امام رضا عليه السلام :اِثنانِ عَليلانِ أَبَدا : صَحيحٌ مُحتَمٍ و َعَليلٌ مُخَلِّط؛دوگروه هميشه مريضند، سالمى كه پرهيز میكند و مريضى كه پرهيز نمیكند. فقه الرضا ص 340 * * * * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409

فصل اول: کلیات

فصل اول: کلیات

فصل اول: کلیات

در این فصل به برخی از مطالب به صورت کلی اشاره می شود که نسبت به مباحث اصلی کتاب جنبه مبادی تصوری و تصدیقی را داشته و آگاهی نسبت به آنها زمینه ساز فهم مباحث اصلی کتاب است و آنها عبارتند از:

1. اضطراب

دکتر محمد معین در فرهنگِ فارسی خود، اضطراب را به معنای: پریشانی، بی تابی، سراسیمگی، پریشان شدن، لرزیده، پریشان ساختن، جنبیدن و مشوش کردن گرفته است. در اصطلاح روان شناسان، اضطراب یکی از حالات انفعالی و تحریک عصبی است. این حالت ممکن است در اثر خوشحالی و تعجب یا خوش آمدن از یک چیز مطبوع باشد و ممکن است در اثر ترس، خشم و شرم ظاهر گردد و آثار آن گاهی بسیار شدید و با تنفس نامرتب و ضربان قلب همراه است و گاهی در موقعی که تحریک اعصاب زیاد باشد رنگ انسان می پرد، صورت گلگون می شود، تغییرات زیادی در پوست بدن ظاهر می گردد و انقباض کم و زیاد، در چهره ظاهر می شود.

اضطراب ممکن است آنی باشد و ممکن است انفعالی و به صورت عادی و دائمی یا طولانی مدت باشد. اضطراب آنی، واکنش درونی ارگانیسم بدن است که در اثر یک حادثه غیرمنتظره، وضع داخل و خارج بدن به هم می ریزد و شدت آن به طوری است که مکانیسم فراگیری و رابطه آن با خارج قطع می گردد و گاهی ممکن است در اثر واکنش های روانی و فیزیکی بسیار شدید، در وجدان آدمی خلل ایجاد شود؛ مانند خنده ها، بغض ها و حمله های ناگهانی که در این مواقع با اختلالات دستگاه گوارش نیز همراه است یعنی گلوی انسان فشرده شده و قلب مثل این که از جا کنده می شود و تنفس به حال اغما در می آید و اعضای بدن فلج می گرد و به دنبال آن بی هوشی آنی پیش می آید.

اضطراب انفعالی و احساسی هنگامی است که دوره آن طولانی است و تمام عوامل و عوارض آن با اضطراب های ناگهانی و آنی متفاورت است. این نوع اضطراب و هیجان، خواه ناخواه دارای ریشه عصبی و روانی است. لذا بسیاری از مبتلایان به بیماری عصبی بدون علتِ محسوسی دچار اضطراب و دلهره می شوند. هراس های غیرطبیعی از قبیل هراس های ایجاد شده در یک فضای دربسته از این نوع اضطراب هاست و در این حال اضطراب به حد و حشت می رسد و بیمار وحشت زده می شود و می ترسد که بمیرد یا مرتکب عمل بدی می شود.(6)

به هرحال اختلالات اضطرابی، رایج ترین بیماری های روانی است. اضطراب حالتی نامطبوع همراه با انتظاری نامطمئن از رخداد موضوعی زیان آور است. اضطراب موقعیتی است که گاهی در زمان مصاحبه، امتحان، اعمال جراحی و مانند آن ایجاد می شود. اضطراب در یادگیری افراد، اختلال ایجاد می کند و افراد مضطرب خطاهای بیشتری را مرتکب می شوند. علایم و نشانه های ذهنی آن شامل علوم تمرکز فکری، ضعف در ادراک، ناتوانی در تخلیل و ضعف حافظه است که سبب کاهش سطح نمرات امتحانی می گردد.(7)

