امام رضا عليه السلام :اِثنانِ عَليلانِ أَبَدا : صَحيحٌ مُحتَمٍ و َعَليلٌ مُخَلِّط؛دوگروه هميشه مريضند، سالمى كه پرهيز میكند و مريضى كه پرهيز نمیكند. فقه الرضا ص 340 * * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * * * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409
چهارشنبه, 22 مهر 1394 12:45

ویژه نامه محرم ویژه

رای دادن به این مورد
(0 رای)

تـا هست جهــان شـور محــرم باقیست     این جلوه ی جان در همه عالـم باقیست

ازنـالـه ی  نـیـنــوای یـاران  حسـیـن       همواره به لب زمـزمه ی غم باقیست

زندگینامه امام حسین علیه السلام

نسب امام حسین علیه السلام

رهبر نهضت عظیم عاشورا از تباری است که نسل در نسل جزو انبیا و اولیای الهی بوده اند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در توصیف این خاندان می فرمایند: «ما اهل بیت از نور آفریده شده ایم و نبوّت در تبار ما تداوم یافته و شاخ و برگ آن در خاندان ما گسترده شده و میوه و ثمره اش نیز در آن به ظهور رسیده است و به عنایت خدای عزّوجل هیچ گونه پلیدی و آلودگی در این تبار راه نیافته است». هم چنین نُه تن از حجت های الهی نیز از نسل امام حسین علیه السلام اند که آخرین آنها منجی عالم بشریت است که جهان را از عدل و داد پر خواهد ساخت.

جدّ مادری امام حسین علیه السلام

جدّ مادری او خاتم انبیاست که از طرف خداوند متعال مشرّف به خطابِ شریفِ «لَولاکَ لَما خَلَقْتُ الْاَفْلاک؛ اگر تو نبودی عالم هستی را نمی آفریدم» شده است. آیین و کتاب آسمانی اش جهانی و جاودانی است؛ یعنی پس از او پیامبری مبعوث نشده و نخواهد شد. او در چهل سالگی به رسالت برگزیده شد و بعد از 23 سال تبلیغ و ترویج آیین جهانی اسلام، بدنبال تشکیل اوّلین حکومت اسلامی در 63 سالگی در مدینه منوّره رحلت کرد و برای تداوم هدایت بشر دو امانت گران قدر از خود به جای گذاشت و تصریح فرمود که «تا مردم به این دو امانت الهی تمسّک جویند هرگز گم راه نخواهند شد».

پدر بزرگوار امام حسین علیه السلام

پدر امام حسین علیه السلام ، علی بن ابی طالب علیه السلام ، نخستین پیرو پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم از میان مردان است. او از کودکی تحت نظارت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم رشد یافت و به پاس ایمان و تقوایش از سوی خداوند متعال به عنوان وصی و خلیفه رسول و حجّت خدا پس از پیامبر اسلام برگزیده شد. وی ده سال قبل از بعثت در روز سیزده رجب و در درون کعبه چشم به جهان گشود. امامت آن حضرت حدود سی سال طول کشید و حدود چهار سال و نه ماه زمام حکومت مردم را به دست گرفت و در صبح نوزدهم رمضان سال چهل هجری در محراب مسجد کوفه، به ضربت شمشیر ابن ملجم مجروح شد و بر اثر این ضربه در روز بیست و یکم رمضان و در سن 63 سالگی به شهادت رسید.

مادر امام حسین علیه السلام

مادر امام حسین علیه السلام ، دختر رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام است که پدر بزرگوارشان در توصیف او فرمودند: «فاطمه سرور زنان عالم و نمونه زن کامل و اسوه و الگوی زنان امّت من است». این بانوی بزرگوار در سحرگاه روز جمعه بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت در مکه مکّرمه چشم به جهان گشود و در سال دوم هجری با امام علی علیه السلام ازدواج کرد و در سال یازدهم هجری در مدینه منوّره به شهادت رسید. حضرت فاطمه علیهاالسلام در کمالات به مرتبه ای رسیده بود که خداوند متعال او را سبب پیوند بین امامت و نبوّت قرار داد و افتخار مادری یازده امام معصوم را نصیب آن حضرت کرد. با توجّه به ابعاد وجودی مختلف و کمالات والای آن حضرت برای او القاب و نام های زیادی ذکر شده که از جمله آنهاست: صدیقه، طاهره، زکیّه، محدّثه، مبارکه، زهرا و مرضیّه.

تولّد امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام در عصر روز پنجشنبه سوم شعبان سال چهارم هجرت در شهر مدینه چشم به جهان گشود و پس از سال ها پرورش در کلاس نبوّت و امامت در سال 61 ه انقلاب عظیم عاشورا را بنیان گذاشت. اسماء بنت عمیس می گوید: «پس از به دنیا آمدن دومین فرزند فاطمه علیهاالسلام ، روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به خانه علی علیه السلام آمدند و به من فرمودند: پسرم را نزد من بیاورید. آن گاه من کودک را به محضر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بردم. آن حضرت در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفتند و بعد نوزاد را در آغوش گرفته به نوازشش پرداختند. ناگهان اشک از چشمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم جاری شد. وقتی از علت گریه سؤال کردم، رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: به یاد مصایبی که بعد از من بر این نوزاد وارد خواهد شد، افتادم. او را گروهی ستمگر به نام دفاع از اسلام به شهادت می رسانند».

