امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * امام رضا عليه السلام :اِثنانِ عَليلانِ أَبَدا : صَحيحٌ مُحتَمٍ و َعَليلٌ مُخَلِّط؛دوگروه هميشه مريضند، سالمى كه پرهيز میكند و مريضى كه پرهيز نمیكند. فقه الرضا ص 340 * * * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 *

چرا بعضى از نماز گزاران به سوى گناه مى روند؟

چرا بعضى از نماز گزاران به سوى گناه مى روند؟

چرا بعضى از نماز گزاران به سوى گناه مى روند؟  
ممكن است اينجا در ذهن برخى از خوانندگان باريك بين ، اين سوال مطرح شود كه اگر نماز واقعا انسان را از ارتكاب به گناه باز مى دارد، پس چرا گروهى از همين نماز گزاران به سوى گناه مى روند و از تعدى بر مال ديگران و احتكار و گرانفروشى و دروغ و تهمت و غيبت و... هراسى ندارند و... در پاسخ به اين سوال ، دانشمندان اسلامى مطالب بسيارى نوشته اند كه ما در اينجا به جهت رعايت اختصار به ذكر نمونه اى از آنها اكتفا مى نماييم :
شهيد ثانى در كتاب اسرار الصلوة در اين باره مى نويسد:
سعادت و خوشبختى و دريافت فيض هاى ربانى هنگامى براى نمازگزار حاصل مى شود كه با تمام وجود و با اخلاص به الفاظ و معانى و حركات و سكنات نماز توجه كند و در اسرار و رموز آن تفكر و دقت نمايد.
بايد در حال نماز جز پروردگار عالم از همه قطع ارتباط كند و با صدق و اخلاص تنها به او روى آورد و با ذكر اشهد ان لا اله الا الله جز خدا معبود ديگرى نيست با حضرت احديت تجديد عهد نمايد... اين گونه نماز است كه انسان را از زشتى ها و پليدى ها باز داشته و موجب تقرب به خدا و سعادت وى مى گردد.
استاد علامه طباطبايى ره در تفسير آيه شريفه : ان الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر مى فرمايد:
باز دارندگى نماز يك بازدارندگى اقتضايى است و به صورت علت تامه نيست كه هر جا وجود داشته باشد معلول هم پشت سر آن باشد بدين توضيح : نمازگزارى كه پنج بار در شبانه روز نماز بگذارد اگر در يك محيط سالم به آن اهتمام ورزد، طبيعت نماز او را از گناه كبيره كه ذوق دينى مخالف آن است مانند: قتل نفس ، تعدى به مال يتيم ، زنا و هر آنچه طبع سليم و فطرت دست نخورده آن را بد مى شمرد، جلوگيرى و ممانعت مى كند، چون در خود نماز ايمان و ياد خدا و تلقين به عذاب و روز جزا و درخواست پيروى از راه راست و صواب ... گنجانده شده و اين معانى انسان را وا مى دارد كه با تمام روح و بدن به درگاه با عظمت پروردگار رو آورده و با سپاس و حمد و شكر الهى مكالمه را آغاز و با سلام دادن به خود وبندگان صالح و نيكوكار، آن را پايان دهد. علاوه بر اين معانى ارزنده ، نماز انسان را وا مى دارد كه از نجاست لباس و بدن و غصبى بودن مكان و لباس ، اجتناب ورزيده و با توجه به قبله نماز را شروع كند و در صورتى كه انسان مدتى به نماز ادامه دهد و واقعا شرايط مذكور را عملى سازد، در او يك روحيه خوددارى از گناه به وجود مى آورد كه هميشه او را به خوبى ها و خيرات دعوت كرده ، از زشتى ها و پليدى ها باز مى دارد، به حدى كه اگر يك مربى صالح و لايق به اين كار دعوت مى شد، نمى توانست اين وظيفه را مانند نماز بعهده بگيرد.
ناگفته پيداست كه اين دو عالم بزرگوار مطالب فوق را با تكيه بر آيات و روايات فراوان از ائمه هدى در اين زمينه بيان نموده اند، لذا از نظر تعاليم اسلامى نمازى مقبول درگاه حضرت حق جل جلاله مى گردد كه انسان را از مفاسد و فحشا دور نگاه دارد.
خداى سبحان در كتاب خود ضمن آياتى چند برخى از نمازگزاران را مورد ملامت و سرزنش قرار داده مثلا در سوره مريم ، آيه 58، مى فرمايد:
برخى نماز را ضايع مى كنند و پيرو شهوات و خواسته هاى شيطانى هستند اين چنين مردمى گمراه و حيران خواهند گشت .