لازم به ذکر است که اضطراب و دغدغه خاطر بر دو نوع است:

1. اضطراب مثبت و مفید

2. اضطراب منفی و زیانبار

تفاوت میان دوگونه اضطراب فوق این است که اضطراب از نوع اول، انگیزه روی آوردن به کار و تلاش است و این چنین نگرانی، نیروبخش و کارآمد است. مثلاً چون نگران آینده خود هستیم به انجام اعمال و فراهم آوردن توشه آخرت می پردازیم و در زندگی روزمره نیز نگرانی باعث مهیا شدن و آماده گشتن و خود را مجهز کردن می گردد. برعکس اضطراب از نوع دوم، عامل اختلال توانمندی های روحی، جسمی و کاهش توانایی های فکری و جسمی است. هم چنین اضطراب از نوع اول، تنظیم کننده عوامل موفقیت آدمی است ولی اضطراب از نوع دوم، برهم زننده هماهنگی و نظم حاکم میان عوامل پیش برنده است. بنابراین نباید از هرگونه اضطراب در هراس بود؛ زیرا اگر نگرانی، به طور کلی، در زندگی ریشه کن شود، انگیزه و قدرت حرکت آدمی از بین می رود. البته معلوم است که مقصود ما از اضطراب و نگرانی در این کتاب، نوع دوم آن است و گرنه نوع اول آن در اصل زندگی و بقای آن لازم و ضروری است.

2. افسردگی

دکتر محمد معین در فرهنگ فارسی خود افسردگی را به پژمردگی، اندوهگینی، انجماد و دل سردی معنا کرده است. در اصطلاح روان شناسان، افسردگی نوعی اختلالات خُلقی است که با غمگینی، ناامیدی، تردید، احساس تنهایی و ناتوانی همراه است.

گاهی انسان از لحاظ انرژی وکنش های جسمی و روانی دچار ضعف و سستی شده و نمی تواند به فرمان خود باشد و کاری انجام دهد. این انحطاط اگر چه جسمی است و حالات آن در جسم دیده می شود، اما ریشه روانی دارد و به همان جهت است که چون روح او بیمار شده فعالیت جسمی او ناتوان می گردد و احساس خستگی زیاد می کند؛ به طوری که در برابر کوچک ترین کار ناتوانی نشان می دهد و از لحاظ روحی نیز حالتی مشابه آن دارد و قسمت مهمی از غرائز خود را از دست می دهد و نمی خواهد بخندد و مایل است بسیار گریه کند، حافظه خود را از دست می دهد و کم ترین ناراحتی او را خسته می سازد.(8)

افسردگی شایع ترین اختلال عاطفی و مشکلی است که در تمام گروه های سنی دیده می شود و کمتر افراد از آن در امانند. این اختلال در شیوه زندگی مردم تأثیر می گذارد، افراد مبتلا به افسردگی احساساتی ازغمگینی تا تحریک پذیری، ناامیدی و احساس درماندگی را تجربه می کنند. آنها تمایل به خودکشی دارند. افزون بر این همراه با افسردگی، آشفتگی هایی را در زمینه هیجانی، شناختی، رفتاری، جسمانی و روحانی تجربه می کنند.

3. بیماری روانی و بیماران روانی

انحرافات و ناراحتی شدید روحی را در اصطلاح روان شناسان «پیسکوز»و مبتلایان این نوع اختلال ها را «پیسکوتیک» می گویند. به این معنا که شخصیت انسان در حالت های پیسکوز دچار تجزیه شده و روابط آن با دنیای خارج کم وبیش، قطع می شود و در آن حال در عالم پندار چیزهایی به فکرشان می رسد که با حقیقت بستگی ندارد.

پیسکوزهای معروف عبارت اند از: نوراستنی، (خستگی اعصاب که باعث عدم توانایی در تمرکز فکر می شود.) هیستری، (نوعی هیجانات عاطفی است که نشانه عدم رشد، بلوغ و شخصیت است.) افسردگی، جنون جوانی، مالیخولیایی(جنون افسردگی و حالت حزن افسردگی است که مانع فعالیت های اجتماعی بیمار می شود.) و دیوانگی.

