امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * * * امام رضا عليه السلام :اِثنانِ عَليلانِ أَبَدا : صَحيحٌ مُحتَمٍ و َعَليلٌ مُخَلِّط؛دوگروه هميشه مريضند، سالمى كه پرهيز میكند و مريضى كه پرهيز نمیكند. فقه الرضا ص 340 * * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409

خاتمه : دربيان بعضى از آداب متفرقه و فوايد نافعه

خاتمه : دربيان بعضى از آداب متفرقه و فوايد نافعه

خاتمه : دربيان بعضى از آداب متفرقه و فوايد نافعه 
ازحضرت صادق (عليه السلام ) منقول است كه بسيار است كه بعضى از شيعيان ما در افتتاح بعضى ازكارها فراموش ميكنند گفتن (بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ را پس حق تعالى ايشان را امتحان مينمايد ببلائى تا متنبه شوند و بياد آورند شكر الهى و ثناى بر اورا و حق تعالى بسبب آن بلا محو مينمايد از ايشان منقبت آن تقصير را كه ايشان صادر شده است پس بايد كه آدمى در ابتداى هر كارى افتتاح نمايد بگفتن بسم الله .
ازحضرت امام محمد باقر (عليه السلام ) منقول است كه چون حق تعالى حضرت آدم را نهى فرمود از خوردن ميوه آن درخت بهشت گفت بلى پروردگارا نگفت انشاءالله پس از آن درخت خورد و از بهشت بيرون آمد پس حقتعالى فرمود پيغمبرش را كه وَلا تَقُولَنَّ اِنىّ فاعِلٌ ذلِكَ غَدًا اِلاّ اَنْ يَشاءَ اللهُ وَاذْكُرْ رَبَّكَ اِذا نَسيْتَ پس فرمود كه يعنى مگو هر چيزى را كه اين را ميكنم فردا مگر آنكه مقيد بمشيت الهى گردانى كه بگوئى مگر آنكه خدا خواهد كه نكنم و ياد كن پروردگار خود را هرگاه كه فراموش كنى اورا يعنى هرگاه كه گفتن انشاء الله را فرموش كنى در هر وقت كه بخاطرت بيايد بگواگر چه بعد از يكسال باشد.
درحديث معتبر از حضرت موسى بن جعفر منقول است كه نه چيز است كه كردن آنها موجب غلبه فراموشى است : خوردن سيب ترش و گشنيز و پنير و نيم خورده موش و بول كردن در آب ايستاده و خواندن نوشته قبرها و راه رفتن در ميان دوزن و شپش را انداختن و حجامت كردن در پشت گردن .
ازحضرت امير المؤ منين (عليه السلام ) منقول است كه سه چيز است كه حافظه را زياد ميكند: مسواك كردن وروزه داشتند و قرآن خواندن .
درحديث معتبر منقول است كه روزى آنحضرت غمگين شدند فرمودند كه نميدانم بچه سبب غمگين شده ام بر عتبه در ننشستم و ميان گله گوسفندان نگذشتم و زيرجامه را ايستاده نپوشيدم ودست ورو را بدامن جامه پاك نكردم .
ازحضرت صادق (عليه السلام ) منقول است كه ده چيز است كه اندوه را برطرف ميكند راه رفتن وسوار شدن و سر در آب فروبردن و بسبزه زار نگاه كردن و خوردن و آشاميدن و جماع كردن و مسواك كردن و سرشستن باخطمى و نظر بر روى زن مقبول كردن و با مردان سخن گفتن .
از حضرت امير المؤ منين (عليه السلام ) منقول است كه چند است كه باعث پريشانى ميشوند و چند چيز است كه باعث توانگرى ميشوند اما آنها كه موجب فقر وپريشانى ميشوند تارعنكبوت را درخانه گذاشتن و درحمام بول كردن و درحال جنابت چيزى خوردن و با چوب گز خلال كردن و ايستاده شانه كردن و خاكروبه را در خانه گذاشتن و قسم دروغ خوردن و زنا كردن و اظهار حرص كردن و خواب كردن در ميان نماز شام و خفتن و خواب كردن بعد از صبح پيش از طلوع آفتاب و دروغ بسيار گفتن و غنا و خوانندگى شنيدن و مردى را كه در شب سؤ ال كند چيزى ندادن و خرج را زياده از اندازه كردن وبا خويشان بدى كردن و اما آنها كه موجب توانگرى و زيادتى مال ميشوند نماز پيشين و پسين را و نماز شام و خفتن را با يكديگر كردن و بعد از نماز صبح وبعد ازنماز عصر تعقيب خواندن وبا خويشان نيكى واحسان كردن و ساحت خانه را جاروب كردن و مال خودرا با برادران مؤ من قسمت كردن و بامداد بطلب روزى رفتن و استغفار بسيار كردن و خيانت در مال مردم نكردن و سخن حق وراست گفتن و آنچه مؤ ذن در اذان گويد ازپى او گفتن و در بيت الخلا سخن نگفتن و حرص در طلب دنيا داشتن و شكر كسى كه نعمتى بر اين كس داشته باشد كردن و از قسم دروغ جتناب كردن و پيش از طعام دست شستن و ريزها كه از سفره ريزد خوردن و هركه هر روزى سه مرتبه سبحان الله بگويد حقتعالى هفتاد نوع بلا را از او دور گرداند كه كمتر آنها پريشانى باشد.
