ زينَةَ اللّهِ اَلتى اَخْرَجَ لِعِبادِهِ والطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزقِ يعنى بگويا محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه كى حرام كرده است زينتى را كه خدا براى بندگانش بيرون آورده است و روزيهاى طيب و نيكو را، پس حضرت فرمود كه جامه هاى نفيس بپوش و زينت كن كه خدا نيكو است و نيكو را دوست دارد، امابايد كه از حلال باشد.
ودر حديث معتبر وارد شده است كه سفيان ثورى كه از مشايخ صوفيه است بمسجد الحرام آمد ديد كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام نشسته و جامه هاى پرقيمت نيكو پوشيده است ، گفت واللّه بروم و او را براين جامه هاى سرزنش كنم پس نزديك آمد، و گفت : اى پسر رسولخداصلّى اللّه عليه وآله سلّم والله كه پيغمبر چنين جامه اى نپوشيده و هيچ يك از پدرانت چنين جامه ها نپوشيده اند.
حضرت فرمود: كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در زمانى بودند كه روزى بر مردم تنگ بود، امروز برمردم روزى فراخ است سزاوارترين مردم بصرف كردن نعمتهاى خدا نيكانند، پس اين آيه را خواند كه گذشت و فرمودند كه ما سزاوارترين مردميم بتصرف كردن در آنچه خدا عطا كرده است . اى ثورى اين جامه را كه مى بينى براى مردم پوشيده ام پس دامن جامه را بالا كردند وباو نمودند جامه گنده بود كه در زير پوشيده بودند و فرمودند كه اين جامه گنده را براى خود پوشيده ام واين جامه هاى نيكورا براى مردم ، پس دست زدند و جامه بالاى سفيان را دور كردند او در زير جامه گنده جامه نازكى پوشيده بود، فرمودند كه جامه پائين را براى لذت نفس خود پوشيده و جامه بالا را براى فريب دادن مردم پوشيده اى .
ودر حديث معتبر از عبداللّه بن هلال منقول است كه گفت : عرض كردم بخدمت حضرت امام رضا عليه السلام كه چه بسيار خوش ميآيد مردم را از احوال كسى كه طعامهاى بدمزه و ناگوار ميخورد و جامه هاى گنده ميپوشد واظهار شكستگى و خشوع مينمايند، فرمود كه : مگر نميدانى كه حضرت يوسف پيغمبر و پيغمبرزاده بود و قباهاى ديبا طلاباف ميپوشيد، وبر مجالس آل فرعون مى نشست و حكم درميان مردم ميكرد مردم را بالباس او كارى نبود، واز او عدالت در حكم ميخواستند. امام مى بايد كه آنچه گويد راست گويد و هرگاه وعده كند وفا كند، وحكم بعدالت كند. خدا حلال را بركسى حرام نكرده است واندك و بسيارحرام را حرام كرده است پس خواندند اين آيه را كه : قُلْ مَنْ حَرَّمَ زينَةَ اللّهِ و بسيارى از اخبار مناسب اين فصل را در كتاب عين الحيوة ايراد نموده ام .
فصل دوم : دربيان جامه هائيكه حرام است پوشيدن آنها 
بدانكه مردان را جامه حرير محض پوشيدن و جامه طاباف پوشيدن حرام است ، و احوط آنست كه عرقچين و كيسه و چيزهائى كه عورت را با آن نتوان پوشيد هم از حرير نباشد. و باز احوط آنست كه اجزاى جامه مانند سجاف ، حرير نباشد. وبهتر آنست كه چيزى كه با ابريشم مخلوط كنند يا پشم يا كتان يا ريسمان باشد و اولى آنست كه بقدر ده يك يا زياده باشد و اگر مجموع تار يا مجموع پود غيرحرير باشد، بهتر خواهد بود. و بايد كه پوست حيوان مرده نباشد هرچند كه دباغى كرده باشند بنا بر اشهر بين الاصحاب ، پوست حيوانى چند كه قابل تذكيه نيست نباشد، در نماز بايد كه پوست و پشم و مو وشاخ و دندان و ساير اجزاى حيوانى كه گوشتشان حرام است نباشد، در سمور و سنجاب و خزى كه الحال معروف است خلاف است و احوط اجتباب است اگر چه اظهر در خزى و سنجاب آنست كه نماز در آنها جايز است و بهتر آنستكه در جامه اى كه در زير آن جامه ها يا در بالاى آنها پوشيده باشند نماز نكنند، مبادا موئى چسبيده باشد. و بهتر آنست كه ولى ، اطفال غيربالغ را نيز منع نمايد از پوشيدن حرير و طلا.