نام گذاری امام حسین علیه السلام

در فرهنگ اسلامی به مسئله انتخاب نام برای کودک به دلیل آثار معنوی آن و نقش مهمی که در تکوین شخصیت فرد دارد، توجّه خاصّی شده است. از جمله افتخارات ائمه اطهار علیه السلام آن است که برخی از نام ها و القاب آنها را خدا و پیامبر تعیین فرموده اند. در روایتی آمده است که در همان روزهای اوّل تولد امام حسین علیه السلام ، جبرئیل به حضور پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم رسید و فرمود: «خداوند تبارک و تعالی بر تو سلام می رساند و می فرماید: از آن جا که علی علیه السلام برای تو همانند هارون برای موسی علیه السلام است مناسب است که این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون شبیر ـ که در عربی «حسین» خوانده می شود ـ نام گذاری کنید». به دنبال این پیام الهی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم به خانه حضرت زهرا علیهاالسلام می آیند و سؤال می کنند: «آیا برای این نوزاد نامی انتخاب کرده اید؟» علی علیه السلام می فرمایند: «ما هرگز در این امر بر شما پیشی نمی گیریم». آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم می فرمایند: «نام او را حسین بگذارید».

القاب امام حسین علیه السلام

با توجه به ابعاد مختلف شخصیت امام حسین علیه السلام برای آن حضرت القاب بسیاری ذکر شده که از جمله آنهاست: رشید، طَیِّب، وَ فیّ، زَکیّ، سعید و سیّد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم اغلب امام حسین علیه السلام را با لقب «سَیِّدُ شَبابِ اَهْلِ الجَنَّه» یعنی سرور جوانان بهشت و امیرالمؤمنین علی علیه السلام آن حضرت را با لقب «سَیِّدُالشُهداء» یاد می کردند. روی هم رفته برای امام حسین علیه السلام حدود 313 نام و لقب در مجموعه کتاب های سیره ذکر شده است که هر یک از آنها به یکی از کمالات آن حضرت اشاره دارند. برخی دیگر از القاب و کینه های آن حضرت عبارت است از: اباعبدالله، اَبوُالاَئِمَه، السِبْطُ الثانی، الامام الثالث، التابِعُ لِمَرْضاتِ اللّه، و مُبارک.

امامت حضرت حسین علیه السلام

حضرت حسین بن علی علیه السلام پس از شهادت برادر بزرگوارشان، امام حسن مجتبی علیه السلام ، امامت امت اسلامی را عهده دار شدند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در زمان حیاتشان بارها به مسئله امامت آن حضرت تصریح داشتند؛ از جمله روزی در حضور جمعی، در حالی که به حسین بن علی علیه السلام اشاره می کردند، خطاب به مردم فرمودند: «این فرزند من امام و پسر امام و برادر امام و پدر امامان شیعه است که نهمین نفرشان قائم آنهاست که هم نام من و هم کنیه من است. او زمین را پس از آن که از ستم پر می شود، از داد پر خواهد ساخت». هم چنین وقتی زمان شهادت امام حسن علیه السلام فرا رسید امام حسن علیه السلام در حضور اهل بیت علیهم السلام فرمودند: «برادرم حسین، من تو را وصیّ خود قرار دادم و این پیمانی است که از پدر به ما رسیده و او از جانب رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و او نیز از جانب خداوند آن را بیان فرموده است».

امام حسین علیه السلام در مکتب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم

امام حسین علیه السلام حدود شش سال و چند ماه از دوران حیات نورانی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را درک کردند و در این مدت همواره از توجهات و محبت های بی دریغ آن حضرت برخوردار بودند و اوّلین درس های زندگی و ارزشمندترین فضیلت های اخلاقی را از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم آموختند. عالی ترین و صمیمانه ترین رابطه معنوی و ملکوتی بین پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و امام حسین علیه السلام را می توان در این سخن نورانی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم دید که آن حضرت فرمودند: «حسین از من است و من از حسینم».

امام حسین علیه السلام در عهد حکومت پدر

در طول دوره حکومت علی علیه السلام که حدود چهار سال و نه ماه دوام یافت، آن حضرت با انواع حوادث تلخ روبرو شد که وقوع سه جنگ داخلی بزرگ یعنی جمل، صفین و نهروان از جمله آنهاست. امام حسین علیه السلام در تمام این حوادث در صف اوّل یاران علی علیه السلام بودند و برای برطرف ساختن مشکلات سیاسی، اجتماعی و نظامیِ دولتِ نوپای علوی تلاش می کردند؛ برای مثال در آغاز جنگ صفّین وقتی سپاه معاویه شریعه فرات را به تصرّف خود درآورد و مانع دست یابی لشکریان علی علیه السلام به آب شد، سپاهیان آن حضرت در چندین نوبت برای گشودن آب راه به سپاهیان معاویه حمله کردند، ولی موفق به این کار نشدند. امام حسین علیه السلام چون آثار اندوه را در چهره پدر دید، همراه عده ای از سواران به سپاه معاویه حمله کرد و شریعه فرات را از تصرّف آنها خارج و غبار از چهره پدر برطرف ساخت.

امام حسین در دوره امامت امام حسن علیه السلام

امام حسن مجتبی علیه السلام پس از شهادت علی علیه السلام در سال چهلم هجری، به مدت ده سال امامت کردند. در طول این دوران امام حسین علیه السلام همانند یاری مخلص و سربازی وفادار از آن حضرت پیروی می کردند و در تمام پیشامدها در کنار برادر بودند. امام صادق علیه السلام در این باره می فرمایند: «امام حسین علیه السلام برای احترام و تجلیل منزلت برادرش امام حسن علیه السلام ، حتی در راه رفتن هرگز جلوتر از آن حضرت راه نرفت و در سخن گفتن بر او پیشی نگرفت».