درحديث معتبر از حضرت صادق (عليه السلام ) منقول است كه هركه درمدح اهل بيت صلوات الله عليهم يك بيت شعر بگويد حق تعالى براى او خانه در بهشت بنا كند.
درحديث ديگر فرمود كه هركه در مدح ما بيتى از شعر بگويد مؤ يد بروح القدس گردد.
درحديث ديگر ازحضرت امام رضا (عليه السلام ) منقول است كه هرمؤ منى كه يك بيت شعر در مدح اهل بيت بگويد، حقتعالى براى او در بهشت شهرى بنا كند بزرگتر ازهفت برابر دنيا و چون در آن شهر آيد، هر ملك مقرب و هر پيغمبر مرسل بديدن اوبيايند.
درحديث معتب از حضرت رسول (صلى الله عليه وآله وسلم ) منقول است كه شكم كسى پر از چرك و ريم باشد بهتر اس از آنكه پر ازشعر باشد. و درحديث معتبر منقول است كه حضرت رسول نهى فرمود ازچيزى خوردن در حال جنابت و فرمود كه مورث پريشانيست ، و نهى فرمود ازگرفتن ناخن بدندان و از مسواك كردن در حمام و از آب بينى انداختن در مساجد و ازخوردن نيم خورده موش . وفرمود كه مسجدها را راه مكنيد كه از درى درآئيد از در ديگرى بدر رويد مگر آنكه دوركعت نماز بگذاريد، و نهى كرد از آنكه بول كنند در زير درخت ميوه دار يا در ميان راه ، و نهى فرمود ازآنكه بدست چپ يا بر پهلو تكيه كرده چيزى بخورند، و نهى فرمود ازگچ ماليدن قبرها و نماز كردن در قبرستان و فرمود كه هركه در فضائى غسل بكند با خبر باشد كه عورتش گشوده نشود، و نهى نمود از آب خوردن از پيش دسته كوزه كه در آنجا چرك جمع ميشود، و نهى نمود از بول كردن در آب ايستاده كه باعث برطرف شدن عقل مى شود، و نهى فرمود از آنكه كسى بايكتاى نعلين راه رود يا ايستاده نعلين بپوشد، و نهى فرمود از آنكه كسى بول كند و فرجش محاذى افتاب يا ماه باشد و فرمود كه چون داخل بيت الخلاء شويد اجتناب كنيد از نشستن رو بقبله و پشت بقبله ، و نهى فرمود از گريه بلند و نوحه كردن در مصيبت ، و نهى فرمود از رفتن زنان ازپى جنازها، و نهى فرمود از آنكه محو كنند چيزى از قرآن را به آب دهان يا آنكه چيزى از قرآن را به آب دهان بنويسد، و نهى فرمود ازخواب دروغ بستن و فرمود كه هركه چنين كند حقتعالى اورا تكليف ميكند كه بر جو گره بزند و او نتواند كرد باين سبب معذب باشد، و نهى فرمود كه از ساختن صورتها و فرمود كه هركه صورتى بسازد حقتعالى اورا در قيامت تكليف كند كه جان در آن صورت بدمد و نتواند، و نهى فرمود ازآنكه حيوانى را بآتش بسوزانند، و نهى فرمود از دشنام دادن خروس زيرا كه از براى نمازبيدار ميكند، و نهى فرمود از آنكه مؤ منى خواهد چيزى بفروشد و يابخرد و ديگرى بيايد و بگويد من متاع بهتر دارم از من بخر يا اين متاع را بيشتر مى خرم ، و نهى فرمود از بسيار سخن گفتن دروقت جماع وفرمود كه از اين ميباشد لال بودن فرزند، و فرمود كه خاك روبه را شب درخانه مگذاريد، و روز بيرون بريد كه شيطان درآن جا ميكند، و نهى فرمود از آنكه در شب كسى بخوابد بادست آلوده بطعام پس اگر چنين كند و شيطان او را ديوانه كند ملامت نكند مگر خود را، و نهى فرمود از آنكه كسى استنجا كند باسرگين و استخوان ، ونهى فرمود از آنكه كيس بى رخصت شوهر ازخانه بيرون رود پس اگر برود پس اگر برود لعنت كنند اورا ملائكه آسمانها و هركه براو بگذرد از جنيان و آدميان تا بخانه برگردد، ونهى فرمود از آنكه زن براى غير شوهر خود زينت كند پس اگر بكند بر خدا لازم است كه اورا بآتش جهنم بسوزاند، و نهى فرمود از آنكه زن نزد غير شوهر و نامحرمان خود زياده از پنج كلمه ضرورى سخن بگويد، ونهى فرمود از آنكه زنى در پهلوى زن ديگر بخوابد و جامه درميان ايشان حايل نباشد، و نهى نمود از آنكه زنى بازن ديگر نقل كند ازآنچه در خلوت ميان او وشوهرش گذشته است ، و نهى نمود از آنكه كسى با زن خود روبقبله جماع كند، ونهى فرمود از آنكه درميان راه بازن خود جماع كند پس اگر چنين كند خدا و ملائكه و همه مردمان اورا لعنت كند ونهى فرمود از آنكه بروند بنزد جماعتى كه خبر از آينده مى دهند مانند منجمان و كاهنان و رمالان و صوفيان كذا هركه بنزد ايشان رود و تصديق كند ايشان را پس او بيزار شده است از چيزهائى كه بر حضرت رسالت پناه (صلى الله عليه وآله وسلم ) نازل شده است ، و نهى فرمود از بازى كردن نرد و شطرنج وتنبك و طنبوروعود.