بسند معتبر منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بحضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود كه : يا على انگشتر طلا در دست مكن كه زينت تست در بهشت ، جامه حرير مپوش كه آن پوشش تست در بهشت .
در حديث ديگر فرمود كه : جامه حرير مپوش كه حق تعالى بسبب اين در قيامت پوستت را بآتش ميسوزاند.
از حضرت صادق عليه السلام پرسيدند كه جايز است مرد را كه اهل خود را بطلا زينت كند؟ گفت : بلى زنان و كنيزان را اما پسران رانه .
در حديث ديگر وارد است كه ، آن حضرت فرمود: كه پدرم امام محمد باقر عليه السلام فرزندان و زنان خود را بزيور طلا و نقره زينت ميفرمود، و باكى نيست و ممكن است كه مراد از فرزندان دختران باشند واحتمال دارد كه شامل پسران نابالغ هم باشد و احوط اجتنابست .
فصل سوم : درپوشيدن پنبه و كتان و پشم 
يهترين جامه ها جامه اى است كه از پنبه بافته باشند و بعد از آن كتان است ،و جامه پشمينه را هميشه پوشيدن و لباس خود قرا دادن كراهت دارد، اما گاهى از براى قناعت يا دفع سرما پوشيدن بد نيست . چنانچه بسند معتبر از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه بپوشيد جامه پنبه را كه آن پوشش رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم است و پوشش ما اهلى بيت است . حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم جامه مو و پشم نمى پوشيد مگر از براى علتى .
در حديث معتبر ديگر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه نبايد پوشيد جامه مو و پشم مگر از براى عذرى .
در روايت ديگر از حسين بن كثير منقول است كه حضرت صادق عليه السلام را ديدم كه پيراهن گنده پوشيده و جامه پشمينه بر بالاى آن پيراهن گنده پوشيده ، گفتم فداى تو شوم مردم كراهت دارند از پوشيدن جامه پشمينه ، حضرت فرمود كه : پدرم ميپوشيد و حضرت امام زين العابدين عليه السلام ميپوشيد و هرگاه به نماز مى ايستادند گنده ترين جامه ها را مى پوشيدند و ما نيز چنين ميكنيم .
از حضرت رسول صلّى اللّه وعليه وآله وسلّم منقول است كه فرمود: پنج چيز است كه تا مردن ترك نميكنم ، بر روى زمين با غلامان چيز خوردن ، وبر الاغ جل دار سوار شدن ، بز را بدست خود دوشيدن ، وسلام بر اطفال كردن ، جامه پشمينه پوشيدن .
وجه جمع ميان اين احاديث آنست كه اگر پوشيدن شال را زى خود قرار دهند، بر آن ممتاز شوند از ديگران مذموم است اما اگر گاهى براى قناعت يا شكستگى يا دفع سرما بپوشند قصور ندارد و مؤ يد اين معنى است آنچه در حديث ابوذر غفارى وارد شده است كه ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه در آخرالزمان گروهى بهم رسند كه جامه پشمينه در تابستان و زمستان بپوشند و گمان كند كه ايشان را به اين سبب بر ديگران فضلى و زيادتى هست ، آن جماعت را لعنت كنند ملائكه آسمانها و زمينها.
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه كتان از پوشش پيغمبران است و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه پوشيدن كتان بدن را فربه ميكند، در حديث ديگر منقول است كه حضرت على بن الحسين عليه السلام جامه خز بهزار درهم يا پانصد درهم ميخريدند و در زمستان مى پوشيدند و چون زمستان ميگذست ميفروختند و قيمتش را تصدّق ميفرمودند.
فصل چهارم : در بيان رنگهائيكه در جامه سنت يا مكروه است  
بهترين رنگها در جامه سفيد است و بعد از آن زرد و بعد از آن سبز و بعد از آن سرخ نيمرنگ و كبود وعدسى ، مكروه است سرخ تيره خصوصا در نماز و پوشيدن جامه سياه كراهت شديد دارد در همه حال ، مگر در عمامه و عبا و موزه و اگر عمامه و عبا هم سياه نباشد بهتر است .
در چند حديث معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه بپوشيد جامه سفيد كه آن نيكوتر و پاكيزه ترين رنگها است ، و مرده هاى خود را در آن كفن كنيد.