نيز در سوره ماعون ، آيه 3 ، مى فرمايد:
پس واى بر آن نمازگزاران كه دل از ياد خدا غافل دارند و نماز را سهل مى انگارند.
آرى هستند نماز گزارانى كه خداوند حتى يك نماز آنها را قبول نمى كند. در اين رابطه روايتى از امام صادق عليه السلام منقول است كه مى فرمايد:
به خدا سوگند پنجاه سال از زندگى مردمى مى گذرد و حال آنكه خداوند حتى يك نماز او را قبول نكرده است ، چه چيزى سخت تر از اين است ؟!
بطور حتم نمازى كه در آن حضور قلب نباشد، تقليد است . عادت است نه عبادت . چنين نمازگزارى اورادى را بر دهان مى راند بدون آنكه خود بفهمد چه مى گويد. خدا را مى خواند اما غير او را مى جويد.
در حديثى از امام باقر عليه السلام ، نقل است كه فرمود:
از نماز بنده خدا، بالا مى رود قبول درگاه خدا مى شود نصف آن يا يك سوم آن يا يك چهارم يا يك پنجم و... و از نماز او چيزى بالا نمى رود، مگر آنچه را با قلبش به آن توجه كرده است . (54)
نمازى مورد قبول درگاه حق تعالى و تربيت كننده آدمى است كه در آن ، دل با آنچه زبان مى گويد، هماهنگ باشد. هنگامى نماز و اذكار و اوراد آن ريشه هاى مفاسد را در دل نمازگزار مى خشكاند كه به راستى از احساسات درونى شخص نمازگزار سرچشمه گرفته باشد والا نمازى كه به حسب عادت و يا از سر ريا و تظاهر صورت پذيرد، فايده معنوى و تربيتى نخواهد داشت . چنين شخصى ممكن است در ظاهر بنده خدا باشد، اما در باطن مطيع نفس خويش و بنده شيطان مى باشد.
حضرت رسول اكرم صل الله عليه و آله فرمود:
نماز نيست براى كسى كه اطاعت نماز را نكند و اطاعت كردن نماز آن است كه انسان دست از كارهاى زشت و ناپسند بر دارد.
همچنين از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود:
كسى كه دوست دارد بفهمد نمازش قبول شده يا نه ، نظر كند كه آيا نمازش ‍ او را از كارهاى زشت و ناپسند جلوگيرى مى كند به همان اندازه هم نمازش ‍ قبول شده . (55)
ناگفته نماند اگر در بين نماز گزاران احيانا نماز گزارى مشاهده شود كه گه گاهى مرتكب معصيتى مى شود، نمى توان حكم كلى درباره او صادر كرد و مثلا گفت : نمازش او را از انجام كارهاى زشت و ناپسند دور نداشته است .
اى بسا كه همان شخص اگر نماز نمى خواند به معاصى بزرگترى آلوده مى گشت و اگر انتظار داشته باشيم كه نماز گزارى از سن تكليف مرتكب هيچ گناه صغيره و كبيره اى نشود، انتظار بى جايى داشته ايم و بايد آن شخص را جزء معصومين به حساب آوريم .
وانگهى به قول يكى از علماى دين هر نمازى به همان اندازه كه از شرايط كمال و روح عبادت برخوردار است نهى از فحشاء و منكر مى كند، گاه نهى كلى و جامع است و گاه نهى جزئى و محدود. ممكن نيست كسى نماز بخواند و هيچ گونه اثرى در او نبخشد، هر چند نمازش صورى باشد، هر چند آلوده به گناه نيز باشد.
البته اين گونه نماز تاثيرش كم است ، اين گونه افراد اگر همان نماز را نمى خواندند از اين هم آلوده تر بودند.
نهى از فحشاء و منكر سلسله مراتب و درجات زيادى دارد و هر نمازى به نسبت رعايت شرايط داراى بعضى از اين درجات است . (56)
روان شناسان معتقدند كه براى هدايت افراد ناصالح ، بهترين راه ، استفاده از قوه روحانى خود آنها است ، بدين صورت كه هر گاه فردى منحرف ، ساعاتى در شبانه روز را به درونگرايى نماز و نيايش اختصاص دهد و با تجسم اعمال زشت خود، در دنياى انديشه به خود بگويد من ، انسانم و بايد از اوصاف انسانى بهره اى داشته باشم ، من شايستگى راهيابى به دنياى صفا و پاكى ها و ايمان را دارم .