نهى فرمود از غيبت كردن و گوش دادن بآن واز سخن چينى وگوش دادن بآن و فرمود كه سخن چين داخل بهشت نميشود و نهى فرمود ازرفتن بضيافت فاسقان ، و نهى فرمود از قسم دروغ و فرمود كه اهل خانها را از خانها بر مياندازد وفرمود كه هركه قسم دروغ بخورد براى انكه مال مسلمانى را ببرد در قيامت خدا با اوغضب باشد مگر انكه توبه كند و مال آن شخص را پس دهد، و نهى فرمود از نشستن برخوانى كه بر آن شراب خورند، و نهى فرمود از آنكه كسى زن خودرا بحمام فرستد يعنى در بلادى كه احتياج بحمام نباشد ونهى فرمود از داخل شدن حمام بى لنگ ، و نهى فرمود از طپانچه بر روزدن در وقت مصيبت ، و نهى فرمود از سخن گفتن كه آدمى را از ياد خدا غافل گرداند، و نهى فرمود ازآشاميدن در ظرف طلا ونقره ، و نهى فرمود از پوشيدن حرير و ديبا و كنجينه مردان را اما زنان را باكى نيست ، و نهى فرمود از فروختن خرما در درخت پيش از آنكه سرخ يا زرد شود، و نهى فرمود از آنكه رطب را در درخت بخرما بفروشند و انگور را در درخت بمويز بفروشند، و نهى فرمود از فروختن آلت نرد و شطرنج ونهى فرمود از خريدن و خورانيدن شراب و فرمود كه حق تعالى لعنت كرده است شراب را وآن را كه درخت انگور را بقصد شراب ميكارد و آنكه انگور را براى شراب ميفشارد و آنكه ميخورد و آنكه ساقى ميشود و آنكه ميفروشد وانكه ميخرد و آنكه قيمتش را ميخورد و آنكه بر ميدارد و انكه از براى او بر ميدارد و آنكه از براى او ميبرند همه ملعونند و فرمود كه هركه شراب بخورد تا چهل روز نمازش مقبول نيست و اگر بميرد و در شكمش از شراب چيزى باشد بر خدا لازم است كه بخوراند باو آنچه از فرج زناكاران از چرك و ريم بيرون آمده باشد و سالها در ديگهاى جهنم جوشيده است پس چون بخورد بگدازد حشا و امعا وپوست ايشان را.