از حضرت صادق عليه السلام مرويست كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام در اكثر اوقات جامه سفيد ميپوشيدند. و حفص مؤ ذن روايت كرده است كه ديدم حضرت امام جعفرصادق عليه السلام را در ميان قبر و منبر نماز ميكردند، و جامه زردى برنگ بِهْ پوشيده بود.
در حديث حسن از زراره منقول است كه حضرت امام محمد باقر عليه السلام بيرون آمدند جبِه خزِ زرد و عمامهِء زرد و رادء خزِ زرد پوشيده بودند.
در حديث معتبر منقول است كه حكم بن عتبه بخدمت حضرت امام محمد باقر عليه السلام رفت ، ديد كه جامه سرخ تيره كه بگل كافشه رنگ كرده بودند پوشيده است ، حضرت فرمودند كه در اين جامه چه ميگوئى ؟ حكم گفت كه : چه گويم در چيزى كه شما پوشيده باشيد اما جوانان شوخ كه درميان ما اين جامه را ميپوشند، ما ايشانرا عيب ميكنيم . حضرت فرمود كه زينت خدا را كى حرام كرده است ، بعد از آن فرمود كه باين سبب اين جامه راپوشيده ام كه تازه داماد شده ام .
در حديث حسن از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه جامه سرخ تيره پوشيدن كراهت دارد مگر براى نوداماد.
در حديث معتبر از يونس منقول است كه حضرت امام رضا عليه السلام را ديدم كه طيلسان كبود پوشيده بودند. و از حسن زيّات منقول است كه ديدم حضرت ابيجعفر عليه السلام را كه جامه برنگ گل سرخ پوشيده بودند. و محمد بن على روايت كرده است كه حضرت امام موسى عليه السلام را ديدم كه جامه عدسى پوشيده بودند. واز ابى العلا منقول است كه حضرت صادق عليه السلام را ديدم كه در حال احرام برد يمنى سبزى پوشيده بودند.
از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه جبرئيل در روز آخر ماه مبارك رمضان بر حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نازل شد بعد از نماز عصر چون به آسمان رفت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فاطمه را طلب فرمود كه شوهر خود على را بطلب ، پس چون حاضر شدند حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام را در جانب راست نشانيد و دستش را گرفت و بردامن خود گذاشت و حضرت فاطمه را در جانب چپ نشانيد را گرفت و بر دامن خود گذاشت پس فرمود كه : ميخواهيد شما را خبردهم به آنچه جبرئيل مرا به آن خبر داد؟ گفنتد:بلى يا رسول اللّه ، فرمود كه : جبرئيل گفت كه در قيامت من در جانب راست عرش خواهم بود و خداى تعالى دو جامه بمن پوشاند يكى سبز و ديگرى سرخ برنگ گل ، تو يا على در جانب راست عرش باشى و دو جامه چنين در تو پوشانند پس راوى عرض كرد كه مردم رنگ سرخ چنين را مكروه ميدانند حضرت فرمود كه چون خدا حضرت عيسى را بآسمان برد دو جامه چنين بر او پوشانيد.
و بسند معتبر از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه شخصى از حضرت صادق عليه السلام پرسيد كه در كلاه سياه نماز بكنم ؟ فرمود كه درآن نماز مكن كه لباس اهل جهنم است .
از حضرت رسول منقول است كه مكروه است سياه مگر در سه چيز در موزه و عمامه وعبا.
فضل پنجم : در بعضى از آداب جامه پوشيدن  
جامه هاى دراز پوشيدن و آستين جامه را دراز كردن و جامه را از روى تكبربر روى خاك كشيدن مكروه و مذموم است .
از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام رفت ببازار و سه جامه براى خود خريد بيك اشرفى پيراهن را تا نزديك بند پا ولنگ راتانيمه ساق وردا را از پيش تاپستان و از عقب تا پائين تر از كمر پس دست به آسمان برداشت و پيوسته حمد الهى مينمود بر اين نعمت تا بخانه باز گشت .
حضرت صادق فرمود كه جامه آنچه از غوزك پا ميگذرد در آتش جهنم است .
از حضرت موسى كاظم عليه السلام منقول است كه حقتعالى به پيغمبرش فرمود كه وَثيابَكَ فَطَهِّرْ كه ترجمه لفظى اش آنست كه جامه هاى خود را پس پاك گردان حضرت فرمود كه جامه هاى آن حضرت پاك بود وليكن مراد الهى آنست كه جامه را كوتاه كن كه آلوده نشود.