دوره امامت امام حسین علیه السلام

به دنبال شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام در سال پنجاه هجری، دوره امامت امام حسین علیه السلام شروع شد و تا سال 61 ه ادامه یافت. جامعه اسلامی در این دوره گرفتار حکم رانانی بود که به تخریب اساس جامعه اسلامی و قوانین الهی می پرداختند. امام حسین علیه السلام در فرصت هایی که پیش می آمد، اعمال حکومت را به باد انتقاد می گرفت و مردم را به آینده امیدوار می ساخت و برای حفظ اساس حکومت اسلامی و جلوگیری از پراکندگی صفوف مسلمانان، در بسیاری از موارد علی رغم مشاهده بسیاری از نارسایی ها دندان به جگر می نهاد و صبر پیشه می کرد. چون نوبت به حکومت یزید رسید و مسئله بیعت او مطرح شد، امام حسین علیه السلام به دلیل شناختی که از شخصیت یزید داشت، به زمامداری او بر جامعه اسلامی راضی نشد و علیه او قیام کرد و در این راه به شهادت رسید.

امام حسین علیه السلام و عاشورا

نهضت عاشورا به مانند انقلابی بزرگ، با هدف احیای احکام دین و زدودن انواع انحرافات دینی و سیاسی در سال 61 ه به رهبری حسین بن علی علیه السلام به وقوع پیوست. آن حضرت وقتی اساس اسلام را در خطر دید، همراه یاران اندک ولی باایمان خود، به مبارزه با یزید و سپاه سنگ دل او برخاست و کربلا را در روز دهم محرم سال 61 ه به صحنه درگیری حق و باطل و روز جان بازی و فداکاری در راه دین و عقیده تبدیل ساخت؛ به گونه ای که دامنه تأثیر آن تا ابدیّت کشیده شد و چنان در عمق دل ها اثر گذاشت که همه ساله عاشقان حقیقت، دهه محرم و به ویژه روز عاشورا را روز اظهار ارادت به اسوه جهاد و آزادگی و شهادت قرار می دهند و به بزرگ داشت خاطره این حادثه مهم تاریخ بشر می پردازند.

 

یک جرعه آفتاب

پیامبر اکرم(ص)

«مرگ حسین(ع) آتشی در دل مؤمنان انداخته است که هرگز سرد نخواهد شد».[1]

امام حسن(ع)

«آنچه به من می رسد، زهری است که با دسیسه به کامم ریخته می شود، ولی ای اباعبدالله! هیچ روزی مانند روز [مصیبت] تو نیست».[2]

امام رضا(ع)

«بر چون حسین(ع)، باید که گریندگان بگریند؛ زیرا گریستن بر او گناهان بزرگ را می زداید. چون ماه محرم می رسید، کسی پدرم را خندان نمی دید. غم و اندوه بر او چیره بود تا آنکه ده روز می گذشت. روز دهم، روز سوگواری و اندوه و گریه او بود و می فرمود: این روزی است که حسین(ع) در آن کشته شد».[3]

«هرکه در روز عاشورا کسب و کار خود را فرو گذارد، خداوند حاجت های دنیا و آخرت او را برآورده می سازد».[4]

امام صادق(ع)

«روز شهادت حسین(ع)، سوگ ناک ترین روزهاست».

امام صادق(ع) در پاسخ به این پرسش که چرا روز عاشورا سوگ ناک ترین روز نامیده شده است، نه روز رحلت پیامبر و حضرت فاطمه3 و روزشهادت حضرت علی(ع) و امام حسن(ع)، فرمود: «به این دلیل روز شهادت حسین(ع)، سوگ ناک ترین روزهاست که اصحاب کسا؛ این گرامی ترین آفریدگان نزد خدای تعالی، پنج نفر بودند... پس چون حسین(ع) کشته شد، دیگر کسی از اهل کساء باقی نماند که پس از او مایه تسلی خاطر مردم باشد. بنابراین، رفتن حسین(ع)، به منزله رفتن همه آنهاست، چنان که باقی بودن آن حضرت مثل این بود که همه اهل کسا زنده هستند».[5]

اشاره

عظمت و حرمت محرم

سهیلا بهشتی

محرم، نام نخستین ماه از ماه های دوازده گانه قمری است. علت نام گذاری این ماه به محرم آن بود که در زمان جاهلیت، جنگ در این ماه را حرام می دانستند و روز اول محرم را اول سال قمری قرار می دادند.

بنی امیه در سال 61 هجری، با ریختن خون سیدالشهدا و خاندان و یارانش در این ماه و پدید آوردن حادثه کربلا، احترام ماه حرام را نگه نداشتند.

از آنجا که ماه محرم یادآور حادثه کربلا و عاشوراست، فرا رسیدن آن دل ها را اندوهناک می کند. پیروان و شیفتگان امام حسین(ع) نیز از اول محرم همه جا را سیاه پوش می کنند و به یاد آن امام شهید، به عزاداری می پردازند.

محرم همچون عاشورا، رمز احیای خاطره حماسه های کربلاست. در فرهنگ شیعه، نام محرم با عاشورا، کربلا و امام حسین(ع) آمیخته شده است و با یکدیگر پیوند دارند و گویی محرم جز حسین و کربلا هیچ ندارد. امام حسین(ع) با شهادت، به قرب الهی رسید و این کار بزرگ، چون تابلویی زیبا، برای همیشه در برابر چشمان انسان قرار دارد.

