امام رضا عليه السلام :اِثنانِ عَليلانِ أَبَدا : صَحيحٌ مُحتَمٍ و َعَليلٌ مُخَلِّط؛دوگروه هميشه مريضند، سالمى كه پرهيز میكند و مريضى كه پرهيز نمیكند. فقه الرضا ص 340 * * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * *
دوشنبه, 09 بهمن 1396 13:29
با حضور پرسنل محترم مرکز درمانی شهید رجایی داران ، کلاس اخلاق و احکام پزشکی برگزار شد.
 
 
 
 
سه شنبه, 10 مرداد 1396 11:00

برگزاری کارگاه آموزشی احکام پزشکی ویژه پرسنل مرکز درمانی شهید رجایی داران با حضور حجت الاسلام اکبری کارشناس دفتر نسیم مهر

روابط عمومی دفتر نسیم مهر

چهارشنبه, 27 خرداد 1394 13:01

مجوعه احکام پزشکی ویژه   ماه مبارک رمضان از منظر مراجع عظام تقلید

آیت الله العظمی مظاهری (مدظله)

بیماری کم خونی
سؤال:زنی‌ هستم‌ دارای‌ بیماری‌ کم‌ خونی‌، وقتی‌ روزه‌ می‌گیرم‌ خیلی‌ سست‌ و بی‌حال‌ می‌شوم‌ به‌ طوری‌ که‌ هر وقت‌ از جایم‌ بلند می‌شوم‌ سرم‌ گیج‌ می‌رود و بعضی‌ اوقات‌ هم‌ مجبور می‌شوم‌ نشسته‌ نماز بخوانم‌، حال‌ حرف‌ زدن‌ و راه‌ رفتن‌ هم‌ ندارم‌، در رابطه‌ با روزه‌ چه‌ تکلیفی‌ دارم؟
پاسخ: روزه‌ برای‌ شما واجب‌ نیست‌
کسی که از اول تکلیف روزه نگرفته
سؤال:کسی‌ که‌ سالهای‌ اول‌ تکلیف‌ نماز نخوانده‌ و روزه‌ نگرفته‌ است‌ و اکنون‌ نمی‌داند چند سالگی‌ به‌ تکلیف‌ رسیده‌ است‌ وظیفه‌اش‌ چیست؟
پاسخ: به‌ هر اندازه‌ که‌ می‌داند به‌ تکلیف‌ رسیده‌ قضا واجب‌ است‌.ــ(به‌ هر مقدار که‌ یقین‌ دارد به‌ تکلیف‌ رسیده‌ باید قضای‌ نمازها و روزه‌ها را بجا بیاورد و برای‌ هر روزه‌ کفاره‌ هم‌ بدهد یعنی‌ یا دو ماه‌ روزه‌ بگیرد که‌ سی‌ و یک‌ روز آن‌ پی‌ در پی‌ باشد و یا شصت‌ فقیر را سیر کند.)
ضرر بدنی
سؤال: اینجانب‌ به‌ علّت‌ عمل‌ غدّه‌های‌ بزاقی‌، ترشّحات‌ بدنم‌ کم‌ شده‌ است‌ به‌ طوری‌ که‌ روزه‌ گرفتن‌ برایم‌ ضرر دارد، امّا با خورردن‌ مقدار کمی‌ آب‌ مشکلم‌ حل‌ّ می‌شود، حال‌ من‌ نسبت‌ به‌ روزه‌ام‌ چه‌ وظیفه‌ای‌ دارم‌؟
پاسخ: روزه‌ برای‌ شما واجب‌ نیست‌ ولی‌ سزاوار است‌ از غیر از آب‌ امساک‌ داشته‌ باشید.
ملاک پیری برای روزه نگرفتن
سؤال: در مسأله 1312 رساله‌ آمده‌ است‌ کسی‌ که‌ به‌ واسطه پیری‌ نمی‌تواند روزه‌ بگیرد یا برای‌ او مشقّت‌ دارد روزه‌ واجب‌ نیست‌. آیا ملاک‌ و معیار در پیری‌ بالا بودن‌ سن‌ّ است‌ یا صدق‌ عرفی‌؟
پاسخ:مناط‌ نتوانستن‌ یا مشقّت‌ عرفی‌ داشتن‌ است‌.
منع پزشک از گرفتن روزه و اعتقاد بیمار مبنی بر توانایی
سؤال: اگر دکتر مؤمن و متخصّص بیماری را از روزه منع کند، ولی بیمار معتقد باشد که روزه برای او ضرری ندارد، چه باید بکند؟
پاسخ: اگر بداند، باید روزه بگیرد.
شرایطی پزشکی که روزه‌دار را منع از روزه می‌کند
سؤال: پزشکی که مریض را از روزه منع مى‌کند، آیا لازم است که حتماً ملزم به امور دینی و مؤمن باشد یا اینکه فقط حاذق و متخصّص در کار خود باشد، کفایت می‌کند؟