روايت ديگر يعنى بردار كه بزمين كشيده نشود.
در روايت حسن از حضرت باقر عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم شخصى را وصيت فرمود زينهار كه پيراهن و ازار خود را بلند مياويز كه اين از تكبراست و خداتكبر را دوست نميدادر.
در حديث معتبر منقول است كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام چون پيراهن مى پوشيدند آستين را ميكشيدند آنچه از سرانگشتشان ميگذشت ميبريدند.
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به ابوذر فرمود كه هر كه از روى تكبر جامه اش را بزمين كشد حقتعالى در قيامت نظر رحمت باو نفرمايد و ازار مرد تا نصف ساق است و تا بند پا هم جايز است و زياده در آتش است .
فصل ششم : در پوشيدن لباسى كه مخصوص زنان يا كافران باشد
حرام است مردان را پوشيدن لباسى كه مخصوص زنان باشد مانند لچك و مقنعه و نيمتنه و همچنين حرام است زنان را پوشيدن لباسى كه مخصوص مردان باشد مانند كلاه وقبا وعمامه و هيچ يك را جايز نيست پوشيدن لباسى كه مخصوص كافران باشد مانند زنار و كلاه هاى فرنگى .
از حضرت امام محمد باقر منقول است كه جايز نيست زنان را كه شبيه بمردان شوند زيرا كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم لعنت كرد مردانى را كه شبيه به زنان شوند و لعنت كرد زنانى را كه شبيه بمردان شوند.
از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام مرويست كه خداى عزوجل وحى فرمود پيغمبرى از پيغمبرانش كه بگو بمؤ منان كه نپوشيد جامه هاى دشمنا مرا و نخوريد طعامهاى دشمنان مرا و بمسلك دشمنان من سلوك ننمائيد كه ايشان نيز مانند آنها دشمنان من خواهند بود.
فصل هفتم : دربيان عمامه بستن  
عمامه بر سربستن سنت است و با عمامه تحت الحنك بستن سنت است و يكطرف عمامه را از پيش و طرف ديگر را از عقب انداختن بروش سادات مدينه مشرفه سنت است و شيخ شهيد عليه الرحمه گفته است كه عمامه ايستاده پيچيدن سنت است .
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه عمامه تاج عربان است هرگاه كه عمامه را برطرف كنند خدا عزتشان را برطرف خواهد كرد.
در حديث حسن از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه هر كه عمامه بپيچد بر سر وتحت الحنك نبندد باو دردى برسد كه دوا نداشته باشد پس ملامت نكند مگر خود را.
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم عمامه بر سر بستند و يكطرف عمامه را بطرف پيش ‍ انداختند و ديگرى را بعقب و حضرت جبرئيل نيز چنين كردند.
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه ملائكه در روز بدر عمامه هاى سفيد در سر داشته و علاقه ها انداخته بودند.
از حضرت صاد منقول است كه حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بر سرحضرت اميرالمؤ منين عليه السلام عمامه بدست مبارك خود پيچيدند و يك سر عمامه را از پيش رو آويختند و طرف ديگر را بقدر چهار انگشت كوتاه از عقب سر آويختند پس فرمودند كه برو، رفت و فرمودند كه بيا، آمد آنگاه فرمودند كه چنين است واللّه تاجهاى ملائكه . در فقه رضوى عليه السلام مذكور است كه هرگاه عمامه بر سر گذارى اين دعا بخوان بِسْمِ اللّهِ اَللّهُمَّ اَرْفَعْ ذِكْرى وَ اَعْلِ شَاءْنى وَ اَعِزَّنى بِعزَّتِكَ وَ اَكْرِمْنى بِكَرَمِكَ بَيْنَ يَدَيْكَ وَبَيْنَ خَلْفِكَ اَللّهُمَّ تَوِّجْنى بِتاجِ الْكَرامَةِ وَ الْعِزّ وَالْقَبُولِ.
در مكارم الاخلاق از كتاب نجات نقل كرده است كه اين دعا را بخوان اَللّهُمَّ سَوِّمْنى بِسيماءِ الاْيمانِ وَ تَوّجْنى بِتاجِ الْكَرامةِ وَ قَلِّدْنى حَبْلَ الاِْسْلا مِ وَلا تَخْلَعْ رِبْقَةَ الاْ يم انِ مِنْ عُنُقى وگفته است كه بايد عمامه را ايستاده بپيچيد.
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم چند قسم كلاه داشتند كه بر سر ميگذاشتند. و كلاههاى دراز كه برطله ميگويند وارد شده است كه پوشيدن آنها زى يهودان است . علما گفته اند كه مكروه است .
از بعضى احاديث ظاهر ميشود كه پائين كلاه را شكستن و برگردانيدن مكروه است .
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه هرگاه كلاههاى ترك دار در ميان امت بسيار شود زنا كردن در ميان ايشان شايع شود وكلاه ترك دار ظاهرا مانند قاووق و كلاه بكتاشى وامثال آن باشد.
فصل هشتم : در بيان آداب زيرجامه پوشيدن 
از حضرت ابى عبداللّه عليه السلام منقول است كه حقتعالى وحى فرمود بحضرت ابراهيم كه زمين بمن شكايت مى كند از ديدن عورت تو، پس ميان عورت خود و زمين حجابى قراده ، پس زير جامه تا زانو بعمل آورد وپوشيد.
از جامع بزنطى روايت شده است كه هر كه زيرجامه را ايستاده بپوشد تا سه روز حاجتش برآورده نشود.
در فقه رضوى مذكور است كه زير جامه را نشسته بپوش و ايستاده مپوش كه مورث هلاك وز رداب و عم والم ميشود و در وقت پوشيدن اين دعا را بخوان بِسْمِ اللّهِ اَللّهُمَّ اسْتُرْ عَوْرَتى وَلاتَهْتِكْنى فى عَرَصاتِ الْقيامَةِ وَاعْفُ فَرْجى وَلا تَخْلَعْ عَنّى زَينَةَ الاَْيِمانِ.
و در مكارم الاخلاق از كتاب نجات نقل كرده است كه اين دعا بخوان اَللّهُمَّ اسْتُرْ عَوْرَتى وَ امنْ رَوْعَتى وَ اعْفُ فَرْجى وَلا تَجْعَلْ لِلشَّيطانِ فى ذلِكَ نَصيبا وَلا لَهُ اِلى ذلِكَ وُصُولاً فَيَضَعُ لِىَ المَكايِدَ وَيُهَّيِجُنى لاِْرتِكابِ الْمَحارِم .
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه پيغمبران عليهم السلام پيراهن را پيش از زير جامه ميپوشيدند.
در روايت ديگر وارد شده است كه ايستاده و روبقبله و روبآدم مپوش .
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه زير جامه را ايستاده پوشيدن مورث اندوه است .
فصل نهم : در آداب جامه نو بريدن و پوشيدن 
بسند صحيح از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه چون كسى جامه نو بپوشد اين دعا بخواند: اَللّهُمِّ اجْعَلْهُ ثَوْبَ يُمْنِ وَتُقى وَبَرَكَةَ اللّهُمَّ ارْزُقْنى فيهِ حُسْنَ عِبادَتِكَ وَ عَمَلاً بِطاعَتَكِ وَاَداءَ شُكْرَ نِعْمَتِكَ اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى كَسانى ما اُوارى بِهِ عَوْرَتى وَاَتَجَّمَلُ بِهِ فى النّاسِ وبسند معتبر از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم اين دعا را تعليم مى نمود كه در وقت پوشيدن جامه نو بخوانم :اَلْحَمْدُلِلّهِ الِّذى كَسانى مِنَ الْلّباسِ ما اَتَّجِمَّلُ بِهِ فى النّاسِ اَللّهُمَّ اجْعَلْها ثِيابَ بَرَكَةٍ اَسْعى فيها لِمَرْضاتِكَ وَ اَعْمُر فَيه مَساجِدَكَ پس فرمود يا على هر كه ايندعا بخواند چون جامه را بپوشد آمرزيده شود.
درحديث ديگر از حضرت موسى بن جعفر منقول است كه سزاوار است كسى كه جامه نو بپوشد دست بر آن بمالد و بگويد:اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى كَسانى ما اُوارى بِهِ عَوْرَتى وَاْتَجَمَّلُ بِهِ فى النّاسِ وَ اَتَزَيَّنُ بِهِ بَيْنَهُمْ.
از حضرت ابيعبداللّه عليه السلام منقول است كه هر كه آبى در ظرف نوى بكند و سى و دو مرتبه سوره انا انزلناه فى ليلة القدر بر آن بخواند و بر جامه نو بپاشد در هنگام پوشيدن پيوسته در فراخى روزى باشد تا تارى از آن جامه باقى باشد.