پس از مدت زمانى قطعا از آلودگى ها نجات مى يابد. (57)
از اينها گذشته اگر خواننده دقيق النظر سرى به دادگاه ها، دادگسترى ها زده و پرونده افراد را ملاحظه نمايد، در خواهد يافت كسانى كه نماز مى خوانند كمتر پرونده دارند و بى نمازها داراى پرونده بيشترى هستند و اگر خواننده اين سطور در دادگاهى ملاحظه نمود كه نمازگزارى داراى پرونده هست متوجه اين نكته خواهد شد كه جرمش كم بوده است و يا شايد از نمازگزاران حقيقى نبوده و بر حسب عادت آدابى را انجام مى داده است . لكن با اينهمه همان نماز صورى كه او مى خواند، ممكن است روزى وى را به توبه و انابه وا دارد. در اين رابطه دكتر كارل مى نويسد:
آمار جنايت ها نشان داده است كه بطور متوسط كسانى كه به عنوان مجرم و جنايتكار در جامعه شناخته شده اند، كسانى هستند كه يا هيچ و يا بسيار اندك و جاهلانه نيايش مى كنند و بر عكس در همان سطح و در همان مسير و در همان تيپ اجتماعى و طبقه اقتصادى . غالبا آنها كه هنوز سنت نيايش ‍ را حفظ كرده اند، از ارتكاب جنايت مصونند و گاه اگر دست مى آلايند به صورت حرفه اى و سرگرمى دايمى و صفت مشخصشان نيست بلكه به گونه لغزش و يا حادثه اى در زندگى آنها است . (58)
آمارى كه محققين روان شناس از روى آمارهاى كشورهاى مختلف جهان گرفته اند به اين نتيجه مسلم رسيده اند كه قتل ، جنايات ، دزدى ، خلاف و طلاق در كشورهاى معتقد و مومن به عبارت بهتر ملت هاى اهل نيايش ‍ و پاى بند به دين و مذهب به مراتب كمتر از كشورهاى بى دين و لاقيد غير نمازگزار است . (59)
اگر درميان ملت هاى جهان مردمى مشاهده مى شوند كه در شهوات و بى بند و بارى و فساد اخلاقى غرق گشته اند به خاطر روى گردانى از خدا و بى توجهى به نيايش بوده است .
باز دكتر كارل در اين باره مى نويسد:
با يك تجربه سخت دردناك و تلخ آموختيم كه فقدان احساس اخلاقى و عرفانى در ميان اكثريت عناصر فعال يك ملت زمينه زوال قطعى ملت و انقياد او را در بند بيگانه تدارك مى بيند. اجتماعاتى كه احتياج به نيايش را در خود كشته اند، معمولا از فساد و زوال ، مصون نخواهند بود. (60)
اين پزشك مشهور جهان در جاى ديگر مى نويسد:
سعادت بشر وقتى تامين مى شود كه انديشه و قلب وى با هم پرورش يابند. تمدن اروپايى اين عيب را دارد كه مغز را بيش از اندازه تقويت كرده است كه ترقى علوم صنايع نتيجه آن است و قلب را متروك گذاشته است و از اين جهت ايمان و عشق به فضايل اخلاقى كه ثمره آن است ، ضعيف يا نابود شده است و جميع بدبختى هاى ما در اين دوره و مفاسد تمدن حاضر كه نسل جوان را فريبكارانه به سوى خود مى كشد ناشى از همين است . (61)
يك از پيشوايان برجسته آمريكايى مى گويد:
خوب است به آنها جوان و كودك ياد بدهيم كه دعاهايى با جملات مختصر روزى چند مرتبه تكرار بنمايند. و به آنها تعليم دهيم كه دعا بهترين طريق رفع هر احتياج و بر آوردن هر موضوعى است ... همين فكر كه ، جوانان مى توانند كار بسيار مهمى انجام دهند... نظر آنها را نسبت به جهان بسط وتوسعه مى دهد و نسبت به امور واقعا مهم ، در آنها توليد علاقه مى نمايد و آنها را نزديك به خدا نگاه مى دارد و شايق به خدمت مى نمايد و حس ماموريت خاصى به آنها مى دهد و از تسليم شده به گناهان سهل الحصول و مفاسد، بازشان مى دارد. (62)
و اين همان چيزى است كه قرآن مجيد هزار و پانصد سال پيش در يك جمله خلاصه نمود:
ان الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر.