* امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * * امام رضا عليه السلام :اِثنانِ عَليلانِ أَبَدا : صَحيحٌ مُحتَمٍ و َعَليلٌ مُخَلِّط؛دوگروه هميشه مريضند، سالمى كه پرهيز میكند و مريضى كه پرهيز نمیكند. فقه الرضا ص 340 * * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409

فلسفه نماز از ديدگاه ائمه معصومين عليه السلام

فلسفه نماز از ديدگاه ائمه معصومين عليه السلام

فلسفه نماز از ديدگاه ائمه معصومين عليه السلام  
ائمه هدى عليه السلام براى هر يك از احكام ، فلسفه اى مطابق فهم و ادراك مردم معاصر خود بيان نموده اند كه ما در اينجا به اختصار به ذكر نمونه هايى از آن مى پردازيم :
پيامبر گرامى اسلام صل الله عليه و آله فرمود: بدان جهت نماز واجب گرديده و به حج و طواف امر شده است كه ذكر الله تحقق يابد.
امام متقيان امير مومنان على عليه السلام در نهج البلاغه مى فرمايد:
خداوند نماز را براى پاك ساختن از تكبر قرار داد... با نماز به خدا نزديك شويد، نماز گناهان را مانند ريختن برگ درختان مى ريزد و انسان را رها و آزاد مى سازد همانند رها كردن بند از گردن چهارپايان .
همسر آن راد مرد تاريخ ، فاطمه زهرا س در خطبه معروف خود مى فرمايد:
خداى تعالى نماز را واجب فرمود، تا انسان از كبر و منيت و خود بينى پاكيزه شود.
هشام بن حكم ، از امام صادق عليه السلام پرسيد:
فلسفه نماز چيست كه مردم را از كسب و كار باز داشته و موجبات زحمات و رنج و تعب ابدان آنها مى گردد؟
حضرت فرمود:
نماز فلسفه هاى بسيارى دارد، از جمله آنها اين است كه اگر مردم يله و رها بودند و به ياد رسول و خدا نبودند و فقط قرآن در ميان آنها بود هر آينه اين امت مثل امم گذشته بودند، زيرا امم گذشته دين را گرفتند و كتاب و انبياء را رها كردند و آنها را كشتند، پس دين آنها مندرس و كهنه شده و رفتند آنجا كه بايد بروند. خداى تبارك و تعالى اراده كرده كه اين امت ، دين حضرت محمد صل الله عليه و آله را فراموش نكنند، لذا خداى تعالى نماز را بر اين امت واجب كرده تا اينكه هر روز پنج مرتبه ياد رسول خدا كنند و نام مبارك آن حضرت را بر زبان برانند و از نماز مستعد و آماده شده و يادى از خدا كنند كه از پروردگار غافل نشده و او را فراموش نكرده و اسم خدا متروك نشود. (36)
هشام بن حكم مى گويد:
از امام كاظم عليه السلام سوال نمودم چرا در آغاز نماز تكبير مستحب است و چرا در ذكر ركوع مى گوييم : سبحان ربى العظيم و بحمده
و نيز در سجده مى گوييم : سبحان ربى الاعلى و بحمده
فرمود: خداوند آسمانهاى هفتگانه را آفريد و زمين را هفت طبقه كرده و پرده هايى را هفت عدد قرار داد، وقتى كه رسول خدا صل الله عليه و آله در شب معراج به آخرين نقطه اصلى رسيد، يكى از پرده ها به رويش گشوده شد، حضرت تكبير گفت :.. پرده دوم برداشته شد، حضرت تكبير گفت ... پرده سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم به همين ترتيب پس از گشودن هر پرده اى تكبير گفت ، وقتى پس از گشودن پرده هفتم ، عظمت خدا را ديد لرزه بر اندامش افتاد و خم گرديد و دستها بر زانوى مبارك گذارد و فرمود: سبحان ربى العظيم و بحمده .؛ پاك و منزه است پروردگار بزرگوار من و حمد و سپاس مى كنم او را وقتى كه از حال ركوع برخاست و ايستاد، عظمتى ديگر بالاتر از عظمت اول از خدا ديد، بر سجده افتاده و گفتن سبحان ربى الاعلى و بحمده پاك و منزه است پروردگار اعلا و با عظمت و من او را حمد و سپاس مى گويم . تا هفت بار اين جمله را گفت ، لرزه از اندامش رفع شد. (37)
امام رضا عليه السلام فرمود:
همانا علت واجب شدن نماز اقرار به ربوبيت خداوند عزوجل است و نفى نظير شرك براى خداوند و ايستادن انسان در برابر او با حال تضرع و مسكنت و فروتنى و خضوع و اعتراف به گناهان و نيز درخواست عفو از تقصيرات و بر طرف ساختن آثار گناهان است كه شخص درگذشته مرتكب شده و صورت نهادن بر زمين است و هر روز به خاطر بزرگداشت خداوند جل جلاله ، و ديگر آنكه نماز سبب مى شود بنده پيوسته به ياد خدا باشد و او را فراموش نكند، طاغى و ياغى نباشد، و با خشوع و تذلل و رغبت خواستار فزونى بهره خود در دين و دنيا باشد و علاوه بر اينها انسان با نماز، بر خود واجب مى سازد كه پيوسته و شبانه روز در مقام بندگى و به ياد خداوند متعال باشد، و همين نماز گزاردن شخص در پيشگاه پروردگار عزوجل خود، باز دارند، او از گناهان است و او را از فسادهاى گوناگون مانع مى شود... و فلسفه سجده بر خاك آن است كه غرور و طغيان و خودخواهى را از خود دور كنيم و به ياد خداى يكتا باشيم و از گناهان و نارواييها بدور باشيم . (38)
حضرت در جايى ديگر درباره فلسفه نماز آيات فرمود:
براى گرفتن خورشيد و ماه نماز خواندن واجب است ، چون پيدايش اين حادثه از آيات پروردگار مى باشد و معلوم نيست كه به عنوان رحمت ظاهر شده يا براى عذاب مردم ، پس رسول اكرم صل الله عليه و آله دوست دارد كه افراد امتش در وقت گرفتن خورشيد و ماه به سوى آفريدگار رحم كننده خود پناهنده شوند و به او استغاثه نمايند تا خداوند شر اين حادثه را از آنها دور كند و از آثار نامطلوب آن حفظشان نمايد. (39)