پاسخ: اگر در گفتار ثقه و وارسته باشد، کفایت می‌کند.
مشقّت در روزه
سؤال: منظور از مشقتی که به واسطۀ آن پیرمردها و پیرزن‌ها یا دختران تازه به بلوغ رسیده، نمی‌توانند روزه بگیرند، چیست
پاسخ: طاقت‌فرسا باشد و آنها را از کارهای معمولی باز دارد
تشخیص بیماری مبنی بر مضر بودن
سؤال: اگر پزشک منعی برای روزۀ بیمار نداند، ولی خود بیمار روزه را برای خود مضر بداند، آیا می‌تواند روزه نگیرد؟
پاسخ: اگر بداند ضرر دارد، می‌تواند روزه نگیرد.
خوف ضرر احتمالی
سؤال: آیا احتمال ضرر برای روزه‌دار و خوف از ضرر احتمالی موجب ساقط شدن روزه از انسان می‌شود یا اینکه حتماً باید یقین کند؟
پاسخ: اگر دکتر متدین و متخصّص تشخیص دهد که نباید روزه بگیرد، نباید روزه بگیرد.
روزه‌خواری جهت جلوگیری از ضعف
سؤال: من وقتی روزه می‌گیرم دچار ضعف می‌شوم و در اوقات عادی مشکلی ندارم، ولی اگر امتحان داشته باشم، نمی‌توانم به خوبی درس بخوانم و در ماه مبارک رمضان گذشته امتحان داشتم و چون درس‌ها را تا آن زمان مطالعه نکرده بودم، دچار این اضطراب شدم که شاید با گرفتن روزه نتوانم در امتحان موفّق شوم. به همین جهت روزه نگرفتم. البتّه با تمام شدن امتحانات، باقی‌ماندۀ ماه مبارک را روزه گرفتم. در این صورت، حکم روزه‌هایى را که برای امتحان نگرفتم، چیست؟ و از نظر قضا و کفاره چه وظیفه‌ای دارم؟
پاسخ: قضای آنها را باید بگیرید.
روزه‌خواری به دستور پزشک
سؤال: این جانب چند سالی را بیماری خاصی داشتم که به تشخیص پزشک، روزه برایم مضر بوده است، اما دو سال پیش با مراجعه به متخصّص دیگری، ایشان گفت که روزه برای من ضرر و اشکالی ندارد و روزه‌هایم را در این دو سال گرفته‌ام. تکلیف آن چند سال که روزه نگرفته‌ام، چه می‌شود؟ از نظر قضا و کفاره چه وظیفه‌ای دارم؟
پاسخ: قضا ندارد و اگر وضع مالی شما متوسط و بالاست، کفاره دارد.
ساقط شدن قضای روزه در صورت عدم توان روزه گرفتن تا سال بعد
سؤال: شخصی در ماه مبارک رمضان به علت ضعف و بیماری، روزه نگرفته است و بلافاصله بعد از ماه مبارک رمضان، به خدمت سربازی رفته و تا سال بعد که در سربازی بوده است، نتوانسته روزه‌های خود را قضا نماید. البته اگر سرباز نبود، ممکن بود بتواند قضا کند، ولی در سربازی امکان چنین کاری را نداشته است. حال وظیفۀ او در قبال قضا و کفارۀ روزه‌های سال قبل چیست؟
پاسخ: قضا ندارد و اگر تمکّن دارد، برای هر روز 750گرم گندم به فقرا بدهد.
حکم روزه در تابستان برای صاحبان مشاغل طاقت‌فرسا
سؤال: کسی که به خاطر وضعیت شغلی در مواقع خاصی مثل تابستان طاقت نداشته باشد روزه‌هایش را بگیرد (در حالت عادی می‌تواند روزه بگیرد)؛ مثلاً کشاورزی که در تابستان مشغول جمع‌آوری محصول و زراعت خود است یا کسی که در معادن گرم و طاقت‌فرسا کار می‌کند، حکم روزه‌اش چگونه است؟ آیا فقط قضا کافی است یا کفاره هم دارد؟ و آیا در آن مواقع می‌تواند روزۀ خود را نگیرد؟
