امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * * امام رضا عليه السلام :اِثنانِ عَليلانِ أَبَدا : صَحيحٌ مُحتَمٍ و َعَليلٌ مُخَلِّط؛دوگروه هميشه مريضند، سالمى كه پرهيز میكند و مريضى كه پرهيز نمیكند. فقه الرضا ص 340 * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * *

باب نهم : در آداب حجامت كردن و تنقيه و بعضى از ادويه و معالجه بعضى از امراض وذكر بعضى از ادعيه واحراز

باب نهم : در آداب حجامت كردن و تنقيه و بعضى از ادويه و معالجه بعضى از امراض وذكر بعضى از ادعيه واحراز

باب نهم : در آداب حجامت كردن و تنقيه و بعضى از ادويه و معالجه بعضى از امراض وذكر بعضى از ادعيه واحراز
فصل اول : در ثواب بيمارى و صبر كردن بر آن و بيان شدت ابتلاى مؤ منان
در حديث صحيح از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم سر بجانب آسمان كردند، تبسم فرمودند صحابه از سبب آن سئوال كردند، حضرت فرمود كه تعجب كردم از دو ملك كه به زمين فرود آمدند، بنده مؤ من صالحى را در جاى نمازش نيافتند، بآسمان رفتند و گفتند پروردگارا فلان بنده تو را در جاى نمازش طلب كرديم نيافتيم او را، و او در بند بيماريست ، حق تعالى فرمود كه بنويسيد براى بنده من مثل آنچه در حال صحت از افعال خير در شب و روز مى كرده است مادام كه در بند من است .
در حديث معتبر ديگر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه چون بر مؤ من ضعف پيرى غالب شود حق تعالى امر مى فرمايد كه آنچه در جوانى و قوت ميكرده است ، براى او بنويسند و همچنين ملكى را موكل مى گرداند، كه براى مؤ من بيمار بنويسد آنچه در حال صحت ميكرده است از كارهاى خير و از براى كافر بيمار بنويسد آنچه در حال صحت ميكرده است از كارهاى بد.
در حديث حسن و غير آن از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقولست كه بيدارى يك شب از بيمارى و درد بهتر است از عبادت يكساله و در حديث ديگر منقول است كه حقتعالى ملك دست چپ را امر ميفرمايد كه در ايام بيمارى گناه بر مؤ من ننويسد.
در حديث معتبر از حضرت امام محمد باقر منقول است كه بدنى كه بيمارى نكشد طغيان بهم مى رساند، خيرى نيست در چنين بدنى .
در حديث ديگر فرمود، كه يك شب تب برابر است با عبادت يكساله و دو شب تب برابر است با عبادت دو ساله و سه شب تب برابر است با عبادت هفتاد ساله .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه يكشب تب كفاره گناهان گذشته و آينده است .
در حديث معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه حق تعالى ميفرمايد كه هر كه سه شب بيمارى بكشد، باحدى از عيادت كنندگانش شكايت نكند، بدل ميكنم از براى او گوشتى بهتر از گوشت او و خونى بهتر از خون او پس اگر او را عافيت دهم از گناهان پاك ميكنم او را و اگر بميرانم بسوى رحمت خود مى برم او را.
در احاديث معتبره از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه هر كه يكشب بيمارى بكشد و قبول كند و قبول كند او را آنچه شرط قبول كردن است بآنكه كسى را خبر ندهد از آنچه كشيده و چون صبح شود خدا راشكر كند، حقتعالى بفضل خود ثواب عبادت شصت ساله باو عطا فرمايد.
در حديث حسن از آنحضرت منقول است كه حد شكايت نه آنست كه بگويد ديشب مرا خواب نبرد و تب داشتم بلكه آنست كه بگويد كه ببلائى مبتلا شده ام كه هيچكس بآن مبتلا نشده است ، آنچه بمن رسيده بهيچكس نرسيده است ، مثل اينها.
درحديث ديگر فرمود، كه تب رسول مرگ است ، و زندان خداست در زمين و گرميش از جهنم است ، بهره مؤ من از جهنم همين است .
از حضرت على بن الحسين عليه السلام منقول است كه نيكو درديست تب بهر عضوى بهره مى رساند او از بلا وخيرى نيست دركسى كه ببلا مبتلا نشود.
در روايت ديگر وارد شده است كه مؤ من چون تب ميكند گناهان از او مى ريزد، مانند برگ از درخت و اگر بر رختخواب بيفتد ناله اش ثواب سبحان اللّه دارد، فريادش ثواب لااله الااللّه دارد، از پهلو به پهلو كه ميگردد، مانند كسى است كه در راه خدا شمشير ميزند.
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه بيمارى براى مؤ من پاك كننده است او را از گناهان و رحمت الهى است نسبت باو از براى كافران عذاب و لعنت است ، فرمود كه يكشب دردسر هر گناهى را بر طرف ميكند، مگر گناهان كبيره .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه چون حقتعالى بنده را دوست دارد، يكى از سه تحفه از براى او مى فرستد، يا تب يا درد چشم يا درد سر، در احاديث معتبره بسيار وارد شده است كه بلاى پيغمبران از همه شديدتر است ، پس بعد از ايشان اوصياءِ ايشان بعد از اوصياءِ هر كه نيكوتر و فاضلتر است بلايش عظيم تر است ، مؤ من را بقدر ايمان و اعمال نيكش باو بلا ميرساند، پس هر كه ايمانش صحيح تر و عملش ‍ نيكوتر است بلايش بيشتر است ، هر كه ايمانش ضعيف تر و عمل نيكش كمتر است بلايش كمتر است .
در احاديث معتبره از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه ثواب عظيم با بلاى عظيم ميباشد، هيچ گروهى را خدا دوست نميدارد مگر آنكه ايشانرا مبتلا ميگرداند، فرمود كه حقتعالى را بندگان خالص هست كه از آسمان هيچ تحفه برزمين نميفرستد مگر آنكه از ايشان ميگرداند بسوى غير ايشان و هيچ بلائى نمى فرستد مگر آنكه ميگرداند از ديگران بسوى ايشان .
بروايت معتبر ديگر از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه چون حقتعالى بنده را دوست داشت غوطه ميدهد او را در بلا غوطه دادنى ، مى ريزد بر او بلا را ريختنى پس اگر خدا را براى دفع آن بلا بخواند حقتعالى مى فرمايد، لبيك اى بنده من اگر زود بتو بدهم آنچه طلبيدى قادرم بر آن و اگر ذخيره كنم براى روز جزا بهتر است ، از براى تو.
در حديث حسن از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه مؤ من چهل شب بر او نمى گذرد، مگر آنكه او را امرى رو ميدهد، كه اندوهگين شود و بسبب آن متذكر و آگاه گردد.
در حديث صحيح از آنحضرت منقول است كه در بهشت منزلتى هست كه هيچكس بآن منزلت نميرسد، مگر آنكه بلائى ببدن او برسد، فرمود كه اگر مؤ من بداند كه در مصيبتها چه ثواب براى او هست هر آينه آرزو كند كه بدنش را از مقراض پاره پاره كنند.
حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمود، كه خداوند عالميان ياد ميكند مؤ من را بتحفه بلا چنانچه كسى از سفر تحفه براى اهل خود بفرستد، او را پرهيز مى فرمايد از دنيا چنانچه طبيب بيمار را پرهيز مى فرمايد از چيزهائى كه باو ضرر مى رساند.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه شخصى حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را بخانه خود طلبيد، چون داخل خانه او شدند، ديدند كه مرغى بربالاى ديوار تخم كرد و آن افتاد و بر روى ميخى كه در ميان ديوار بود بند شد و نيفتاد و نشكست حضرت تعجب فرمودند، آن شخص گفت كه از اين تعجب مى فرمائيد؟ بحق آن خداوندى كه ترا براستى فرستاده است هرگز نقصانى بمن نرسيده است ، حضرت برخاستند طعام او را تناول نفرمودند و گفتند هر كه نقصانى باو نرسد اميد خير در او نيست .
در حديث ديگر فرمود، خدا مؤ من را بهر بلائى مبتلا ميكند، بهر مرگى او را مى ميراند، اما عقلش را بر طرف نمى كند، نمى بينى كه شيطان برمال و فرزندان و اهل حضرت ايوب مسلط شد، و بر عقلش مسلط نشد، كه بآن عقل خدا را به يگانگى بشناسد.
در حديث حسن ديگر فرمود، كه حقتعالى مى فرمايد كه اگر نه آن بود كه مؤ من در دل خود چيزى مى يافت هر آينه عصا به بر سر كافر مى بستم كه هرگز دردسر باو نرسد.
فصل دوم : در فضيلت و آداب حجامت  
بسند صحيح از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه كه دوا چهار چيز است ، حجامت و دوا در بينى چانيدن و حقنه كردن وقى كردن .
در حديث ديگر منقول است كه آنحضرت گذشتند بر جماعتى كه حجامت ميكردند، فرمودند كه چه ميشد شما را اگر تاءخير ميكرديد تا پسين روزيكشنبه كه درد را بيشتر از بدن ميكشد.
در حديث ديگر فرمود كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در روز دوشنبه بعد از عصر حجامت كردند، باجرت حجام گندم دادند.
در حديث ديگر فرمود كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم روز دوشنبه بعد از عصرحجامت ميكردند، و فرمود كه حجامت كردن در آخر روز دوشنبه درد را از بدن ميكشد كشيدنى .
در روايت ديگر منقول است كه : شخصى ديد كه حضرت امام موسى عليه السلام در روز جمعه حجامت ميكردند، گفت فداى تو شوم در روز جمعه حجامت ميكنى ؟ حضرت فرمود كه هرگاه خون زيادتى كند بر تو خواه در شب و خواه در روزآية الكرسى بخوان و حجامت بكن .
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه : هر كه حجامت كند در روز سه شنبه هفدهم يا چهاردهم يا بيست و يكم ماه او را شفا دهد از دردهاى همه سال ، شفا بخشد او را از دردسر و درد دندان و ديوانگى و خوره و پيسى .
در روايت ديگر منقولست كه : شخصى ديد كه حضرت امام على نقى عليه السلام در روز چهار شنبه حجامت ميكردند، گفت كه اهل مكه و مدينه از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم روايت مى كنند كه هر كه در روز چهارشنبه حجامت كند، پيس شود ملامت نكند مگر خود را فرمود كه دروغ مى گويند، كسى پيس مى شود كه مادرش در حيض باو حامله شده باشد.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : هر كه خواهد حجامت كند بايد كه در روز پنجشنبه حجامت كند، بدرستى كه در هر پسين جمعه خون از جاى خود حركت ميكند، از ترس قيامت و بجاى خود بر نمى گردد تا صبح روز پنجشنبه ، فرمود كه هر كه حجامت كند در روز پنجشنبه از آخر ماه در اول روز دردها را از بدنش مى كشد.
در حديث ديگر فرمود كه چون حجامت كنى و خون از محل حجامت بيرون آيد، پس بگو پيش از آنكه حجمه را بريزند بِسْمِاللّهِ اَعُوذُ بِاللّهِ الْكَريمِ فى حَجامَتى هذِهِ مِنَ الْعَيْنِ فى الدَّمِ وَمِنْ كُلّ سُوءٍ.
در حديث ديگر فرمود كه : حضرت رسول حجامت در سر و درميان هر دو كتف و در پشت گردن ميكردند، يكى از نافعه مى ناميدند، ديگرى را مغيثه يعنى بفرياد رسنده و سيم را منقذه يعنى خلاص كننده از بلاها.
در روايت ديگر فرمود كه : منقذه آنستكه از سر بينى شبر كنى بجانب بالا و بهر جاى سر كه برسد در آنجا حجامت كنى .
در روايت معتبر منقول است كه : حضرت امام موسى عليه السلام در روز چهارشنبه حجامت ميكردند، تب برطرف نشد، پس در روز جمعه حجامت كردند و تب بر طرف شد.
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه : هر كه در چهارشنبه آخر ماه حجامت بكند، براى رد بر اهل طيره عافيت يابد از هر بلائى و محفوظ ماند ازهر دردى و محل حجامتش سبز نشود.
در روايت ديگر منقول است كه : حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بعداز عصر حجامت كردند، از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه : حجامت كردن بدن را صحيح ميكند، عقل را محكم ميكند، فرمود كه حجامت مكنيد در روز چهارشنبه كه روز جمعه ساعتى هست كه هر كه در آن ساعت حجامت كند، بميرد.
درحديث ديگر فرمود كه : روز سه شنبه روز خون گرفتن است .
در روايت ديگر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نهى وارد شده است از حجامت كردن در روز چهارشنبه و از حضرت امام موسى منقول است كه : در روز پنجشنبه حجامت بكند.
بسند معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه اگر در چيزى شفا هست در شيشه حجام و در خوردن عسل است ، فرمود كه نيكو عادتى است حجامت ديده را جلا ميدهد و دردها را ميبرد.
منقول است كه حضرت صادق عليه السلام فرمود كه : جبرئيل براى حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مسواك و حجامت را آورد. در فقه الرضا مذكور است ، كه چون اراده حجامت كنى چهار زانو در پيش حجام بنشين و بگو بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ اَعُوذُ بِاللّهِ الْكَريمِ فى حَجامَتى مِنَ الْعَيْنِ فى الدَّمِ وَمِنْ كُلّ سُوءٍ وَاَعْلالٍ وَ اَمْراضٍ وَ اَسْقامٍ وَ اَوُجاعٍ وَ اَسْاءَلُكَ الْعافِيَةَ وَ الْمُعافاةَ وَالشِّفاءَ مِنْ كُلِ داءٍ.
در حديث ديگر منقول است : بحضرت صادق عرض كردند، كه مردم بد ميدانند حجامت را در روز شنبه و چهارشنبه فرمود، كه حضرت رسول فرمود، كه هر گاه كسى زيادتى خون در خود يابد البته حجامت كند كه مبادا او را بكشد، فرمود هر كه اول سه شنبه ايكه آذرماه رومى است كه اول بهار است ، حجامت كند باعث صحت بدن او مى شود.
حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه : حضرت رسول را هيچ آزارى بهم نيمرسيد مگر آنكه پناه بحجامت ميبردند.
در حديث ديگر فرمود كه : حجامت سر شفاى همه دردهاست بغير از مرگ .
در حديث ديگر فرمود كه : هر كه نظر كند باول حجمه كه از خون از بريزند امان مييابد از درد چشم تا حجامت ديگر.
در روايتى از حضرت صادق منقول است كه : چون حضرت رسول حجامت ميكردند، بآب سرد غسل ميكردند تا حرارت خون را فرو نشاند.
در حديث ديگر فرمود كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم اول در پشت گردن حجامت ميكردند، پس جبرئيل آمد و امر كرد آنحضرت را بحجامت ميان دو كتف .
در حديث ديگر مرويست كه : حضرت صادق عليه السلام حجامت كردند و بعد از حجامت سه پارچه قند با نبات طلبيدند و تناول نمودند، فرمودند كه خون صافى را متولد مى كند، حرارت را قطع ميكند.
از حضرت امام على نقى عليه السلام منقول است كه : انار شيرين بعد از حجامت خون را ساكن ميكند، خون اندرون را صاف ميكند.
از حضرت صادق منقول است كه : حجامت روز شنبه باعث ضعف مى شود.
در روايت ديگر منقول است كه : بسيار بود حضرت امام رضا عليه السلام در ميان شب زيادتى خون مى يافتند، در آنوقت حجامت ميكردند.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : در ماه مبارك رمضان بهتر آنستكه حجامت را در شب بكنند، فرمود كه حجامت ما در روز يكشنبه است ، حجامت شيعيان ما در روز دوشنبه است ، فرمود كه زينهار كه ناشتا حجامت مكن تا اندك چيزى بخورى كه بيشتر باعث بيرون آمدن خون و قوت بدن مى شود، فرمود كه چون بعد از اكل حجامت كنند خون جمع مى شود و خون فاسد را بيرون ميكند، اگر پيش از اكل باشد خون صالح بيرون ميرود و خون فاسد در بدن ميماند. زياد شحام مى گويد كه بخدمت حضرت صادق عليه السلام بودم ، كه حجام را طلبيدند و فرمودند كه محجمه خود را بشو و بند كن پس انارى طلبيدند و تناول فرمودند، چون از حجامت فارغ شدند انار ديگر طلبيدند و تناول فرمودند، گفتند كه خوردن انار در اين وقت صفرا را فرو مى نشاند.
حضرت امام محمد باقر عليه السلام از ابوبصير پرسيدند، كه مردم بعد از حجامت چه چيز مى خورند؟ گفت برگ كاسنى و سركه ، فرمود كه باكى نيست .
از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه : كسى خواهد حجامت كند در روز شنبه حجامت بكند، فرمود كه حجامت كردن در روز يكشنبه شفاى هر درد است .
در روايتى وارد شده كه نبايد حجامت كرد، در روز چهار شنبه هر گاه قمر در عقرب باشد.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : روز پنجشنبه خون در موضع حجامت جمع مى شود. پس چون ظهر شد در بدن متفرق مى شود، پس حجامت را پيش از ظهر بكنيد.
در حديث ديگر نهى فرموده از حجامت كردن در وقت ظهر روز جمعه .
از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه : در هفتم ماه حزيران رومى كه در اوايل تابستان است ، حجامت بكن ، اگر نشود درچهاردهم بكن .
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه حجامت را در آخر روزبجا آوريد.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه حجامت در گودى پشت سر موجب غلبه فراموشى است .
حضرت صادق فرمود كه : حجامت سر بفرياد رسنده است و براى هر دردى نافع است ، غير از مرگ پس از هر دو طرف ابرو شبر كردند بجانب پشت و بآنجا كه انگشتها ميرسيد نشان داد، كه آنجا حجامت مى بايد كرد.
در روايت ديگر منقول است كه : در روز سه شنبه ساعتى هست كه اگر حجامت در آن ساعت اتفاق افتد، خون بند نمى شود تا بميرد، فرمود كه هر كه در وقت ظهر روز جمعه حجامت كند وبلائى باو برسد ملامت نكند مگر خود را.
در حديث ديگر فرمود كه آية الكرسى بخوان و در هر روز كه خواهى حجامت كن و فرمود كه حجامت سر نافع است ، براى ديوانگى و خوره وپيسى و درد دندان .
در حديث ديگر تاريكى چشم و دردسر و غلبه خواب ، و فرمود كه چون طفل چهار ماهه شود هر ماه يكمرتبه او را حجامت كنيد در گودى پشت سر كه لعابش را خشك مى كند، حرارت را از سر وبدنش مى كشد، منقول است كه حضرت امام محمد تقى عليه السلام طبيبى طلبيدند، فرمودند كه رگ كف دست را بگشايد.
منقول است كه : شخصى بحضرت صادق عليه السلام شكايت كرد از درد جگر حضرت او را فصد پا فرمود، شخصى ديگر شكايت كرد از خارش بدن فرمود كه سه مرتبه هر دو پا را حجامت كن در پشت پا يا در ميان كعب و بند پا، شخصى بحضرت موسى شكايت كرد از جرب فرمود كه فصد پاى راست بكن و بقدر دو درهم روغن بادام شيرين بر روى آب كشك بريز و بخور و ماهى و سركه مخور، شخصى ديگر بحضرت صادق شكايت كرد از جرب فرمود كه رگ اكحل را بگشا.
فصل سوم : در بيان انواع تداوى كه از ائمه (عليه السلام ) وارد شده است وبيانجواز رجوع باطباء
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه درد سه است و دوا سه است ، پس درد مره است يعنى صفرا و سودا و بلغم و خون و دواى خون حجامت و دواى مره مسهل و دواى بلغم حمام است .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : از دواى پيغمبرانست حجامت كردن ، نوره كشيدن ، دوا در دماغ چكانيدن .
از حضرت امام محمد باقر منقول است كه : بهترين دواهاى شما حقنه و دوا در بينى چكانيدن و حجامت كردن ، و حمام رفتن است .
در حديث ديگر فرمود: كه طب عرب در حجامت و حقنه است ، آخر دواى ايشان داغ كردن است .
در حديث ديگر فرمود كه طبابت عربان در هفت چيز است ، حجامت و حقنه و دوا در بينى كردن و حمام رفتن و فى كردن و خوردن عسل و آخر دواى ايشان داغ است .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : حقنه از جمله دواهاى عظيم است ، شكم را بزرگ مى كند، فرمود كه دوا چهار چيز است ، حجامت و دارو ماليدن و فى كردن و حقنه كردن و فرمود كه طب عربان حجامت و حقنه و حمام رفتن و فى كردن و دوا در بينى كردن است ، آخر دوا داغ سوختن است .