در حديث ديگر از آنحضرت مرويست كه چون جامه نو بپوشى بگو لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ مُحَّمَدٌرَسوُلُ اللّهِ تا از آفتها نجات يابى و چيزى را كه دوست دارى بسيار آنرا ياد مكن كه آنرا درهم ميشكند و چون بكسى كارى داشته باشى در غايبانه او را دشنام مده كه در دل وا اثر ميكند.
بسند معتبر منقول است كه حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام چون جامه ميپوشيدند جامه ها را در جانب راست ميگذاشتند و چون رخت نو ميپوشيدند قدح آبى ميطلبيدند و سوره قل هواللّه احد و آية الكرسى و سوره قل يا ايهاالكافرون هر يك را ده نوبت در آن ظرف مى خواندند و آن آب را بر جامه ميپاشيدند و مى فرمودند هر كه چنين كند پيوسته در فراخى روزى باشد مادامكه تارى از آن جامه باقى است .
بسند معتبر از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه چون خداى تعالى جامه نو بكسى عطا فرمايد و بپوشد بايد كه وضو بسازد و دو ركعت نماز بگذارد و در هر ركعت سوره حمد و آية الكرسى و قل هواللّه احد واناانزلناه فى ليلة القدر بخواند پس حمد كند خداوندى را كه عورت او را پوشاند و درميان مردم او را مزين ساخت و بسيار بگويد لاحَوْلَ وَلاقُوّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ پس اگر چنين كند در آن جامه معصيت خدا نكند و بعدد هر تاريكه در آن جامه است ملكى خدا را بپاكى ياد كند وبراى او استغفار كند وبراو ترحم كند.
بسند معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر كه جامه نو ببرد و آبى درظرفى كند و سى وشش مرتبه سوره اناانزلناه فى ليلة القدر بخواند هرگاه كه بآيه تنزل الملائكة برسد اندكى از آب را نرم بجامه بپاشد پس دو ركعت نماز بكند و دعا كند و بگويد اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى رَزَقَنى ما اَتَجَمَّلُ بِهِ فى النّاسِ وَ اُوارى بِهِ عَوْرَتى وَ اُصَلِّى فيهِ لِرَبّى و خدا را شكر كند پيوسته در فراخى نعمت باشد تا آن جامه كهنه شود.
فصل دهم : در ساير آداب جامه پوشيدن و كندن 
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقولستكه نهى فرمود از عريان شدن در شب و روز از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقولستكه هرگاه مرد عريان شود شيطان بسوى او نظر ميكند و طمع ميكند در آنكه او را به معصيت در آورد. و فرمود سزاوار نيست مرد را كه جامه خود را از ران خود دور كند وقتيكه در ميان جماعتى نشسته باشد و فرمود كه چون جامه را از بدن بيرون آوريد بسم اللّه بگوئيد تا جنيان نپوشند و اگر نگوئيد جنيان آنجامه را ميپوشند تا صبح .
از حضرت صادق عليه السلام منقول استكه سزاوار نيست زن مسلمانرا كه روپاك يا پيراهنى بپوشد كه ته نمايان باشد.
از حضرت امام محمدباقر عليه السلام منقولستكه عرض مقنعه حضرت فاطمه عليه السلام آنقدر بود كه تانصف بازوى آنحضرت ميرسيد وهمه زنانرا بايد كه چنين كنند.
از حضرت صادق عليه السلام بسند معتبر منقول استكه ادناى اسراف آنستكه جامه اندرون وبيرون يكى باشد.
در حديث ديگر منقولستكه اسحق بن عمار از آنحضرت پرسيد كه ميتواند بود مؤ من ده پيراهن داشته باشد فرمود بلى گفت كه بيست پيرهن فرمود بلى اين اسراف نيست اسراف آنست كه جامه كه بايد براى زينت نگاه داشته بعوض جامه كه در وقت ديگر بپوشند بپوشى .
در روايت ديگر از حضرت امام موسى سؤ ال كردند كه كسى ده پيراهن داشته باشد اسراف است فرمودند كه نه بلكه از براى محافظت جامه اين بهتر است ، بلكه اسراف آنستكه جامه نگاهداشتنى را در جاهاى كثيف بپوشى .
از حضرت باقر منقول استكه كوتاه كردن جامه راحت جامه است و بيشتر بافى ميماند وفرمود كه جامه پاكيزه پوشيدن دشمن را منكوب ميكند.