رشد، در پرتو عزاداری

وظیفه پیروان امام حسین(ع) و شیعیان آن حضرت، عمل به سیره و رفتار ایشان است. چراغ فروزانی که اباعبدالله الحسین(ع) روشن کرد، روشنایی بخش راه پیروان او شد. بنابراین، دوستداران و شیفتگان آن حضرت وظیفه دارند با عزاداری و سوگواری برای آن حضرت و یاران باوفایش، این مشعل هدایت را همواره روشن نگه دارند. افزون بر این، عزاداری برای سالار شهیدان از جنبه های دیگر نیز در خور توجه است که عبارتند از:

1. تولّی و تبرّی: تولّی، دوست داشتن دوستان خدا؛ یعنی پیامبر اکرم(ص) و خاندان اوست. تبری نیز به معنای بیزاری جستن از دشمنان خدا؛ یعنی دشمنان پیامبر و خاندان اوست. عزاداری نیز ادای تکلیف تولّی و تبرّی است که از فروع دین و تکالیف شیعه است. اشک ریختن بر حسین(ع)، نوعی بیعت و امضای پیمان دوستی با سیدالشهدا و ابراز تنفر و انزجار از دشمنان و قاتلان آن حضرت است.[6]

2. رشد فردی، اجتماعی و فرهنگی: یکی از آثار و پی آمدهای عزاداری برای

سید شهیدان، ساختن فرد و جامعه بر اساس الگوی عرضه شده امامان معصوم: است؛ عزاداری از روی شناخت و معرفت و رعایت چارچوب های شرعی و عرفی.

انجام دادن این عزاداری، افزون بر اینکه در بعد عاطفی و معرفتی، فرد را به اهل بیت پیامبر(ص) وابسته می کند، فرهنگ زلال اهل بیت: و مذهب شیعه را نیز با معرفت وعاطفه به نسل های بعدی منتقل می کند و این بهترین راه برای حیات فرهنگی مکتب اهل بیت: به شمار می آید.[7]

3. حفظ و ترویج اسلام ناب: عزاداری و گریه بر مصایب سالار شهیدان، موجب زنده نگه داشتن راه و هدف نهضت حسینی است. مجالس عزا، ادامه رسالت پیام رسانان عاشورا؛ یعنی امام سجاد(ع) و حضرت زینب3 است. سوگواری در محرم و گریه بر مظلومیت شهدای کربلا، سلاح همیشه برّانی است با فریاد و اعتراض به ستمگران.[8]

آسیب های عزاداری سالار شهیدان

فرهنگ عاشورا و عزاداری امام حسین(ع) نیز مانند هر پدیده باارزش دیگر دچار آفت ها و آسیب هایی است که در صورت مقابله نکردن عاقلانه با آن ممکن است به فرهنگ پربار عاشورایی آسیب هایی وارد شود. برخی از این آسیب ها عبارت است از:

الف) برخورد عاطفی صرف با مقوله عزاداری: بی شک، عاطفی ترین صحنه ها در تاریخ عاشورا وجود دارد. این بُعد از حادثه عاشورا به دلیل دو عنصر حماسه و زیبایی در کنار عاطفه قوی، آن را اثرگذارتر کرده است. در فرهنگ عامه، بیشتر شاهد پررنگ بودن جنبه تراژیک این حادثه هستیم، به گونه ای که تا حدودی عرصه بر جنبه های حماسی و عرفانی حادثه عاشورا تنگ شده است. متأسفانه در گذر زمان، برای شدت بخشیدن به جنبه عاطفی، داستان ها و مطالبی بدون ربط و سند برای حادثه عاشورا جعل شده است، مانند عروسی حضرت قاسم در روز عاشورا... .[9]

ب) تبدیل شدن عزاداری به عادت: از آنجا که بار عاطفی حادثه عاشورا قوی است، ظرفیت عادت پذیری آن به شدت افزایش می یابد. وقتی موضوعی به عادت تبدیل شود، دیگر برای به جا آورنده آن عمل، تنها انجام دادن آن، هدف خواهد شد و او با این کار تخیله روانی می شود. ازاین رو، انتظار معنادار بودن و پویایی عمل، انتظاری بی معنا خواهد بود.[10]

ج) آمیخته شدن عزاداری با فرهنگ های قومی و ملی: شیوه های عزاداری هر قوم و ملت مانند زبان آنها گوناگون است. بنابراین، باید بکوشیم برای هماهنگ و اصول مند کردن عزاداری سیدالشهدا، براساس فرهنگ یک ملت، با فلسفه و اهداف و روح قیام تناسب ایجاد شود.[11]

د) ضعف دانش و بینش عمومی: کمبود دانش و اندیشه در جامعه، زمینه ساز گسترش انحراف ها، تحریف ها و خرافه هاست. در این زمینه هر چه میزان و سطح تحصیلات افراد جامعه بیشتر باشد، امکان کمتری برای نفوذ اندیشه های نادرست و باطل وجود خواهد داشت. این امر با روحیه پرسشگری، نقادی و نقدپذیری ارتباط بسیاری دارد. بینش بالای جامعه همواره موجب امنیت روانی جامعه و اعتلای جایگاه عالمان و واعظان مصلح و آگاه است.[12]

گفتار مجری

محرم، درس زندگی

تو هر یک از ماه های خوب خدا، نسیم نعمت و رحمت بر مؤمنان می ورزه. ماه محرم، ماهیه که به ما یاد می ده چگونه زندگی کنیم. آموزه های عاشورا و حرکت بی مانند امام حسین(ع) فقط برای ما مسلمونا نیست، بلکه برای انسان و انسانیته. محرم به ما درس عزت، معنویت، ایثار، حماسه و عرفان می ده.

بعضی آدما زندگی رو در نفس کشیدن و خوردن می دونن؛ این جور زندگی، زندگی حیوانیه، ولی زندگی انسان، متعالی تر و فراتر از خور و خواب و خشم و شهوته.

