امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * * * * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * امام رضا عليه السلام :اِثنانِ عَليلانِ أَبَدا : صَحيحٌ مُحتَمٍ و َعَليلٌ مُخَلِّط؛دوگروه هميشه مريضند، سالمى كه پرهيز میكند و مريضى كه پرهيز نمیكند. فقه الرضا ص 340

فصل یازدهم: حب و جاه و شهرت و راه درمان آن

فصل یازدهم: حب و جاه و شهرت و راه درمان آن

 فصل یازدهم: حب و جاه و شهرت و راه درمان آن

مقدمه

با مراجعه به آیات و روایات اهل بیت اطهار علیه السلام و کلمات بزرگان روشن می شود که از جمله بیماری های روانی که باعث نگرانی، اضطراب، افسردگی و هلاکت انسان بوده و سبب فساد دین و از بین بردن ارزش های والای انسانی و کمالات اخروی اوست، حب جاه و شهرت و به تعبیر دیگر دل بستگی به پست و مقامات ظاهری است که اهل دنیا دایم در تعقیب آنند تا به هر وسیله ممکن، خود را به آن برسانند. در حالی که اکابر علما و اعاظم اتقیا و اولیای دین و اهل آخرت، به شدت از آن گریزان بوده و هستند. تا جایی که امیرالموءمنین علیه السلام فرمودند:

«وَاللّهِ لَدُنْیاکمْ هذِهِ اَهْوَنُ فی عَینَی مِن عِراقِ خَنزِیر فی یدِ مَجْذُوم؛ (374) قسم به خدا، دنیای شما (ریاست بر شما) در نظر من از استخوانِ خوکی که در دست انسانِ مبتلا به مرضِ جذام باشد، پست تر است».

و در جای دیگر به ابن عباس در حال وصله زدن کفشش فرمودند:

«ما قِیمَةُ هذا النَّعل؟ فَقُلتُ لا قیمَةَ لَها، فَقالَ(علیه السلام) وَاللّهِ لَهِی اَحَبُّ اِلَی مِنْ أمرَتِکم، اِلاّ اَن اُقیمَ، حَقّاً اَوْ اَدفَعَ باطَلاً؛ (375) با این که به نظر شما این کفش هیچ قیمتی ندارد به نظر من از امارت بر شما محبوب تر است، مگر این که بتوانم در کنار آن اقامه حقی نموده یا باطلی را دفع نمایم».

وگرنه اصل ریاست و پست و مقام ظاهری مادی، حتی ارزش یک کفش وصله زده را ندارد. غالب کسانی که به دنبال پست، ریاست و شهرت اند، نمی توانند در صورت دست یابی به آن، دین و سعادت خود را تأمین کنند و آخرتشان را خراب می کنند، مگر افراد خاصی که مورد عنایت پروردگار قرار گیرند.

البته حساب اولیای الهی که به شهرتی می رسند، جداست. آنها به دنبال ریاست طلبی و شهرت خواهی نیستند، هر چند که به ریاست و شهرتی برسند. اگر هم کوشش می کنند آن پستِ ظاهری را به دست آورند، می خواهند وسیله ای باشد برای اقامه حق و دفع باطل. چنان که در کلام امیرالموءمنین علیه السلام مشاهده شد، منظور از بحث ما که حب جاه و شهرت را صفتی ناپسند و نوعی بیماری روانی معرفی می کنیم که انسان باید خود را معالجه کند، آن ریاست، جاه و مقامی است که با زر و زور و تزویر، به دست می آید و آن شخص شایسته ریاست و رهبری امت نیست و از طرف خدا و رسول نیز مجاز بر تصدی این امر نیست.

به هرحال با گذر و نظری بر تاریخ پیشینیان روشن می شود که اکثر مفاسد و محرومیت های علمی، اخلاقی، اقتصادی، فرهنگی و... در جوامع بشری در طول تاریخ همین حب جاه و مقام بوده است؛ زیرا همین صفت ناپسند بود که نمرود را علیه ابراهیم علیه السلام و فرعون را علیه موسی علیه السلام و کفار قریش و بت پرستانِ حجاز را علیه پیامبر صلی الله علیه و آله و خلفای بنی امیه و بنی عباس را علیه اهل بیت پیامبر و ائمه معصومین علیه السلام به قیام وادار نموده است و در طول تاریخ، در خانه انبیا و اولیا به وسیله همین جاه طلبان و شهرت خواهان بسته شده و مردم را از برکات وجودشان محروم می ساختند و وقتی خود هم بر اریکه قدرت تکیه می زدند، تنها به فکر حکومت بودند نه اصلاح امت. لذا وقتی معاویه پس از صلحِ تحمیلی در مسجد کوفه به منبر رفت، چنین گفت: «من با نماز و روزه شما کاری ندارم، منظورم ریاست بر شما بود که به آن رسیده ام». (376) یعنی هدف اصلی من، حفظ اسلام و شریعت محمدی نیست، بلکه هدف اصلی من حکومت است و آن را هم به هر وسیله ای که بود به دست آوردم. لذا جوامع بشری در ادوار تاریخ، از ناحیه این دون صفتانِ پلید و جاه طلبان فاسد از دو جهت ضربه خورده و متحمل خساراتی شده است.

1. نااهلان به خاطر حب جاهی که داشتند در برابر انسان های والا و شایسته مقام رهبری، قیام کرده و با هر وسیله ممکن درِ خانه آنان را بسته و مردم را به وسیله زر و زور و تزویر به سوی خود کشانده اند و عملاً مردم را از برکات وجود رهبری آگاه و لایق، محروم نموده و از این طریق ضربه مهلکی بر پیکر اجتماعی وارد می کردند. با مقایسه ای بین رهبران اسلامی بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیه السلام روشن می گردد که چقدر فاصله است بین حکومتی که در رأس آن، افرادی همانند خلفای بنی امیه و بنی عباس باشند (که از همه کمالات انسانی عاری بوده و پای بند به اساس اسلام نبودند) و یا افرادی هم چون امیرالموءمنین علیه السلام و فرزندان معصومش.

2. علاوه برآن که این جاه طلبان مردم را از درِ خانه انسان های شایسته، طرد می کردند، وقتی که خودشان هم روی کار آمده و زمام امور را در دست می گرفتند، حداقل تا آن جا که در توان یک انسان عادی بود، در صدد اصلاح دین و دنیای مردم نبودند. بلکه چون از ابتدا، اساس کارشان بر حکومت و سلطه گری بوده است، تنها دنبال برآوردن خواسته های نفسانی و تمایلات حیوانی خود بوده اند و می خواستند خواسته های آنان برآورده شود. گرچه ارضای آن خواسته ها، منتهی به فسادِ جامعه و تباهی و هلاکت ملّت می شد. به عبارت دیگر آنان نه تنها مصلِح نبودند، بلکه مفسِد هم بودند. به عنوان نمونه همه خرابی ها و عقب ماندگی های جهان اسلام از صدر اسلام تاکنون، مستند به حکومت ها و ریاست های افراد نالایقی است که به خاطر حب جاهشان به ناحق بر اریکه قدرت تکیه زده و افراد وارسته و شایسته رهبری را منزوی کرده و از صحنه خارج نمودند.

مذمت حب جاه و شهرت

اینک به عنوان نمونه به بعضی از آیات و روایات وارده در مذمت و تقبیح این صفت ناپسند اشاره می کنیم. تا روشن گردد که در بینش الهی این صفت چقدر مذموم و ناپسند بوده و چه آثار نامطلوبی برای جاه طلبان باقی خواهد گذاشت و انسان های جاه طلب از خیر دنیا و آخرت محروم بوده و جزء خائنین به خدا و رسول به حساب می آیند.

آیات

1. انسان های جاه طلب از بهشت و نعمت های آن محروم بوده و اصل خلقت بهشت برای انسان های جاه طلب نیست و آنان برای همیشه از دخول در بهشت محرومند.

«تِلْک الدّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لایرِیدُونَ عُلُوّاً فِی الأَرْضِ وَلا فَساداً وَالعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ». (377)

2. «مَنْ کانَ یرِیدُ الحَیاةَ الدُّنْیا وَزِینَتَها نُوَفِّ إِلَیهِمْ أَعْمالَهُمْ فِیها وَهُمْ فِیها لایبْخَسُونَ أُولئِک الَّذِینَ لَیسَ لَهُمْ فِی الآخِرَةِ إِلاّ النّارُ وَحَبِطَ ما صَنَعُوا فِیها وَباطِلٌ ما کانُوا یعْمَلُونَ؛ (378) کسانی که طالب زندگی دنیا و زینت ها و شهوات آن هستند، مزد سعی و کوششان را در کار دنیا کاملاً خواهیم داد و هیچ از اجر عملشان کم نخواهد شد، ولی برای آنان در آخرت نصیبی جز آتش دوزخ نخواهد بود، و همه اعمال شان در راه دنیا ضایع و باطل خواهد شد».

3. «مَنْ کانَ یرِیدُ حَرْثَ الآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَمَنْ کانَ یرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیا نُوءْتِهِ مِنْها وَما لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ نَصِیب؛ (379) هرکس قصد زراعت آخرت بنماید ما کشت او را زیاد می کنیم، و هرکه تنها حاصل کشت دنیا را بخواهد او را از آن نصیبی خواهیم داد، ولی در آخرت از نعمت های ابدی نصیبی نخواهد داشت».

از این آیات کریمه، مذموم بودن حب جاه و مقام به خوبی استفاده می گردد.

روایات

روایات در این زمینه بسیار است که به خاطر رعایت اختصار به بعضی از آنها اشاره می کنیم.

1. راوی می گوید: از امام موسی بن جعفر علیه السلام درباره فردی سوءال شد که او ریاست را دوست دارد. امام فرمودند: زیان ریاست طلبی به دین مسلمان بیشتر است از حمله دو گرگ درنده به گلّه گوسفند بی چوپان؛

«ما ذِئْبانِ ضارِیانِ فی غَنَم قَدغابَ عَنها رَعاوءُها بِأَضَرَّ فِی دینِ المُسلِم مِن حُبِّ الرِّئاسَةِ». (380)

2. قال الصادق علیه السلام

«مَن طَلَبَ الرِّئاسَةَ هَلَک؛ (381) هرکس که طالب ریاست باشد، هلاک می شود».