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه بهتر چيزى كه بآن مداوا كنيد حقنه است شكم را فربه مى كند، دردهاى اندرون راپاك مى كند، بدن را قوت مى دهد و فرمود كه روغن بنفشه در بينى بچكانيد. در فقه الرضا مذكور است ، كه حميه و امساك سر همه دواهاست و معده خانه دردهاست و هر بدنى را بده آنچه او را دعات فرموده ، فرمود كه اجتناب كن از دوا خوردن تا بدنت تاب دارد و فرمود كه هر گاه گرسنه شوى طعام بخور، هرگاه تشنه شود آب بخور، هر گاه كه بول آمد بكن ، تا ضرور نشود جماع مكن ، هر گاه كه ترا خواب گيرد خواب چون چنين كنى بدنت صحيح ميباشد هميشه . و فرمود كه حق تعالى دوا را مانع مى شود از تاءثير كردن تا وقتيكه مقدر شده است كه آن مرض تا آنوقت باشد، چون آن مدت منقضى شد دوا را رخصت اثر ميدهد و بآن دوا شفا مى يابد، مگر آنكه پيش از آنمدت دعا يا تصدق يا كارهاى خير بكند كه خدا پيشتر از آن مدت دوا را رخصت تاءثير دهد.فرمود كه در عسل شفاى هر دردى هست ، هر كه يك انگشت عسل ناشتا بخورد بلغم را دفع مى كند، سودا رابر طرف مى كند، ذهن را صاف مى كن هر گاه با كندر خورده شود. وآب سرد حرارت صفرا را فرو مينشاند، طعام را هضم مى كند، اخلاطيكه در فم معده است مى گدازد، تب را بر طرف مى كند، فرمود كه اگر چيزى بدن را فربه مى كند ماليدن بدن است ، جامه هاى نرم پوشيدن و بوى خوش كردن و حمام رفتن ، اگر مرده را مالندگى كنند زنده شود بعيد نيست و تصدق بلاهاى آسمانى را دفع مى كند، قضاى محكم را بر طرف مى كند، فرمود كه بيمارى را نميرد چيزى مانند دعا و تصدق و آب سرد، فرمود كه منتهاى پرهيز و امساك چهارده روز است ، پرهيز نه آنستكه چيزى نخورد، بلكه آنست كه كمتر بخورد، كه صحت و مرض در بدن آدمى با يكديگر در مقام معارضه و مقاتله اند، پس هر وقت كه صحت غالب آمد، بيمار بشعور ميآيد، اشتهاى طعام بهم مى رساند، پس هر گاه كه طعام بطلبد بدهيد كه شايد شفايش در آن باشد، فرمود كه شفاى هر درد در قرآن است ، پس بيماران خود را مداوا كنيد، بتصدق و طلب شفا كنيد بقرآن كه هر كه را قرآن شفا ندهد، هيچ چيز سبب شفاى او نيست .
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه : هر كه دردها در بدن خود يابد، حرارت را بر مزاج خود غالب يابد، با زنان جماع كند كه حرارت را فرو مى نشاند.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : عامه دردها و بيماريها از غلبه صفرا و سودا و خون سوخته شده و بلغم زياد مى باشد، بس بايد كه آدمى تعهد احوال خود بكند، پيش از آنكه اينها بر او غالب شود و او را هلاك كند.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم باسانيد معتبره منقول است كه : دواكنيد بيماران خود را بتصدق ، فرمود كه تصدق بلاهاى محكم را دفع مى كند، فرمود كه تصدق مرگهاى بد را از صاحبش دفع مى كند.
در روايت ديگر منقول است كه : شخصى بحضرت امام موسى عليه السلام عرض كرد، كه با ده نفر از عيالم همه بيماريم فرمود كه ايشان را دوا كنيد بتصدق و هيچ چيز بيشتر و زودتر از تصدق نفع نمى كند.
بسند معتبر ازحضرت صادق عليه السلام منقول است كه : شخصى بيمار شد حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام باو فرمود كه از زن خود يك درهم از مهرى كه باو داده بطلب كه بتو ببخشد و عسل بخر و بآب باران بخور، آنشخص چنين كرد، شفا يافت ، ازسبب اين پرسيدند از آنحضرت ، فرمود كه حقتعالى مى فرمايد كه اگر زنان از مهر خود بشما بطيب خاطر چيزى ببخشند، بخوريد گوارا با عاقبت نيك . و در باب عسل ميفرمايد كه در آن شفاست از براى مردمان و در باب باران ميفرمايد كه فرستاديم ازآسمان آبى مبارك پس در اينجا گوارائى و حسن عاقبت و بركت و شفا همه جمع شد.
در حديث ديگر منقول است كه : مرد پيرى بخدمت حضرت صادق عليه السلام آمد و عرض كرد كه دردى دارم براى آن درد اطبا شراب گفته اند، مى خورم ؟ حضرت فرمود كه : چرا دواى خود نمى كنى آبى را كه خدا فرموده است كه همه چيز بآن زنده است ، گفت با من موافقت نمى كند، فرمود كه چرا عسل نمى خورى كه شفاى مردمان گردانيده است ؟ گفت بدستم نمى آيد فرمود كه چرا شير نمى خورى كه گوشت و استخوان بدنت از شير پرورده است ؟گفت با طبعم موافقت نمى كند فرمود كه مى خواهى تو را رخصت بدهم كه شراب بخورى واللّه كه هرگز نكنم .
در حديث معتبر ديگر از آنحضرت منقول است كه : راه رفتن بيمار باعث نكس مرض و زيادتى آن مى شود.
در حديث معتبر ديگر منقول است كه : شخصى بآنحضرت عرض كرد، بيماران كه نزد ما بيمار مى شوند، اطبا ايشانرا امر بامساك و پرهيز مى كنند، فرمود كه ما اهلبيت امساك نمى كنيم مگر از خرما و خود را مداوا مى كنمى بسيب و آب سرد، پرسيد كه چرا از خرما امساك مى كنيد؟ فرمود براى آنكه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام را در بيمارى از آن امساك فرمود.
در روايت ديگر از آنحضرت پرسيدند، كه تا چند روز ميباشد پرهيز و امساك بيمار، فرمود تا ده روز.
در حديث صحيح ديگر فرمود كه پرهيز و امساك بعد از هفت روز ديگر نفعى ندارد.
از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه : پرهيز كن نيست كه در اصل چيزى نخورى ، بلكه آنستكه بخورى و كمتر بخورى .
در حديث معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : حضرت موسى بن عمران مناجات كرد كه پرورد گار درد را كه مى دهد؟ خطاب رسيد كه من ، پرسيد كه دوا از كيست ؟ خطاب رسيد از من ، پرسيد پس چه ميكنند مردم اين حكيمان را؟ خطاب رسيد كه دلهاى مردم را خوش مى كنند.
در حديث صحيح منقول است كه : على بن جعفر از حضرت امام موسى عليه السلام سؤ ال كرد، از داغ كردن بيماران و عوذها و افسونها برايشان خواندن ، فرمود كه باكى نيست در داغ كردن و افسونيكه معنيش را دانى .
در حديث صحيح ديگر منقول است كه : شخصى از آنحضرت پرسيد كه من محتاج مى شوم بطبيب نصرانى و بنزد او بمعالجه مى روم و بر او سلام ميكنم و او را دعا مينم ، فرمود باكى نيست ، از دعا وسلام تو باو نفعى نميرسد.
در حديث ديگر فرمود كه تا ممكن هست رجوع بمعالجه طبيبان مكنيد، كه اين مانند عمارت كردنست كه اندكش به بسيار ميكشد.
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه : مسلمان بايد دوا نكنند، تا غالب نشود بيمارى او بر صحتش .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : هر كه صحتش بر بيماريش غالب باشد و معالجه كند، و بميرد من از او بيزارم .
در حديث ديگر فرمود كه هر كه با اينحال دوا بخورد، اعانت بر كشتن خود كرده است .
در حديث ديگر منقول است كه : از حضرت امام محمد باقر عليه السلام پرسيدند كه بمعالجه طبيب يهودى و نصرانى عمل ميتوان كرده فرمود كه باكى نيست ، شفا بدست خداست .
در روايت ديگر از حضرت صادق عليه السلام پرسيدند كه شخصى دوا مى خورد و گاهست كه او را ميكشد و گاه شفا مى يابد، اما بيشتر آنست كه شفا مى يابد، فرمود كه حقتعالى دوا را فرستاده است وشفا را ميفرستد، هيچ دردى را خلق نكرده است مگر آنكه دوائى براى آن آفريده است ، بخور و نام خدا ببر در وقت خوردن .
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام پرسيدند كه زنى يا مردى چشمش آب سياه مى آورد، اطباء مى گويند كه چشم ترا ميل مى زنيم مى بايد يكماه يا چهل روز بر پشت بخوابى و حركت نكنى و بآنحال نماز بايماء بكند، حضرت فرمود چون مضطر است باكى نيست .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : پيغمبرى از پيغمبران بيمار شد، پس گفت كه دوا نمى كنم تا آنكسى كه مرا درد داده است شفا بدهد، حقتعالى باو وحى فرستاد كه تا دوا نكنى من شفا ندهم .
در حديث ديگر منقول است كه : شخصى بآنحضرت عرض كرد كه من جراحتها را ميبرم و داغ مى كنم بآتش ، فرمود كه باكى نيست ، گفت كه دواهاى تلخ كه سميت دارد بمردم ميدهم مثل غاريقون فرمود باكى نيست ، گفت كه گاه هست كه بميرد، فرمود كه هر چند بميرد باكى نيست و گفت گاهست كه شراب و بره ميدهم كه بخورند، فرمود كه در حرام شفا نميباشد. در حديث معتبر ديگر منقول است كه : شخصى بآنحضرت عرض كرد، كه شخصى دوا ميخورد و رگهاى بدنش را ميبرند و گاه منقطع ميشود و بسيار است كه او را مى كشد، فرمود كه بكند.
در حديث ديگر عرض كردند كه شخصى داغ مى سوزاند بر بدن و گاه هست كه مى كشد، فرمود كه شخصى در زمان حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم داغ سوزاند و حضرت بر بالاى سرش ايستاده بودند.
در حديث معتبر از حضرت موسى جعفر عليه السلام منقول است كه : هيچ دوائى نيست مگر آنكه درد را بر مى انگيزد، هيچ چيز در بدن نافع تر از اين نيست كه تا محتاج نشوى تصرف در بدن نكنى .
فصل چهارم : در معالجه انواع تب  
در احاديث بسيار وارد شده است كه ما مداوا نمى كنيم تب را مگر بريختن آب سرد بربدن و خوردن سيب .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه تب از بوى جهنم است ، فرو نشانيد حرارت آن را بآب سرد.
در حديث ديگر فرمود كه براى دفع تب هيچ چيز نافعتر از دعا و آب سرد نيست .
از مفضل منقول است كه بخدمت آنحضرت رفت در ايام تابستان و آنحضرت تب داشتند، ديد كه طبقى گذاشته است پر از سيب سبز عرض ‍ كردم كه مردم سيب را براى تب خوب نميدانند، فرمود كه اين تب را بر طرف ميكند، حرارت را فرو مى نشاند.
در حديث ديگر فرمود كه مقدار ده درهم قند بآب سرد ناشتا خوردن براى دفع تب نافع است .
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بنزد حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام آمدند، آنحضرت تب داشتند، فرمود كه سنجد تناول فرمايند.
از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه خاريدن بدن و غلبه خواب و دوار در سرو ثبورها ودملها علامت زيادتى خون است .
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه بشكنيد گرمى تب را ببنفشه وآب سرد. و در تابستان بر بدن صاحب تب آب سرد بريزيد، و فرمود كه ياد ما اهلبيت كردن شفاست از تب و جميع دردها و وساوس شيطان و فرمود كه بخوريد آب باران كه بدن شما را پاك ميكند، دردها را دفع ميكند.
در حديث معتبر منقول است كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام از شخصى پرسيدند، كه شما بيماران خود را بچه چيز دوا ميكنيد، گفت باين دواهاى تلخ فرمود كه هرگاه كسى از شما بيمار شود قند سفيد را بكوبيد و آب سرد بر او بريزيد و باو بخورانيد، كه آن خداوندى كه بتلخ شفا ميدهد قادر است كه بشيرين شفا بدهد.
در حديث ديگر فرمود كه كباب دفع تب ميكند.
در حديث ديگر فرمود، كه دو ماه بيمارى كشيدم ، خدا مر الهام كرد كه برنج را، گفتم شستند و اندكى بر روى آتش بو دادند، در آسيا خورد كردند و پاره را سفوف كردند، پاره را درميان آب كردم و خوردم ، فرمود كه تب بر اولاد پيغمبران دو برابر ديگران ميباشد.
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه علاج تب بسه چيز ميباشد: به قى و عرق و مسهل .
از ابراهيم بن جعفى منقول است كه بخدمت حضرت صادق رفت و شكايت كرد از تب ربع فرمود كه نبات يا قند را بساى و در ميان آب بريز وناشتا و هر وقت كه احتياج بآب خوردن شود بخور، چنان كرد بزودى شفا يافت .
حضرت امام موسى عليه السلام فرمود در معالجه تب غب كهنه عسل و سياه دانه رابا هم ممزوج كن سه انگشت از آن بخور، كه اين هر دو مباركست و خدا عسل را فرموده كه شفاست ، حضرت پيغمبر فرمود كه در سياه دانه شفاى هر درد هست مگر مرگ .
از حضرت امام على نقى عليه السلام منقول است كه بهترين چيزها براى تب ربع آن است كه در روز نوبه پالوده با عسل بسازى و زعفران بسيار در آن بكنى و در آن روز غير آن چيزى نخورى .
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه اين تعويذيست براى شيعيان از سل يارَبَّ اْلاَرْبابِ وَيا سَيِّدَ الّساداتِ يااِلهَ اْلالَهةِ وَ يامَلِكَ الْمُلُوكِ وَيا جَبّارَ السَّمواتِ وَاْلاَرْضِ اِشْفِنى وَعافِنى مِنْ دائى هذا فَاِنّى عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ انْقَلَبَ فى قَبْضَتِكَ وَناصِيَتى بِيَدِكَ سه مرتبه اين دعا را ميخوانى تا خدايتعالى شفا دهد، بحول وقوه خود.
در روايت معتبر وارد شده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را تب شديدى عارض شد جبرئيل آمد و اين دعوذه را بر آنحضرت خواند، در ساعت ، تب زايل شد بِسْمِ اللّهِ اَرْقيكَ بِسْمِ اللّهِ اَشْفيكَ بِسْمِ اللّهِ مِنْ كُلّ داءٍ يُغنيكَ بِسْم اللّهِ وَاللّهُ شافيك بِسْمِ اللّه خُذَهْا فَتَهْنِئُكَ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحَيمِ فَلا اُقْسِمُ بِمَواقِعِ النَّجُوُمِ لتَيْرَآنِ بِاِذْنِ اللّهِ.
در چند حديث معتبرمنقول است كه بر هيچ بيمارى و صاحب دردى هفتاد مرتبه حمد خوانده نمى شود، مگر آنكه درد ساكن مى شود.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى بخدمت حضرت صادق عليه السلام عرض كرد كه يكماه است كه تب ميكنم ، آنچه اطباء گفته اند بعمل آوردم ، برطرف نشد حضرت فرمود كه بندهاى پيراهن خود را بگشا و سر را در گريبان پيراهن داخل كن و اذان و اقامه بگو و هفت مرتبه سوره حمد بخوان ، آنشخص گفت كه چنان كردم گويا از بندى رها شدم .
در حديث ديگر منقول است كه يكى از فرزندان آنحضرت بيمار شد، فرمود كه ده مرتبه يااللّه بگو كه هيچ مؤ منى نمى گويد مگر آنكه حقتعالى ميفرمايد، كه لبيك حاجت خود را بگو.
در حديث ديگر فرمود، كه هر كه را علتى عارض شود، هفت مرتبه سوره حمد بخواند اگر برطرف نشود هفتاد مرتبه بخواند من ضامنم كه آن علت برطرف شود.
در حديث معتبر منقول است از داودبن زربى كه گفت بيمار شدم در مدينه بيمارى شديد بهمرسيد، چون اين خبر بحضرت امام جعفر صادق عليه السلام رسيد بمن نوشتند كه يك صاع گندم بخر و بر پشت بخواب و آن گندم را بر سينه خود بريز و بگو اَلّلهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكة بِاسْمِكَ الَّذى اِذا سَاَلَكَ بِهِ الْمُضْطَرُّ كَشَفْتَ مابِهِ مِنْ ضُرِّ وَمَكَّنْتَ لَهُ فى اْلاَرْضِ وَجَعَلْتَهُ خَليفَتَكَ عَلى خَلْقِكَ اَنْ تَصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِهِ وَاَنْ تُعافِيَنى مِنْ عِلَّتى پس درست بنشين و گندم را جمع كن ، باز آندعا را بخوان ، وآن گندم را چهار حصه كن و هر حصه را به يك فقير بده ، باز دعا بخوان دواد گفت كه من چنان كردم گويا از بندى رها شدم و بسيار كسى كردند شفا يافتند.
در حديث صحيح از آن حضرت منقول است كه چون بنزد بيمار روى هفت مرتبه بگو اُعيذُكَ بِاللّهِ الْعَظيمِ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ مِنْ شَرِّ كُلِّ عِرْقٍ نعار وَمِنْ شَرِّ حَرِّ النّارِ.
در حديث ديگر فرمود، كه سوره حمد وقل هواللّه اَحد واناانزلناه فى ليلة القدر وآية الكرسى بخوان پس به انگشت شهادت بر پهلوى بيمار بنويس اَللّهُمَّ ارْحَمْ جِلْدَهُ الرَّقيقُ وَعَظْمَهُ الدَّقيقُ مِنْ سُورَةِ الْحَريقِ يا اُمَّ مُلْدَمٍ اِنْ كُنْتِ آمَنْتِ بِاللّهِ وَالْيَومِ اْلاخَرِ فَلا تُاءْكُلى الْلَحْمَ وَلا تَشْرَبِى الدَّمَ وَلا تُهْلِكي الْجِسْمِ وَلا تُصَدِّعي الرَّاْسَ وَانْتَقِلى عَنْ فُلانِ بْنِ فلاُنَة نام او و مادرش را بنويسد اِلى مَنْ يَجْعَلُ مَعَ اللّهِ اِلها آخَرَ لااِلهَ اللّهُ تَعالى اللّهُ عَما يُشْرِكُونَ عُلُوّا كَبيرا.
در روايت ديگر فرمود كه بيمار سر را در گريبان خود داخل كند، اذان و اقامه بگويد، سوره حمد وقل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس ‍ و سه مرتبه قل هواللّه احد بخواند، وبگويد اُعيذُ نَفْسى بِعِزَّةِ اللّهِ وَقُدْرَةِ اللّهِ وَعَظَمَة اللّهِ وَسُلْطانِ اللّهِ وَبِجَمالِ اللّهِ وَبِجَمَع اللّهِ وَبِرَسُولِ اللّهِ وَبِعَتْرَتِهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ وَ بِوُلاةِ اَمْرِ اللّهِ مِنْ شَرِّما اَخافُ اللّهَ وَاَحْذَرُ وَاَشْهَدُ اَنَّ اللّهَ عَلى كُلِّ شَيْىٍء قَديرٌ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ وَصَلّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ اَللّهُمَّ اشْفِنى بِشَفائِكَ وَداوِنى بِدَوائِكَ وَعافِنى مِنْ بَلائِكَ.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى بآنحضرت شكايت كرد، كه تبش بسيار بطول انجاميده است ، فرمود كه آية الكرسى را در ظرفى بنويس و بآب حل كن و بخور.
در بعضى از كتب معتبره منقول است كه براى تب اين تعويذ را بنويسد و بر باز وى راست بندد سوره حمد را تا آخر بنويسد و بعد از آن بنويسد بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ اَعُوذُ بِكَلِماتِ اللّهِ التّامّاتِ كُلِّها الَّتى لايُجاوِزُ هُنَّ بِرٌ وَلا فاجِرٌ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ وَذَرَاءَ وَبَرَاءَ وَمِنْ شَرِّ الْهامَّةِ وَالسَّاْمَةِ وَالْعامَةِ وَالْلامَةِ وَمِنْ شَرِّ طَوارِقِ اللّيْلِ وَالنَّهارِ وَمِنْ شَرِّ فُسّاقِ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ وَمِنْ شَرِّ فَسَقَةِ الْجِنِّ وَاْلاِنْسِ وَمِنْ شَرِّ الشَّيْطانِ وَشَرَكِهِ وَمِنْ شَرِّ كُلِّ ذى شَرِّ وَمِنْ شَرِّ كُلِّ دبَةٍ هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتها اِنَّ رَبّى عَلى صِرطٍ مُسْتَقيمِ رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَاِلَيْكَ اَنَبْنا وَاَلَيْكَ الْمَصيرُ يانارُ كُونى بَرْدا وَسَلاما عَلى اِبْراهِيمَ وَاَرادُوا بِهِ كَيْدا فَجَعَلْناهُمُ اْلاَخْسَرينَ بَرْدا وَسَلاما عَلى فُلانِ ابْنِ فلاُنَةَ و نام بيمار و مادرش نوشته شود رَبَّنا لاتُؤ اخِذْنا اِنْ نَسِيْنا اَوْ اَخْطَاْنا رَبَّنا وَلا تَحْمِلْ عَلَيْنا اِصْرا كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَلا تُحَمِّلْنا مالا طاقَةَ لَنا بِهِ وَاعْفُ عَنّا وَاْغفِرْلَناوَارْحَمْنااَنْتَ مَوْلا نا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ حَسْبِىَ اللّهُ لا اِلهَ هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكيلاً وَتَوكَّلْ عَلَى الْحَىِّ الَّذى لايَمُوتَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَكَفى بِهِ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبيرا بَصيرا لااِلهَ اِلاّ اللّهُ وَحْدَهُ لاشَريكَ لَهُ صَدَقَ وَعْدَهُ وَنَصَرَ عَبْدَهُ وَهَزَمَ اْلاَحْزابَ وَحْدَهُ ماشاءَ اللّهُ لاقُوَّةِ اِلاّ بِاللّهِ كَتَبَ اللّهُ لاََغْلِبَنَّ اَنَا وَرُسُلى اِنَّ اللّهَ قَوِىٌ عَزيزُ اِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغالِبُونَ وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللّهِ فَقَدْ هُدِىَ اِلى صِرطٍ مُسْتَقيمٍ وَصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ.