این زندگی سرشار از ایمان و انسانیت و عزته که دین اسلام به اون حیات و زندگی طیبه و پاک می گه. امام حسین(ع) برای دست یافتن به این زندگی برتر و جاودانه، پذیرای شهادت شد و از بیعت با یزید خودداری کرد. بر این اساس، دیدگاه، هم مرگ و هم شهادت، خیر و سعادته، هم حیات و پیروزی و به فرموده قرآن، «اِحدی الحُسنیین» یکی از دو خوبی. پس شیفتگان حسین(ع) حق دارن نسبت به یاران آن حضرت و شهدای کربلا احساس حسرت کنن و با خود بگن: ای کاش ما هم در کنار شما بودیم و به فوز عظیم می رسیدیم!

سخن بزرگان

امام خمینی(ره)

«محرم، ماه نهضت بزرگ سید شهیدان و سرور اولیای خداست که با قیام خود در مقابل طاغوت، تعلیم سازندگی و کوبندگی به بشر داد و راه فنای ظالم و شکستن ستم کار را در فدایی دادن و فدایی شدن دانست».[13]

«محرم است. این محرم را زنده نگه دارید! ما هر چه داریم، از این محرم است و از این مجالس. مجالس تبلیغ ما هم از محرم است؛ این قتل سیدالشهداء و شهادت اوست. اگر این مجالس وعظ و خطابه و عزاداری و اجتماعات سوگواری نبود، کشور ما پیروز نمی شد».[14]

«هزار و چهارصد سال است که با این منبرها، با این روضه ها و با این مصیبت ها و با این سینه زنی ها اسلام را حفظ کرده اند».[15]

مقام معظم رهبری

«امام حسین(ع)، از لحاظ عملی درس بزرگی به همه تاریخ اسلام داد و در حقیقت، اسلام را، هم در زمان خودش و هم در هر زمان دیگری بیمه کرد. هر جا فسادی از آن قبیل باشد، امام حسین(ع) در آنجا زنده است، با شیوه و عمل خود دارد می گوید که شما باید چکار کنید. تکلیف این است. لذا باید یاد امام حسین(ع) و یاد کربلا زنده باشد؛ چون یاد کربلا، این درس عملی را جلوی چشم می گذارد».[16]

نکته ها

دلیل نام گذاری مجالس عزای امام حسین(ع) به روضه خوانی، این است که در دوره سلطان حسین بایقرا، از نوادگان تیمور، یکی از دانشمندان وخطبای خوش آواز سبزوار به نام ملا حسین، معروف به واعظ کاشفی به هرات رفت و مورد توجه بزرگان دولت قرار گرفت و شهرت فراوان یافت. او کتابی به نام روضة الشهداء به فارسی درباره واقعه کربلا، برای نواده دختری سلطان حسین بایقرا نوشت. شیعیان در روزهای سوگواری، «روضة الشهدا» را از رو می خواندند و عزاداری می کردند. کسانی که این کتاب را می خواندند، کم کم به مناسبت نام این کتاب، به روضه خوان معروف شدند. به تدریج خواندن روضه از روی کتاب منسوخ شد و در مجالس عزاداری، روضه خوانان آن را از حفظ می خواندند.

در دوره صفویان که برپایی مجالس روضه خوانی عمومیت یافت و در هر کوی و برزنی مجلسی بر پا می شد، گروهی که آواز خوشی داشتند، روضه خوانی را پیشه خود قرار دادند. این دوران، اوج شکوفایی روضه خوانی است.[17]

هر شب از شب های ماه محرم، به یکی از شهیدان یا شخصیت های مرتبط با جریان کربلا اختصاص دارد. این نام گذاری واضع مشخصی ندارد و ذاکران اهل بیت: این نام گذاری را انجام داده اند. ترتیب متعارف شب های دهه اول ماه محرم این گونه است:

شب اول: مسلم بن عقیل؛

شب دوم: ورود به کربلا؛

شب سوم: حضرت رقیه؛

شب چهارم: فرزندان حضرت زینب، حر بن ریاحی و فرزندان مسلم بن عقیل؛

شب پنجم: عبدالله بن حسن، زُهیر و حبیب بن مظاهر؛

شب ششم: قاسم بن حسن؛

شب هفتم: علی اصغر؛

شب هشتم: علی اکبر؛

شب نهم: حضرت عباس7؛

شب دهم؛ امام حسین(ع).[18]

علامه امینی=، صاحب «الغدیر»، با شنیدن مصایب حضرت امام حسین(ع) و اصحاب ایشان با صدای بلند بر مصایب خاندان پیامبر می گریست. بسیار اتفاق می افتاد که اهل منبر و دیگر حاضران و مستمعان نیز از دیدن حال او منقلب می شدند و می گریستند.[19]

آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری=، دستور می داد پیش از تدریس، کسی قدری ذکر مصیبت حضرت سیدالشهدا بخواند و سپس درس را شروع می کرد. ایشان حتی پس از رسیدن به مرجعیت، در خیابان ها در دسته های سینه زنی و عزاداری شرکت می کرد و مانند مردم عادی بر سر و سینه می زد.[20]

متن ادبی

محرم، خیابان بزرگی است

عالیه محرابی

گُر می گیری، گرمت می شود، گرما زیر پوستت می پیچد و تو سوختن را در سلول های احساست، حس می کنی. دماسنج دلت را که نگاه کنی، گرمای وجودت دستت می آید. انگار در اجاق رگ هایت هیزم می سوزانند. گرما بالاتر از حدّی است که برف چشم هایت را آب نکند و سماور هیئت ها را به جوش نیاورد. گرما بالاتر از حدّی است که زیر دیگ های نذری را روشن نکند.