نهى فرمود از خوردن سود واز شهادت ناحق دادن و از نوشتن كاغذ سود و لعنت كرده است خدا گيرنده سود ودهنده سود ونويسنده سود و گواه سود را، ونهى فرمود از مصافحه كردن با كافران اهل ذمه ، و نهى كرد از خواندن شعر درمسجد و براى گمشده فرياد كردن در مسجد، نهى فرمود از آنكه در مسجد شمشير برهنه كنند و واز آنكه چيزى بر روى جانوران بزنند، نهى نمود از آنكه كسى بعورت مسلمانى نظر كند و فرمود كه هركه دانسته بر عورت مسلمانى نظر كند هفتاد هزار ملك اورا لعنت كنند، نهى فرمود از آنكه زنى بعورت زنى نظر كند، نهى فرمود از آنكه بدمند در طعام يا آب يا بر موضع سجده ، نهى نمود از نماز كردن در قبرستان و در ميان راه و آسياها ورودخانه ها و در جاها كه شتران را بندند و بر بام كعبه معظمه ، نهى فرمود از كشتن مگس عسل و از داغ كردن بر روى چهارپايان ، نهى نمود از آنكه كسى بغير خدا قسم بخورد و فرمود كه هركه بغير خدا قسم خورد از رحمت خدا برى شده است ونهى فرمود از قسم ياد كردن بسوره قرآن و فرمود كه هركه بسوره از قران قسم ياد كند بهر آيه از آن ، يك كفاره لازم است خواه راست قسم خورده باشد و خواه دروغ و علماء حمل بر استحباب كرده اند كفاره ، نهى فرمود از آنكه كسى قسم بخورد بجان تو وبجان فلان ، نهى فرمود از آنكه كسى جنب در مسجد بنشيند، نهى فرمود از برهنه شدن درشب و در روز، نهى فرمود از حجامت كردن در روز چهارشنبه و در روز جمعه ، نهى نمود از سخن گفتن در روز جمعه در هنگاميكه پيشنماز خطبه خواند پس اگر چنين كند اورا ثواب جمعه كامل نيست ، نهى نمود نهى نمود از آنكه انگشتر برنج و آهن در انگشت كنند، نهى فرمود از آنكه صورت حيوان در نگين نقش كنند، نهى فرمود از نماز نافله كردن نزد بيرون آمدن و فرورفتن آفتاب ودرنزديك زوال ، نهى نمود ازروزه گرفتن در عيد رمضان و عيد قربان و سه روز بعد از عيد قربان در منى و يوم الشك بقصد ماه رمضان ، نهى نمود از آنكه به روش ‍ چهار پايان دهن بر آب گذارند وبياشامند و فرمود كه بادستهاى خود برداريد و بياشاميد كه بهترين ظرفهاى شماست ، نهى نمود از آب دهن انداختن در چاهى كه آب از آن خورند، نهى فرمود از آنكه مزدوريرا كار فرمايند پيش از آنكه مزدش را قرار كنند و نهى فرمود از آنكه دوكس با يكديگر بآزردگى دورى كنند، و اگرناچار باشد زياده از سه روز نكنند كه هركه چنين كند آتش جهنم باو اولى است نهى فرمود از آنكه طلا را بطلا ونقره را بنقره بفروشند با زيادتى بلكه ميبايد برابر يكديگر بفروشند، نهى فرمود از مدح كردن مردم در برابر ايشان وفرمود كه هركه قرآن را ياد گيرد و ازروى بى اعتنائى فراموش كند در قيامت دستهايش در گردنش بسته باشد و حق تعالى بهر آيه مارى براو مسلط گرداند مگر خدا اورا بيامرزد، فرمود، كه هركه قرآن را بياموزد پس بعد از آن حرامى بخورد يا محبت دنيا و زينت دنيا را بر عمل كردن بقرآن اختيار كند مستوجب غضب الهى گردد مگر آنكه توبه كند و اگر بى توبه بميرد قرآن با او خصمى كند.
هركه زنا كند با زن مسلمان يا زن ترسائى يا جهودى يا گبرى خواه آزاد باشد و خواه بنده و بى توبه بميرد حق تعالى در قبرش سيصد در از جهنم بگشايد كه از آنها مار و عقرب و اژدها از جهنم بقبرش در آيند واو در آتش سوزد تا روزقيامت پس چون از قبرش مبعوث شود مردم از گند او متاذى باشند و همه كس اورا به اين عمل قبيح بشناسند تا به جهنم رود و فرمود كه هركه در خانه مؤ منى نظر كند كه بر امر مستور او مطلع شود خدا اورا محشور كند با منافقانى كه عيبهاى مسلمانان را تفحص ميكردند و از دنيا بيرون نرود تا خدا اورا رسوا كند مگر آنكه توبه كند، فرمود كه هركه راضى نباشد بآنچه خدا روزى او گردانيده است و شكايت كند از براى خدا و صبر برتنگى نباشد بآنچه خدا روزى او گردانيده است و شكايت كند از براى خدا و صبر و برتنگى روزى نكند هيچ حسنه از او بالا نرود و در قيامت خدا ازاو در خشم باشد مگر آنكه توبه كند و فرمود كه هركه ظلم كند بر زنى كه مهر اورا ندهد او نزد خدا زنا كار است و حقتعالى در قيامت باوعتاب ميفرمايد كه من كنيز خودرا بعقد تو درآوردم بر مهرى و پيمانى تو وفابه به پسمان من نكردى و بركنيز من ستم كردى از حسنات او بگيرند و در عوض مهر به آن زن بدهند واگر حسنه اشت تمام شود اورا امر كنند كه بجهنم برند و نهى نمود از پوشانيدن گواهى و فرمود كه هركه گواهى نزد اوباشد بپوشاند حق تعالى در قيامت در حضور خلايق گوشت بدن اورا بخورد اودهد.
وفرمود كه پيوسته جبرئيل مرا وصيت ميكرد درباب حق همساگان كه من گمان كردم كه ميراثى براى او قرار خواهد داد، و مرا وصيت مى كرد درباب غلامان و كنيزان كه من گمان كردم كه ميراثى مقرر خواهد كرد كه چون آنقدر خدمت كنند آزاد شوند، وصيت ميگرد مرا بمسواك كردن تا آنكه گمان كردم كه واجب خواهد كرد، وصيت ميكرد مرا بنماز شب تا آنكه گمان كردم كه نيكان امت من اصلا درشب نخواهند خوابيد.