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول استكه شستن جامه اندوه و غم را برطرف ميكند و موجب قبولى نماز ميگردد.
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه هر كه جامه پوشد بايد پاكيزه باشد.
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقولستكه شش چيز است كه ازاخلاق قوم لوط است كمان گلوله انداختن و سنگريزه انداختن بيكديگر و قندران خائيدن در راهها و جامه برزمين كشيدن از روى تكبر و بندهاى قبا و پيراهن را گشودن .
بسند معتبر منقول استكه شخصى بخدمت حضرت صادق عليه السلام آمد ديد كه گريبان جامه را پنبه كرده اند آنشخصى بتعجب نظر ميكرد حضرت فرمود كه چرا چنين نظرميكنى گفت از پينه جامه تعجب ميكنم . كتابى در پيش حضرت عليه السلام گذاشته بود فرمود بخوان . در آنجا نوشته بود كه ايمان ندارد كسى كه حيا ندارد و مال نيست كسى را كه معيشت باندازه نمى كند و نو نيست كسى را كه جامه كهنه ندارد.
حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود كه آنقدر پينه برجامه خود زدم كه شرم كردم از آنكس كه بر آن پينه ميزد.
از حضرت صادق عليه السلام منقولستكه هر كه گريبان جامه را پينه زند و كفش را پينه كند و چيزيكه براى خانه خرد بردارد بخانه برد از تكبر ايمن گردد.
فصل يازدهم : در رنگ نعلين وموزه و كفش و چگونگى آنها 
بهترين رنگها در نعل و كفش رنگ زرد است و بعد از آن سفيد و بهتربن رنگها در موزه و چكمه سياه است و در سفر سرخ خوبست و در حضر كراهت دارد و در نعل سنت استكه پيش و عقبش بلند باشد و ميانش تهى باشد و همه اش برزمين نچسبد و غيراين مكروه است و ظاهرا كه كفش نيز اين حكم دارد كه كفش سر پائى مكروه باشد.
بسند معتبر از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقولستكه كفش نيكوپوشيدن بدنرا از بلاها نگاه ميدارد و معين است بر تمامى نماز و وضو.
در حديث ديگر فرمود كه هر كه خواهد عمرش دراز باشد چاشت را بامداد بخورد و كفش نيكو بپوشد و ردا و بالاپوش را سبك كند و با زنان بسيار جماع نكند.
حضرت صادق عليه السلام فرمود اول كسيكه نعلين پوشيد حضرت ابراهيم عليه السلام بود.
در حديث معتبر از آنحضرت منقولستكه نعل هموار پوشيدن كه همه اش بر زمين رسد پوشش يهودان است و بر مذمت اين قسم احاديث بسيار وارد شده است .
در احاديث معتبره وارد شده استكه نعل سياه مپوش كه چشم را ضعيف ميكند و ذكر را سست ميكند و مورث اندوه و غم است و بر تو باد بنعل زرد كه چشم را جلا ميدهد و ذكر را سخت ميكند و غم را برطرف ميكند و پوشش پيغمبران است .
در حديث ديگر وارد شده است كه پوشيدن نعل سياه موجب خيلا وتكبراست و هر كه بپوشد در روز قيامت باجباران محشور شود.
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقولستكه هر كه نعل زرد بپوشد تا آنرا پوشيده باشد در شادى و سرور باشد زيرا كه حق تعالى در وصف بقره بنى اسرائيل ميفرمايد كه صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُّرُالْنّاظِرينَ يعنى زرد بسيار زردى كه شاد گردانند نظر كنند گانرا.
بسند معتبر از سدير صراف منقولستكه بخدمت امام جعفر صادق عليه السلام رفتم و نعل سفيد پوشيده بودم فرمود كه آيا دانسته اين نعل را پوشيده پس فرمود هر كه داخل بازار شود ونعل سفيدى بخرد كهنه نكند آنرا مگر آنكه كسب كند مالى را از جائى كه گمان نداشته باشد راوى گويد كه سدير مرا خبر داد كه هنوز آن نعل كهنه نشده بود كه صد اشرفى از جائى بدستم آمد كه گمان نداشتم .
در حديث ديگر وارد است كه هر كه نعل زرد يا سفيد بپوشد او را مال و فرزندان بهم رسد و هر كه نعل سياه بپوشد هيچيك را نيايد.
در حديث معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقولستكه موزه پوشيدن نور چشم را زياد ميكند.