از سلمان فارسى منقول است كه گفت بعد از وفات حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بعداز ده روز از خانه بيرون آمدم ، در راه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام را ملاقات كردم ، فرمود كه برو بنزد حضرت فاطمه عليهماالسلام كه تحفه از بهشت براى او آمده مى خواهد بتو عطا فرمايد، بتعجيل بخدمت آن حضرت شتافتم فرمود كه ديروز در همين موضع نشسته بودم ، در خانه بسته و غمگين بودم ، فكر ميكردم در منقطع شدن وحى الهى از ما ونيامدن ملائكه بسوى ما، ناگهان ديدم كه در گشوده شد وسه دختر باندرون آمدند، كه كسى بحسن و جمال و طراوت و نزاكت و خوشبوئى ايشان هرگز نديده است ، چون ايشانرا ديدم برخاستم وسؤ ال كردم كه شما از اهل مدينه ايد؟ گفتند دختر حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ما از اهل زمين نيستيم ، ما را پروردگار عزت از بهشت جاويد بسوى تو فرستاده و بسيار مشتاق تو بوده ايم . از يكى كه بزرگتر ايشان مى نمود پرسيدم كه چه نام دارى ، گفت مقدوده گفتم بچه سبب تو را نام اين كرده اند، گفت بجهت آنكه از براى مقدادبن اسود خلق شده ام ، پس از ديگر پرسيدم كه تو چه نام دارى گفت : ذره نام دارم از سبب نام پرسيدم ، گفت زيرا كه ازبراى ابوذر غفارى خلق شده ام . از سيم ايشان پرسيدم كه چه نام دارى گفت سلمى ، از سبب آن پرسيدم ، گفت زيرا كه از براى سلمان فارسى آزاد كرده پدر تو خلق شده ام ، حضرت فاطمه عليهماالسلام فرمود كه پس از براى من چه آورديد؟ رطبى چند بيرون آوردند، مانند گردهاى نان بزرگ از برف سفيدتر و از مشك خوشبوتر، پس سلمان گفت حضرت فاطمه يكى از آن رطبها بمن داد، وفرمودند كه امشب باين رطب افطار كن و فردا هسته آنرا براى من بياور پس آن رطب را گرفتم ، بيرون آمدم ، بهر جمعى از اصحاب رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه مى گذشتم ، مى پرسيدند، كه اى سلمان مگر مشگ همراه دارى مى گفتم بلى پس چون وقت افطار شد تناول كردم ، هيچ هسته نداشت روز ديگر بخدمت حضرت فاطمه رفتم و عرض كردم كه هسته نداشت ، فرمود كه چون هسته داشته باشد و حال آنكه اين رطب از درختى بهم رسيده است كه حقتعالى آنرا در بهشت غرس فرموده است ، بسبب دعائى كه پدرم بمن تعليم كرده است و هر صبح و شام مى خوانم ، سلمان گفت اى سيده من آندعا را تعليم من فرما فرمود كه اگر خواهى در دنيا باشى و آزار تب نيابى بر اين دعا مواظبت كن ، اينست دعا:
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ بَسْمِ اللّهِ النُّوِ بِسْمِ اللّهِ نُورِ النُّوِ بِسْمِ اللّهِ نُورٌ عَلى نُورٍ بِسْمِ اللّهِ الَّذى هُوَ مَدَبِّرُ اْلاُمُورِ بِسْمِ اللّهِ الَّذى خَلَقَ النُّوِ مِنَ النُّوِ اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ وَاَنْزَلَ النُّورِ عَلى الطُّور فى كِتابِ مَسْطُورٍ فى رِقٍ مَنْشُورٍ بِقَدَرٍ مَقْدوُرٍ عَلى نَبِي مَحْبُورٍ اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى هُوَ بِالْعِزِّ مَذُكُورٌ وَ بِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ وَعَلْى السَّرّآءِ وَالضَّرّآءِ مَشْكُورٌ وَصَلَّى اللّهُ عَلى سَيِّدَنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ سلمان گفت كه ايندعا را بزياده از هزار نفر از اهل مكه و مدينه كه تب داشتند، تعليم كرده و همه از تب تجات پيدا كردند.
در حديث حسن منقول است كه بعضى از فرزاندان حضرت امام جعفر صادق بيمار شدند، حضرت فرمود كه ايندعا را بخوان اَللّهُمَّ اشْفِنى بِشَفائِكَ وَداوِنى بِدَوائِكَ وَعافِنى مِنْ بَلائِكَ فَاِنّى عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ.از براى تب ربع منقول است كه اين را بنويسند و بر او ببندند يا نارُ كُونى بَرْدا وَسَلاما عَلى اِبراهيمَ.
در روايت ديگر اين دعا را بربازوى راستش ببندند بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنَ الرَّحيمِ وَلَوْ اَنَّ قُرْانا سُيِّرتُ بِهِ الْجِبالُ اَوْ قُطِّعَتُ بِهِ اَلاْرضُ اَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى بِلْ لِلّهِ اْلاَمْرُ جَميعا يا شافى يا كافى يامُعافى وَ بِالْحَقِّ اَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ بِاسْمِ فلاُنٍ بْنِ فلاُنٍ و نام او و پدرش را بنويسد بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَعَنِ اللّهِ وَاِلَى اللّهِ وَلا غالِبَ اِلا اللّهُ و از براى تب و لرز اين آيات را بنويسند، و بر بازوى بيمار ببندند بِسْمِ اللّهِ مَرَجَ الْبَحَريْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لايْبَغِيانِ وَجَعَلَ بَيْنَهُما بَرْزَخا وَحِجْرا مَحْجُورا يا نارُ كُونى بَرْدا وَسَلاما عَلى اِبْراهيمَ اَلا اِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغالِبُونَ وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلينَ اِنَّهُمْ لَهُمْ الْمَنْصُورُ ونَ وَاِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ.
فصل پنجم : در ادعيه جامعه و ادويه مركبه نافعه 
در حديث معتبر از حضرت صادق منقول است كه هر دردى كه داشته باشى دست را بر موضع درد گذار و سه مرتبه بگو اَللّهُ اَللّهُ رَبّى حَقا لا اُشْرِكَ بِهِ شَيْئا اَللّهُمَّ اَنْتَ لَها وَلِكُلِّ عَظيمَةٍ فَفَرّجْها عَنّى و در روايت معتبر ديگر فرمود كه بگو بسم اللّه و بمال دست بر آنموضع كه درد ميكند بگو اَعُوذُ بِعِزَّةِ اللّهِ وَاَعُوذُ بِقُدْرَةِ اللّهِ وَاَعُوذُ بِجَلالِ اللّهِ وَ اَعُوذُ بِعَظَمَةِ اللّهِ وَاَعُوذُ بِجَمع اللّهِ وَاَعُوذُ بِرَسُولِ اللّهِ وَاَعُوذ بِعِزّةِ اللّهِ مِنْ شَرِّ مْا اَحْذَرُ وَمِنْ شَرِّ مااَخافُ عَلى نَفْسى هفت مرتبه مى گوئى .
در روايت ديگر فرمود كه دست را بر موضع درد بگذار و بگو بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّه وَمْحَمَّدٌ رَسوُلٌ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه اَللّهُمَّ امْسَحْ عَنّى مااَجِدُ وسه مرتبه دست برآنموضع ميكشى .
در روايت ديگر فرمود كه ديگرى دست برمحل درد بگذارد، هفت نوبت و اقلش سه نوبت بگويد اَيُّهَا الوَجَعُ اسْكُنْ بِسَكينَةِ اللّهِ وَقِرْ بوِقارِ اللّهِ وَاحْجزْ بِحاجزِ اللّهِ وَ اهْدَاءَ بِهَداء اللّهِ اءْعيذُكَ اءَيَّها اْلا نْسانُ بِما اَعاذَ اللّه بِهِ عَرْشَهُ وَ مَلائِكَتَهُ يَوْمِ الرَّجْفَةِ وَلزَّلازل .
در روايت معتبر فرمود كه براى هر آزار ايندعا بخوان يامُنْزِلَ الشِّفاءَ وَمُذْهِبُ الدّاءَ اَنْزِلْ عَلَى ما بِى مِنْ داءٍ شِفاءٌ. از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه هر كه برسد بر او المى در بدنش اين دعا بخواند تا هيچ المى و دردى باو نرسد اَعُوذُ بِعِزَّة اللّهِ وَقُدْرَتِهِ عَلَى اْلاَشْياءِ اُعيذُ نَفْسى بِجَبّارِ السَّماءِ اُعيذُ نَفْسى بِمَنْ لايِضُرُّمَعَ اِسْمِهِ دَاءٌ اُعيذُ نَفْسى بِالَّذى اِسْمُهُ بَرَكَةٌ وَ شِفاءٌ.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر كه دردى بهم رساند، دست را بر موضع درد گذارد، وباخلاص بگويد وَنُنَزّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ماهُوَ شِفاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمنينَ وَلايَزيدُ الظّالِمينَ اِلاّ خَسارا البته عافيت يابد، از هر علتى كه باشد.
در حديث ديگر فرمود كه هر كه را سوره حمد و قل هواللّه احد شفا ندهد هيچ چيز او را شفا نمى دهد.
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه هرگاه كسى آزارى در خود بيابد بگويد بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَصَلَّى اللّهُ عَلى رَسُولِ اللّهِ وَاَهْلِ بَيْتِهِ وَاَعُوذُ بِعِزَّةِ اللّه وَقُدْرَتِهِ عَلى ما يَشاءُ مِنْ شَرِّ مااءَجِدْ.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بخدمت آنحضرت رفت ، شكايت كرد از بسيارى بيمارى و پريشانى ، فرمود كه اين دعا بخوان لاحَوْلَ وَلاقُوَّةِ الاّ بِاللّهِ الْعَّلِىّ الْعَظيم تَوَكَّلْتُ عَلَىِ الْحَىِّ الَّذى لايَمُوتُ وَاَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِدْ وَلَدا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فى الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌ مِنْ الذُّلِ وَكَبِّرْهُ تَكْبيرا.
در حديث معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حضرت موسى بن عمران بحقتعالى شكايت كرد، از غلبه رطوبت ، حتقعالى او را امر فرمود، كه هليله وبليله وآمله را بسايد و با عسل خمير كند وبخورد، حضرت فرمود اين است كه شما اطريفل مى گوئيد.
در طب الائمه روايت كرده است كه شخصى بخدمت حضرت امام على نقى عليه السلام آمد وعرض كرد كه در همسايگى ما شخصى را عقرب گزيده است ، بيم آنست كه هلاك شود فرمود كه بخورانند باو دواى جامع را كه از حضرت امام رضا عليه السلام بما رسيده است ، پس ‍ فرمود كه سنبل و زعفران و قاقله وعاقرقرحا و خريق سفيد وبذرالبنج و فلفل سفيد همه مساوى يكديگر وفرفيون در برابر هر يك از آنها بسيار نرم بكوبند، از حرير بيرون كنند، بعسلى كه كفش را گرفته باشند خمير كنند، كسى را كه مار يا عقرب گزيده باشد يك حب آنرا با آب حلتيت باو بخورانند كه در ساعت شفا يابد.
از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده است كه از براى فالج ولغوه يك حب آن را با آب مرزنگوش در بينى بچكانند.
از حضرت امام محمد تقى عليه السلام نقل كرده است كه از براى سردى معده و خفقان قلب نافع است كه يك حب آنرا بآب زيره كه پخته باشند بخورند.
در حديث ديگر از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه از براى آزار سپرز يكحب آنرا بآب سرد واندك سركه بخورند.
در روايت ديگر از حضرت امام رضا عليه السلام نقل كرده است كه از براى درد پهلوى راست يك حب آن را بآب زيره پخته بخورند، و از براى درد پهلوى چپ يكحب آن را بآب ريشه كرفس كه پخته باشند بخورند.
در حديث ديگر فرمود كه از براى اسهال يكحبش را بآب مورد پخته بخورند.
از حضرت امام محمدتقى عليه السلام رايت كرده است كه يك حبش را با آب سداب يا بآب ترب پخته بخورند.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه اگر مردم بدانند كه در سنا چه منفعتها هست ، هر آينه قيمت هر مثقالى دو مثقال طلا شود و بدرستيكه امان مى بخشد از بهق و پيسى و خوره و ديوانگى و فالج و لغوه ، اگر با مويز سرخ بى دانه و هليله سياه همه اجزاءِ مساوى بعمل آورند، هر روز ناشتا بقدر سه درهم بخورند، در هنگام خواب نيز همين مقدار بخورند، اين فوائد مى بخشد و بهترين دواهاست .
در طب الائمه روايت كرده است از مغز خيار شنبر پاك كرده يك رطل بگيرند، در ميان يك رطل آب يكشبانه روز بخيسانند، پس صاف كنند و با يك رطل عسل صافى و يك رطل آب به و چهل مثقال روغن گل سرخ ممزوج گردانند، وبآتش نرم بقوام آورند، از روى آتش ‍ بردارند وبگذارند تا سرد شود پس در آن فلفل و دارفلفل و قرفه و قرنفل و قاقله وزنجبيل و دار چينى و جوزبوا از هر يك سه مثقال گرفته و كوفته وپخته در آنچه سابق مذكور شد ممزوج كنند، در سبوى سبزى يا شيشه بكنند، در وقت حاجت در سه روز هر روز دو مثقال از آن ناشتا بخورند، از براى غلبه صفرا وسودا وبلغم در معده و قى وتب و تركيدن دست و پا و زحير ودرد شكم و درد جگر و حرارت سر ويرقان وتبهاى شديد و درد شانه و ذَكَر نافع باشد، بعد ازآن بايد كه پرهيز كنند از خرما و ماهى و سركه وسبزيها و غذا آش اماج باشد، با روغن كنجد و دواى ديگر نقل كرده است ، كه از هليله سياه وهليله زرد وسقمونيا از هر يك شش مثقال و از فلفل و دارفلفل زنجبيل خشك وزنيان وخشخاش سرخ ونمك هندى از هر يك چهار مثقال و از نار مشك و قاقله وشقاقل و چوب بلسان و دانه بلسان و سليمخه مقشر و علك رومى و عاقرقرحا و دارچينى از هر يك دو مثقال مجموع دواها را با يكديگر بكوبند، بپزند وسقمونيا را جدا بكوبند، بپزند و هشتاده و پنج مثقال شكر پنير را در پاتيل آب كنند، قدرى از عسل نيز درآن بريزند و آن اجزاءِ را با اينها معجون سازند، در وقت حاجت دو مثقال از آن را ناشتا و دو مثقال در وقت خواب بخورند نافع است ، براى قوت جماع و سردى را از مفاصل و سلس البول وطپيدن دل و تواتر نفس و امتلاى معده و كرم معده و دل را جلا ميدهد، اشتهاى طعام مى آورد، درد سينه و زردى چشم و زردى رنگ و يرقان و غلبه تشنگى را ميبرد، براى تب و لرز و دردهاى كهنه و دردسر و بى دمانى نافع است .
بسند ديگر روايت كرده است روزى فرعون بنى اسرائيل را همگى ضيافت . كرد و زهر درطعام ايشان داخل كرد كه ايشان را هلاك كند، حقتعالى اين دوا را بحضرت موسى عليه السلام فرستاد وچون خوردند از زهر بايشان آسيبى نرسيد جبرئيل گفت كه قدرى سير مقشر بگير وبشكن و نرم بكوب كه در پاتيل بينداز و از روغن گاو آن قدر بر آن سيرها بريز كه بپوشاند آنها را وآتش نرم آنقدر در زير پاتيل بسوزان كه آن سيرها آن روغن را بخورد و از روغن چيزى نماند پس همان مقدار شيرگاوتازه زائيده بر كن بريز و آتش نرم آنقدر برافروز كه از آن شير هم چيزى نماند پس همانقدر عسل مصفى كه مومش را گرفته باشند در پاتيل بريز آنقدر بسوزان كه آن را هم بخورد پس از سياه دانه ده درهم و ازفلفل و مرزنگوش هر كى پنج درهم بگير و نرم بكوب و در پاتيل بريز و برهم بزن تا مخلوط شود بآن سير پس ظرفى را بگير و اندرون آن را بروغن گاو چرب كن و اين دوا را در آن بريز و در ميان جو يا خاكستر چهل روز پنهان كن و هر چند كهنه تر شود نيكوتر ميشود و فرمود كه نافع است براى دفع لغوه كهنه و تازه ، كسى را كه سرما زده باشد وبراى سبل چشم و در پا وضعف معده وصرع وغش ‍ اطفال و ترسيدن زنان در خواب و زرداب و خوره و زيادتى بلغم و دفع سم گزيدن مار و عقرب و فرمود كه : چون يكماه بر اين دوا بگذرد، براى درد دندان و امراض بلغمى بقدر نصف گردكان ناشتا بخورد، چون دوماه بر او بگذرد براى تب و لرز وآزارهاى چشم نافع است ، چون سه ماه بر آن بگذرد براى صفرا و بلغم سوخته و جميع مرضهاى صفرا وناشتا خوردن نافع است ، چون چهار ماه بگذرد براى تاريكى چشم و تنگى نفس نافع است ، چون پنج ماه بر آن بگذرد، كسيكه درد سر داشته باشد بقدر نيم عدس از اين دوا با روغن بنفشه ممزوج گردانيده در بينى بچكاند، چون شش ماه برآن بگذرد كسيكه درد شقيقه داشته باشد بقدر يك عدس از آن با روغن بنفشه مخلوط گردانيده و در بينى بچكاند، از آن جانبى كه درد ميكند در اول روز و چون هفت ماه بر آن بگذرد براى دفع بادى كه در گوش بهم ميرسد بقدر يكعدس با روغن گل سرخ ممزوج ساخته در گوش چكاند، در اول روز و در هنگام خواب و چون هشت ماه بگذرد آنرا با آب خوردن براى دفع خوره نافع است ، چون نه ماه بگذرد نافع است براى غلبه خواب و هذيان گفتن در خواب و ترس و بيم بايد كه با روغن ترب ناشتا و در وقت خواب بقدر يكعدس خورده شود، چون ده ماه بگذرد براى غلبه صفرا وتبهاى اندرونى و اختلال عقل بقدر يكعدس با سركه بخورند، براى سفيدى چشم ناشتا در وقت خواب بخورند، چون يازده ماه بر آن گذشت از براى سودائى كه اين كس را بترس و وسواس مياندازد، بقدريك نخود با روغن گل سرخ ناشتا و بقدريك نخود بى روغن در هنگام خوابيدن بخورد، چون دوازده ماه بگذرد از براى فالج كهنه و تازه بآب مرزنگوش ‍ بقد يك نخود بخورد و با روغن زيت نمك بر پا بمالد در وقت خواب و از سركه و شير و ماست و سبزيها و ماهى اجتناب نمايد، چون سيزده ماه بگذرد بقدر يك نخود از آن با آب سداب حل كند و در اول شب بخورد نافع است ، براى درد اندرون و خنديدن بى سبب و با ريش بازى كردن و اگر چهارده ماه بگذرد، براى دفع ضرر زهرها نافع است ، اگر زهرى باو خورانيده باشند تخم بادنجان را بكوبند و بجوشانند وصاف كنند، با يك نخود از اين دوا در سحر بخورند و آب نيم گرم از عقبش بخورند، سه شب يا چهار شب . چون پانزده ماه بگذرد براى دفع سحر و بادها نافع است ، چون شانزده ماه بگذرد بقدر نيم عدس آن را به آب باران تازه حل كرده بديده كسى بكشد كه نور بينائى چشمش ‍ كم شده باشد، در بامداد و شام و وقت خواب تا چهار روز، اگر برطرف نشود، تا هشت روز. چون هفده ماه بگذرد، براى دفع خورد يك گلوله از آن با روغن پاچه گاو ناشتا و در وقت خواب بخورند و بقدر يك حبه اش را بربدن بمالند و اندكى رابا روغن زيت يا روغن گل سرخ در بينى بچكانند، در آخر روز در حمام . چون هيجده ماه بگذرد، براى دفع بهق آنجا را سوزن بزنند، كه خون در آيد و بقدر يك نخود با روغن بادام تلخ يا روغن صنوبر بخورند اندكى را در بينى بچكانند، با نمك در آن محل بمالند، چون نوزده ماه بگذرد اگر آب انار شيرين را گرفته به قدر يك دانه جواز حنظل و با يك نخود از اين دوا ناشتا بخورند، براى دفع سهو و فراموشى و بلغم سوخته وتب كهنه نافع است .
چون بيست ماه بگذر به قدريك عدس از آن گرفته با آب حل كند، براى سنگينى گوش در گوش بچكانند، اگر نفعى ظاهر نشود، در روز ديگر باز بچكاند واندكى بر كله سرش بريزند و از براى صاحب مرض سرسام با آب انار ترش نافع است .
در حديث ديگر روايت كرده است از حضرت صادق عليه السلام مثل اين دوا را جبرئيل براى حضرت رسول صلّى اللّه عليه آله وسلّم آورد، وفرمود كه چهار رطل از سير مقشر بگيرند، در پاتيل كنند، چهار رطل شير گاو بر آن بريزند بپزند آنقدر كه شير نماند باز چهار رطل روغن گاو بر آن بريزند، آنقدر بجوشانند كه روغن نماند، پس بقدر دو درهم بابونه بر آن بپاشند و برهم بزنند تا خوب بقوام آيد و در كوزه كرده سرش را ببندند، در ميان جو ياخاك پنهان كنند، در مدت ايام تابستان و در زمستان بيرون آورند، در بامداد بقدر يك گردكان بخورند، براى هر دردى منفعت داشته باشد.