وفرمود كه هركه سبك شمارد مسلمان فقيرى را، حق خدا سبك شمرده است و حقتعالى اورا در قيامت سبك شمارد مگر آنكه توبه كند و هركه مسلمانبى چيزى را گرامى دارد درقيامت خدا از اوراضى و خوشنود باشد و هركه گناهى و خواهش حرامى اورا پيش آيد وازترش خدا آن را ترك نمايد حق تعالى جهنم را براو حرام گرداند و اورا از ترس بزرگ قيامت ايمن گرداند و دوبهشت كه در قران آن را وعده فرموده است باو عطا فرمايد، هركه در ميان دنيا و آخرت متردد شود پس دنيا را بر آخرت اختيار كند در قيامت اورا حسنه نباشد كه بسبب آن از جهنم نجات يابد و هركه آخرت را اختيار كند بر دنيا خدا از او خوشنود گردد و گناهانش را بيامرزد وهركه چشمش را پر كند از نظر كردن بسوى كسى كه براو حرام باشد ديدن او، حقتعالى در قيامت ديده اورا از آتش پر كند مگر آنكه توبه كند، هركه مصافحه كند بازنى كه براو حرام باشد خدا ازاو خشمناك گردد و هركه زنى را بحرام در برگيرد اورا باشيطانى در يك زنجير آتش بكشند و هردو را بجهنم اندازند وهركه فريب دهد مسلمانى را در خريد و فروش از ما نيست و در روز قيامت بايهودان محشور شود، فرمود كه هرزنيكه شوهر خودرا به زبان آزار دهد حقتعالى هيچ حسنه اورا قبول نفرمايد تا اورا از خود راضى گرداند هرچند روزها به روزه باشد و شبها بنماز بايستد و بنده آزاد كند و مردانرابر اسبان سوار كرده وبجهاد بفرستد، همچنين است حال مرد اگر بزن خود ستم كند و هركه خشمى ازكسى فرو برد كه تواند از او انتقام بكشد حقتعالى باو ثواب شهيدى كرامت فرمايد، نهى فرمود از خيانت كردن دراموال مردم و فرمود كه هركه خيانت كند امانتى را در دنيا وباهلش پس ندهد تا مرگ او را دريابد بر غير ملت من مرده است وحقتعالى در قيامت از او در خشم باشد و هركه شهادت ناحقى بر احد ازمردم بدهد حقتعالى اورا برزبانش در آويزد در درك اسفل جهنم با منافقان وهركه مال خيانتى را بخرد دانسته چنانست كه خود خيانت كرده باشد و هركه حق برادر مؤ من را حبس كند حقتعالى بركت روزى را براو حرام گرداند مگر انكه توبه كند وهركه گناهى ازكسى بشنود و آنرا فاش كند چنانستكه خود كرده باشد، هركه براد مسلمانش باو محتاج شود درقرضى وقادر باشد وندهد حقتعالى بوى بهشت را براو حرام گرداند، وهركه صبركند ازبراى خدا بركج خلقى زن خود حقتعالى ثواب شكر كنندگان اورا كرامت فرمايد و هرزنيكه سازگارى و مدارا با شوهر خود نكند و اورا بدارد بر چيزى چند كه برآنها قادر نباشد حقتعالى هيچ حسنه اورا قبول نفرمايد و در قيامت از او درخشم باشد و هركه گرامى دارد برادر مسلمان خودرا چنانست كه خدا راگرامى داشته باشد، نهى فرمود ازآنكه كسى پيشنمازى گروهى كند كه ايشان باوراضى نباشند وهركه پيشنمازى گروهى به رضاى ايشان بكند و در وقت مناسب حاضر شود و نمازرا بجاآورد مثل ثواب آن گروه داشته باشد بى آنكه از ثواب مالى از براى اوببرد حقتعالى ثواب صد شهيد اورا كرامت فرمايد وبهر گامى چهل هزار حسنه براى او نوشته شود و چهل هزار گناه ازاو محو شود و چهل هزار درجه براى او بلند شود و چنان باشد كه صدسال از براى خدا عبادت كرده باشد و هركه از براى كورى حاجتى از حوائج دنياى اورا برآورد و ازبراى او در آن حاجت راه رود تا آن حاجت بر آورده شود حق تعالى بيزارى از نفاق و بيزارى از آتش جهنم باو عطا فرمايد و هفتاد حاجت از حاجات دنياى اورا بر آورد و پيوسته در رحمت الهى باشد تا برگردد، هركه يك روز ويك شب بيمارى بكشد و به عيادت كنندگان خود شكايت نكند حق تعالى اورا با حضرت ابراهيم مبعوث گرداند تا آنكه بر صراط بگذرد مانند برق لامع ، هركه سعى نمايد از براى بيمارى در حاجتى خواه برآورده شود و خواه نشود از گناهان بيرون آيد مانند روزيكه از مادر متولد شده باشد، پس شخصى از انصار عرض كرد كه اگر آن بيمار از اهل خانه او باشد آيا ثوابش بيشتر هست ؟ فرمود كه بلى و فرمود كه هركه از مؤ منى شدتى و غمى ازغمهاى دنيا بردارد حقتعالى هفتاد و دوغم از غمهاى آخرت را از او بردارد و هفتاد ودو بلا از بلاهاى دنيا را از او دفع كند كه آسانتر آنها درد شكم باشد و فرمود كه هرشخصى از او حقى طلبد وقادر بر دادن آن باشد و تاخير كند هرروز گناه تمقاچى از براى او نوشته شود و هركه احسانى بربرادر خؤ من خود بكند و براومنت گذارد حق تعالى عملش را حبط كند و اورا ثواب ندهد.
