* * امام رضا عليه السلام :اِثنانِ عَليلانِ أَبَدا : صَحيحٌ مُحتَمٍ و َعَليلٌ مُخَلِّط؛دوگروه هميشه مريضند، سالمى كه پرهيز میكند و مريضى كه پرهيز نمیكند. فقه الرضا ص 340 * * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409

مقدمه

مقدمه

مقدمه 
بسم اللّه الرحمن الرحيم 
اَلْحَمدُلِلّهِ الَّذى حَلّى اَنْبيائَهُ الْمُرْسَلينَ بِاءَحْسَنِ حِلْيَةِ الْمُتَّقينَ وَبَعَثَ نُخْبَةَ اءَصْفِيائِهِ مُحَمَّدا (صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ) لِتَتْميم مَكارِمِ اَخْلاقِ الْمُؤْمِنينَ وَ اَكْمَلَ فى اَوْصِيائِهِ الْمُنْتَجَبينَ اَفْضَلَ خِصال النَبيّينَ فَصَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِ وَ عَلَيْهِمْ عَدَدَ اَنْفاسِ الْمُسَبّحينَ مِنَ الْملائِكَةِ وَالناسِ اَجْمَعينَ وَلَعْنَةُ اللّهِ عَلى اَعْدائِهِم مِلاءَ السَّمواتِ وَالاَْرَضينِ.
اما بعد چنين گويد احقرتراب اقدام مؤ منين و خادم طلبه علوم ائمه طاهرين محمد باقر بن محمد تقى حَشَرَهُ اللّه مَعَ مَواليهِ الْمطهَرينَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِم اجْمَعين كه چون عمده امتياز بنى نوع انسان از ساير انواع حيوان بتخلق باخلاق حسنه و تَزَيُّن بآداب مستحسنه است و بمقتضاى حديث شريف نبوى صلوات اللّه عليه وآله : بُعِثْتُ لاُِتَمِمَ مَكارِمَ الاَْخْلا ق تمامى آداب پسنديده و جميع اخلاق حميده در شرع انور و دين اطهر آنحضرت ظاهر و مبين گرديده و چون مختصرى از مكارم اخلاق در كتاب عين الحيوة بيان شده بود جمعى از سالكان مسالك سعادت و ناهجان مناهج متابعت اهل بيت رسالت عليهم السلام از اين ذرّه حقير التماس نمودند كه رساله دربيان محاسن آداب كه از طريقه مستقيمه ائمه طاهرين صلوات اللّه عليهم باسانيد معتبره باين قليل البضاعة رسيده باشد، بروجه اختصار تحرير نمايد و بجهت عمومِ نفع ، نسبت باهل ابن ديار مضامين اخبار را در لباس لغت فارسى قريب الفهم بجلوه در آورد. لهذا با ضيق مجال و كثرت اشتغال رعايت حقوق اخوت ايمانى را لازم دانسته و از مقتضاى حديث الدّالُّ عَلَى الْخَيرِ كَفاعِلِهِ اميدوار گرديده اجابت ملتمس ايشان نموده و برچهارده باب و خاتمه مرتب گردانيد.
باب اول در آداب لباس پوشيدن .
باب دوم در آداب حلى و زيورپوشيدن و سرمه كشيدن و در آينه نظر كردن و خضاب كردن .
باب سوم در آداب خوردن و آشاميدن .
باب چهارم در فضيلت تزويج و آداب مجامعت ومعاشرت زنان و كيفيت تربيت فرزندان و معاشرت ايشان .
باب پنجم در آداب مسواك كردن وناخن وشارب گرفتن و سرتراشيدن و شانه كردن و امثال اينها.
باب ششم در آداب بوى خوش استعمال كردن و گل خوش بوئيدن و روغن ماليدن .
باب هفتم در آداب حمام رفتن ودارو كشيدن و امثال آن .
باب هشتم در آداب خواب رفتن و بيدار شدن و بيت الخلا رفتن .
باب نهم در آداب حجامت و تنقيه و ذكر بعضى از ادعيه و احراز و خواص بعضى از ادويه و معالجه بعضى از امراض .
باب دهم در آداب معاشرت مؤ منان و حقوق و اصناف ايشان .
باب يازدهم درآداب مجالس وسلام و عطسه و مصافحه و معانقه و امثال اينها.
باب دوازدهم درآداب خانه داخل شدن و بيرون رفتن .
باب سيزدهم در آداب سوار شدن و راه رفتن و بازار رفتن و تجارت و زراعت نمودن و چهار پايان نگاه داشتن .
باب چهاردهم در آداب سفر كردن .
خاتمه دربيان بعضى از فوايد متفرقه و هريك از ابواب را بردوازده فصل مشتمل ساخت و بكتاب حلية المتقين مسمى گردانيد ماءمول از ناظران در اين رساله شافيه و عاملان باين عجاله وافيه آنكه اين مجرم خطاپيشه رابدعاى مغفرت واستدعاى رحمت ياد نمايند و برخطاى لفظ و معنى اين معترف بعجز و قصور را مؤ اخذه ننمايند واللّه الموفق والمعين .