اگر بخواهیم در یک جمله بیماری روانی را تعریف کنیم می گوییم: بیماری روانی خارج شدن از حد اعتدلال است که نادانی، عصیان، دنیاطلبی، ظلم وتعدی، ضعف اراده، سستی، اضطراب، ترس، خودپسندی، حسد، کینه توزی، عقده حقارت و احساس کهتری و... از نشانه های آن می باشد.

در منابع اسلامی، اختلال روانی و به هم خوردن سیستم خُلقی فرد را بیماری روانی و بیماری دل تعبیر می کنند. به عنوان نمونه به سه روایت ذیل توجه کنید: امام علی علیه السلام می فرماید:

«اَلغَمُّ یقْبِضُ النَّفْسَ وَ یطْوِی الاَنْبِساطَ؛(9) اندوه و افسردگی نفس را گرفته می کند و انبساط و گشادگی را در می نوردد و ا ختلال ایجاد می کند».

و همچنین فرمود:

«اَلْغَمُّ مَرَضُ النَّفْسِ؛ افسردگی و اندوه بیماری نفس است»

و نیز فرمود

«اَلاحْزانُ اَسْقامُ الْقُلُوبِ کما اَنَّ الاَمْراضَ اَسْقامُ الاَبْدانِ؛(10) غم ها دردهای دل ها است همان طور که بیماری ها دردهای بدن هاست».

لازم به ذکر است که «روان» کلمه ای است فارسی که معادل آن در فرهنگ قرآنی، نفس یا روح است. بیماری و سلامت روان، در قرآن و حدیث اغلب به قلب که شئونی از روح و نفس است نسبت داده شده است که در فارسی از آن به «دل» تعبیر شده است. «فی قُلُوبِهِم مَرَضٌ»(11) و «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطْمَعَ الَّذی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ»(12) و از اولیای الهی به عنوان دارنده قلب سلیم تعریف و تمجید شده است:

«إلّا مَنْ أتَی اللهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ»(13)« وَ إنَّ مِنْ شیعَتِهِ لِإبْراهیمَ إذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلیمٍ»(14).

بیماران روانی که دارای یکی از پیسکوزها باشند، کسانی هستند که شخصیت خود را از دست داده و با محیط خارج خود بیگانه و یا شخصیت آنها تجزیه شده است. روان انسان، دستگاه منظمی است که به طور خودکار وظایفی را انجام می دهد. مثلاً در برابر شادی ها، مسرور و از مشاهده ناراحتی ها، متأثر می شود. لکن گاهی ممکن است عوارض ناگهانی، این انتظام را به هم بزند و دستگاه روان را از وظایف خود باز دارد. بیماران روانی با خودشان هم بیگانه می شوند و تصویر خود را در دیگری نمی بینند و نمی توانند با توجه به مقررات اجتماع با دیگران رابطه ایجاد کنند و خود را نسبت به همه کس بیگانه می شمارند، حرکات و رفتارشان غیرعادی و برخورد آنان نیز غیر طبیعی است.(15)

4. اضطراب و افسردگی، بیماری قرن

اضطراب و افسردگی، اختلال هایی هستند که عموم مردم از آنها رنج برده و ناراحت هستند. بر اساس آمار، در اروپا و ایالات متحده آمریکا، 26/9 درصد زنان و 12/5 درصد مردان در طول زندگی خود به بیماری افسردگی مبتلا هستند و تقریباً 3 درصد جمعیت به اضطراب دچارند.(16) کارشناسان سازمان بهداشت جهانی برآورد کرده اند که سیصد میلیون نفر از مردم جهان، یعنی حدود 6 درصد کل جمعیت، از بیماری روانی در سطوح مختلف رنج می برند. یک برآورد محافظه کارانه نشان می دهد 15 تا 25 درصد کل بیمارانی که به پزشکان مراجعه می کنند، به بیماری روانی مبتلایند یا مشکلات مهم روانی دارند و 25 درصد بیماران جسمی نیز با مشکلات روانی روبه رویند. به این ترتیب 40 تا 50 درصد مراجعان، مشکل روانی دارند. افسردگی و اضطراب شایع ترین اختلالات روانی اند. گسترش بیماری های روانی در دنیا موجب شد سازمان بهداشت جهانی بخش خاصی به نام «خدمات بهداشت روانی» پدید آورد. در سال 1961 یک جنبش بزرگ روان پزشکی اجتماعی در آمریکا آغاز شد که برخی آن را «انقلاب بزرگ سوم» نامیدند(17)

بررسی های روان پزشکان ایرانی در استان های مختلف نشان می دهد، 45تا 55 درصد مراجعه کنندگان به پزشک، مبتلا به اختلال روانی اند.(18)

براساس آمار سازمان بهداشت جهانی، از نظر سطح ابتلا به بیماریهای روانی، کشورهای انگلستان، فنلاند، اسکاتلند و ایرلند در رأس کشورهای جهان قرار دارند. در آمریکا حدود 3 در صد از بودجه ملی برای فشار روانی هزینه می شود.(19) و 12 درصد از مرخصی های استعلاجی به دلیل بیماری های قلبی- عروقی انجام می گیرد و سالانه 5 بیلیون واحد آرام بخش و 160/000 تن آسپرین مصرف می شود.(20) گزارش سال 1986 وزارت بهداشت و درمان انگلستان نیز نشان می دهد تقریباً 22/8 میلیون روز انرژی کالری ما به دلیل مشکلات روان پزشکی یا روان شناختی ازدست رفته است. براساس تخمین متخصصان، شروع 80 درصد تمام بیماری های امروزی، با فشار روانی همراه است. در 1969، اِیکن به وجود فشار روانی در 71 در صد از خلبان های ارتش پی برد. در 1980، الکو و بوروسکی بر این نکته تأکید کردند که خلبان های نظامی که دور از تظاهراتِ زندگی عاطفی به سر می برند، بیش تر در معرض سوانح قرار دارند. تحقیقات نشان داد 45 درصد از مجموع سوانح هوایی ناشی از اشتباهات خلبان ها، به چهار عامل منسوب است: خستگی، شرایط محیط کار، افراط در کار و مشکلات خانوادگی.(21)

پژوهش های مختلف انجمن دندان پزشکان آمریکا در سال های 1970 تا 1980 نشان داد، دندان پزشکان مضطرب و هیجانی، در معرض خطر بیماری های قلبی و تنفسی و خودکشی قرار دارند. و همین موضوع آنان را در مقابل بیمارانِ سخت گیر، آسیب پذیر می سازد. بر اساس همین پژوهش، ماهیت وظیفه نامطبوع پرستار (برخورد دائم با خون، ادرار، استفراغ و بو) فضای آکنده از غم و رنج، رویارویی با موقعیت های غیرقابل پیش بینی و وضعیت اضطراری بیماران، از دلایل اضطراب پرستاران است.(22)

پژوهش استورا (1985) نشان می دهد 46 در صد از مدیران موءسسات فرانسوی که با رقبای متعدد مقابله می کنند، با فشار روانی روبه رویند. 43/15 در صد از این مدیران، برای مبارزه با اضطراب، به نوشابه های الکلی پناه می برند، 17/4 در صد به داروهای خواب آور و 14/5 در صد به آرام بخش.(23)

باتوجه به این که فشار روانی، «بیماری تمدن جدید» نامیده شده است و هر روزه خسارت ها و ضایعات بی شمار اقتصادی، اجتماعی و فردی به ارمغان می آورد.(24) پرداختن به آن، به ویژه از منظر کتاب آسمانی و نسخه شفا بخش میلیون ها مسلمان، ضرورت دارد.(25)

5. شیوه های مختلف درمان در بیماران روانی

بحث و بررسی در زمینه بهداشت روانی و درمان بیماران روانی سابقه بسیار طولانی دارد و به قرنها قبل از میلاد برمی گردد، هرچند که شیوه های درمان، مختلف و گوناگون است؛ زیرا انسان برای رویارویی با مسایل و پدیده های درونی خود راه های مختلفی را از خرافی تا علمی و اعتقادی، پیموده است.

روان درمانی از طریق سحرو جادو، آئین های ویژه، نبرد با ارواح و توسل به افسانه ها نیز از دیر زمان بین مردم معمول بوده است.

در قرن گذشته نیز، هر از چندگاهی شیوه ای یا نظریه ای در روان درمانی پیدا شده، مطالب زیادی در این زمینه انتشار یافته و همایش های بین المللی برپاگشته و گروه ها و انجمن های ملی و جهانی نیز در این راستا به وجود آمده اند. ضمناً رشته های متعددی نیز در دانشگاه ها به آن اختصاص یافته و فعالیت های آموزشی و پژوهشی در حیطه مسایل روانی گسترش زیادی یافته است. خوشبختانه این تلاش ها موجب شده که سطح دانش و بصیرت افراد در جوامع مختلف به مرحله ای برسد که تعصبات بی مورد نسبت به درمان ناپذیربودن بیماری های روانی از بین رفته و این باور در آنان به وجود آید که بیشتر بیماری های روانی قابل درمان و پیش گیری هستند.

در قرن اخیر روان شناسان و روان کاوان، راه کارهای مختلف و شیوه های گوناگون برای درمان بیماران روانی ارائه داده اند از قبیل: شناخت درمانی، دارو درمانی، شوک درمانی، رابطه درمانی، روان درمانی، رفتار درمانی، خانواده درمانی، زوج درمانی و بالاخره رویکردهای حمایتی یا حمایت درمانی و امثال اینها، که احیاناً ترکیب بعضی از اینها موثرتر است؛ لذا موثرترین روشِ درمان را ترکیبی از روان درمانی و دارو درمانی و روی کردهای حمایتی می دانند؛ زیرا بررسی ها نشان داده اند که روان درمانی تأثیر درمان دارویی را تقویت و طول مدت درمان را کاهش می دهد. لذا تکنیک های روان درمانی باید برای همه بیماران به اجرا درآید. این تکنیک ها شامل ایجاد دگرگونی های شناختی و باوری بیمار، روش های رفتاری، حمایت و اطمینان بخشی وی می باشد.

امروزه با پیشرفت های علمی چشم گیری که در زمینه های روان پزشکی و روان درمانی به وجود آمده و شیوه های مختلفی ارائه شده، ملاحظه می گردد که صاحب نظران برجسته، نسبت به نقش مذهب، دین و باورهای دینی در بهداشت روانی و روان درمانی ودرمان بیماران مبتلا به امراض روانی، تأکید فراوان داشته و عقیده دارند که اعتقادات مذهبی، توکل به خدا، اعتقاد به نیروی فوق طبیعی و مراسم عبادی، آثار روان درمانی بسیار داشته و موجب تسکین و بهبود سریع آلام و مشکلات روانی می شود. قرآن کریم نیز تنها نام خدا را آرام بخش دل های افسرده و مضطرب می داند:

ألا بِذِکرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبِ.(26) در آیه دیگر می فرماید: تنها خداست که آرامش را در دل ها قرار می دهد: « هُوَ الَّذی أنْزَلَ السِّکینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُوءْمِنینَ لِیزْدادُوا إیماناً».(27) لذا شناخت خدا و سیر وسلوک به سوی او لازمه روان درمانی است. چنین شناختی با خویشتن شناسی یکی است و همان است، شناخت من از خودم، شناخت من از خداست «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ»(28) وصول به خدا معرفت به خداست و معرفت به خدا معرفت به خویشتن است. روان درمانی با این تعهد از پوچی، بی معنایی و بی جهت بودن، رهیده و علم شده است. به همین جهت به نظر می رسد که تلاش های روان درمانی، زیر بنای شناخت ها و شیوه های شناختی و تعهداتی است که پژوهش گران در جهان بینی الهی و اسلامی به عهده دارند.