حق تعالى ميفرمايد كه من بهشت را حرام كردم بر منت نهنده و بر بخيل و بر سخن چين و هركه تصدقى بكند بوزن هر درهمى براى مثل كوه احد باشد از نعيم بهشت و هركه تصدقى ببرد براى محتاجى مثل ثواب آنكس داشته باشد كه آن تصدق را داده است بى آنكه از ثواب او چيزى كم شود و هركه از ترس خدا آب از ديده هاى او جارى شود بهر قطره كه ازديده او بيرون آيد حقتعالى قصرى در بهشت باوعطا فرمايد كاخ مزين باشد بمرواريد و ساير جواهرات و در آن قصر باشد آنچه چشمى نديده و گوشى نشنيده و به خاطرى خطور نكرده باشد و هركه بسوى مسجد برود براى نماز جماعت بهرگامى كه بر دارد هفتاد هزار حسنه براى او نوشته شود و هفتاد هزار درجه براى او اوبلند شود و اگر به اين حال مرگ دراو برسد حقتعالى هفتاد هزار ملك باو موكل گرداند كه در قبر او را عيادت كنند و مونس او باشند در تنهائى و از براى او طلب آمرزش كنند تا مبعوث شود و هركه اذان بگويد از براى خدا حقتعالى باوثواب جهل هزارشهيد و چهل هزار صديق كرامت فرمايد و بشفاعت اوچهل هزار گناه كار داخل بهشت شوند و بدرستيكه چون مؤ ذن اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ ميگويد براى او هفتاد هزار ملك صلوات ميفرستند و ازبراى او استغفار ميگويند و درروزقيامت در سايه عرش الهى باشد تا حقتعالى از حساب خلايق فارغ گردد وثواب گفتن او اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللّهِ چهل هزار ملك باشد و اگر در نماز جماعت محافظت نمايد بر صف اول و تكبير اول و آزار مسلمانى نكند حقتعالى مثل ثواب مؤ ذنان در دنيا و آخرت اورا كرامت فرمايد و فرمود كه هيچ بدى را حقير مشماريد هرچند در نظر شما كوچك نمايد بدرستى كه گناه كبيره نميماند باستغفار، و گناه كبيره نميباشد باصرار بلكه چون برگناه صغيره اصراركردى و توبه نكردى كبيره ميشود.
درحديث ديگر منقول است كه نهى فرمود از كشتن مارهائى كه درخانه ها ميباشد و نهى فرمود از آن كسى كه گوش دهد بسخن جماعتى كه نخواهند كه او سخن ايشان را بشنود اگر چنين كند درقيامت درگوشش سرب خواهند ريخت و نهى فرمود ازخنديدن درقبرستانها.
درحديث معتبر از حضرت صادق (عليه السلام ) منقول است كه سه كسند كه حقتعالى درقيامت نظر رحمت بسوى ايشان نمى افكند و اعمال ايشان را قبول نميفرمايد و به عذاب دردناك ايشان را معذب مى گرداند مردى كه دويت باشد و كسى كه فحش گويد و شنود پروا نكند و كسى كه چيزى داشته باشد و از مردم سؤ ال كند.
ازحضرت رسول (صلى الله عليه وآله وسلم ) منقول است كه بهشت حرام است بر هر فحش گوينده كم حيائى كه پروا نكند از آنچه خود گويد و از آنچه باو گويند چنين كسى را اگر تفتيش كنى از احوال او يا ولد الزناست يا شيطان در نطفه او شريك شده است .