پاسخ: باید روزه بگیرد و اگر نگرفته باشد، قضا کند.
خوف ضررِ روزه برای بچۀ تازه بالغ
سؤال: اگر دکتر بگوید روزه گرفتن بچۀ تازه به تکلیف رسیده‌اى براى آینده‌اش ضرر دارد، ولو الآن احساس ضرر نمى‌کند، آیا روزه گرفتن او جایز است؟
پاسخ: جائز نیست، اگر دکتر متخصّص و راستگو باشد و همچنین اگر پدر و مادر راستی بدانند که چنین است، باید نگذارند روزه بگیرد و قضا هم ندارد.
تزاحم روزه با درس خواندن
سؤال: معمولاً دخترهاى تازه به تکلیف رسیده در ایام تحصیل و خصوصاً ایام امتحانات، روزه گرفتن براى آنان مشقت دارد و از درس خواندن مى‌افتند. آیا واجب است درس را رها کنند تا بتوانند روزه بگیرند یا اینکه جایز است روزه را بخورند تا این که مردود نشوند؟ با توجه به اینکه معمولاً مردود شدن موجب حرج است. لطفاً تکلیف آنان را بیان فرمائید.
پاسخ: در فرض مذکور، روزه را می‌توانند بخورند.
ضعف غیر قابل تحمّل در اثر روزه
سؤال: اینجانب به خاطر بیماری که دارم، هر وقت روزه می‌گیرم به ضعف غیر قابل تحملی مبتلا می‌شوم و حتی گاهی از حال می‌روم، ولی در عین حال راضی نمی‌شوم روزه‌ام را بخورم. آیا گرفتن روزه با این حال، صحیح است؟ و آیا برای روزه بریء الذمّه می‌شوم؟
پاسخ: باید روزۀ خود را افطار کنید و اگر در ایّام سال چنین است، قضا هم ندارد.
سر درد و کم‌خونی در مقابل روزه
سؤال: اگر شخصی در حالت عادی مشکل ظاهری نداشته باشد، ولی وقتی روزه می‌گیرد و چیزی نمی‌خورد، به سردرد شدید و کم‌خونی مبتلا می‌شود، آیا باید روزه بگیرد؟ با توجه به اینکه نمی‌تواند قضا کند، آیا فقط باید کفاره بدهد؟
پاسخ: روزه نگیرد و اگر در ایام سال چنین است، قضا هم ندارد و اگر وضع مالی او خوب یا متوسط است، کفاره بدهد.
استفاده از داروی خاص برای روزه‌داری
سؤال: شخصی برای اینکه بتواند روزه بگیرد، باید در شب قبل دارو یا آمپول خاصی را استفاده کند. آیا انجام این کار برای اینکه بتواند روزه‌هایش را بگیرد، بر او واجب است یا می‌تواند این کار را انجام ندهد و به علت ضعف روزه‌ها را نگیرد؟
پاسخ: باید آن کار را انجام دهد.
مغایرت تجویز پزشکان برای روزه‌داری
سؤال: بیماری به چند پزشک متخصّص و متدیّن مراجعه کرده و برخی گفته‌اند که روزه برای او ضرر دارد و برخی به عدم ضرر روزه اذعان کرده‌اند، تکلیف شخص برای گرفتن یا نگرفتن روزه چیست؟
پاسخ: باید امتحان کند و چند روز، روزه بگیرد.
تصور غلط از ضرر روزه
سؤال: کسی که به علتی، احتمال ضرر روزه را برای خود دهد و به این علت روزه نگیرد و بعداً متوجه شود که روزه بر او واجب بوده، از جهت قضا و کفاره چه حکمى دارد؟
پاسخ: قضا دارد، ولی کفاره ندارد.
 