منظور(29) از این نوشتار، روان درمانی از طریق تعهدات دینی و باورهای مذهبی و اعتقادی است؛ وگرنه راه هایی از قبیل دارودرمانی و شوک درمانی را باید به پزشکان مربوط مراجعه کرد. البته آنچه که سریع تر روش دارودرمانی و شوک درمانی را به ثمر می رساند، همین روش روان درمانی دینی است که به خواست خدای سبحان راه کارهای مقابله با بیماری های روانی از لحاظ دینی را در فصول آینده یکی پس از دیگری مورد بررسی قرار می دهیم. و برای آگاهی به راه کارهای پزشکی باید به متخصصان فن مربوطه مراجعه کرد.

6. روان شناسی و دین

در گستره رابطه دین و روان شناسی، مذاهب به سه دسته بزرگ تقسیم می شوند:

الف: مذاهب ساده ابتدایی که با نگاهی آکنده از تقدس و حرمت، به اشیا می نگریستند و به جادو و خرافات توجه داشتند.

ب: مذاهب مبتنی بر اصول فلسفی مانند آیین های بودا و کنفوسیوس که از طریق تهذیب نفس و توافق در روابط اجتماعی و پذیرش رنج، به سلامت انسان می نگرند.

ج: مذاهب توحیدی معتقد به مبدأ و معاد و نبوت به ویژه اسلام که برنامه بهداشت جسمی و روانی اش بر اصول زیر استوار است:

1. جهان بینی منطقی و روشن؛

2. خلافت الاهی انسان؛

3. بازگشت به خدا و تصحیح رفتار؛

4. مبارزه با خرافات؛

5. مبارزه با یأس فلسفی و پوچ گرایی.

بدین سبب، حل مشکلات وناهنجاری های روانی بشر و تأمین آرامش وی، از دغدغه های مذاهب توحیدی، به ویژه اسلام شمرده می شود.(30) خوشبختانه روان شناسان به این نقش توجه کرده اند که به چند نمونه اشاره می شود:

1) ویلیام جیمز، پدر دانش روان شناسی می گوید:

اگر جمله ای بتواند رسالت جهانی مذاهب را برساند، بهتر از این نخواهد بود: چیزی در جهان بیهوده و گزاف نیست، اگر چه ظاهراً جهان بر خلاف این امر حکم کند. زندگی در پرتو مذهب دو صفت بارز دارد: سرشار بودن از رحمت محض و بهجت دلیرانه و آرامش باطنی «مذهب» همان قدر که با مسخره بازی ها و بیهودگی ها دشمنی دارد، با شکایت از سرنوشت و تقدیر می ستیزد. ممکن است پاره ای از مذهب ها جهان را غم انگیز نشان دهند، ولی این سختی را برای تزکیه نفس لازم می شمارند و در پایان این فاجعه، امید و رستگاری می بینند.(31)

2) یونگ می گوید:

در میان بیمارانی که در نیمه دوم حیاتم با آنها مواجه شدم، یکی نبود که مشکلش در عدم نگرش دینی به حیات نباشد. با اطمینان می توان گفت همه آنها به دلیل از دست دادن آنچه ادیان زنده هر عصر به پیروان خود عرضه می دارند، احساس بیماری می کردند و هیچ کدام قبل از بازیافتن بینش دینی، شفای واقعی نیافتند.(32)

کسی که نگرش دینی به حیات دارد، صاحب گوهری گران بهاست؛ یعنی چیزی دارد که سرچشمه زیبایی و زندگی است و به جهان و بشریت شکوهی تازه می دهد. چنین کسی ایمان و آرامش دارد. حال بر چه اساسی می توان این زندگی را نامشروع خواند، چنین تجربه ای را بی اعتبار دانست و چنین ایمانی را وهم و خیال نامید؟(33)