درحديث معتبر ديگر فرمود كه بوى بهشت از پانصد ساله راه ميرسد و عاق پدر ومادر و ديوث آن را نميشنوند پرسيدند كه ديوث كيست ؟ فرمود كه كسى كه زنش زنا كند و اوداند و تغافل كند. و درحديث معتبر ازحضرت صادق (عليه السلام ) منقول است كه زنانى كه بايكديگر مساحقه مى كنند در قيامت ايشان را مياويزند و جامه هائى ازآتش درشكم ايشان مى كنند و درجهنم مياندازند ايشان را اول كسى كه اين عمل كرد قوم لوط بودند.
ازحضرت رسول (صلى الله عليه وآله وسلم ) منقول است كه كافرند بخداى عظيم ده كس از امت من : كشنده مردم بناحق و جادوگر و دويت و كسى كه در دُبُر زن بحرام جماع كند و كسيكه با حيوانى جماع كند و كسيكه با محرمان خود مانند مادر و خواهر جماع كند و كسيكه سعى برفتنه و فساد كند و كسيكه حربه بكافران بفروشد و كسيكه زكوة مال خودرا ندهد و كسيكه توانائى رفتن حج داشته باشد و براو واجب باشد و نرود.
ازحضرت امام موسى (عليه السلام ) منقول است كه هركه مست شود از شراب بعداز آن تاچهل روزبميرد نزد خدا مانند بت پرست باشد.
درحديث ديگر منقول است كه هركه درخانه او طنبور يا عود يا چيز ديگر از آلتهاى ساز و يا نرد ياشطرنج چهل روز بماند مستوجب غضب الهى گردد و اگر در اين چهل روز بميرد فاجر و فاسق مرده باشد و جاى اودر جهنم باشد.
ازحضرت امير المؤ منين (عليه السلام ) منقول است كه كبوتر در خوانندگى كه ميكند نفرين ميكنند بر آنها كه سازها ميزنند و كنيزان خواننده نگاه ميدارند و عود و نى مينوازند.
درحديث معتبر از حضرت صادق (عليه السلام ) منقول است كه هركه چهل روز در خانه او طنبور بنوازند حقتعالى بر او مسلط گرداند شيطانى را كه اورا قفندر ميگويند پس هيچ عضوى از اعضاى او نماند مگر آنكه شيطان بر آن بنشيند پس چون چنين شود حيا از او برطرف شود وپروا نكند ازآنچه گويد يا شنود و غيرت از اوزايل شود تا آنكه اگر گرداند كه بازنانش زنا ميكنند غيرت نورزد.
ازحضرت (عليه السلام ) پرسيدند از تفسير اين آيه كريمه فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الاَْوْثانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُورِ كه ترجمه لفظش اينست كه اجتناب كنيد از نجس و بد كه آنها بتها ست واجتناب كنيد از گفتار باطل فرمود كه آن بتها شطرنج است و گفتار باطل غناو خوانندگيست و نرد بدتر ازشطرنج است و اما شطرنج پس نگاه داشتن آن كفر است و بازى كردن با آن شرك و ياد دادنش بكسى گناه كبيره هلاك كننده است و سلام كردن بر كسيكه بازى كند گناه است و كسيكه دست درميان آن گرداند چنان است كه دست درميان گوشت خوك گرداند و كسى كه نظر بسوى آن كند چنان است كه بفرج مادر خود نظر كند و كسيكه نرد بازى كند بقمار مثل كسى است كه گوشت خوك خورده و كسيكه بقمار و گروبندى بازى كند، چنانست كه دست درميان گوشت و خون خوك گذاشته و جايز نيست انگشتر بازى و تخته كه بر رويش ريگهاى ميچينند و بازى ميكنند و اينها و امثال انها تمام قمار است حتى بازى كردن اطفال بگردكان ، و زنهار كه سنج مزن ، كه شيطان با تو ميدود و ملائكه از تو دورى ميكند.
ازحضرت امام رضا (عليه السلام ) منقول است كه هركه با پسرى لواط كند حدش آنست كه اورا بآتش بسوزانند، يا ديوارى برسرش خراب كنند، يا شمشيرى بر آن بزنند كه كشته شود و خواهر و مادر آن پسر بر آن مرد حرام ميشود و درقيامت اورا بحلق بكشند در كنار جهنم ، تا حق تعالى ازحساب خلايق فارغ شود، پس اورا در آتش اندازند، پس در هر طبقه از طبقات جهنم اورا عذاب كنند تا بآخر طبقات جنهم برسد و لواط بدتر از زنا است زيرا كه حقتعالى امى را بزنا هلاك نكرد و بلواط شهرى چند را هلاك كرد.
ازحضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) منقول است كه لواط آن است كه در غير دبر با پسر عمل بكند اما اگر در دبر فروبرد پس آن كفر است بخدا.
ازحضرت رسول (صلى الله عليه وآله وسلم ) منقول است كه هركه مصر باشد بر وطى دبر پسران نميرد تا آنكه مبتلا شود بآنكه مردم را تكليف كند كه با او اين عمل قبيح بكنند.