------------------------------------------------------------------------------------------
آیت الله العظمی سیستانی (مدظله)

 

روزه مریض


پرسش: من ۲ سال است که بدلیل زایمان و شیر دادن طفل روزه نگرفتم سال گذشته که بچه هنوز ۱ ساله نشده بود سؤال کردم در مورد روزه گفتند باید خودت بفهمی می توانی یا نه حالا من سؤال دارم که بچه ام هنوز شیر می خورد و ۲ سالش نشده وبعد از رمضان ۲ ساله می شود حکم روزه من چیست و سالهای گذشته چطور وبچه از سن ۶ ماهگی غذای کمکی می خورد ؟
پاسخ: روزهائی که روزه نگرفته اید قضا کنید و علاوه بر قضا ، برای هر یک روز که تا ماه رمضان بعدی قضا نکرده اید ۷۵۰ گرم طعام به فقیر صدقه بدهید .


۲ پرسش: هر کسی که مریض باشد وچند سال پی درپی نتواند روزه را بگیرد در صورتی که خوب شود چه حکمی دارد؟
پاسخ: اگر تا ماه رمضان بعدی خوب نشده باشد قضا ندارد وفقط برای هر یک روز ۷۵۰گرم گندم به فقیر صدقه بدهد.


۳ پرسش: اگر زنی بیمار باشد و نتواند روزه بگیرد ایا کفاره روزه بر او واجب است؟
پاسخ: کفاره ندارد واگرمرض او تا سال بعد ادامه داشت به احتیاط واجب برای هر روز ۷۵۰ گرم گندم به فقیر بدهد.


۴ پرسش: در ماه رمضان پس از یک روز روزه گرفتن خون ریزی لثه به وجود آمد حکم آن چیست و آیا کفاره دارد و مقدار آن چقدر است ؟
پاسخ: اگر خون در حال خواب و مانند آن بی اختیار داخل در حلق او می شود و نمی تواند جلوی آن را بگیرد اشکال ندارد و اگر جلوگیری از آن برای او حرج شدید دارد روزه اش باطل می شود ولی گناه نکرده و بعداً قضا می کند اگر تا سال دیگر خوب شود و الا برای هر روز ۷۵۰ گرم گندم به فقیر بدهد و اگر می تواند بدون حرج از آن جلوگیری کند ولی به علت جهل به مسأله این کار را نکند روزه اش باطل است ولی گناه ندارد مگر جاهل مقصر ملتفت باشد که احوط اداء کفاره است .


۵ پرسش: حکم استفاده از اسپری آسم برای فرد روزه دار چیست؟ (استفاده طبق دستور پزشک است)
پاسخ: اگر گازی باشد که وارد ریه می شود مبطل نیست واگر موادی از آن وارد معده می شود مبطل روزه است.


۶ پرسش: احتراماً پدری دارم که حدود چهار سال است که در اثر سکته مغزی یک سمت ایشان فلج شده و بر روی صندلی چرخدار نشسته است و همچنین نمیتواند روزه بگیرد، تکلیف ایشان چیست؟ آیا باید در ماه رمضان طعام داد یا خیر؟
پاسخ: باید برای هر یک روز ۷۵۰ گرم گندم یا آرد به عنوان فدیه به فقیر بدهد.