كلينى در حديث معتبر روايت كرده است كه اسمعيل بن الفضل شكايت كرد بخمت حضرت صادق عليه السلام از قراقر معده و اينكه طعام در معده هضم نميشود، حضرت فرمود كه چرا نمگيرى آن نبيذيرا كه ما ميخوريم و باعث هضم طعام ميشود و قراقر و بادهاى شكم را دفع ميكند؟ پس فرمود كه يكصاع از مويز بگير و دانه اش را بيرون كن و پاك بشوى و در ظرف كن و آنقدر آب بر آن بريز كه همه رابپوشاند، و در زمستان سه شبانه روز بگذرد و در تابستان يك شبانه روز پس صاف كن و آب صافش را در ديگ كن و آنقدر بجوشان كه دو حصه برود و يك حصه بماند، پس نيم رطل عسل در ديگ بريز و آنقدر بجوشان كه آنقدر شود كه پيش از عسل ريختن شده بود، پس زنجبيل و خولنجان و دارچينى و زعفران و قرنفل و مصطكى را بگير و همه را بكوب و درميان ديگر بينداز كه چند جوشى بزند، پس ديگ را پائين گذار تا سرد شود، صاف كن و هر صبح و پسين قدرى از آن بخور. رواى گفت چنان كردم و آزارم بر طرف شد.

فصل ششم : در معالجه دردس و شقيقه و زكام و صرع واختلال دماغ و تصرف جن
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه براى دفع درد سر و نصف سر ايندعا را بنويسد و بر آنجانب كه درد ميكند بياويزد اَللّهُمَّ اَنْتَ لَسْتَ بِاَ لهٍ اِسْتَحْدَ ثْناهُ وَلا بِرَبّ يَبيدُ ذِكْرُهُ وَلا مَعَكَ شَرَكاءُ يَقْضُونَ مَعَكَ وَلا كانَ قَبْلَكَ اِلهُ نَدْعُوهُ وَنَتَعَوَّذُ بِهِ وَنَتَضَرَّعُ اِلَيْهِ وَنَدَعُكَ وَلا اَعانَكَ عَلَى خَلْقنا مِنْ اَحَدٍ فَنَشُّكُ فيكَ لااِلهَ اِلاّ اَنْتَ وَحْدَكَ لاشَريكَ لَكَ عافِ فُلانِ بْنِ فلانَةِ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَيْتِهِ.
در روايت معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول كه هر كه درد سر داشته باشد، يا بولش بند شده باشد دست بر جاى درد بگذارد وبگويد اُسْكُنْ سَكَّنْتُكَ بِالَّذى سَكَنَ لَهُ مافى اللَّيْلِ وَالنَّهارِ وَهُوَ السَّميعُ الْعَليمُ.
از حضرت امام على نقى عليه السلام منقول است كه براى درد سر اين آيه را بر قدح آبى بخواند و بخورد اَوَلَمْ بَرَالَّذينَ كَفَروُا اَنَّ السَّمواتَ وَاْلاَرْضَ كانَتا رَتْقَا فَفَتَقْنا هُما وَجَعَلْنا مِنْ الْماءِ كُلِّ شَىًء حَىّ اَفَلايُؤ مِنوُنَ.
در حديث معتبر منقول است كه حبيب سيستانى شكايت كرد، بحضرت باقر عليه السلام كه هفته دو مرتبه مرا درد شقيقه ميگيرد، فرمود كه بگذار دست را بر آنجانب كه درد ميكند و سه مرتبه بگو
ياظاهِرا مَوجُودا وَيا باطِنا غَيْرَ مَفْقُودٍ آرْدُدْ عَلى عَبْدِكَ الضَّعيفِ اَياديكَ الْجَميلَةَ عِنْدَهُ وَاَذْهِبْ عَنْهُ ما بِهِ مِنْ اَذَىً اِنَّكَ رَحيمٌ وَدُود.
در حديث ديگر فرمود كه براى دفع درد سر دست بر سر بمالد و هفت نوبت بگويد اَعُوذُ بِاللّهِ اَلّذي سَكَنَ لَهُ مافى البَّرِ وَالْبَحْرِ وَمافى السَّمواتِ وَاْلاَرْضِ وَهُوَ السَّميعُ الْعَليمُ.
در روايت ديگر منقول است كه براى دفع درد گوش دست بر گوش بمالد و هفت مرتبه اين دعا بخواند.
در روايت ديگر فرمود براى دفع درد سر دست را بر بالاى سر بگذارد، بگويد لَوْكانَ مَعَهُ الِهَةٌ كَما يَقولُونَ اِذا لابَتَغَوا اِلى ذى الْعَرْشِ سَبيلاً وَاِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوا اِلى مااَنْزَلَ اللّهُ وَالَى الرَّسوُلِ رَاءَيْتَ الْمُنافِقينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُودا.
در حديث معتبر منقول است كه شخصى بخدمت حضرت صادق عليه السلام آمد و گفت من سفر بسيار ميكنم و در جاى هولناك بسر ميبرم چيزى بمن تعليم فرما كه نترسم حضرت فرمود كه چون چنين جائى وارد شوى دست را بالاى سر بگذارد بآواز بلند بگو، اَفَغَيْر دين اللّهِ تَبَغُونَ وَلَهَ اَسْلَمَ مَنْ فى السَّمواتِ وَاْلاَرْضِ طَوْعا وَكُرْها وَاِلَيْهِ تُرْجَعُونَ آن شخص گفت كه در بيابانى وارد شدم كه ميگفتند جن در آنجا بسيار است ، شنيدم كه كسى ميگفت كه بگيريدش اين آيه را من خواندم كه ديگرى جواب گفت كه چگونه بگيريمش و حال آنكه پناه بآيه كريمه طيبه برده است .
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بآن حضرت شكايت كرد، كه پسرى دارم و گاهى او را باد جن وام الصبيان ميگيرد. بحدّيكه از او نااميدميشوم ، فرمود كه هفت مرتبه سوره حمد را با مشك و زعفران بر ظرفى بنويس و بآب بشوى و تا يكماه از آن آب بده بخورد، شفا يابد راوى گفت كه يكمرتبه كه خورد برطرف شد.
در حديث ديگر فرمود كه كسيرا كه صرع بگيرد بر او بخوانيد ايندعا را عَزَمْتُ عَلَيْكَ يا ريحُ بِالْعَزيمَةِ الَّتى عَزَمَ بِها عَلِىِّ بْنِ اَبيطالِبٍ رَسُول اللّهِ صَلَّى اللّهِ عَلَيْهِ وَآلِهِ عَلى جِنّ وادِىَ الْصَبْرَةِ فَاَجابُوا وَاءَطاعُوا لِما اَجَبْتَ وَاَطَعْتَ وَخَرَجْتَ عَنْ فُلانِ بْنِ فُلانَةِ السّاعَةِ.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى را اختلال دماغ بهم رسيده بود، حضرت فرمود هر شب در هنگام خواب اين دعا بخوان بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ امَنْتُ بِاللِّ وَكَفَرْتُ بِالطّاغُوتِ اَللّهُمَّ احْفَظْنى فى مَنامى وَفى يَقَظَتي اَعُوذُ بِعِزَّةِ اللّهِ وَجَلالِهِ مِمّا اَجِدُ وَاحْذَرُ.
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه كسى را باد جن گيرد، بر او سوره حمد وقل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق هر يك را ده مرتبه بخوانند، اين سوره را در جامى با مشك و زعفران بنويسند و باو بخورانند، در آب وضو وغسلش داخل كنند.
در حديث ديگر منقول است كه حضرت امام رضا عليه السلام شخصى را ديدند كه صرعش گرفته است قدح آبى طلبيدند و سوره حمد وقل اعوذ برب الناس وقل اعوذ برب الفلق بر آن آب خواندند، بر سر و روى او پاشيدند بهوش آمد.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه در خانه كه جنيان سنگ مياندازند صاحب خانه آن سنگ را بردارد، بگويد: حَسْبِىَ اللّهُ وَكَفى سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ دَعا لَيْسَ وَراءَ اللّهِ مُنْتَهى .
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه آله وسلّم منقول است كه براى درد سر روغن گشنيز را در بينى بچكاند، خوب شود و شخصى بخدمت حضرت صادق عليه السلام شكايت كرد، از دردسر فرمود كه بحمام برو وپيش از آنكه داخل آب شوى هفت جام آب گرم بر سر بريز ودر هر مرتبه بِسْمِ اللّهِ بگو.
منقول است كه شخصى بحضرت امام رضا عليه السلام شكايت كرد كه سردى عظيم در سر خود مييابم ، بحديكه اگر باد بر آن بوزد بيم آنست كه غش كنم ، فرمود كه روغن عنبر و روغن زنبق بعد از طعام خوردن بدماغ بچكان .
در حديث صحيح از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هيچيك از فرزندان آدم نيست مگر آنكه در او دو رگ هست يك رگ بر سرش كه خوره را بحركت ميآورد، ديگرى در بدنش كه پيسى را بحركت مى آورد، پس چون آن رگ سركه بحركت ميآيد خدايتعالى زكام را بر او مسلط ميگرداند، كه دردهاى سر را ميكشد و اگر آن رگ بدن بحركت ميآيد، حق تعالى دمل را بر آن مسلط مى گرداند كه دردهاى بدنرا ميكشد، پس كسيكه دمل و زكام بهم رساند خدا را شكر كند.
در روايت ديگر فرموده است كه زكام لشكرى است از لشكرهاى خدا مى فرستد كه دردهاى بدن را برطرف كند.
در چند روايت ديگر وارد شده است كه زكام را علاج نبايد كرد.
در روايت ديگر از آنحضرت وارد شده است ، در معالجه زكام كه پنبه را بروغن بنفشه آلوده كند، در وقت خواب بر مقعد خود گذارد، در روايت ديگر فرمود، كه يك دانك سياه و نيم دانك دانه كندس را نرم بكوبند، در دماغ بدمند زكام را برطرف ميكند.
فصل هفتم : در معالجه ساير امراض و درد سر و گلو 
در حديث معتبر از حضرت اميرالمؤ منين منقول است كه هرگاه چشم كسى آزرده باشد بايد كه آية الكرسى بخواند، باعتقاد درست كه البته شفا مييابد.
در روايت معتبر ديگر منقول است كه حضرت صادق عليه السلام بشخصى فرمود كه ميخواهى دعائى بتو تعليم نمايم كه براى دنيا و آخرت تو نافع باشد و درد چشم تو را زايل كند؟ گفت بلى فرمود كه بعد از نماز صبح و نماز شام مداومت كن بر ايندعا اَللّهُمَّ اِنّى اَسْاَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْكَ اَنْ تُصَّلِىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَجْعَلَ النُّورَ فى بَصَرى وَالْبَصيرَةَ فى دينى وَالْيَقينَ فى قَلْبى وَاْلاِخْلاصَ فى عَمَلى وَالسَّلامَةَ فى نَفْسى وَالسَّعَةَ فى رِزْقى وَالشُّكْرَ لَكَ اَبَدا ما اَبْقَيْتَنى .
در حديث ديگر منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه آله وسلّم براى درد چشم ايندعا ميفرمودند، كه بخوانند اَللّهُمَّ مَتِّعْنى بِسَمْعى وَبَصَرى وَاجْعَلْهُما الْوارِثين مِنّى وَانْصُرْنى عَلى مَنْ ظَلَمَنى وَارِنى فيه ثارى . در روايت ديگر منقول است كه شخصى بخدمت حضرت صادق عليه السلام آمد ديد كه چشم آن حضرت آزار عظيم دارد، روزديگر بخدمت آنحضرت رفت ديد كه هيچ آزار نمانده است از سبب آن پرسيد، فرمود كه اين تعويذ را خواندم اَعُوذُ بِعِزَّةِ اللّهِ اءَعوذُ بِقُدْرَةِ اللّهِ اَعُوذُ بِعَظَمِةِ اللّهِ اَعُوذُ بِجَلالِ اللّهِ اَعُوذُ بِجَمالِ اللّهِ اَعُوذُ بِكَرَمِ اللّهِ اَعُوذُ بِبَهاءِ اللّهِ اَعْوذُ بِغُفرانِ اللّهِ اَعُوذُ بِحُكْمِ اللّهِ اَعُوذُ بِذِكْر اللّهِ اَعُوذُ بِرَسُولِ اللّهِ اَعُوذُ بِآلِ رَسُولِ اللّهِ صَلّى اللّهُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ ما اَجِدُ فى عَيْنى وَما اَخافُ وَاَحْذَرُ اَللّهُمَّ رَبَّ الطَّيِّبينَ اَذْهِبْ ذلِكَ عَنّى بِحَوْلِكَ وَ قُدْرَتِكَ.
ابن شهر آشوب روايت كرده است كه مرد كورى شنيد كه حضرت اميرالمؤ منين اين دعا را ميخواندند آن شخص بخانه رفت و وضو ساخت و نماز كرد و بعد از نماز اين دعا را خواند، چون باين موضوع رسيد كه اَنْ تَجْعَلَ النُّورَ فى بَصَرى ديده اش بينا شد دعا اين است اَللّهُمَّ اِنّى اَسْاَلُكَ يارَبَّ اْلاَرْواحِ الْفانِيَةِ وَرَبَّ اْلاَجْسادَ الْبالِيَةِ اَسْاَلُكَ بِطاعَةِ اْلاَرْواحِ الرَّاجِعةِ اِلى اَجْسادِها وَبِطاعَةِ اْلاَجْسادِ الْمُلْتَئِمَةِ اِلى اَعْضائِها وَبِانْشِقاقِ الْقُبُورِ عَنْ اَهْلِها وَبِدَعُوَتِكَ الصّادِقَةِ فيهِمْ وَاَخْذُكَ بِالْحَقِّ بَيْنَهُمْ اِذا بَرزَالْخَلائِقَ يَنْظَرُوُنَ قَضاءَكَ وَيَرَوْنَ سُلْطانَكَ وَيَخافوُنَ بَطْشَكَ وَ يَرْجوُنَ رَحَمْتَكَ يَوُمَ لايَنْفَعُ مالٌ ولابَنُونٌ و يَوْمَ لايُغْنى مَوْلىً عَنْ شَيْئا وَلاهُمْ يُنْصَروُنَ اِلاّ مَنْ رَحِمَ اللّهُ اِنَّهُ هُوَ الْعَزيزُ الرَّحيمُ اسْاَلُكَ يارَحْمنُ اَنْ تَجْعَلَ النُّورَ فى بَصَرى وَالْيَقينَ فى قَلْبى وَ ذِكْرَكَ بِاللَيْلِ وَالنَّهارِ عَلى لِسانى اَبَدا مااَبْقَيْتَنى اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىٍء قَديرٌ.
در روايت ديگر از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه شخصى بآنحضرت شكايت كرد از ضعف باصره گفت بمرتبه رسيده است كه شب كور شده ام ، فرمود كه آيه اللّهُ نُورُ السَّمواتِ وَاْلاَرْضِ تا آخر مكرر در جامى بنويس و بآب محو كن و آبرا در شيشه كن و از ميل بچشم بكش راوى گفت ، كه كمتر از سه ميل كشيدم بينائى من برگشت .
در حديث معتبر منقول است كه حضرت امام رضا عليه السلام كه شفاى چشم در خواندن سوره حمد وقل اعوذ برب الناس وقل اعوذ برب الفلق و آية الكرسى و كشيدن قسط ومرو كندر است ودعاى درد گوش دردعاهاى درد سر گذشت .
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام جعفر صادق عليه السلام شكايت كرد از سنگينى گوش فرمود، كه دست بر گوش ‍ بكش و اين آيات را بخوان لَوْ اَنْزَلْنا هَذَا الْقُرآنَ عَلى جَبَل لَرَاَيْتَهُ خاشِعا مُتَصّدّعا مِنْ خَشَْةِ اللّهِ وَتِلْكَ اْلاَمْثالُ نَضْرِ بُها للِنّاس لَعَلَهُمَّ يَتَفَكَروُنَ هُوَ اللّهُ الَّذى لااِله اِلاّ هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَالشّهادِةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ هُوَ الَّذى لااِلهَ اِلاّ هُوَ الْمَلَكَ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَريزُ الْجَبّارُ الْمَتَكَّبِرُ سُبْحانَ اللّهِ عَما يُشْرِكُونَ هُوَ اللّهُ الْخالِقُ الْبارِى ءُ الْمُصَّوِرُ لَهُ اْلاَسْماءُ الْحُسْنى يُسَّبحُ لَهُ ما قى السَّمواتِ وَاْلاَرْضِ وَهُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ.
در روايت ديگر وارد شده است كه براى درد گوش بروغن ياسمن يا روغن بنفشه هفت مرتبه بخواند كَاَنْ لَمْ يَسْمَعْها كَاَنَّ فى اُذُنَيْهِ وَقْرا اِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤ ادَ كُلُّ اُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْئُولاً پس آن روغن را در گوش بچكاند از براى قطع رعاف منقول است كه بر پيشانى او بنويسد وَقيلَ يا اَرْضُ ابْلُعى مائَكِ وَ ياسَماءُ اَقْلِعى وَغيضُ الْماءُ وَقُضِىَ اْلاَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودى وَقيل بُعْدا لِلِقَوْمِ الظّالِمينَ.
در روايت ديگر وارد شده است كه اين آيات را بخواند مِنْها خَلَقْنا كُمْ وَفيها نُعيدُكُمْ وَمِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً اُخرى يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدّاعِىَ لاعِوَجِ لَهُ وَخُشِّعَتِ اْلاَصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ اِلاّ هَمْسا يا اَرْضُ ابْلعى مائَكِ وَقيلَ بُعْدا لِلِقَوْمِ الظّالِمينَ وَمَنْ يَتَّقِ اللّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحتْسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ اِنَّ اللّهَ بالِغُ اَمْرهٍ قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِكُلِّ شَى ءٍ قَدرا وَجَعَلْنا مِنْ بَيْنِ اَيْديهِمْ سَدا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدا فَاَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لايَبْصِرُونَ.
منقول است كه شخصى بحضرت صادق عليه السلام شكايت كرد از درد دهان فرمود كه دست بر دهان بگذار و بگو بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحيمِ بِسْمِ اللّهِ الَّذى لايَضُرُّ مَعَ اِسْمِهِ دآءٌ اَعوُذُ بِكَلِماتِ اللّهِ الَّتى لايَضُرُّ مَعَها شَيْىٌء قُدُوسّا قُدُوسّا قُدُوسّا بِاسْمِكَ يارَبَ الظّاهِرِ الْمُقَدَسِ الْمَبارَكِ الَّذى مَنْ سَئَلَكَ بِهِ اَعْطَيْتَهُ وَمَنْ دَعاكَ بِهِ اَجَبْتَهَ اَسْاَلُكَ يا اَللّهُ يا اللّهُ يا اللّهُ اَنْ تُصَّلِىَ عَلى مُحَمَّدِ النَّبِىِّ وَاَهْلِ بَيْتِهِ وَاَنْ تُعافِيَنى مِمّا اَجِدُ فى فمى وَفى يَدى وَفى رِجْلى وَفى جَميعِ جَوارِحى كُلِها.
ابوبصير شكايت كرد بحضرت امام محمد باقر عليه السلام از درد دندان ، گفت شبها از اين درد بيدارم ، فرمود كه هرگاه اثرش ظاهر شود دست را برجاى درد بگذار و سوره حمد و سوره قل هو اللّه احد بخوان پس اين آيه را بخوان وَتَرَى الْجِبالَ تَحْسبُها جامِدَةً وَهِىَ تَمُرُّمَرَّ السَّحابِ صُنْعِ اللّهِ الَّذى اَتْقَنَ كُلَّ شَيْىًء اِنَّهُ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه اينها را بخوان باسوره اناانزلناه فى ليلة القدر.
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه براى دفع درد دندان دست بر موضع سجود بمالد، بر موضعى كه درد ميكند بمالد، و بگويد بِسْمِ اللّهِ الشّافى وَلاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ.
در روايت ديگرمنقول است كه براى دفع درد دندان سوره حمد و (قل اعوذ برب الناس وقل اعوذ برب الفلق وقل هواللّه احد) بخواند پس ‍ بگويد بِسْمِ اللِّ الرَّحْمنُ الرَّحيم وَلَهُ ماسَكَنَ فى اللَّيْلِ وَالنَّهارِ وَهُوَ السَّميعُ الْعَليمُ قُلْنا يا نارُ كُونى بَرْدا وَسَلاما عَلى اِبْراهيمَ وَاَرادُوا بِهِ كَيْدا فَجَعَلْناهُمُ اْلاَخْسَرينَ نُودِىَ اَنْ بُورِكَ مَنْ فى النّارِ وَمَنْ حَوْلَها وَسُبْحانَ اللّهِ رَبِّ الْعالَمينَ اَللّهُمَّ يا كافى مِنْ كُلِّ شَيْئىٍ وَلايَكْفى مِنْكَ شَي ء اِكْفِ عَبْدَكَ وَابْنَ اَمَتِكَ مِنْ شَرِّ مايَخافُ وَيَحْذَرُ مِنْ شَرِّ الْوَجَعِ الَّذى يَشْكُوهُ اِلَيْكَ.
در روايت ديگر منقول است كه جبرئيل اين تعويذ رابراى حضرت امام حسين عليه السلام آورد بجهة دفع درد دندان كه دست بر آن دندان كه كرم خورده است ، بگذارند و هفت نوبت بخوانند اَلْعَجَبُ كُلُ الْعَجَبِ لِدابَّةٍ يَكُونُ فى الْفَمِّ تَاءْكُلُ الْعَظْمَ وَنَتْرُكُ اللَّحْمَ اَنَاَ اَرْقى وَاللّهُ الشّافى الْكافى لااِلهَ اِلاّ اللّهُ وَالْحَمْدُلِلّهِ رَبّ الْعالَمينَ وَاذْقَتَلْتُمْ نَفْسا فَادّارَائُمْ فيها وَاللّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِى اللّهُ الْمُوْتى وَيُريكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلوُنَ.
در روايت ديگر ميخى بگيرد و سوره حمد وقل اعوذ برب الناس وقل اعوذ برب الفلق هر يك را سه مرتبه بخواند پس بگويد مَنْ يُحْيِى الْعِظامَ وَهِىَ رَميمٌ ياضِرْسُ فلان بن فلان و نام صاحب درد و پدرش را بگويد اَكَلْتِ الْحارَّ وَالْبارِدَ اَفْبِالْحارِّ تَسْكُنينَ اَمْ بِالْبارِدِ تَسْكُنينَ وَلَهُ ماسَكَنَ فِى اللّيْلِ وَالنَّهارِ وَهُوَ السَّميعُ الْعَليمُ شَدَدْتُ داءَ هَذا الْضِّرْسِ فلان بن فلان بِسْمِ اللّهِ الْعَظيم پس ميخ را در ديوار بكوبد و بگويد اللّه اللّه اللّه .
در روايت ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام موسى عليه السلام شكايت كرد، از گند دهان حضرت فرمود كه در سجده بگو يااللّهُ يااللّهُ يااللّهُ يارَحْمنُ يارَبَّ اْلاَرْبابِ يا سَيِّدَ السّاداتِ يااِلهَ اْلالِهَةَ يا مالِكَ الْمُلْكِ يا مَلِكَ الْمُلُوكِ اِشْفنى بَشَفائِكِ مِنْ هذَا الدّاءِ وَاصْرِفْهُ عَنّى فَاِنّى عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ وَاَنْقَلِبُ فى قَبْضَتِكَ راوى گفت يكمرتبه ايندعا را در سجود خواندم وشفا يافتم .
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است دمبلان از گياه بهشت و آبش براى درد چشم نافع است .
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه مسواك كردن آب ريختن چشم را زايل ميكند، چشم را جلا ميدهد.
در حديث صحيح منقول است كه شخصى بحضرت صادق عليه السلام شكايت كرد از آزار چشم ، فرمود كه داروئى بساز از جدوار و كافور و اجزا را مساوى يكديگر بكن .
در روايت ديگر فرمود كه ضعف چشم و خيالات را برطرف مى كند.
در روايت ديگر فرمود كه هنه فرنك براى دفع سفيدى كه بر روى باصره بهم رسد نافع است .
در روايت معتبر از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه صبر سقوطرى و كافور رياحى رامساوى يكديگر بسايند، از حرير بيرون كنند، ماهى يكمرتبه در چشم بكشند دردهاى سرو چشم را مى كشد.
از حضرت امام حسين عليه السلام منقول است كه كه شخصى از اصحاب خود را فرمود، كه هليله زرد با هفت دانه فلفل بساى و بپز و در ديده بكش .
در روايت ديگر منقول است كه شخصى بخدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام شكايت كرد از سفيدى كه در چشم بهم رسيده بود، از درد دندان و درد مفاصل ، فرمود كه فلفل و دارفلفل از هر يك دو درهم و نشادر پاكيزه صاف يكدرهم و هر سه را خوب بساى و از حرير بيرون كن و در هر چشمى سه ميل بكش و ساعتى صبر كن كه سفيدى روى ديده را قطع مى كند، گوشت چشم را پاك ميكند، درد را ساكن ميكند، پس چشم را بآب سرد بشوى بعد از آن سرمه سنگ بكش .
در روايت ديگر وارد شده است ، كه حضرت اميرالمؤ منين بسلمان و ابوذر فرمود كه تا درد چشم داريد بر پهلوى چپ مخوابيد و خرما مخوريد.
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه ماهى خوردن براى درد چشم زيان دارد، دست بر چشم ماليدن بعد از دست شستن بعد از طعام خوردن امان ميدهد از درد چشم و در پنچشنبه و جمعه شارب و ناخن گرفتن از درد چشم امان ميبخشد.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى شكايت كرد از درد گوش و گفت كه چرك و خون از گوشم بسيار مى آيد، فرمودند كه پنير بسيار كهنه شده را يك قدرى بگير و نرم بكوب و با شيرزن ممزوج كن ، بر روى آتش نرم گرم كن و چند قطره در گوشى كه درد ميكند بريز.
در روايت ديگر از براى درد گوش منقول است كه يك كف كنجد پوست نكنده و يك كف خردل هر يك را عليحده بكويند، با يكديگر مخلوط كرده روغن بگيرند و روغن را در شيشه بكنند، سرش را بانگشتر آهن مهر كنند و هر وقت كه خواهند دو قطره از آن در گوش ‍ بچكانند، پنبه در گوش بگذارند و سه روز چنين كنند تا شفا يابد.
در روايت ديگر وارد شده است كه سداب را روغن زيت بپزند و چند قطره در گوش بچكانند.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول كه سداب براى درد گوش نافع است ، و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه براى درد گلو چيزى نافعتر از خوردن شير نيست .
بسند معتبر از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه حضرت عيسى بشهرى گذشتند، ديدند كه مردم آنشهر روى هاى ايشان زرد و چشمهاى ايشان كبود است ، از بسيارى مرض بآنحضرت شكايت كردند، حضرت فرمود كه شما گوشت راپيش از پختن نشسته مى پزيد و هيچ حيوانى از دنيا بدر نميرود مگر آنكه جنابتى با او هست ، بعد از آن گوشت را پيش از پختن شستند، بيمارى ايشان برطرف شد.
حضرت عيس عليه السلام بشهر ديگر گذشتند دندانهاى ايشان ريخته بود، و روهاى ايشان باد كرده بود، فرمود كه در وقت خواب دهانرا باز كنيد و برهم مگذاريد چنان كردند، آن علتها از ايشان زايل شد.
از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه براى درد دندان سعد را برآن بگذارند، و فرمود سركه كه از شراب بعمل آورده باشند بن دندان را محكم مى كند.
در حديث معتبر منقول است كه حمزة بن الطيار بخدمت حضرت آمد، آه مى كشيد حضرت پرسيدند كه چه مى شود ترا گفت دندانم درد مى كند، فرمود كه حجامت بكن ، حجامت كرد، ساكن شد، بعد آن حضرت فرمود كه دوائى به حجامت كردن و خوردن عسل نمى رسد.
در حديث معتبر ديگر فرمود كه براى درد دندان حنظل را بگيرد، پوستش را بكند، پس روغنش را بگيرد اگر دندانش را كرم خالى كرده باشد در ميان آن دندان چند قطره از آن روغن بريزد و پنبه را بآن آلوده كرده در ميان آن دندان بگذارد، بر پشت بخوابد تا سه شب چنين كند و اگر بن دندان درد كند در آن گوشى كه در جانب آن دندان واقع است در چند شب هر شب دو قطره يا سه قطره بچكاند، بازفرمود هر كه درد دهان داشته باشد يا خون از بن دندانش آيد يا درد كند يا دهانش جوشيده باشد يا رنگ بسرخى گشته باشد يك حنظل تازه كه رسيده باشد و زرد شده باشد بگيرد، و تمامش را بگل بگيرد، و سرش را سوراخ كند، و كاردى از آن سوراخ داخل كند و مغزش را بتراشد بهموارى كه سوراخ نشود پس سركه بسيار تندى كه از شراب بعمل آورده باشند در آن سوراخ بريزد و بر روى آتش بگذارد كه بسيار بجوشد، پس ‍ بردارد و هر وقت كه احتياج شود بقدر ناخنى بگيرد، بردندانها و دهان بمالد و بعد از آن بسركه مضمضه كند و اگر خواهد آنچه در ميان حنظل است در شيشه يا ظرف ديگر خالى كند و هر چند آبش برطرف شود سركه برويش بريزد و هر چند كهنه تر شود نفعش بيشتر است .
در حديث معتبر منقول است كه از ابراهيم بن نظام كه گفت ، دزدان مرا در راه گرفتند و پالوده گرم در دهانم ريختند، بعد از آن دهانم را پر از برف كردند، پس دندانهايم تمام ريخت پس حضرت امام رضا را در خواب ديدم كه فرمود سعد در دهان بكن تا دندانهايت برويد بعد از چند گاه شنيدم كه حضرت رضا بمحل ما وارد شده است و بخراسان ميرود بخدمت آنحضرت رفتم و حال خود را عرض كردم همانرا فرمود، كه در خواب فرموده بود چنان كردم دندانهايم روئيد.
فصل هشتم : در معالجه خنازير و قروح و جروح وثالول و ثبود و خوره و پيسى و بهق و امثال اينها
از على بن نعمان منقول است كه بحضرت امام رضا عرض كردم كه ثالول بسيارى در بدنم بهم رسيده است ، باين سبب غمگين شدم حضرت فرمود كه از براب هر ثالول هفت جو بگير و برهر جوى هفت نوبت اذاوقعت الواقعة بخوان تا فَكانَتْ هباءً مَنْبّثا و هفت نوبت بخوان وَيَسْئَلوُنَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبّى نَسَفا فَيَذَرُها قاعا صَفْصَفا لاتَرى فيها عِوَجا وَلا اَمْنا پس هر جوى را يكنوبت برهر ثالولى بمال و مجموع جوها را در پارچه نوى ببند و سنگى بر آن ببند، در چاهى بينداز، و بهتر آنستكه اين كار در در تحت الشعاع بكنى راوى گفت چنين كردم بعد از يك هفته برطرف شده بود.
از حضرت صادق منقول است دست بر ثالول بمال و سه نوبت ايندعا را بخوان بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ مُحَمَّد رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَلاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعِلِّىِ الْعَظيمِ اَللّهُمَّ امْحُ عَنّى مااَجِدُ.
در حديث معتبر از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه فرمود دخترى در خانه ما خنازير در گردنش بهم رسيد، شخصى در خواب بمن گفت كه بگو اين دعا را مكرر بخواند يارؤ ف يارحيم يارب ياسيدى .
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت صادق عرض كرد كه گنده ماده در بدن من ظاهر شده است ، فرمود كه سه روز روزه بدار و در روز چهارم در وقت زوال غسل بكن و بصحرا يا بام بلندى برو و چهار ركعت نماز بگذار، بهر سوره كه خواهى و تاتوانى سعى كن در گريه و تضرع و حضور قلب و چون از نماز فارع شوى جامه هاى خود را بينداز و جامه كهنه پاكيزه بطريق لنگ بر خود ببند برخاك بسجده برو و پهلوى راست خود را برخاك بگذار و بازارى و خشوع بگو، ياواحِدُ يااَحَدُ يا كَريمٌ يا جَبّارُ ياقَرِيبُ يامُجيبُ يااَرْحَمَ الرّاحِمينَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاكْشِفْ م ا بى مِنْ مَرَضٍ وَاَلْبِسْنِى الْعافِيَةَ الْكافِيَةَ الشّافِيَةَ فِى الدُّنْيا وَلا خِرَةِ وَاَمْنُنُ عَلَىَّ بِتَمامِ النِّعْمَةِ وَاذْهبْ مابى فَقَدْ اذانى وَغَمَّنى وفرمود وقتى نفع ميكند كه خاطرت مطمئن باشد وصاحب يقين باشى كه تاءثير ميكند، آن شخص چنين كرد بزودى عافيت يافت .
در حديث ديگر فرمود كه هر ورمى كه در بدن بهم رسد و ترسى كه بحال بدى منتهى شود در وقتى كه وضو دارى براى نماز واجب پيش از نماز براى آن ورم بخوان اين آيات را لَوْ اَنْزَلْنا هذَالْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَاءَيْتَهُ خاشِعا مُتَصَدِّعا مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ تا آخر سوره كه اگر چنين كنى آن ورم بزودى ساكن شود، در كتاب مكارم الاخلاق اين شكل را براى دفع آبله و كم بيرون آوردن نقل كرده است ، بهتر آنست كه بترتيب عدد بنويسند.
132316
811155
12769
114154
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه براى ثبور و دملهاى ريزه كه دربدن بيرون مى آيد، در اول كه اثرش ظاهر شود انگشت شهادت بر دورش بگرداند و هفت مرتبه بگويد لااِلهَ اِلاّ اللّهُ الْحَليمُ الْكَريمُ در مرتبه هفتم انگشت را بر روى آن بقوت بگذارد.
در روايت ديگرفرمود كه اين دملها و ثبور اكثرش از خون فاسدى است كه در وقت طغيان آن از بدن بيرون نمى كنند، پس كسى كه در او اينها حادث شود چون به رختخواب رود بگويد اَعُوذُ بِوَجْهِ اللّهِ الْعَظيمِ وَكَلِماتِهِ التّامّاتِ الَّتى لايُجاوِزُ هُنَّ بِرٌ وَلا فاجِرٌ مِنْ شَرِّ كُلِّ ذى شَرِّ تا از اينها و ساير دردها عافيت يابد.
در روايت ديگر منقول است كه براى كرى و دمل و قوبا اين آيات را بخواند و بنويسد و با خود نگاه دارد بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ اْلاَرْضِ مالَها مِنْ قَرارٍ مِنْها خَلَقْنا كُمْ وَفيها نُعيدُكُمْ وَمِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً اُخْرى اللّهُ اَكْبَرُ وَاَنْتَ لاتَكْبُرْ وَاللّهُ يَبْقى وَاَنْتَ لاتَبْقى وَاللّهُ عَلى كُلِّ شَيْئى قَديرٌ.
در حديث معتبر منقول است كه يونس بن عماد شكايت كرد بحضرت صادق عليه السلام از پيسى كه در روى اوبهم رسيده بود، حضرت فرمود كه چون ثلث آخر شب شود وضو بساز و بنماز شب برخيز و در سجده آخر دو ركعت اول نماز ايندعا بخوان ياعَلِىُّ ياعظيمُ يارَحْمنُ يارَحيمُ ياسامِعُ الدَّعَواتِ يامُعْطِىَ الْخَيْراتِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَعْطِنى مِنْ خَيْرِ الدُّنْيا وَاْلا خِرَةِ مااَنْتَ اَهْلُهُ وَاصْرِفْ عَنّى مِنْ شَرِّ الدُّنْيا وَاْلاخِرَةِ مااَنْتَ اَهْلُهُ وَاءذْهِبْ عَنّى هذَا الْوَجَعِ ونام آن آزار را ببر فَاِنَّهُ قَدْ غاظَنى وَاَحْزَنَنى ومبالغه در تضرع و دعا بكن ، راوى گفت چنان كردم و هنوز بكوفه نرسيده بودم كه آن پيسى از من برطرف شد.
در روايت ديگر منقول است كه اسحق بن اسمعيل و غير او از همين علت بآن حضرت شكايت كردند، فرمود كه وضو بسازيد و دو ركعت نماز بكنيد، حمد و ثناى الهى بجا آوريد وصلوات بر محمد و اهل بيت او بفرستيد، بگوئيد يااَللّهُ يااللّهُ يااللّهُ يارَحْمنُ يارَحْمنُ يارَحْمنُ يارَحيمُ يارَحيمُ يارَحيمُ ياواحِدُ ياواحِدُ ياواحِدُ يااَحَدُ يااَحَدُ يااَحَدُ ياصَمَدُ ياصَمَدُ ياصَمَدُ يااَرْحَمَ الرَّاحِمينَ يااَقْدَرَ الْقادِرينَ يااَقْدَرَ الْقادِرينَ يااَقْدَر الْقادِرينَ يارَبَّ الْعالَيمنَ يارَبَّ الْعالَمينَ يارَبَّ الْعالَمين ياسامِعَ الدَّ عَواتِ يامُنَزِّلَ الْبَرَكاتِ يامُعْطِىَ الْخَيْراتِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَعْطِنى خَيْرِ الدُّنْيا وَاْلاخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى شَرَّ الدُّنْيا وَاْلاخِرَةِ وَاءَذْهِبْ مابى فَقَدْ غاظَنِى اْلاَمْرُ وَاَحْزَنَنى .
در روايت ديگر فرمود كه سوره يس را با عسل بنويس و بشوى و بخور تا برطرف شود.
در روايت ديگر فرمود كه سوره انعام را با عسل در ظرفى بنويس و بآب بشوى و بخور و در مكارم الاخلاق مذكور است ، كه براى پيسى و خوره اين آيات را بنويس و بشوى و بخور و با خود نگاه دار بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ يَمْحُوااللّهُ مايَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ اُمُّ الْكِتابِ اَلْحَمْدُلِلّهِ فاطِر السَّمواتِ وَاْلاَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلاً اوُلى اَجْنِحَةٍ مَثْنى وَثُلاثَ وَرُباعَ بِاسْمِ فُلانِ بُنِ فُلانٍ و نام او و مادرش را بنويسد، از براى بهق بر آن موضع بنويسد، وَاِنْ مِنْ شَيْئىٍ اِلاّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَما نُنَزِّلُهُ اِلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ اِذْتَدْعُونَ اَوْ يَنْفَعُونَكُمْ اَوْيَضرُّوُنَ.
در روايتى منقول است كه حضرت امام محمد باقر عليه السلام براى صاحب جراحتى فرمود، كه قدرى ازقير تازه بگير و همان قدر از پيه بُز و هر دو را بر سبوى تازه بمال و بر روى آتش نرم بگذار از مابين وقت ظهر تا وقت نماز عصر پس پاره كتان كهنه بگير و آن قير را آن طلا كن و بروى جراحت بگذار و اگر جراحت را سوراخى داشته باشد كتان را فتيله كن و بقير آلوده كن و در جراحت بگذار.
در حديث معتبر منقول است كه خراجى در بدن متوكل بيرون آمده بود كه مشرف بر هلاك شد و اطبا جراءت نميكردند نيشتر بزنند فتح بن خاقان وزير متوكل بخدمت حضرت امام على نقى عليه السلام فرستاد و حال متوكل را عرض كرد، حضرت فرمود كه سرگين گوسفند كه در زير دست و پاى گوسفندان سرشته ميشود بگيريد و با گلاب مخلوط كنيد و بر آن خراج بگذاريد چون اين خبر رسيد اطبا خنديدند كه اين چه فايده ميكند، وزير متوكل گفت كه آن حضرت داناترين خلق است آنچه فرموده است بايد كرد، پس آنچه فرموده بود بعمل آوردند و دردش ساكن شد و بخواب رفت پس آن خراج گشوده شد و چرك بسيار دفع شد وشفا يافت .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه چغندر را با گوشت گاو پختن و خوردن ، پيسى را برطرف ميكند.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى شكايت كرد بآنحضرت از پيسى و بهق فرمود، كه بحمام رو وحنا را با نوره مخلوط كن و بر آن موضع بمال كه ديگر نخواهى ديد اثر آنرا.
از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه گوشت گاو خوره و پيسى را زايل ميكند.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هيچ چيز براى پيسى نافع تر نيست از تربت امام حسين عليه السلام با آب باران بخور و بر آن موضع بمال ، فرمود كه موى بينى امانست از خوره و تربت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم خوره را زايل ميكند، فرمود از كسيكه خوره يا پيسى داشته باشد بگريزيد و پر نظر بايشان مكنيد و با ايشان معاشرت ننمائيد، كه سرايت ميكند.
حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود كه در هر جمعه شارب گرفتن امان ميدهد از خوره و از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه هيچكس نيست مگر آنكه رگ خوره در بدن او هست و آنرا ميگدازد خوردن شلغم .
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بآنحضرت عرض كرد كه ماده طاعون در بدن من ظاهر شده است ، فرمود كه سيب بخورد آن شخص خورد عافيت يافت .
فصل نهم : در معالجه امراض اندرونى و قولنج وبادها و آزار معده و سرفه
منقول است كه شخصى بحضرت امام جفعر صادق عليه السلام شكايت كرد، از درد سينه حضرت فرمود، كه طلب شفا بكن از قرآن زيرا كه حقتعالى ميفرمايد، كه فيهِ شفاءٌ لِما فِى الصُّدُورِ يعنى در قرآن شفا هست براى آنچه در سينه هاست .
از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه شخصى بخدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد، گفت برادرم از درد شكم آزار دارد، فرمود كه بگو اندكى عسل با آب گرم بخورد، روز ديگر آمد، گفت خورد و نفع نكرد فرمود كه برو و باز عسل بده بخورد و هفت مرتبه سوره حمد نزد او بخوان ، چون آن شخص رفت فرمود كه برادرش منافق است ، باين سبب خوردن عسل او را نفع نبخشد.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى به حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام شكايت كرد، از درد شكم فرمود كه آب بخور و اين دعا را بخوان يااللّهُ يا اللّهُ ياللّهُ يا رَحْمنُ يارَحيمُ يارَبَ اْلاَرْبابِ يااِلهَ اْلالِهَةِ يامَلِكَ الْمُلُوك يا سَيِّدَالسّاداتِ اشْفِنْى بِشَفائِكَ مِنْ كُلِّ داءٍ وَسُقْمٍ فَاِنّى عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ اءَتَقَلَّبُ فى قَبْضَتِكَ.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت صادق عليه السلام شكايت درد از درد ناف فرمود، كه دست بر آنموضع بگذار و سه مرتبه بگو وَاِنَّهُ لَكِتابٌ عزيز لاَيائْيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلُ مِنْ حَكيمٍ حَميدٍ.
در چند روايت وارد شده است كه براى قولنج و درد شكم سوره حمد و قل اعوذ برب الناس وقل اعوذ برب الفلق و قل هوالله احد را بر جامى با مشك و زعفران بنويسد و اين دعا را نيز بنويسد، اَعُوذُ بِوَجْهِ اللّهِ الْعَظيمِ وَبِعِزَّتِهِ الَّتى لاتُرامُ وبِقُدْرَتِهِ الَّتى لايَمْتَنِعُ مِنْها شَيْىٍ ء مِنْ شَرِّ هذاالْوحَعُ وَ شَرِّ ما فيهِ وَشَرِّ ما اَحْذَرُمِنْهُ و بآب باران بشويد و بخورد، ناشتا يا در وقت خواب .
در روايت ديگر منقول است كه براى فالج و جميع بادها نافع است .
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام محمد باقر عليه السلام شكايت كرد از درد تهيگاه فرمود، كه چون از نماز فارغ شوى دست بر موضع سجود بمال و بعد از آن بر موضع درد بمال و اين آيات را بخوان اَفَحَسِبْتُمْ اَنَّما خَلَقْنا كُمْ عبثا وَاَنَّكُمُ اِلَيْنا لاتُرْجَعُونَ فَتَعالَى اللّهُ الْمَلِكُ الْحَقُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الكَريمِ وَمَنْ يَدْعُ مِعَ اللّهِ اِلها آخَرَ لابُرهانَ لَهُ بِهِ فَاِنَّما حِسابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ اِنَّهُ لايُفْلِحُ اَلْكافِرُونَ وَقُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَاَنْتَ خَيْرُ الرّاحِمينَ راوى گفت كه چنين كردم ، بزودى بر طرف شد.
در روايت ديگر از حضرت صادق عليه السلام كه دت بر تهيگاه بمالد وسه مرتبه اين دعا بخواند، بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ مُحَمَّدٌرَسوُلُ اللّهِ وَلاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ العلّى اَلْعظيمِ اَللّهُمَّ امْحُ عَنّى ما اَجِدُ فى خاصِرَتى و در هر مرتبه دست بر آن موضع بكشد.
از حضرت على بن الحسين عليه السلام منقول است كه از براى دفع الم سپرز اين آيات را بزعفران بنويسد، وبآب زمزم بشويد و بخورد قُلْ ادْعُو اللّهَ اوَاْعُو الرَّحْمنَ اَيّا ماتَدْعُوا فَلَهُ اْلاَسْمآءُ الْحُسْنى وَلا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَلا تُخافِتْ بِها وَابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبيلاً وَقُل الْحَمْدُللّهِ الَّذى لَمْ يِتَّخِذْ وَلَدا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلِك وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌ مِنَّ الذُّلِ وَكَبِّرُهُ تَكْبيرا و منقول است كه شخصى بخدمت حضرت امام موسى عليه السلام شكايت كرد، ازقراقر و صداهاى شكم و گفت ، بمرتبه آزار مى كند كه با كسيكه سخن ميگويم ، شرمنده مى شوم حضرت فرمود كه چون از نماز شب فارغ شوى اين دعا بخوان اَللّهُمَّ ماعَمِلْتُ مِنْ خَيْرٍ فَهُوَّمِنْكَ لاحَمْدَ لى فيهِ وَما عَمِلْتُ مِنْ سُوءٍ فَقَدْ حَذَّرْتَنيهِ فَلا عُذْرَلى فيهِ اللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُبِكَ اَنْ اءَتَّكِلَ عَلى مالا حَمْدَلى فيهِ اَوْامِنُ مالا عُذْرَلى فيهِ.
در روايت ديگر همين دعا براى دفع زحير وارد شده است .
در حديث ديگر منقول است كه شخصى شكايت كرد به آنحضرت از پيچش شكم ، فرمود كه آبى بگير و اين آيات را بر آن بخوان يُريدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسّرَ وَلا يُريدُ بِكُمُ الْعُسْرَ سه مرتبه پس بگو اَوَلَمْ يَرَ الذَّينَ كَفَرُوا اَنَّ السَّمواتِ وَاْلاَرْضَ كانَتا رَتَقا فَفَتَقْناهُما وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلّ شَى ءٍ حَى اَفَلا يُؤْمِنُونَ پس آن آبرا بخورد، دو دست بر شكم بِمالد.
در روايت وارد شده است ، كه اين آيات را بر روغن بخواند، بر شكم بمالد بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ فَفَتَحْنا اَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرِ وَفَجَّرْنَا اْلاَرْضَ عُيُونا فَالْتَقَى الْماءِ عَلى اَمْرٍ قُدِرَ وَحَمَلْناهُ عَلى ذاتِ اَلْواحٍ ودسر فَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ اَبْوابَ كُلِّ شَىْءٍ بِاسْمِ فلان بن اَوَلَمْ يَرَ الَّذين كَفَروااَنَّ السَّمواتِ وَاْلاَرْضَ كانَتا رَتَقا تا آخرآيه .
در حديث ديگر منقول است كه حضرت صادق در سفرى بودند اسمعيل فرزند آنحضرت شكايت كرد، از درد شكم و درد پشت حضرت او را طلبيد، فرمودند كه بر پشت بخوابد و اين دعا را بر او خواند بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَ بِصُنْعِ اللّهِ الَّذى اتْقَنَ كُلَّ شَىْءٍ اِنَّهُ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ اُسْكُنْ ياريحُ بِالَّذى سَكَنَ لَهُ مافى السَّمواتِ وَالاَْرْضِ وَهُوَّ السَّميعُ الْعَليمُ.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى به حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام شكايت كرد از درد پشت فرمود كه دست را برآن موضع بگذار كه درد دارد و سه مرتبه اين آيه را بخوان وَما كانَ لِنَفْسٍ اَنْ تَمُوتَ اِلاّ باِذْنِ اللّهِ كِتابا مُؤَجَلاً وَمَنْ يُردْ ثَوابَ الدُّنيا نُؤَتِهِ مِنْها وَ مَنْ يُردْ ثَوابَ اْلاخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْها وَسَنَجْزى الشّاكِرينَ هفت مرتبه سوره انا انزلناه بخواند.
در حديث ديگر منقول است كه مفضل بخدمت حضرت صادق آمد شكايت كرد، از تنگى نفس و گفت اندك راهى كه ميروم نفسم تنگ ميگردد و مى نشينم ، فرمود كه بول شتر بخور تا ساكن شود.
كلينى در حديث حسن روايت كرده است كه شخصى بحضرت صادق عليه السلام شكايت كرد، از سرفه و حضرت فرمود كه قدرى از انجدان رومى با همانقدر از نبات سفوف كن و يكروز يا دو روز بخور آن شخص گفت كه يكروز خوردم بر طرف شد.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام موسى عليه السلام شكايت كرد، از مرض سل حضرت فرمود كه سنبله و قاقله و زعفران و عاقرقرحا و بذرالبنج و خربق و فلفل سفيد اجزا را مساوى بگير و فرفيون را دو برابر هر يك از اجزا بگير و نمام اجزا را سائيده از حرير بيرون كن ، با عسلى كه كَفَش را گرفته باشند خمير كن وبقدر يك نخود بآب گرم در سه شب بخور چنان كرد شفا يافت .
در روايت ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام رضا عليه السلام شكايت كرد، از سرفه فرمود كه بگير از فلفل سفيد يك جزؤ و فرفيون دو جزؤ و خربق سفيد يك جزؤ و سنبل يك جزؤ و قاقله يك جزؤ و زعفران يك جزؤ و بذرالبنج يك جزؤ و اين اجزا را سائيده از حرير برون كن ، مثل تمام اجزا، عسل كف گرفته را داخل كن خمير كرده حبها بساز و از براى سرفه كهنه و تازه در وقت خواب بآب راز يانه نيم گرم بخور.
در حديث معتبر منقول است كه از حضرت امام جعفر عليه السلام پرسيدند، كه آيا بحضرت عيسى عليه السلام ميرسيد دردهائيكه بفرزندان آدم ميرسيد فرمود كه بلى در طفوليت بيماريهاى مردم بزرگ باو ميرسيد، درد تهيگاه از دردهاى بزرگان است ، در طفوليت گاهى كه او را عارض ميشد بمادر خود ميگفت كه عسل و سياه دانه و روغن زيت را با يكديگر خمير كن و از براى من بياور، چون ميآورد كراهت داشت از خوردن آن حضرت مريم ميگفت چرا كراهت دارى خود طلبيدى ميگفت ، كه بعلم پيغمبرى آن را طلب كردم و از براى جزع طفوليت و بدمزه گى دوا كراهت دارم ، پس ميگرفت و تناول ميفرمود.
در چند روايت وارد شده كه خوردن ريزه ها كه از سفره ميريزد، درد تهيگاه را بر طرف ميكند.
در روايت معتبر از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه بخوريد امرود را كه دل را جلا ميدهد و دردهاى اندرونى را ساكن ميكند.
در روايت ديگر فرمود كه بخوريد انجدان رومى را كه درد تهيگاه را زايل ميكند.
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه حضرت حزقيل را قرحه در جگر بهم رسيد، دعا كرد حق تعالى باو وحى فرمود كه شير انجير را بگير و برسينه خود از بيرون بمال چنان كرد آن آزار از او برطرف شد.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام محمد باقر عليه السلام شكايت كرد، از شدت درد سپرز فرمود كه پاره نقره بده و تره بخر و آن را با روغن عربى بپز وسه روز بخوران بهر كه آزار سپرز دارد، كه اگر خدا خواهد شفا مييابد.
كلينى بسند معتبر روايت كرده است كه حضرت امام موسى عليه السلام عرض كردند كه يكى از غلامان آنحضرت آزار سپرز دارد، فرمود كه سه روز تره باو بخورانيد چون سه روز خورد عافيت يافت .
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه بخوريد سركه را كه از شراب ساخته باشند كه كرمهاى معده را ميكشد.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه خرماى ناشتا خوردن كرم معده را ميكشد.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر كه هفت دانه خرماى عجوه را در وقت خواب بخورد كرمهاى معده اش را ميكشد.
در چند حديث معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است براى دفع اسهال كه قدرى از برنج بگيرند و بشويند و در سايه بخشكانند، بر روى آتش بو بدهند و نرم بكوبند، هر بامداد يك كف از آن بخورند.
در روايت ديگر از آنحضرت منقول است براى دفع اسهال كه بزنج را در ديگ كن و بآب بجوشان و چهار يا پنج پارچه سنگ در زير آتش ‍ بگذار، تا سرخ شوند و پيه قلوه تازه را بگير و با آن سنگها در ميان كاسه بينداز و كاسه ديگر بر سرش بگذار كه بخارش بيرون نرود و حركت ده تا آن پيه آب شود پس چون برنج پخته شود اين روغن را برويش بريز و بخور.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى از زحير شكايت كرد بحضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه گل ارمنى را بگى و بر روى آتش ملايم بو بده و سفوف كن وبخور.
در حديث ديگر فرمود كه بذر قطونا و صمغ عربى و گل ارمنى را بو بده و سفوف كرده بخور كه زحير را بر طرف ميكند.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام رضا عليه السلام شكايت كرد از درد پيچش شكم فرمود، كه گردكانى را بگير و بر روى آتش بگذار و چون مغزش بريان شود، پوستش را بكن و بخور.
در حديث ديگر مرويست كه شخصى بحضرت صادق عليه السلام شكايت كرد، از قراقر شكم فرمود كه سياه دانه با عسل بخور.
در حديث معتبر منقول است كه شخصى شكايت كرد بحضرت صادق عليه السلام از ضعف معده ، فرمود كه جزار با آب سرد بخور و جزاه گياهيست شبيه بكرفس آن را بيوه زا ميگويند.
فصل دهم : در معالجه اوجاع مفاصل و فالج و بواسير و امراض مثانه وساير امراض
در حديث معتبر منقول است كه معلى بن خنيس بحضرت صادق عليه السلام شكايت كرد، از درد فرج فرمود كه عورت خود را در موضعى گشوده اى كه سزاوار نبوده و باين سبب اين درد در آن بهم رسيده است دست چپ بر فرج خود بگذار، ايندعا را بخوان بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّه بَلى مَنْ اَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ اَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاهُمْ يَحْزَنُونَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْلَمْتُ وَجْهى اِلَيْكَ وَفَوَّضْتُ اَمْرى اِلَيْكَ لامَلْجَاءَ وَلامَنْجَا مِنْكَ اِلاّ اِلَيْكَ.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى به حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام شكايت كرد از درد رانها فرمود كه آب گرمى در طشت بكن و در ميان آب بنشين و دست بر آن موضع كه درد دارد بگذار، اين آيه را بخوان اَوَلَمْ يَرَالَّذينَ كَفَروُ اَنَّ السَّمواتِ وَاْلاَرْضَ كانَتا رَتَقا فَفَتَقْناهُما وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْى ءٍ حَي اَفَلا يُؤْمِنُونَ.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام حسين شكايت كرد از درد پا فرمود كه از اول سوره اِنا فَتَحْنا بخوان تا وَكان اللّهُ عَزيزا حَكيما.
در روايت معتبر وارد شده است كه ابوحمزه بحضرت امام محمد باقر شكايت كرد، از درد زانو فرمود كه بعد از نماز ايندعا بخوان يااَجْوَدَ مَنْ اَعْطى وَيا خَيْرَ مَنْ سُئِلَ وَيا اَرْحَمَ مِنَ اسْتُرْحِمْ اِرْحَمْ ضَعْفى وَقِلَّهَ حليلَتى وَاعْفِنى مِنْ وَجَعى چنان كرد، بزودى عافيت يافت .
در روايت ديگر منقول است كه سالم بن محمد شكايت كرد بحضرت صادق عليه السلام از درد ساق ، گفت كه اين درد مرا از همه كار عاجز كرده است ، فرمود كه اين آيه را هفت مرتبه بر آن موضع بخوان وَاتْلُ ما اُوحِىَ اِلَيْكَ مِنْ كِتابِ رَبِّكَ لامُبَّدِلَ لِكَلِماتِهِ وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحدا.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى به حضرت امام حسين عليه السلام شكايت كرد، از درد پا فرمود كه دست بر آن موضع بگذار و بگو بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَالسَّلامُ عَلى رَسوُلِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَما قَدَرُ وااللّهِ حَقَّ قَدْرِهِ وَاْلاَرْضُ جَميعا قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيمَةِ وَالسَّمواتُ مَطْوياتٌ بِيَمينِهِ سُبْحانَهُ وَتَعالى عَمّا يُشْرِكُونَ.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى به حضرت صادق عليه السلام شكايت كرد، از درد مثانه فرمود كه اين آيات را در وقت خواب سه مرتبه و بعد از بيدار شدن يكمرتبه بخوان اَلَمْ تَعْلَمْ اَنَّ اللّهَ عَلى كُلِّ شَيْئىٍ قَديرٍ اَلَمْ تَعْلَمْ اَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكَ السَّمواتِ وَاْلاَرْضِ وَمالَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ مِنْ وَلئٍ وَلانَصيرٍ.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بخدمت حضرت امام على نقى عليه السلام نوشت كه شخصى از شيعيان شما بولش بند شده است ، حضرت در جواب نوشتند كه آيات قرآن بسيار بر آن بخوان تا شفا يابد.
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه بر هر ورمى آيات آخر حشر لَوْاَنْزَلْنا هذَالْقُرْانَ عَلى جَبَلٍ تا آخر سوره سه مرتبه بخوان در هر مرتبه آب دهان را بر آنموضع بينداز.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى بآن حضرت شكايت كرد از درد مفاصل فرمود كه اين دعا بخوان اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِاَسْمائِكَ وَ بَرَكاتِكَ وَدَعْوَةِ نَبِيِّكَ الطِيِّب الْمُبارَكِ الْمَكين عِنْدَكَ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَبِحَقِّهِ وَبِحَقِّ ابْنَتِهِ فاطِمَةَ الْمُبارَكَةِ وَبِحَقِّ وَصِّيِّهِ اَميرَالْمُؤْمِنينَ وَبِحَقِّ سَيَّدى شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ اِلاّ اَذْهَبْتَ عَنّى شَرَّما اَجِدُ بِحَقِّهِمْ بِحَقِّهِمْ بِحَقِّهِمْ بِحَقِّكَ يا اِلهَ الْعالَمينَ چون ايندعا را خواند، در همان ساعت درد ساكن شد.
در حديث ديگر مرويست كه شخصى بحضرت صادق شكايت كرد از عرق النساءِ فرمود، هر گاه اثرش ظاهر شود دست بر آنموضع بگذار و بگو بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ اَعُوذُ بِسْمِ اللّهِ الْكَبيرِ وَاَعُوذُ بِسْمِ اللّهِ الْعَظيمِ مِنْ شَرِّ كُلِّ عرقٍ نُعارِ وَمِنْ شَرِّ حَرِ النّارِ آن شخص سه مرتبه اين دعا را خواند، از آن مرض نجات يافت .
در روايت ديگر وارد شده است كه شخصى را لغوه در او عارض شده بود، بخدمت حضرت صادق عليه السلام آمد حضرت فرمود كه برو بروضه رسول خدا عليه السلام دو ركعت نماز بكن ، ودست بر رو بگذار و بگو بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ بِهذا اُخْرُجْ اَقْسَمْتُ عَلَيْكَ مِنْ عَيْنِ اِنْسٍ اَوْعَيْنِ جِنٍّ اَوْ وَجَعٍ اُخْرجْ اَقْسَمْتُ عَلَيْكَ بِالَّذى اتَّخَذَ اِبْراهيمَ خَليلاً وَكَلَّمَ مُوسى تَكْليما وَ خَلَقَ عيسى مِنْ رُوح الْقُدُسِ لَمّاهَدَاْتَ وَطَفَئْتَ كَما طُفِئَتْ نارُ اِبْراهيمَ اِطْفِئى بِاِذْنِ اللّهِ اِطْفِئى بِاِذْنِ اللّهِ دو مرتبه چنين كرد، عافيت يافت و در مكارم الاخلاق مذكور است كه براى عرق مدينى كه بفارسى رشته مى گويند پشم شتر را بدست بكند بى كارد و مقراض و بتابد هفت گره برآن بزند و بر هر گرهى سه مرتبه سوره حمد را بخواند، پس سه مرتبه بر آن رشته يا بر آن شخص ايندعا را بخواند بِسْمِ اللّهِ اْلاَبَدِ الْمُحْصِى الْعَدَدِ الْقَريبِ لِما بَعَدَ اَلطّاهِرِ عَنِ الْوَلَدِ اَلْعالى مِنْ اَنْ يُولَدُ اَلْمُنْجِزِ لِما وَعَدَ اَلْعَزيز بِلا عَدَدٍ اَلْقَوِّىِ بِلا مَدَدٍ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوا اَحدٌ يا خالِقَ الْخَليقَةِ ياعالِمَ السِّر وَالْخَفيَةِ يا مَنِ السَّمواتُ بِقُدْرَتِهِ مُرْخاةً يا مَنِ اْلاَرْضُ بِعِزَّتِهِ مَدْحُوَّةٌ يا مَنِ الْجِبالُ بِاِردَتِهِ مُرْساةٌ يا مَنْ نَجى بِهِ صاحِبُ الْعِرْقِ مِنْ كُلِّ آفَةٍ وَبَلِيَةٍ صَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ خَيْرِ خَلْقِكَ وَاشْفِ اللّ هُمَّ فُلانِ بْنِ فَلانَةٍ بِشفائِكَ وَداوِهِ بِدَوائِكَ وَعافِهِ مِنْ بَلائِكَ اِنَّكَ قادِرٌ عَلى ما تَشاءُ وَاَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ وَصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدِ النّبي وَآلِهِ.
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه خواندن ايندعا براى دفع بواسير نافع است يا جَوادُ ياماجِدُ يارَحيمُ ياقَريبُ يامُجيبُ يابارِىُء ياراحِمُ صَلِّ عَلى مُحَمَّندٍ وَآلِهِ وَاَرْدُدْ عَلَىَّ نِعْمَتَكَ وَاكْفِنى امْرَ وَجَعى . حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام رضا عليه السلام شكايت كرد از بواسير فرمود كه سوره يس را با عسل بنويس و بشو و بخور.
در حديث ديگر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر كه را ورمى جراحتى بهم رسد كاردى را بگيرد و برآن موضع بمالد و بگويد بِسْمِ اللّهِ اَرْقيكَ مِنْ الْحَدِّو الْحَديدِ وَمِنْ اَثَرِ الْعَمُودِ وَالْحَجَرِ الْمَلْبُودِ مِنَ الْعِرْقِ الْفاتِرِ وَمِنْ لَوازِمِ اْلاَجْرِ منَ الطَّعامِ وَعَقَره وَمِنَ الشَّرابِ وَبَرَدِهِ اَمْضى اِلَيْكَ بِاِذْنِ اللّهِ اِلى اَجَلٍ مُسَّمى فِى اْلاَرْضِ وَاْلاَنْعامِ بِسْمِ اللّهِ فَتَحْتُ وَبِسْمِ اللّهِ خَتَمْتُ پس آن كارد را زمين فرو برد.
در حديث ديگر فرمود كه چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را وامندگى يا درد سرى عارض ميشد دست مى گشودند، و سوره حمد وقل هواللّه احد وقل اعوذ برب الفلق وقل اعوذ برب الناس مى خواندند و دست را بر رو ميكشيدند.
در حديث معتبر منقول است كه از حضرت امام موسى عليه السلام كه براى قولنج و بادها و درد مفاصل و سستى بدن و برودت اندرون يك كف شنبليله را با يك كف انجير خشك بگيرند، آنقدر آب بر آن بريزند كه پوشيده شود و در ديگ پاكيزه بپزند، وصاف كنند و يك روز بخورند تا آنكه در مجموع روزها بقدريك قدح بزرگ خورده شود.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت صادق عليه السلام عرض كرد كه بادى از سرتا پاى مرا گرفته است فرمود كه عنبر و روغن را ناشتا بدماغ بچكان .
در روايت ديگر منقول است كه صباح بن محارب بحضرت امام موسى كاظم عليه السلام عرض كرد، كه شخصى را باد لغوه در او بهم رسيده است و رو و چشمش را برگردانيده است ، فرمود كه پنج مثقال از قرنفل بگيرد، در شيشه بكند و سرش را محكم ببندد و گل بمالد، در آفتاب بگذارد، بقدر يكروز در تابستان و دو روز در زمستان پس از شيشه بيرون آورد و نرم بكوبد و بآب باران مخلوط كند وبر پشت بخوابد، و برآن طرف بدن كه گشته است بمالد و بر آنحال خوابيده باشد تا آن قرنفل خشك شود چون چنين كند، آنمرض از او برطرف شود.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام محمد باقر عليه السلام شكايت كرد، از آنكه بولش قطع نميشود، و هميشه قطرات بول از او ميآيد فرمود كه اسفند را بگير و شش نوبت بآب سرد بشو و يكنوبت بآب گرم بشو و در سايه خشك كن پس با روغن گل چرب كن و سفوف كن و بخور.
در روايت ديگر منقول است كه براى ريگ مثانه هليله و بليله و آمله وفلفل و دارفلفل و دارچين و زنجبيل و شقاقل وانيسون و خولنجان اجزا را مساوى گرفته بكوبد وبپزند، با روغن گاو تازه ممزوج كنند، در برابر تمام اجزاءِ عسل صاف كرده با شكر پنير داخلش كند، هر مرتبه بقدر فندقى بخورند.
در چند روايت وارد شده است كه خوردن تره بر طرف ميكند بواسير را.
درروايت ديگر فرمود كه برنج و خرماى نارس بواسير را زايل ميكند.
در روايت ديگر منقول است كه حضرت امام رضا عليه السلام اين دوا را براى دفع بواسير فرمود، هليله سياه وبليله وآمله اجزا را مساوى گرفته بكوبند و از حرير بيرون كنند پس قدرى از مقل از رق گرفته در آب تره بخيسانند سه شب پس اين دواها را در ميان آن ريخته و خمير كنند، دست را بر روغن بنفشه چرب كرده آنرا بقدر يكعدس حب كنند و در سايه خشك كنند، اگر در تابستان باشد بقدر يك مثقال بخورد و اگر زمستان باشد بقدر دو مثقال بخورد، و در آن ايام كه آن را ميخورد از ماهى و سركه و سبزيها اجتناب كند.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بحضرت امام على نقى عليه السلام شكايت كرد، از يبوست مزاج فرمود كه خرماى برنى را ناشتا بخور و آب بر بالايش بخور چنان كرد فربه شد و رطوبت بر مزاجش غالب شد، بازاز رطوبت شكايت كرد فرمود كه خرماى برنى را ناشتا بخور و آب بر بالايش مخور چنان كرد مزاجش مستقيم شد.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه براى دفع زيادتى بلغم بگير قند ران رومى و كندر و آبشم و زنيان و سياه دانه اجزا را مساوى يكديگر و همه را نرم بكوب و بپز و با عسل خمير كن و هر شب وقت خواب بقدر يك فندق بخور.
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه بگير از هليله زرد يك مثقال و از خردل دو مثقال و از عاقرقرحا يك مثقال و بسيار نرم بكوب و ناشتا بر دندانها بمال كه بلغم را دفع ميكند و دهن را خوشبو ميكند، دندانها را محكم ميكند.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه ناشتا بحماز رفتن بلغم را دفع ميكند، بعد از طعام بحمام رفتن صفرا و سودا را دفع مى كند.
حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه بسيار شانه كردن بلغم را كم ميكند.
فصل يازدهم : دربيان قليلى از تعويذات براى دفع سحر و سموم گزندگان وساير بلاها
در حديث معتبر منقول است كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود كه براى دفع سحر، اين تعويذ را بر پوست آهو بنويسند، با خود نگاه دارند بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ وَماشاءَ اللّهِ بِسْمِ اللّهِ لاحَوْلَ وَلاقُوَّةِ اِلاّ بِاللّهِ قالَ مُوسى ما جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرَاِنَّ اللّهَ سَيُبْطِلُهُ اِنَّ اللّهِ لايُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدينَ فَوَقَعَ الْحَقُ وَبَطَلَ ماكانُوا يَعْمَلُونَ فَغْلِبُوا هُنالِكَ وَانْقَلَبُوا صاغِرينَ.
در روايت ديگر فرمود كه اگر از ساحرى يا ظالمى ترسى ، بعد از نماز شب پيش از شروع در نماز صبح رو به جانب خانه او بكن و هفت مرتبه بگو: بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ سَنَشُدُّ عَضُدُكَ بِاءَخيكَ وَنَجْعَلُ لَكُما سُلطانا فَلايَصِلُونَ اِلَيْكُما بِآياتنا اَنْتُما وَ مَنْ اتَبَعَكُما الغالِبُونَ.
در روايت ديگر منقول است كه جبرئيل خبر داد حضرت رسول را كه لبيدبن اعصم يهودى سحر براى آنحضرت كرده است ، پس حضرت رسول حضرت اميرالمؤ منين را طلبيد و فرمود كه برو در فلان چاه و سحر را بيرون آور، حضرت اميرالمؤ منين بآن موضع رفتند و در آنچاه داخل شدند و از ته آب حقه بدر آوردند، بنزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آوردند در آنچاه زه كمانى بود كه يازده گره به او زده بودند، پس جبرئيل سوره قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را آورد از آسمان حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود، كه يا على اين دو سوره را بر اين گرهها بخوان پس هر آيه كه حضرت ميخواندند، يك گره گشوده ميشد چون هر دو سوره تمام شد گرهها گشوده شد وسحر بر طرف شد، پس موافق اين حديث واحاديث معتبره ديگر اين دو سوره را در دفع سحر تاءثير عظيم هست .
در حديث معتبر وارد شده است كه چشم بد را تاءثير ميباشد و فرمودند كه بسا باشد كه چشم بد آدميرا بقبر وشتر را بديگ داخل كند پس ‍ كسى كه خوش آيد او را چيزى از كسى اللّه اكبر بگويد.
در روايت ديگر نام خدا ببرد.
در روايت ديگر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه چون ترسد كه چشم او در كسى يا در او تاءثير كند، سه مرتبه بگويد ماشاءَ اللّهُ لاقُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِّىِ الْعَظيم و فرمود كه هر گاه كسى با هياءت نيكو خواهد كه از خانه بيرون رود سوره قل اعوذ برب الناس وقل اعوذ برب الفلق بخواند، وبيرون رود تا چشم بد در او اثر نكند.
در روايت ديگر فرمود كه هر كه را اثر چشم باو رسيده باشد دستها را برابر رو بلند كند، و سوره حمد وقل هوالله احد وقل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس بخواند، دست بر پيش سربكشد.
از حضرت رسول منقول است كه هر كه از شياطين و جادوگران ترسد، آيه سخره را بخواند اِنَّ رَبّكُمُ اللّهُ الَّذى خَلَقَ السَّمواتِ وَاْلاَرضَ فى سِتَّةِ اَيّامِ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِى اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثيثا وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ مُسَخَّراتٍ بِاَمْرِهِ اَلالَهُ الْخَلْقُ وَاْلاَمْرُ تَبارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمينَ اُدْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعا وَخُفْيَةً اِنَّهُ لايُحِبُ الْمُعْتَدينَ وَلا تُفْسِدُوا فِى اْلاَرْضِ بَعْدَ اِصْلاحِها وَاْعُوهُ خَوُفا وَطَمَعا اِنَّ رَحْمَة اللّهِ قَريبٌ مِنَ الْمُحْسِنينَ.
در روايت ديگر منقول است كه شخصى بحضرت صادق عليه السلام شكايت كرد، از بسيارى خيالات فاسده و وساوس شيطان كه بر او دست يافته فرمود كه دست بر دل بگذار و سه مرتبه بگو بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ اَللّهُمَّ مَنَنْتَ عَلَّىَ بِاْلايمانِ وَاَوْدَعْتَنى الْقُرْآنَ وَرَزَقْتَنى صِيامَ شَهْرِ رَمَضانِ فَاَمْنُنُ عَلَىَّ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ وَالرَّاءْفَةِ وَالْغُفْرانِ وَتَمامَ مااَوْلَيْتَنى مِنَ النِّعَمِ وَاْلاِحسانِ يامَنّانُ يامَنّانُ يادائِمُ يارَحْمنُ سُبْحانَك وَلَيْسَ لِىْ اَحَدٌ سِواكَ سُبْحانَكَ اَعُوذُبِكَ بَعْدَ هذِهِ الْكراماتِ مِنَ الْهَوانِ وَاَسْاءَلُكَ اَنْ تجلِىَ عَنْ قَلْبىَ اْلاَحْزانِ پس صلوات بر محمد و آل محمد بسيار بفرست .
در روايت ديگر منقول كه شخصى بآن حضرت شكايت كرد، كه چون تنها ميشوم مرا وجشتى و اندوهى عارض ميشود، وچون بميان مردم ميآيم برطرف ميشود فرمود كه دست بردل بگذار، بگو بِسْمِ اللّهِ بِسْمِ اللّهِ بِسْمِ اللّهِ پس دست بمال بر دل و بگو اَعُوذُ بِعِزَةِ اللّهِ وَاَعُوذُ بِقُدْرَةِ اللّهِ وَاَعُوذُ بِجَلالِ اللّهِ وَاَعَوُذُ بِعَظَمَةِ اللّهِ وَاَعُوذُ بِجَمْعِ اللّهِ وَاَعُوذُ بِرَسُولِ اللّهِ وَاَعُوذُ بِاَسْماءِ اللّهِ مِنْ شَرِّ ما اَحْذَرُ وَمِنْ شَرِّما اَخافُ عَلى نَفْسى هفت مرتبه اين دعا را ميخوانى .
در روايت ديگر وارد شده است كه شخصى بآنحضرت شكايت كرد، از آرزوى بسيار كردن و وسوسه هاى سينه فرمود، كه دست بر سينه بكش و بگو بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ) وَلاحَوْلَ وَلاقُوَّةِ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ اَللّهُمَّ اُمْحْ عَنّى مااَجِدُ پس دست بر شكم بمال و سه مرتبه بخوان اين دعا را آن شخص چنين كرد، آن حالت از او بر طرف شد وشيخ احمدبن فهد در كتاب عدة الداعى از براى گشودن كسيكه او را بسته باشند بر زنش ايندعا را نقل كرده است ، كه بنويسد و با خود نگاه دارد بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ اِنّا فَتَحْنالَكَ فَتْحا مُبينا لِيَغْفِرَ لَكَ اللّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَما تَاءَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِراطا مُسْتَقيما بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ اِذا جاءَ نَصْرُاللّهِ وَالْفَتْحِ وَرَاءَيْتَ النّاسَ يَدْخُلُونَ فى دينِ اللّهِ اَفْواجا فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ اِنَّهُ كانَ تَوَّابا وَمِنْ آياتِهِ اَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ اَزْواجا لِتَسْكُنُوا اِلَيْها وَجَعَلَ بَيَنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً اِنَّ فى ذلِكَ لاياتٌ لِقَوْمٍ يَتَفَكَرُونَ اُدْخُلُوا عَلَيْهِمِ الْبابَ وَاِذا دخَلْتُمُوهُ فَاِنَّكُمْ غالِبُونَ فَفَتَحْنا اَبْوابِ السَّماءَ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ ثُمَّ فَجَّرْنَا اْلاَرْضَ عُيُونا فَالْتَقَى الْماءَ عَلى اَمْرٍ قَد قُدِرَ رَبِّ اشْرَحْ لى صَدْرى وَيَسِّرْلى اَمْرى وَاحْلُل عُقْدَةً مِنْ لِسانى يَفْقَهُوا قَوْلى وَتَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فى بَعْضٍ وَنُفِخَ فِى الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعا كَذلِكَ حَلَلْتُ فُلانِ بْنِ فُلانٍ عَلى فُلانَةِ بِنْتَ فُلانَةِ لَقَدْ جائكُمْ رَسولٌ مِنْ اَنْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ماعَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيمٌ فَاِنْ تَوَلَّو افَقُلْ حَسْبِىَ اللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ.
در حديث معتبر از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه چون زن يهوديه گوسفند زهرآلود آورد بنزد حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسّم گوسفند بريان بسخن آمد بامر الهى و گفت يا رسول اللّه مخور از من كه مرا بزهر آلوده اند، جبرئيل نازل شد و گفت پروردگارت سلامت ميرساند، ميگويد كه اين دعا را بخوان و بخور كه زهر بتو آسيب نمى رساند، پس حضرت امر فرمود اصحاب را كه همگى اين دعا را خواندند، از آن گوسفند خورد و ايشان تناول كردند، پس امر فرمود ايشان را كه حجامت بكنند، دعا اينست بِسْمِ اللّهِ الَّذى يُسَمّيهِ بِهِ كُلَّ مَؤْمٍ وَبِهِ عَزَّكُلَّ مُؤْمِنٍ وَبِنُورِهِ الَّذى اَضاعَتْ بِهِ السَّمواتِ وَالاَرْضَ وَبِقُدْرَتِهِ الَّتى خَضَعَ لَها كُلُّ جَبّارٍ عَنيدٍ وَانْتَكَسَ كُلُّ شَيْطان مُريد مِنْ شَرِّ السَّمِ وَالسِّحْرِ وَاللُمَمِ بِسْمِ اللّهِ الْعَلِّىِ الْمَلِكِ الْفَرْدِ الَّذى لااِلهَ اِلاّ هُوَ وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرُآنِ ماهُوَ شَفاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَلايَزيدُ الظّالِمينَ اِلاّ خَسارا.
در حديث ديگر از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كسى كه از شر حيوانات درنده برخود و گوسفندان خود ترسد بر دور خود و آنها خطى بكشد، بگويد اَللّهُمَّ رَبَّ دانِيالٍ وَالْجُبِّ وَرَبَّ كُلِّ اَسَدٍ مُسْتَاءْسَدٍاِحْفِظْنى وَاحْفِظْ غَنَمى و فرمود كه اگر كسى از عقرب ترسد اين آيات را بخواند سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِى الْعالَمينَ اِنّا كَذلِكَ نَجْزِى الْمُحْسِنينَ اِنَّهُ مِنْ عِبادِنا الْمُوْمِنينَ.
در حديث معتبر منقول است كه حضرت صادق به شخصى فرمود، كه چون شير را ببينى در روى آن آية الكرسى بخوان و بگو عَزَمْتُ عَلَيْكَ بِعَزيمَةِ سُلَيْمانِ بْنِ داوُدَ عَلَيْهما السَّلام وَعَزيمَةِ عَلِّىٍ اَميرالْمُؤْمِنينَ عليه السلام وَاْلاَئِمَةِ مِنْ بَعْدِهِ اِلاّ تَنَحَّيْتَ عَنْ طَريقتنا وَلَمْ تُؤْذِنا فَاِنّا لانُؤْذيكَ راوى گفت كه بشيرى برخوردم و ايندعا را خواندم ، سر بزير انداخت و دم را در ميان پاهاى خود كشيد، برگشت .
در حديث معتبر منقول است كه شخصى بخدمت امام موسى عليه السلام عرض كرد، كه من جانوران درنده را شكار ميكنم و شب در خرابه ها و جاهاى هولناك بسر ميبرم فرمود، كه چون داخل خرابه شوى پاى راست را پيش گذار وبِسم اللّه بگو و چون بيرون آئى پاى چپ را پيش ‍ گذار و بسم اللّه بگو كه آسيبى بتو نميرسد.
از حضرت امام رضا منقول است كه چون شير را ببينى در برابرش سه مرتبه اللّهُ اَكْبَرُ بگو و بگو اَللّهُ اَعزُّ وَاَكْبَرُ وَاَجَلُّ مِنْ كُلِّ شَيْى ءٍ وَاَعُوذُ بِاللّهِ مِمّا اَخافُ وَاَحْذَرُ و چون سگ بر روى تو فرياد كند، و حمله كند اين آيه را بخوان يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَاْلاِنْسِ اِنِ اسْتَطَعْتُمْ اَنْ تَنْفُذُوا مِنْ اَقْطار السَّمواتِ وَاْلاَرْضَ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ اِلاّ بِسُلْطانٍ.
از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه براى دفع ضرر جانوران زمين ايندعا بخوان بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ (صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ) اَعُوذُ بِعِزَّةِ اللّهِ اَعُوذُ بِقُدْرَةِ اللّهِ عَلى مايَشاءُ مِنْ شَرِّ كُلِّ هامَّةٍ تَدُبُّ بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ اِنَّ رَبّى عَلى صِر اطٍ مُسْتَقيم .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هرگاه از عقرب ترسى نظر كن در شب بستاره سها كه نزديك ستاره دويم بنات النعش است ، و سه مرتبه بگو اَللّهُمَّ يارَبَّ اَسْلَمْ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَسَلِّمْنا مِنْ شَرِّ كُلِّ ذى شَرِّ راوى گفت تا حال يكشب نخواندم ، عقرب در آن شب مرا گزيد.
در حديث ديگر فرمود كه كسيكه از مار و عقرب ترسد، در اول شب اين دعا بخواند بِسْمِ اللّهِ و بِاللّهِ وصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ اَخَذْتُ الْعقارِبَ والْحَيّاتُ كُلَّها بِاِذْنِ اللّهِ تَباركَ وَتَعالى بِاَفْواهِها وَاَذْنابِها وَاَسْماعِها وَاَبْصارِها وَقِواها عَنّى وَعَمَّنْ اَحْبَبت اِلى ضَحْوَةِ النَّهارِ.
در روايت ديگر فرمود كه اين دعا بخواند بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللّهِ وَمَنْ يَتَوَكَّلُ عَلَى اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ اِنَّ اللّهَ بالِغُ اَمْرِهِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فى كَنَفِكَ وَفى جِوارِكَ وَاجْعَلْني فى حِفْظِكَ وَاجْعَلْنى فى اَمْنِكَ.
در روايت معتبر از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه اصحاب حضرت رسول در بعضى از جنگها بآنحضرت شكايت كردند، از بسيارى كبك فرمود، كه در وقت خواب اين دعا بخوانيد اَيْهَا اْلاَسْوَدُ الْوَثابُ اَلّذي لايُبالي غَلْقا وَلا بابا عَزَمْتُ عَلَيْكَبِاءُمِّ الْكتابِ اءن لاتُودنى وَ اءَصحْابى اِلى اءَنْ يَذْهَبَ اللَّيلُ وَ يَجئ ء الصُّبْحُ بِماجاءَ و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه برهر كه غضب مستولى شود اگر ايستاده باشد بنشيند تا ساكن شود غضب او و اگر بر خويش خود غضبناك شده باشد، بدن خود را ببدن او برساند تا ساكن شود.
در حديث ديگر فرمود كه در وقت غضب اين دعا بخواند اَللّهُمَّ اذْهِبْ عَنّى غَيْظَ قَلْبى وَاغْفِرْلى ذَنْبى وَاَجِرْنى مِنْ مُضِّلاتِ الْفِتَنِ اَسْئَلُكَ رِضاكَ وَاَعُوذُ بِكَ مِنْ سَخَطِكَ وَاَسْاءَلُكَ جَنَّتَكَ وَاَعُوذُبِكَ مِنْ نارِكَ وَاَسْاءَلُكَ الْخَيْرَ كُلَّهُ وَاَعُوذُ بِكَ مِنَ الشَّرِ كُلِّهِ اَللّهُمَّ ثَبِتّنْى عَلى الْهُدى وَالثَّوابِ وَاجْعَلْنى راضيا مَرْضِيّا غَيْرَ ضالٍّ وَلامُضِّلٍ.
در حديث معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه چون چيزيرا شيطان از خاطره تو محو كرده باشد، خواهى بياد آورى دست بر پيشانى بگذار و بگو اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ يامُذَّكِرَ الْخَيْرِ وَفاعِلَهُ وَاْلامْرَبِهِ اَنْ تُصَّلِىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تذكرَنى مااَنْسانيهِ الشَّيْطان .
در احاديث معتبرع وارد شده است كه از براى اداى قرض اين دعا بخواند اَللّهُمَّ اَغْنِنى بِحَلالِكَ عَنْ حَرامِكَ وَبِفَضْلِكَ عَمَّنْ سِواكَ.
وشخصى بخدمت حضرت امام محمد تقى عليه السلام نوشت ، كه قرض بسيار دارم حضرت نوشتند، كه استغفار بسيار بكن و زبانت را تر بدار به خواندن سوره اناانزلناه فى ليلة القدر.
در روايت ديگرفرمود كه براى دفع پريشانى هر روز صد مرتبه اناانزلناه فى ليلة القدر بخوان و از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است براى دفع فقر و پريشانى كه بعد از نماز صبح ده مرتبه بگويد سُبْحانَ اللّهِ الْعَظيمِ وَبِحَمْدِهِ اَسْتَغْفِرُاللّهِ وَاَسْئَلُهُ مِنْ فَضْلِهِ.
در حديث معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه هر كه فقر بسيار بر او زور آورد، بسيار بگويد لاحول ولاقوة الا باللّه بدرستيكه اين كلمه گنجى است از گنجهاى بهشت و در آن شفاى هفتاد و دو درد هست كه كمتر از آنها اندوه است .
در حديث بسيار معتبر وارد است كه هر كه روز صد مرتبه لاحَوْلَ وَلاقُوَةَ اِلاّ بِاللّه بگويد، هفتاد نوع از بلا از او دور گردد كه سهل تر آنها غم و اندوه باشد و در حديث معتبر منقول است كه هركه هزار مرتبه ماشاءَ اللّه در يكدفعه بگويد در آن سال او راحج نصيب شود و اگر در آن سال نشود زنده بماند تا توفيق حج بيابد.