داغ می شوی. محرم هنوز سوژه داغی است. نفس هایش گرم و عطرآگین است. انگار در ریه هایش اسپند و عود می سوزانند. هر سال صدای گام هایش، کوچه ها و خانه ها را هوایی می کند و با اولین دق البابش، در به رویش می گشایند و این گونه، عطر نفس هایش در پیراهن شهر می پیچد.

محرم، سیاه پوش داغی سترگ، از راه می رسد، داغی مثل آه بلند فرات و گلوی سوخته خورشید، مثل مجمر چشم هایی نگران و عطش هایی سربریده.

شانه های درختان باغچه تکان می خورد. گل ها لب به مرثیه می گشایند و نغمه های معطرشان تا هفت کوچه می پیچد.

کربلا، بذری است پاشیده در زمین محرم؛ بذری که پوسته اش را شکافته و آن قدر ریشه کرده و قد کشیده که شاخه هایش روی دیوار هر خانه ای به چشم می خورد و میوه هایش را هر سال اهالی خانه دستچین می کنند، میوه هایی که طعم داغش، دهانت را می سوزاند. درختی که ریشه هایش داغ نوشیده است و شاخه هایش گرمای دو آفتاب را در سلول هایش ریخته و در آوندهایش عطش جریان دارد، باید میوه ای بدهد که طعم عطش و آفتاب داشته باشد.

محرم، خیابان بزرگی است برای گم شدن. گاهی گم شدن، اتفاق قشنگی است؛ مثل قطره های بارانی که پس از باریدن در دل خاک گم می شوند، ولی پس از چند صباحی، در هیئت ساقه ای قد می کشند و زیستنی دوباره را تجربه می کنند.

محرم آغاز می شود. کوچه ها پیراهن سیاهشان را از صندوقچه ها بیرون می آورند. باید از خودم بیرون بزنم. محرم، خیابان بزرگی است.

عاشورا

سهیلا بهشتی

شهادت حسین(ع) شعله ای در جان ها برمی افروزد که تا ابد به سردی و خاموشی نمی گراید. هر کس نشان از این شعله ندارد، فسرده و مرده است. چون در جامعه ، بارقه ای از این شعله مقدس فرو افتد، شور حیات و حرکت در خویش خواهد یافت. هر کس حسین(ع) را شناخت، «سراجی» در ظلمت و «سفینه ای» در موج خیز حادثه یافته است. شیعیان و شیفتگان حسین(ع) که در فضای عشق حسینی تنفس کرده و به مدد عشق و اشک اشتیاق ایستاده اند، هماره هستی خویش را در پرتو پاس حرمت حادثه عاشورا یافته اند.

شعر

مشک، آهو شد و...

عالیه محرابی

داشت می رفت سرآسیمه به دریا بزند

تا مگر نیل، گلی بر سر موسی بزند

نوح باشد بزند کشتی این مَشک به آب

تا چنین عشق از این حادثه ها جا بزند

یوسفی باشد و پیراهن مهتاب، تنش

آن چنان ماه که چشمان زلیخا بزند

جرئت هیچ پلنگی نرسیده است که دست

به تن ماه شب چارده ما بزند

از لبش علقمه ها آب بنوشند سپس

تشنگی طعنه به سیرابی لب ها بزند

مَشک، آهو شد و آهسته لب چشمه رسید

چشم صیاد به این صید مبادا بزند

صید لب تشنه حرام است، مبادا تیری

آهوی تشنه لب قصّه ما را بزند

تیر از چله رها شد و چه پایان بدی

تیر می رفت به اقبال خودش پا بزند

یکی می گفت

عالیه محرابی

بیابان بود و تنهایی، نگاهم تشنه باران

من و صحرایی از آتش، من و تنهایی و طوفان

مشعشع بود هفتاد و دو نیزه از دل خورشید

و خون از آسمان می ریخت بر افسانه انسان

و ماه از آسمان افتاد بر خاک و دو قسمت شد

از آن نیمی به آب افتاد و نیم دیگرش پنهان

نمی بارد چرا باران، چرا باران نمی بارد؟!

گلی رویید بر نیزه، شبیه آیه قرآن

یکی می گفت می روید ز داغ آسمان خورشید

یکی می گفت می گیرد تمام دشت را طوفان

شکست آخر تمام آسمان آن روز طوفانی

و تقدیر زمین این شد، هزاران سال بی باران

خسوف

عالیه محرابی

ها! مردمان دهکده در خواب مانده اند، امشب خسوف، ماه زمین را گرفته است

انگار اتفاق بدی، چادر سیاه، روی سر تمامی دنیا گرفته است

گهواره شکسته مهتاب می خورد با دست های تیره طوفان، تکان تکان

کودک بزرگ می شود و تاب می خورد، چون آتشی که بر تن دریا گرفته است

بر انجماد خاک و هوا حلقه می شود نوری که از دو دست پدر ریخت در فضا

این گونه از تبسم یک کودک بزرگ، این کهکشان یخ زده گرما گرفته است

«لالا بخواب، قصه دنیا قشنگ نیست، اینجا گلی شبیه تو خوش آب و رنگ نیست»

این آتش ترانه لالای مادری است، این گونه بر تغزل دنیا گرفته است!

حس می شود که نه، به خدا لمس می شود، چیزی شبیه حوصله بی حد خدا

آری، همین خدای همیشه که این چنین، در لابه لای صبر خودش جا گرفته است

خواهد شکست کاسه صبر خدا شبی، مثل وقوع حادثه ای پشت حادثه...