۷ پرسش: برای معالجه به دکتر مراجعه کردم، قرص تجویز کرد. حالا این قرص ها را باید موقع افطار بخورم؟ یا می توانم در وقتش (وقتی که روزه ام) بخورم و دیگر چیزی نخورم؟
پاسخ: اگر ضرری مترتب نمی شود وقت افطار بخورید و اگر در روز خوردید روزه شما باطل می شود.


۸ پرسش: کسی که بیمار است و بیماری او دایمی است و هرگز نمیتواند روزه بگیرد آیا کفاره بر او تعلق می گیرد ؟
پاسخ: باید برای هر روز یک مد (۷۵۰ گرم تقریبا) طعام یعنی گندم یا جو یا نان و مانند اینها به فقیر بدهد .


۹ پرسش: جوانی هستم ۱۷ ساله که درجه چشمانم روی هم بالای ۱۱ است. آیا روزه گرفتن بر من واجب است؟
پاسخ: اگر ترس ضرر یا شدت مرض باشد واجب نیست.


۱۰ پرسش: بیماری که مبتلا به مرض چشم است روزه اش چه حکمی دارد؟ آیا مریض می تواند روزه بگیرد؟
پاسخ: روزه بیمار هرچند بیماری چشم باشد در صورتی که ضرر داشته باشد صحیح نیست، چه به این دلیل که بیماری را زیاد کند یا علاج را طولانی کند یا درد را تشدید نماید. البته در همه آنها باید ضرر به مقدار معتنابهی باشد که معمولاً تحمل نمی شود. و فرقی نیست بین اینکه یقین به ضرر داشته باشد یا گمان بلکه حتی اگر احتمال بدهد ولی به نحوی باشد که موجب خوف بشود و این خوف مستند به موجبات عقلایی باشد. و همچنین صحیح نیست روزه از انسان سالمی که خوف بروز بیماری از آن داشته باشد چه رسد به اینکه بیماری قطعی باشد. و اما بیماری که روزه برای او ضرر ندارد باید روزه بگیرد و روزه اش صحیح است. و اگر بیماری تا رمضان سال بعد ادامه داشت قضا از او ساقط است و باید برای هر روز ۷۵۰ گرم گندم یا نان و امثال آن به یک فقیر فدیه بدهد.

 

--------------------------------------------------

 

روزه بيماران و ناتوانان

 

 حضرت آیت‌الله‌العظمى شيخ محمد تقى بهجت قدس‌سره

 

بيمار بودن در تمام سال

 

1409. اگر شخصى به علت بيمارى روزه نگرفته باشد و بيمارى او چند ماه طول بكشد و پس از بهبودى بلافاصله به بيمارى ديگرى مبتلا شود كه تا ماه رمضان بعدى ادامه پيدا كند، آيا مثل مرض مستمرّ است كه تا سال بعد قضا ندارد يا خير؟

 

جواب. فرقى نمى‌كند.

 

 

 

انواع آمپول و سرم

 

1410. آيا تزريق آمپول و سرم موجب باطل شدن روزه مى‌شود؟ و آيا تفاوتى بين انواع تقويتى و درمانى آن وجود دارد؟

 

جواب. احتياط واجب آن است كه روزه‌دار از استعمال آمپولى كه به جاى غذا به‌كار مى‌رود خوددارى كند، بلكه اجتناب، خالى از وجه نيست؛ ولى تزريق آمپولى كه عضو را بى‌حس مى‌كند يا به‌جهت ديگر استعمال مى‌شود اشكال ندارد و اجتناب از آمپولى كه معلوم نيست از قسم اوّل باشد يا نه، لازم نيست.

 

 

 

آمپول‌هاى غير تقويتى

 

1411. آيا تزريق آمپول‌هايى كه جهت بى‌حسى، كاهش درد، كشتار ميكروب‌ها و... به‌كار مى‌رود (در صورتى كه به‌طور كلّى هيچ خاصيتى در جهت رساندن ويتامين يا مواد غذايى به بدن نداشته باشد)، مبطل روزه مى‌باشد؟

 

جواب. آمپول‌هاى غير مغذى و غير تقويتى و آنچه داخل حلق نشود، باطل‌كننده نيست.