3) مزلو می گوید:

گرایش به دین یا فلسفه ای جهانی که جهان و مردمش را به شکل کلیتی معنادار، منسجم و رضایت بخش سازمان می دهد؛ تا حدودی به انگیزه امنیت طلبی مربوط می شود. درمیان مذاهب، به تعبیر یونگ، مذاهب شرق تکامل فرهنگ را بیش تر می نمایانند. مذهب، بسیاری از نیازهای انسان را برمی آورد و خلأ وجودی اش را پر می کند. مذهب، پاسخ بسیاری از پرسش ها را می دهد، بسیاری از مسائل را روشن و توجیه می کند و به انسان اطمینان و قدرت و امید می بخشد.(34)

4) برگسون می گوید: در رویارویی با خطرهای زندگی جدید، ما به تکیه گاه روحی نیازمندیم(35).(36)

7. قرآن کتاب شفا بخش اقتضای خاتمیت دین مبین اسلام آن است که پیام پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله جاودانه باشد تا در زمان های مختلف و فرهنگ های گوناگون، مسایل پیچیده انسان و جوامع انسانی را پاسخ گوید. براین اساس قرآن کریم، رسالت خود را به زمان و مکانی خاص محدود نمی داند و با مبارزه طلبی و تحدی، خود را اثری الهی معرفی می کند. اثری که اگر همه انسان ها دست به دست هم بدهند، نمی توانند حتی مانند یک سوره آن بیافرینند.

از طرف دیگر، قرآن تنها کتاب آسمانی است که از دست برد جعل و تحریف در امان مانده؛ چرا که خداوند تبارک و تعالی خود حفظ آن را به عهده گرفته است. سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و صحابه و تابعین در حفظ، قرائت، کتابت، جمع و تفسیر قرآن نیز، موءید مصونیت آن از هرگونه تحریف است. قرآن سندی الهی و معجزه جاوید پیامبر است که در طول تاریخ، مسلمانان به دیده کتاب زندگی، هدایت و قانون به آن نگریسته اند و از دیدگاه های مختلف در آن تدبر کرده اند. هر چه از زمان نزول قرآن فاصله می گیریم، هم سیطره و نفوذ قرآن فزونی می یابد و هم گستره پژوهش های قرآنی؛ و به گونه ای که امروزه دانش وران اکثر دانش ها، به ویژه در قلمرو علوم انسانی، به مطالعه این کتاب آسمانی روی آورده اند.

خداوند قرآن را شفا خوانده است: «وَ ننَزِّلُ مِنَ الْقُرآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُوءْمِنِین؛(37) ما آن چه از قرآن فرستیم، شفای دل و رحمت الهی برای اهل ایمان است». واژه شفا، نشان می دهد بشر در کنار امراض جسمانی به بیماری های روانی نیز دچار می شود و قرآن درمان آن به شمار می آید. در توضیح شفا بخشی قرآن، توجه به دو نکته ضرورت دارد:

الف - گستره شفابخشی قرآن

قرآن شفای دردهایی است که چه بسا از محدوده ناهنجاری های شناخته شده روان شناسی خارج است. به تعبیر دیگر، ممکن است فردی از نظر روان شناسی دارای شخصیت متعادلی باشد، ولی در فرهنگ قرآن بیمار محسوب شود. بیماری ای ناشناخته که در جهان دیگر آشکار می گردد؛ چون دنیا مزرعه آخرت است و رابطه این جهان و جهان دیگر مانند رابطه عالم رحِم با این جهان است. در تفسیر عیاشی، مسعده بن صدقه از امام صادق علیه السلام چنین روایت کرده است:

«إنَّما الشِّفاءُ فِی عِلْمِ الْقُرآن»(38) آموختن قرآن مایه دریافت طب روحانی و دست یافتن به نسخه شفابخش الهی است.

پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله نیز می فرماید:

«القُرآنُ مَأدَبَةُ اللهِ فَتَعَلَّمُوا مَأدَبَتَهُ مَااسْتَطَعْتُم؛(39)قرآن سفره الهی است، به اندازه توانتان از این سفره بهره گیرید».

قرآن سفره ای است که هیچ کس از کنارش تهی دست برنمی خیزد. آن که دیده بر نوشته اش می افکند، به همین اندازه از این سفره بهره می برد، «اَلنَّظَرُ فِی الْمُصْحَفِ عِبادَةٌ»(40) آن که به تلاوت آیاتش بپردازد بهره اش افزون می شود و آن که ترجمه تحت الفظی اش را دریابد، بهره فزون تر می یابد. امیر بیان، علی علیه السلام تغییر مراتب بهره وری از قرآن را با عبارت «إقْرَأ وَ ارْقَ؛(41)بخوان و بالا برو» بیان کرده است.

حضرت علی علیه السلام جنبه شفا بخشی قرآن را با بیانی رسا چنین توضیح داده است: «پیامبر صلی الله علیه و آله طبیبی سیار است که با طب خویش همواره به گردش می پردازد، مرهم هایش را به خوبی آماده ساخته و ابزارش را گداخته است تا در آنجا که نیاز است، قرار دهد، برای قلب های نابینا و گوش های ناشنوا و زبان های گنگ، با داروی خود در جست وجوی بیماران فراموش شده و سرگردان است».(42)

پیامبر صلی الله علیه و آله خداوند را طبیب معرفی می کند و به یکی از پزشکان می فرماید: «إنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ الطَّبیبُ وَ لکنَّک رَفیقٌ؛(43) همانا خداوند (عزوجل) طبیب است و تو با بیمار رفق و مدارا می کنی.» و در حدیثی دیگر فرمود: «یا عِبادَاللهِ اَنتُم کشاالمَرضاءِ وَ رَبّ العالَمین کالطَّبیبِ فَصلاحُ المَرضی فیما یعْلَمُهُ الطَّبیب و تَدبیرُهُ بِه لا فیما تَشْتَهِیهِ الْمَریض وَ یقْتَرِحُه أَلاَ فَسَلِّمُو اللهِ أمْرَهُ تَکونُوا مِن الْفائِزینَ؛(44) ای بندگان خدا شما همانند مریض، و پروردگار عالم همانند طبیب است و مصلحت مریض آن است که طبیب می اندیشد نه آن چه که مریض می خواهد پس (ای بندگان خدا) کارها را به خدا واگذارید تا جزء رستگاران باشید».

ب - جایگاه آرامش و امنیت در قرآن

امنیت و آرامش روانی در قرآن جایگاهی ویژه دارد و به شکل های گوناگون بازتاب یافته است. برای نمونه، اشاره به برخی از نمونه های آن سودمند می نماید.

1. نخستین خانه ای که برای عبادت آفریده شد، خانه کعبه است و هر که بدان سامان گام نهد، ایمن است(45) زیرا خداوند آن را پناهگاه و محل امن قرار داد(46) باز سازنده این خانه(47) حضرت ابراهیم علیه السلام، از خداوند خواست تا شهر مکه را ایمن و با برکت سازد(48) کنگره سالانه حج سمبل امنیت و اتحاد بشر است. این امنیت، افزون بر انسان، حیوانات و گیاهان حرم را نیز شامل می شود.

2. قرآن کریم، بعد از بیان نعمت اطعام جهت بر طرف کردن گرسنگی، از نعمت آرامش یاد می کند(49) و یکی از نعمت های بزرگ عصر ظهور حضرت مهدی (ارواحنا فدا) را آرامش و امنیت می خواند(50) پیامبر صلی الله علیه و آله اطمینان و آرامش(51) و شادابی و خندان بودن را از مشخصه های بهشت جاودان بر شمرده است.(52)

3. قرآن کریم به موءمنان فرمان می دهد(53) برای رسیدن به آرامش و امنیت خاطر، به پروردگار پناه برند.(54)