در احاديث بسيار وارد شده است كه لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ دفع اندوه ميكند.
در احاديث معتبره از حضرت على بن الحسين عليه السلام منقول است كه هرگاه من ايندعا را بخوانم پروا ندارم اگر جن وانس جمع شوند، براى ضرر رسانيدن بمن بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَمِنَ اللّهِ وَاِلَى اللّهِ وَفى سَبيل اللّهِ اَللّهُمَّ اِلَيْكَ اَسْلَمْتُ نَفْسى وَاِلَيْكَ وَجَّهْتُ وَجْهى وَاِلَيْكَ فَوَّضْتُ اَمْرى وَاحْفَظْنى بِحِفْطِ اْلايمانِ مِنْ بَيْنَ يَدَىَّ وَمِنْ خَلْفى وَعَنْ يَمْين وَعَنْ شِمالى وَمِنْ فَوْقى وَمِنْ تَحْتى وَاْفَعْ عَنّى بِحَوْلِكَ وَقُوَّتِكَ وَلاحَوْلَ وَلاقُوَّهَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ.
در روايت ديگر منقول است كه حضرت صادق عليه السلام روزى نزد منصور دوانقى رفتند، و او در نهايت شدت و غضب بود، حضرت در وقت داخل شدن اين دعا خواندند، غضب او ساكن شد ياعُدَّتى عِنْدَ شِدَّتى وَياغَوْثى عِنْدَ كُرْبَتى اُحْرُسْنى بِعَيْنِكَ الَّتى لاتَنامُ وَ اَكْنِفْني بِرُكْنِكَ الَّذى لايُرامُ.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه براى برگشتن غلام گريخته بر كاغذى آية الكرسى را مدور بنويسيد، و در ميان آن بنويسند، اَللّهُمَّ السَّماءُ لَكَ وَاْلاَرْضُ لَكَ وَما دُونَهُما لَكَ فَاجْعَلْ مابَيْتَهُما اَضْيَقُ عَلى فُلانٍ ونام غلام را بنويسند، مِنْ جِلْدِ جَمَلٍ حَتّى تَرُدَّهُ عَلَّىَ وَتُظْفِرُنى بِهِ و ايندعا را بخواند و آن كاغذ را در موضعى كه شبها در آنجا ميخوابيده دفن كند، و چيز سنگينى بالايش ‍ بگذارد.
در حديث ديگر فرمود، كه كسى را مالى يا حيوانى گم شود، ايندعا را بخواند اَللّهُمَّ اِنَّكَ اِلهُ مَنْ فى السَّماءِ وَاِلهُ مَنْ فى اْلاَرْضِ وَعَدَلَ فيهِما وَاَنْتَ الْهادِىُ مِنَ الضِّلالَةِ وَتَرُدُ الضّالَّةَ رُدَّ عَلَىّ ضالَّتى فَاِنَّها مِنْ رِزْقِكَ وَعَطيَّتِكَ اَللّهُمَّ لا تَفْتِنْ بِها مُؤْمِنا وَلاتُغْنِ بِها كافِرا اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسوُلِكَ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِهِ.
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است براى گم شده بگويد وَعِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لايَعْلَمُها اِلاّ هُوَ وَيَعْلَمُ مافى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ اِلاّ يَعْلَمُها وَلا حَبَّةٍ فى ظُلُماتِ اْلاَرْضِ وَلارَطبٍ وَلايابِسٍ اِلاّ فى كتابٍ مُبينٍ اَللّهُمَّ اِنَّكَ تَهْدى مِنَ الضَّلالَةِ وَتُنْجىِ مِنَ الْعَمى وَتَرُدُّ الضّالَةَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَغْفِرْلى وَرُدُّ ضالّتى وَصلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَسَلّم .
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه براى رد گم شده دو ركعت نماز بگذارد در هر ركعت بعد از حمد سوره يس بخواند، بعد از نماز دست بسوى آسمان بردارد، بگويد اَللّهُمَّ رادُ الضّالَةِ وَالْهادى مِنَ الضَّلالَةِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاحْفَظْ ضالَّتى وَارْدُدْها اِلَىَّ سالِمَةً يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ فَاِنَّها مِنْ فَضْلِكَ وَعَطائِكَ يا عِبادَاللّهِ فى اْلاَرْضِ وَيا سَيّارَة اللّهِ فى اْلاَرْضِ رُدُوا عَلّىَّ ضالَّتى فَاِنَّها مِنْ فَضْلِ اللّهِ وَعَطائِهِ.
در روايتى منقول است كه از حضرت صادق عليه السلام پرسيدند، كه تعويذى با خود ميداريم و جنب ميشويم چونست ؟ فرمود باكى نيست اما زن چون حايض ميشود، بايد كه تعويذى كه با خود نگاه دارد، در ميان پوست باشد و فرمود كه هر چه از دعا وقرآن و تعويذ كه خواهيد براى كوفتها و دردها بخوانيد، اما افسونها كه معنيش معلوم نباشد مخوانيد، فرمود كه بسيارى از تعويذها و افسونها كفر است .

فصل دوازدهم : در فوائد تربت شريف حضرت امام حسين (ع ) و خواص بعضى از ادويهمفرده
در احاديث معتبره بسيار وارد شده است ، كه در خاك قبر امام حسين عليه السلام شفاى هر دردى هست ، آنست دواى بزرگ .
در حديث ديگر از حضرت صادق عليه السلام منقول است : هر كه را علتى حادث شود، بتربت آنحضرت مداوا كند البته شفا يابد، مگر آنكه علت مرگ باشد.
در حديث ديگر فرمود كه تربت آنحضرت شفا مى بخشد، از هر دردى و امان ميدهد، از هر ترسى .
در حديث ديگر فرمود كه كام فرزندان خود را بتربت آنحضرت برداريد، كه امان ميدهد از بلاها.
در روايت ديگر منقول است كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام هيچ متاعى بجائى نميفرستادند، مگر آنكه قدرى از تربت آنحضرت در ميانش مى گذاشتند، كه ببركت آن محفوظ بماند.
در حديث معتبر منقول است كه ابن ابى يعفور از حضرت صادق عليه السلام سؤ ال كرد، كه بعضى از مردم تربت امام حسين عليه السلام مى گيرند، منتفع ميشوند و بعضى نفع نمى يابند، فرمود واللّه كه هر كس اعتقاد نفع داشته باشد، نفع مى يابد.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بآنحضرت عرض كرد كه زنى رشته بمن داده است كه بخدمه كعبه معظمه بدهم ، كه جامه كعبه را بدان بدوزند، حضرت فرمود كه آنرا بده عسل و زعفران بخر، خاك قبر حضرت امام حسين عليه السلام را بگير و بآب باران نرم كن و در ميان عسل و زعفران بريز بشيعيان ما بده كه بيماران خود را بآن دوا كنند.
در روايت ديگر فرمود كه خاك قبر حضرت امام حسين شفاى دردهاست ، هر چند ثلث فرسخى دورتر از قبر بردارند، در روايت ديگر فرمود كه هفتاد ذرع از قبر تربت شفا را ميتوان برداشت .
در روايت معتبر ديگر فرمود كه تربت شفا را تايك فرسخ و ثلث فرسخ از اطراف قبر ميتوان برداشت ، فرمود كه هيچ چيز مثل آن نيست در شفا بخشيدن مگر دعا و چيزيكه بركت آنرا كم ميكند، در جاهاى نامناسب گذاشتن ، كم اعتقادى آن كس است كه مى خورد، اما كسى كه يقين داند كه آن شفاست ، هر وقت كه معالجه كند بآن البته او را بدواى ديگر احتياج نميباشد، فاسد ميكند، كم ميكند نفع تربت را شياطين و جنيان كافر كه خود را برآن ميمالند، بهريك كه مى گذرد آنرا ميبويند، شياطين و كافران جن رشك ميبرند، بر فرزندان آدم پس خود را بر آن ميمالند كه بوى خوش و نفعش را كم كنند، هر تربتى كه از حاير بيرون ميآورند، آنقدر كه نتوان شمرد از شياطين كه از بيم ملائكه داخل حاير نميشوند، در بيرون مهيا ميباشند كه از حاير بيرون آورند خود را بر آن بمالند، و اگر تربت از اين سالم بماند هر بيمارى كه بخورد، در ساعت شفا يابد، پس چون تربت را بردارى ببند و پنهان كن و نام خدا بر آن بسيار بخوان ، و من شنيده ام كه بعضى تربت را برميدارند و آنرا سبك ميشمارند، حتى آنكه در ميان توبره چهار پايان يا در ميان ظرف طعام مياندازند، از چنين تربتى چون شفا يابند بدرستى كه كسى صاحب يقين نيست باستخفاف بامورى كه موجب صلاح اوست اعمال خود را فاسد ميگرداند.
در حديث ديگر منقول است كه شخصى بآنحضرت عرض كرد، كه مرا درد و مرض بسيار ميباشد و هر دوائى كه خوردم نفع نكرد، فرمود كه چرا تربت حضرت امام حسين عليه السلام را نمى خورى كه در آن شفاى هر درد و امان از هر بيم هست ؟ وقتيكه برميدارى تربت را بگو اَللّهُمَّ اِنّى اَسْاءَلُكَ بِحَقِّ هذِهِ الطّينَةِ وَبِحَقِّ الْمَلَكِ الَّذى اَخَذَها وَبِحَقِّ النَّبِىِّ الَّذى قَبَضَها وَبِحَقِّ الْوَّصِىِّ الَّذى حَلَّ فيها صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَيْتِهِ وَاَجْعَلْ لى فيها شِفاءا مِنْ كُلِّ داءٍ وَاَمانا مِنْ كُلِّ خَوْفٍ پرسيد كه شفاى هر درد را دانستم ، چگونه امان است از هر خوفى ؟ فرمود، كه هرگاه از ظالمى يا از بلائى انديشه داشته باشى از خانه بيرون ميا مگر آنكه خاك قبر آنحضرت باتو باشد.
در آنوقت كه خاك را با خود برميدارى بگو اَللّهُمَّ هذِهِ طينَةُ قَبْرِ الْحُسَيْنِ وَلِيُّكَ وَابْنُ وَلِيِّكَ اتَّخَذُتُها حِرْزا لِما اَخافُ وَمالااَخ افُ.
از ابوحمزه ثمالى منقول است كه حضرت صادق فرمود، كه چون خواهى تربت قبر را بردارى سوره حمد وقل يا ايها الكافرون وقل اعوذ برب الناس وقل اعوذ برب الفلق وقل هو اللّه احد و اناانزلناه فى اليلة القدر ويس وآية الكرسى بخوان و بگو اَللّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَحَبيبِكَ وَنَبِيِّكَ وَرَسُولِكَ وَاَمينِكَ وَبِحَقِّ اَميرالمُؤْمِنينَ عَلِىَّ بْنَ اَبيطالِبٍ وَالْحُسَيْنِ وَبِحَقِّ اْلاَئِمَةِ الرّاشِدينَ وَبِحَقِّ هذِهِ التُّرْبَةِ وَبِحَقِّ الْمَلَكِ الْمُوَكّلِ بِها وَ بِحَقِّ الْوَصِّى الَّذى هُوَ فيها وَبِحَقِّ الْجَسَدِ الَّذى تَضَمَنَتْ وَ بِحَقِّ السَّبْطِ الَّذى ضَمِنَتْ وَ بِحَقِّ جَميع مَلائِكَتِكَ وَاَنْبيائِكَ وَرُسُلِكَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاجْعَلْ هذَالطّينَ شِفاءً لى وَلِمَنْ يَسْتَشْفى بِهِ مِنْ كُلِّ دآءٍ وَسُقْمِ وَمَرٍض وَاَمانا مِنْ كُلِّ خَوْفٍ اَللّهُمَّ بِحَقِّ مَحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَيْتِهِ اجْعَلْهُ عِلْما نافِعا وَرِزْقا واسِعا وَشِفآءً مِنْ كُلِّ داءٍ وَسُقْمٍ وَآفَةٍ وَعاهَةٍ وَجَميع اْلاَوْجاع كُلِّها اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَى ءٍ قَديرٌ پس بگو اَللّهُمَّ رَبَّ هذِهِ التُّربَةِ الْمُبارِكَةِ الْمَيْمُونَةِ وَالْمَلَكِ الَّذى هَبَطَ بِها وَالْوَصِّىِ الَّذى هُوَ فيها صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَسَلّمْ وَانْفَعْنى بِها اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْىٍ قَديرٌ.
در روايت ديگر فرمود كه در وقتيكه تربت را بخورى اول ببوس و بر هر دو ديده بگذار و زياده از يك نخود مخور كه هر كه زياده بخورد چنانست كه گوشت و خون ما را خورده است ، در وقتيكه از قبر برميدارى بگو اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ الْمَلَكِ الَّذى قَبَضَها وَاَسْئَلُكَ بِحَقِّ النَّبِىِ الَّذى خَزَنَها وَاَسْئَلُكَ بِحَقِّ الْوَصِىِّ الَّذى حَلَّ فيها اَنْ تُصَّلِىَّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاءَنْ تَجْعَلَهُ شِفاءً مِنْ كُلِّ داءٍ وَاَمانا مِنْ كُلِّ خَوْفٍ وَحِفْظَا مِنْ كُلِّ سُوْءٍ پس تربت را در پارچه ببند سوره اناانزلناه بر آن بخوان .
در حديث معتبر ديگر فرمود كه هر كه تربت را بقصد شفاءِ نخورد چنانستكه گوشت ما را خورده است ، چون بقصد شفا خورد بگويد بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ اللّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ التُّرْبَةِ الْمُبارَكَةِ الطّاهِرَةِ وَرَبَّ النُّورِ الَّذى اُنْزِلَ فيهِ وَرَبَّ الْجَسَّدِ الَّذى سَكَنَ فيهِ وَرَبَّ الْمَلائِكَةِ الْمُوَكِلّينَ بِهِ اِجَعَلْهُ شِفاءً مِنْ داءِ كَذا وَكَذا و آن آزار را ذكر كند پس تربت را بخورد، يكجرعه آب بعد از آن بخورد، و بگويد اَللّهُمَّ اَجْعَلْهُ رِزْقا واسِعا وَعِلْما نافِعا وَشِفآءً مِنْ كُلِّ داءٍ وَسُقْمٍ چون چنين كنى دفع ميشود آنچه در خود مى يابى از درد و بيمارى و غم و اندوه .
در روايت ديگر فرمود كه در وقت خوردن ايندعا بخواند، بِسْمِ اللّهِ وَبِاللّهِ اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ رِزْقا واسِعا وَعِلْما نافِعا وَشِفآءً مِنْ كُلِّ داءٍ اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْى ء قَديرٌ اَللّهُمَّ رَبَّ الْتُرْبَةِ الْمُبارَكَةِ وَرَبَّ الْوَصِّىِ الَّذى وارَثَهُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْ هَذَا الطّينَ شفآءً مِنْ كُلِّ داءٍ وَاَمانا مِنْ كُلِّ خَوْفٍ.
از حضرت امام موسى عليه السلام منقول است كه چون ميت را دفن كنند، در رويش مهرى از خاك قبر حضرت امام حسين عليه السلام بگذارند.
در حديث ديگر فرمود كه مؤ من ميبايد از پنج چيز خالى نباشد، مسواك و شانه و جانماز و تسبيحى از تربت كه سى و چهار دانه باشد و انگشتر عقيق .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هركه تسبيح خاك آنحضرت را بگرداند، بهر استغفارى هفتاد استغفار براى او نوشته شود، اگر تسبيح را در دست نگاه دارد، چيزى نگويد بعدد هر دانه هفت استغفار براى او نوشته شود.
در حديث ديگر فرمود كه هر كه خاك قبر حضرت امام حسين عليه السلام را بفروشد و بخرد چنانست كه كه گوشت حضرت امام حسين عليه السلام را فروخته و خريده باشد، بدانكه مشهور ميان علماءِ آنست كه كه بقدر نخودى ميتوان خورد، چون از بعضى احاديث عدس ظاهر ميشود بهتر آنست كه زياده از عدس نخورد.
اما خواص ادويه :
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر كه تب كند و درشب اول بوزن دو درهم يا سه درهم بزرقطونا بخورد، در آنمرض ايمن گردد از سرسام و ذات الجنب .
در حديث ديگر فرمود كه فضيلت عناب بر ساير ميوه ها مانند فضليت ما است بر ساير مردم .
از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه عناب تب را زايل ميكند.
در روايتى منقول است كه ابن ابى الخضيب گفت كه ديده من سفيد شده بود، چيزى نميديدم شبى حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام را در خواب ديدم ، فرمود كه عناب را بكوب و در ديده بكش چون بيدار شدم ، عناب را به آهسته سائيدم و در ديده كشيدم ديده ام صحيح و بينا شد.
در حديث معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه كه مداوا كنيد بسنا كه اگر چيزى مرگ را رد ميكند، آن سنا است .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه چهار چيز است ، كه طبيعتها را باعتدال ميآورد، انار سورانى و خرماى نارس پخته و بنفشه و كاسنى .
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه در سياه دانه شفاى همه دردها هست بغير از مرگ .
در بعضى از روايات وارد شده است كه از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم پرسيدند كه چگونه استعمال كنيم ، فرمود كه بيست و يكدانه اش را در كهنه بكنى و يكشب در آب بخيسانى و چون صبح شود، در بينى راست دو قطره و در بينى چپ يك قطره بچكانى و در روز دويم نيز چنين كنى در روز سيم در بينى راست يكقطره و در بينى چپ دو قطره بچكانى و در هر شب دانه ها را تازه كنى .
در روايت ديگر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه شخصى بآن حضرت شكايت كرد كه از بسيار آمدن بول آزارميكشم ، فرمود كه سياه دانه در آخر شب بخور، و فرمود كه من آنرا ميخورم براى تب و دردسر و آزار چشم و درد شكم و جميع دردها و خدا مرا بآن شفا ميدهد.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه بر هر يك از برگ و دانه و درخت اسفند ملكى موكل است ، كه با آنها هست تا آنكه بپوسد و ريشه اش و شاخش غم و سحر را برطرف ميكند، و در دانه اش شفاى هفتاد و دو درد هست ، پس مداوا كنيد، به اسفند و كندر.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه خانه كه اسفند در آن باشد شيطان تا هفتاد خانه از آن خانه دورى ميكند، و آن شفاست از هفتاد مرض كه آسانتر آن خوره است .
در روايت ديگر منقول است كه پيغمبرى به خدا شكايت كرد از جبن امت خود، وحى بر او نازل شد كه مركن امت خود را كه اسفند بخورند، كه باعث شجاعت ميشود، فرمود كه كندر برگزيده پيغمبرانست و هيچ دردى زودتر از درد آن بآسمان بالا نميرود و آن دور كننده شياطين ودفع كننده بلاهاست .
از حضرت امام حسين عليه السلام منقول است كه اگر مردم بدانند كه چه منافع در هليله زرد است ، هر آينه بوزن آن از طلا بخرند.
از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه بخوريد انجير را كه براى دفع قولنج نافع است ، فرمود كه گند دهانرا بر طرف ميكند، و استخوان را محكم مى كند و مو در بدن ميرو ياند و دردها را ميبرد.
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه خوردن انجير ترو خشك بواسير را قطع ميكند، نقرس و غلبه برودت بر باطن را نفع ميدهد.
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه برگ خرفه عقل را زياد ميكند، و هيچ گياهى از آن شريفتر و نافع تر نيست .
از حضرت امام رضا عليه السلام فرمود،كه بادروج از ما است و تره تيزك از بنى اميه است ، حضرت صادق عليه السلام فرمود كه كاهو خون را فرو مى نشاند.
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه خوراك خضر والياس كرفس و دمبلان است .
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مرويستكه هر كه سداب بخورد، در شب بخوابد، در آن شب ايمن باشد، از دردهاى اندرونى و بيرونى و ذات الجنب .
در حديث ديگر منقول است كه آنحضرت زنيان و سياه دانه و آبشم را سفوف مى كردند بعد از لبنيات و طعامى كه بيم ضررى داشت مى خوردند، گاهى با نمك سائيده ممزوج ساخته پيش از طعام مى خوردند، مى فرمودند كه چون بامداد اينرا بخورم ، از خوردن هيچ چيزى پروا نميكنم و تقويت معده مى كند، بلغم را ميبرد، امان ميبخشد از لغوه و فرمود كه حق تعالى بركت فرستاده است ، در عسل و در آن شفاى از جميع دردها است ، بر آن هفتاد پيغمبر بركت فرستاده است .
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه سركه شراب بن دندان را محكم مى كند، كرمهاى شكم را مى كشد، و عقل را محكم مى كند، فرمود كه خوردن اشفان زانوها را سست مى كند، و آب پشت را فاسد مى كند، دهن را بدبو مى كند، فرمود كه هر كه زنيان و گردكان با هم بخورد، بواسير را ميسوزانند و بادها را دفع مى كنند، معده را زبر ميكنند، گردها را گرم مى كنند، فرمود كه آبشم و نمك با يكديگر بادها را دفع ميكنند، سدها را ميگشايند و بلغم را ميسوزانند، موجب ادرار بول ميشوند و دهن را خوشبو ميكنند، و معده را نرم ميكنند، و لغوه را دفع مى كنند، قوت جماع را زياد ميكنند.
در چند حديث وارد شده است كه ماليدن نمك دفع زهر عقرب و گزندگان ميكند.