در روايت ديگر فرمود كه مداومت پوشيدن موزه امان ميدهد از مرض سل و از مرگ بدو داد.
درفى روايت ميكند كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام را ديدم در سفر موزه سرخ پوشيده بودند پرسيدم كه اين موزه سرخ چيست فرمود كه اين را از براى سفر گرفته ام و براى گل وباران خوبست اما در حضر هيچ رنگ بهتر از سياه نيست .
فصل دوازدهم : در آداب پوشيدن نعل و موزه و كفش
بسندهاى معتبر از حضرت امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليه السلام منقولستكه چون نعل بپوشى ابتدا بپاى راست بكن و در وقت كندن ابتدا بپاى چپ كن و فرمودند كه هر كه بايكتاى كفش براه رود يعنى يكپا دركفش و ديگرى برهنه شيطان براو دست يابد و ديوانه شود.
از عبدالرحمن بن كثير منقولستكه گفت در خدمت حضرت صادق عليه السلام براهى ميرفتم بند نعل آنحضرت گسيخت من بند ديگر از آستين خود بدر آوردم و نعل را باصلاح آوردم و حضرت دست بردوش من انداخته بودند پس فرمودند هر كه نعل مؤ منى را بردارد براى اصلاح آن چون در قيامت از قبر بيرون آيد حقتعالى او را برناقه گرم روى سوار كند تا در بهشت را بكوبد.
از يعقوب سراج منقولستكه براهى در خدمت آنحضرت مى رفتم بند نعل آنحضرت پاره شد حضرت پاى پياده روان شدند عبداللّه بن ابى يعفور بند نعل خود را گشود و بنزد آنحضرت آورد قبول نفرمود و گفت صاحب مصيبت اولى است كه برآن صبر نمايد.
عبدالرحمن بن ابيعبداللّه روايت كرده استكه در خدمت آنحضرت بديدن شخصى رفتم چون داخل شدند نعل را از پا بيرون آوردند و فرمودند كه نعلها را بيرون آوريد كه كندن نعل راحت قدم است .
منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نهى فرمود از راه رفتن با يكتاى نعل و از ايستاده پوشيدن نعل دور نيست كه كراهت ايستاده پوشيدن مخصوص نعلى باشد كه بندهايش را ميبايد بست .
در حديث ديگر از آنحضرت منقولستكه سه چيز است هر كه كند بيم آن هست كه ديوانه شود: غايط كردن در ميان قبرها و با يكتاى موزه راه رفتن و در خانه تنها خوابيدن .
از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام مقولستكه مداومت بر پوشيدن موزه امان مى دهد از خوره .
در فقه الرضا مذكور است كه چون خواهى موزن يا كفش بپوشى ابتداى بپاى راست كن و بگو: بِسْمِ اللّه وَبِاللّهِ وَ الْحَمْدُلِلّهِ اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَلّل هُمَّ وَطّىْ ء قَدَمى فى الدُنيا وَاْلا خِرَةِ وَ ثَبّتْهُما عَلَى الاَيمانِ وَلا تُزَلْزِلْهُما يَوْمَ زِلْزِلَةِ اْلاَ قَدام اَلّلهُمَّ وَقِنِى مِند جَميع اْلافاتِ وَالْعاهاتِ وَمِنَ اْلاَذى و چون خواهى بكنى بگو: اَلّلهُمَّ فَرِّجْ عَنى كُلَ غَمٍّ وَهَمّ وَلا تَنْزَعْ عَنّى حُلَّةَ الاْيمان .
در مكارم الاخلاق از كتاب نجات نقل نموده كه موزه و نعل را نشسته بپوش و در قت پوشيدن بگو:بِسْمِ اللّهِ اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ وَطِّىْء قَدَمَىَّ فى الدُّنْيا وَاْلاخِرَةِ وَ ثَبّتْهُما عَلى الصِّراطِ يَوْمَ تَزِّلُ فيه اْلاَقدامِ و در وقت كندن ايستاده بكن و بگو:بِسْمِ اللّهِ اَلْحَمْدُلِلّهِ الّذى رَزَقَنى ما اَقى بِهِ قَدَمَىَّ مِنَ اْلاَذى اَلّلهُمَّ ثَبِّتْهُما عَلى صِرطِكَ وَلا تَزِلْهُما عَنْ صِراطِكَ السَوِىّ.
باب دوم : در آداب حلى و زيور پوشيدن : مردان و زنان و سرمه كشيدن و در: آينه نظركردن وخضاب كردن