امشب تمام دهکده را خواب می برد، امشب خسوف ماه، زمین را گرفته است

دایره ها

عالیه محرابی

خونچه ها بر سر نی، دایره در دایره دف!

و صدا توی صدا، دایره: سر، دایره: دف!

و صدا حنجر داوود که بر نیزه بلند

اشک زد دایره ای دایره تر، دایره دف!

دایره حلقه زد و حلقه زد و بغضی شد

بغض، دختر شد و دنبال پدر، دایره دف!

غصه ها حلقه گیسوی پریشانی شد

ریخت از شانه دختر به کمر، دایره دف!

دخترک دایره در دایره هی دور پدر...

روی یک پاشنه چرخیدن در، دایره دف!

مادری سوخته در هیئت خورشید آمد

نیست آتش تر از این آتش تر، دایره دف!

جام در جام عزا داشت تعارف می شد

خیمه در خیمه، خبر پشت خبر، دایره دف!

خبر انگار که هفتاد و دو بار آوردند

مادری سر زده دنبال پسر، دایره دف!

نیزه ها گیج و پریشان و چنین سرگردان

تن به جا مانده و سر قصد سفر، دایره دف!

خونچه ها بر سر نی، دایره در دایره دف

و صدا توی صدا، دایره: سر، دایره: دف!

بریده شد رگ تسبیح

عالیه محرابی

فرات گم شده در جزر و مد قامت ها

و رنگ حادثه دارد شب قیامت ها

بلال های سیاه نگاهشان بستند

نماز خوف و رجا را به قصد قربت ها

کنایه در خم ابرو، جناس بین دو چشم

و شعر سر زد از آغوش این صناعت ها

به اصطکاک دو لب در تب اذان انگار

گرفت از لبشان آسمان حرارت ها

چه جام های قنوتی که پر شد از انگور

و تیرها به دهان ریختند شربت ها

و تیر خورد به جام قنوتشان آن وقت

چه جام ها که شکست و شکست حرمت ها

نماز آخر این دشت هم شهید شد و

بریده شد رگ تسبیح و ریخت رکعت ها

بهانه برای گریستن

قادر طهماسبی

ای بهترین بهانه برای گریستن

ای داغ جاودانه برای گریستن

در راه بازگشت به خود، عشق کاشته است

داغ تو را نشانه برای گریستن

شش سویْ لاله می دمد، ای عشق باز کن

راهی از این میانه برای گریستن

در راه کربلای تو هر لاله می دهد

ما را به کف، بهانه برای گریستن

زیرنویس

گریه بر حسین(ع)، بالاترین فریاد بر ستم است.

در ماه محرم، اندیشه ناب اسلام محمدی، دشمنان انسانیت را در برابر جوان مردی و شجاعت خود به زانو درآورد.

اشک هایی که در محرم جاری می شود، بنیاد ستم را ریشه کن می کند و انسانیت را زندگی می بخشد.

عزاداری مؤمنان و شیعیان برای فرزند پیامبر، یک فرهنگ است که در آموزه های ناب اسلام ریشه دارد.

فرا رسیدن محرم را به رهروان راه حسینی تسلیت می گوییم.

آفتاب محرم، از افق خونین عشق سر زد و کربلای دل را در پرتو خود سوزاند.

محرم، عطر شهادت را در شمیم کوچه دل می پراکند.

پرسش و پاسخ

1. چرا مراسم عزاداری امام حسین(ع) پیش از شهادت ایشان برگزار می شود؟

پاسخ: چون آغاز حماسه و حادثه سرخ کربلا، از روز اول محرم بوده است، پیروان آن حضرت از اول محرم عزاداری می کنند. همچنین عزاداری از آغاز محرم، سابقه تاریخی دارد. آغاز عزاداری در دهه اول محرم، آن هم به صورت فراگیر، مانند عزاداری های امروزه را می توان از عصر معزالدوله دیلمی از سلسله آل بویه دانست. معزالدوله، نخستین کسی بود که فرمان داد مردم شیعه بغداد، در دهه اول محرم، برای امام حسین(ع) سیاه بپوشند و بازار را سیاه پوش کنند. همچنین در روز عاشورا دکان ها را ببندند و از طباخی جلوگیری کنند و تعطیل عمومی اعلام شود. این مراسم در تمام کشورهای اسلامی از جمله ایران، تا اوایل سلطنت سلجوقیان معمول بوده و امروزه نیز رونق گرفته است.[21]

2. در روان شناسی جدید، گریه نکوهش شده و آن را نشانه ضعف و زبونی دانسته اند. پس چرا در عزاداری امام حسین(ع) به آن سفارش می شود؟ آیا این برخلاف یافته های علمی نیست؟

پاسخ: گریه همیشه حاکی از غم و نشانه زبونی نیست. از دیدگاه علمی به ویژه بر اساس رویکرد روان شناختی، هر نوع غمگینی، بیماری و نابهنجاری شمرده نمی شود. غمگینی زمانی بیماری است که از نظر شدت و طول مدت، با در نظر گرفتن اهمیت رویداد، جنبه افراطی بیابد. اگر عزاداری با نشانه هایی مانند از بین رفتن تن درستی، کناره گیری اجتماعی، احساس بی ارزشی، احساس گناه، فکر خودکشی، پیش فعالی بی هدف و مانند آن همراه باشد، باید آن را غمی بیمارگونه به شمار آورد.