3. در حدیث مناهی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمودند:

«اَلا وَمَن تَوَلّی عَرافَةَ قَوم أتی یومَ القِیامَةِ و یداهُ مَغلُولَتانِ الی عُنُقِهِ فَإن قامَ فَیهِم بِأَمرِ اللّه أَطْلَقَهُ اللّهُ وَاِنْ کانَ ظالِما هَوی بِهِ فی نارِ جَهَنَّمَ وَ بِئسَ المَصیرُ؛ (382) آگاه باشید، کسی که ولایت و ریاست ملّتی را به دست گیرد، در روز قیامت او را می آورند درحالی که دستهایش به گردنش بسته باشد، پس اگر (در زمان حکومتش) به برنامه های الهی عمل کرده باشد، خداوند دست های او را باز می کند، و اگر ستم کرده باشد او را به طرف جهنّم می برد، و چه بد جایگاهی است جهنّم».

با توجه به این روایات معلوم می شود که ریاست طلبی و حب جاه در بینش الهی و رهبران دینی مذموم بوده و مایه هلاکت و سقوط در قعر جهنّم، و محرومیت از همه نعمت های الهی است.

بنابر این ای برادر! اگر دیدی در کاری و پستی، دیگری از تو شایسته تر است تو خود را برای آن پست و مقام، کاندیدا مکن و یا اگر کردی و سپس متوجه شدی که رقیب تو صلاحیتش بیشتر از توست، انصراف خود را اعلام نما، زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

«مَنْ تَقدَّمَ عَلَی المُسلمینَ و هُوَ یری اَنَّ فِیهِم مَن هُوَ أَفضَل مِنهُ فَقَدْ خانَ اللّهَ وَرَسُولَهُ والْمُسلِمینَ». (383)

ولی متأسفانه انسان، بعضی را مشاهده می کند که از هیچ صلاحیتی برخوردار نیستند، ولی خود را برای احراز ریاست و پست های حساس نامزد کرده و در انظار عموم خود را به عنوان یک فرد شایسته وانمود کرده و نزد خود هم فکر می کنند که می خواهند به اسلام و مسلمین خدمت کنند، اما همه اینها خیالات شیطانی است که آنان را فریفته، تا در لوای خدمت به اسلام، آنان را در خدمت شیطان درآورد.

بدتر از آن، این است که انسان فاقد صلاحیت بخواهد خود را با هزاران دروغ، کلک و دسیسه های شیطانی بر مردم تحمیل کرد و جای پاکان و نیکان را اشغال کند. این کار صدمه زدن و ضربه وارد نمودن بر شخص و ضایع کردن حق یک فرد نیست، بلکه جنایتی است بس بزرگ بر اجتماع و نسل های آینده و یا به تعبیر رسول خدا در حدیث بالا، خیانتی است بر خدا و رسول خدا و همه مسلمین.

علاوه بر همه این خیانت ها و ضررها بر پیکر اجتماع و دین و حیثیت انسانی که برای حب جاه و ریاست طلبی بیان شد، ایراد دیگری نیز در این صفت ناپسند وجود دارد که جبران خسارات آن میسر نیست و آن این است که انسان جاه طلب و شهرت خواه، مبتلا به صفت نفاق و دورویی نیز می گردد، زیرا همیشه باید مواظب خویش بوده تا در انظار عموم و مریدان و طرفدارانش طوری برخورد کند و به گونه ای سخن بگوید که با حیثیت ظاهری او منافات نداشته و باعث کاستی شهرت و ریاست او نگردد. با آن که شاید در باطن به چیزی غیر از آن چه در عمل انجام می دهد، معتقد است و حتّی گاهی ممکن است شخص شهرت طلب و ریاست خواه برای به دست آوردن شهرتِ خویش، از بسیاری از لذایذ مادی صرف نظر نموده و به تعبیر دیگر در انظار مردم راه زُهد و اِعراض از دنیا را در پیش گیرد تا بدین وسیله بتواند شهرتی پیدا کرده و به مرادش رسیده و خواهش های نفسانی خویش را برآورده سازد.

راه علاج و درمان

حب جاه و شهرت نیز همانند حسد و کینه توزی، تنها راه علاجش «شناخت درمانی» است، یعنی وقتی انسان به مفاسد و مضرات دنیوی و اخروی این صفتِ ناپسند، آگاهی پیدا کند و به آیات و روایات وارده پیرامون این بیماری روانی توجه کند، می فهمد که آن یک بیماری مهلک و خطرناکی است که انسان را در دنیا و آخرت خسارت زده می کند، به گونه ای که رنگ فلاح و درست کاری را نخواهد دید، معلوم است که درمان چنین بیماری، امری ضروری، فوری و لازم است.