از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام ) منقول است كه حقتعالى ميفرمايد كه بعزت و جلال خود سوگند ميخورم كه بر استبرق و حرير بهشت ننشيند كسيكه در دبراو وطى كنند.
درحديث موثق منقول است كه شخصى بخدمت حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام ) آمد و گفت مرا موعظه بگو فرمود كه اگر حقتعالى متكفل روزى مردم شده است پس غم خوردن تو براى چيست ؟ و اگر روزى از جانب خدا قسمت شده است پس حرص از براى چيست ؟ و اگر حساب قيامت حق است پس جمع كردن مال از براى چيست ؟ واگر آنچه در راه خدا ميدهى خدا عوض ميدهد پس بخل ورزيدن براى چيست ؟ واگر عقوبت خدا بآتش جهنم است پس نافرمانى خدا براى چيست ؟ و اگر مرگ حق است پس شادى براى چيست ؟ و اگرهمه چيز برخدا عرض ميشود پس مكر براى چيست ؟ و اگر شيطان دشمن تست پس غافل شدن ازآن براى چيست ؟ واگر همه كس را بر صراط ميبايد گذشت پس عجب و خود ستائى براى چيست ؟ پس اگر همه چيز بقضا وقدر الهى است پس اندوه براى چيست ؟ و اگر دنيا فانيست پس دل بستن براى چيست ؟
درحديث معتبر از حضرت رسالت پناه (صلى الله عليه وآله وسلم ) منقول است كه عابد ترين مردم كسى است كه آنچه خدا بر اوواجب كرده است بجاآورد و سخى ترين مردم كسى است كه زكوة مال خود را بدهد و زاهد ترين مردم كسى است كه در همه جا حق بگويد، خواه براى او نفع داشته باشد و خواه ضرر داشته باشد و عادل ترين مردم كسى است كه از براى مردم بپسندد آنچه از براى خود مى پسندد و از براى مردم نخواهد آنچه از براى خود نميخواهد وزيرك ترين مردم كسى است كه ياد مرگ بيشتر كند و محسود ترين مردم كسى است كه بزير خاك رفته باشد و از عقاب الهى ايمن شده باشد واميد ثواب خدا داشته باشد و غافل ترين مردم كسى است از گرديدنيهادنيا از حالى بحالى پند نگيرد و صاحب قدر ترين مردم كسى است كه دنيا نزد او قدرى نباشد و داناترين مردم كسى است كه علم مردم را با علم خود جمع كند و شجاعترين مردم كسى است كه برخواهشهاى نفس خود غالب شود و گرانبهاترين مردم كسى است كه عملش فراوانتر باشد و كم بهاترين مردم كسى است كه عملش كمتر باشد و و كم لذت ترين مردم كيس است كه رشك بر مردم برد و كم راحت ترين مردم كسى است كه بخيل است و بخيل ترين مردم كسى است كه بخل ورزد در چيزيكه خدا براو واجب گردانيده است واولاى مردم بحق كسى است كه عمل بحق بيشتر كند وبيحرمت ترين مردم فاسق است و فاسقترين مردم پادشاه است و كم دوست ترين مردم پادشاه است و فقير ترين مردم صاحب طمع است و بى نيازترين مردم كسى است كه اسير حرص نباشد و كسيكه ايمانش بهتر است خلقتش نيكوتر باشد و گرامى ترين ايشان حرص نباشد و كسيكه ايمانش بهتر است خلقش نيكوتر باشد و گرامى ترين ايشان پرهيزكارترين ايشانست و كسى قدرش عظيم تراست كه بچيزها كه فايده باو نداشته باشد متعرض نشود و پرهيزكارترين مردم كسى است كه مجادله و منازعه نكند هرچند حق بااو باشد و بيمروت ترين مردم دروغگوست و شقى ترين مردم پادشاهانند و دشمن ترين مردم نزد خدا و خلق خدا متكبرانند و كسيكه در طاعت الهى سعى بيشتر كرده است كه ترك گناه كرده باشد و داناترين مردم كسى است كه از جاهلان بگريزد و سعادتمند ترين مردم كسى است كه بانيكان خلطه نمايد و عاقل ترين مردم كسى است كه بامردم مدارا بيشتر كند و سزاوارترين مردم بتهمت كسى است كه با اهل تهمت همنشينى كند و طاغى ترين مردم كسى است كه بكشد كسى را كه قصد كشتن او ندارد و بزند كسى را كه اورا نزند و سزاوارترين مردم بعفو كردن كسى است كه قدرت بر عقوبت بيشتر داشته باشد و سزاوارترين مردم بگناه كارى كسى است كه در حضور مردم سفاهت كند و در غايبانه غيبت كند و ذليل ترين مردم كسى است كه مردم را خوار كند و دور انديش ترين مردم كسى است كه خشم خود را بيشتر فرو خورد و شايسته ترين مردم كسى است كه براى مردم شايسته تر باشد وب و بهترين مردم كسى است كه مردم از اومنتفع شوند.