افزون بر این، گریه اقسامی دارد که مهم ترین آنها عبارت است از گریه ترس و هراس، گریه جلب ترحم، گریه غم و اندوه، گریه شوق و شادی، گریه بر ستم دیده و گریه تقوا و رشد روحانی که این مورد اخیر، در عقاید ریشه دارد و بیشتر گریه ها در مناجات های امامان معصوم از این نوع است.

پس غمگین بودن برای امام حسین(ع)، نشانه سلامت است، نه بیماری و ناهنجاری. چه بسا غمگین نبودن و سوگواری نکردن، برای یک فرد بزرگ، نشانه بیماری یا رفتار نابهنجار باشد.[22]

نظر ما اینه...

شایسته است برنامه سازان و تهیه کنندگان محترم در برنامه سازی، به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم، به این موارد پیشنهادی دقت و توجه کنند.

1. تهیه برنامه ای با حضور کارشناسان علوم اجتماعی و تاریخ اسلام درباره بایدها و نبایدهای افراد و جامعه در ماه محرم، آسیب شناسی عزاداری در ماه محرم، وظایف رسانه ملی در برابر این موضوع.

2. تهیه مستند درباره روند عزاداری در ماه محرم در ایران از سده های چهارم تاکنون و گزارش از مراسم آیین عزاداری در دیگر کشورها.

3. معرفی و مصاحبه با مداحان حقیقی اهل بیت و بیان خاطرات آنان.

4. برگزاری محافل شعرخوانی محرم با دعوت از شاعران و اهل ادب.

کتابستان

1. آقاجانی قناد، علی، بنیادها و آسیب های عزاداری امام حسین(ع)، قم، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، 1382.

2. آوینی، مرتضی، روایت محرم، تهران، روایت فتح، 1374.

3. اسدی، محمد، پیشینه عاشورا، ترجمه: حجت الله جودکی، تهران، تبیان، 1379.

4. امین عاملی، سیدمحمد، امام حسین(ع) و حماسه کربلا، ترجمه: ناصر پاک پرور، تهران، بنیاد بعثت، 1366.

5. انصاف پور، غلام رضا، هدف های اجتماعی حسین بن علی(ع) و تحلیل انگیزه های قیام کربلا، تهران، کانون کتاب، 1345.

6. تقدسی نیا، خسرو، هفتاد و دو پرسش پیرامون حماسه کربلا، قم، ائمه، 1380.

7. جعفریان، رسول، تأملی در نهضت عاشورا، قم، انصاریان، 1381.

8. حسینی قزوینی، عبدالکریم، چهره حقیقی قیام حسینی در آیینه اسناد تاریخی، ترجمه: علی علوی، انتشارات بدر، 1362.

9. خرسند، پرویز، همه جا کربلا، همه روز عاشورا، تهران، سبز، 1359.

10. دخیل، علی محمدعلی، مجالس حسینی، ترجمه: مصطفی خبازیان، مشهد، بعثت، بی تا.

11. ربانی خلخالی، علی، عزاداری از دیدگاه مرجعیت شیعه، قم، مکتب الحسین(ع)، 1361.

12. رحیم پورازغدی، حسن، حسین(ع) عقل سرخ، تهران، سروش، .

13. شاطری، علی اصغر، واژه نامه محرم، تهران، مرسل، 1383.

14. شاکری، مجتبی، بازخوانی حماسه حسینی یا سیری در تاریخ کربلا، تهران، زهد، 1380.

15. فرحی، سیدحسین، بررسی و تحقیق پیرامون نهضت حسینی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1357.

16. کمره ای، خلیل، یک شب و روز عاشورا، تهران، امیرکبیر، 1379.

17. محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، قم، معروف، 1374.

18. هادی منش، ابوالفضل، هودج خون (گذری بر عزاداری و نام گذاری شب های محرم)، قم، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، 1380.

19. هاشمی نژاد، سیدعبدالکریم، درسی که حسین(ع) به انسان ها آموخت، مشهد، مؤلف، 1369.

پی نوشت ها:

[1]. میرزا حسین نوری طبرسی، مستدرک الوسائل، ج 10، ص 318.

[2]. صدوق، أَلْأَمالِی، ص 177.

[3]. ممد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 8، ح 13012.

[4]. شیخ صدوق، علل الشرایع، ص 227.

[5]. همان، ص 225.

[6]. دفتر تبلیغات اسلامی، پرسش ها و پاسخ ها، (پاسخ های برگزیده ویژه ماه محرم)، ص 29.

[7]. همان، ص 33.

[8]. همان، ص 34.

[9]. علی آقاجانی قناد، بنیادها و آسیب های عزاداری امام حسین(ع)، ص 89.

[10]. همان، ص 106.

[11]. همان، ص 107.

[12]. همان، ص 108.

[13]. صحیفه نور، ج 2، ص 11.

[14]. صحیفه امام، ج 17، ص 58.

[15]. صحیفه نور، ج 8، ص 69.

[16]. مؤسسه فرهنگی قدر ولایت، امانت داران عاشورا، تهران، قدر ولایت، 1379، ص 49.

[17]. علی اصغر شاطری، واژه نامه محرم، ص 62 و 63.

[18]. ابوالفضل هادی منش، هودج خون، (گذری بر عزاداری و نام گذاری شب های محرم)، صص 67 و 68.

[19]. ره توشه راهیان نور، ویژه محرم، ص 216.

[20]. همان، ص 219.

[21]. پرسش ها و پاسخ ها (پاسخ های برگزیده ویژه ماه محرم)، صص 35 37.

[22]. همان، صص 175 182.

منبع : حوزه نت

مشاهده 11470 مرتبه آخرین بروز رسانی یکشنبه, 11 مهر 1395 11:47

ارسال نظر