 

 

 

تزريق خون

 

1412. آيا تزريق خون، مبطل روزه است؟

 

جواب. تزريق خون در باطل كردن روزه بالاتر از آمپول تقويتى است و اگر فرض شود كه اصلاً جهت تقويتى نداشته باشد ـ مانند تزريق خون براى دفع مرض ـ باز هم احتياط در باطل‌كنندگى آن است.

 

 

 

تزريق آب مقطر

 

1413. در دانشگاه‌ها براى تعليم تزريقات به دانشجويان از آب مقطّر استفاده مى‌شود. آيا اين عمل مضرّ به صحت روزه است و در صورت باطل شدن روزه، آيا كفّاره هم دارد؟

 

جواب. باطل‌كننده روزه است و كفاره هم دارد.

 

 

 

زن حامل و شيرده

 

1414. زن‌هاى حامل و زن شيرده كه روزه را افطار مى‌كنند، چه وظيفه‌اى درباره اين روزه‌ها دارند؟

 

جواب. علاوه بر فديه، قضاى آن هم واجب است؛ هر چند تا رمضان آينده هم اين عذرش طول بكشد.

 

 

 

1415. كسى كه هنگام حمل نمى‌تواند روزه بگيرد و حالش به هم مى‌خورد و پس از وضع حمل تا يک سال بچّه شير مى‌دهد. آيا قضاى روزه بر او واجب است يا نه؟ همچنين كفّاره دارد يا نه؟

 

جواب. قضاى روزه بر او واجب است و كفّاره تأخير هم دارد.

 

 

 

بردن وسايل غير خوراكى به دهان

 

1416. آيا بردن وسايل غير خوراكى در دهان در هنگام روزه ـ مثل وسايل دندان پزشكى هنگام معاينه ـ باعث ابطال روزه مى‌شود؟

 

جواب. اگر آن را از دهان بيرون آورد و باز داخل كند، نبايد آب آن را فرو ببرد.

 

 

 

كشيدن دندان در ماه رمضان

 

1417. حكم كشيدن دندان يا جراحى لثه و دندان ـ كه باعث خون‌ريزى مى شود ـ در حال روزه چيست؟

 

جواب. بايد خون را فرو نبرد و كشيدن دندان يا جراحى لثه كه موجب خون‌ريزى شود، در حال روزه مكروه است.

 

 

 

گاز اكسيژن

 

1418. گاز اكسيژن كه براى تنفّس مصنوعى وارد گلو و ريه مى‌شود، آيا روزه را باطل مى‌كند؟ اگر بيمار در آن حال بى‌هوش باشد چطور؟

 

جواب. تا وقتى كه فقط گاز است، روزه را باطل نمى‌كند، از جهت گاز وارد حلق شده، امّا اگر در حال بى‌هوشى به سر مى‌برد، در صورتى كه تمام وقت روزه را فرا گرفته باشد، روزه و قضاى آن واجب نيست و اگر قبل از زوال و قبل از تناول مفطر به هوش آيد، احوط جمع بين اتمام و قضا است.

 

 

 

شست‌وشوى معده با دستگاه

 

1419. آيا شست‌وشوى معده از طريق سُند معده، باعث باطل شدن روزه بيمار مى‌شود؟ (شستشوى معده با مايعات از طريق سُند انجام مىگيرد و دوباره، مايع وارد شده از طريق سند به بيرون كشيده مىشود)

 

جواب. باطلكننده است.

 

 

 

ابطال روزه با قرص

 

1420. بعضى از پزشكان خوردن قرص در ماه مبارک رمضان را به‌واسطه ضرورت‌هاى طبى توصيه مىكنند، آيا روزه انسان چه حكمى دارد؟

 

جواب. روزه را باطل مىكند و در مورد ضرورت، كفّاره ندارد.

 

 

 

استفاده از اسپرى

 

1421. آيا استفاده از اسپرى، براى كسانى كه تنگى نفس دارند ـ با توجّه به اينكه استعمال اسپرى براى آنها ضرورى است ـ در حال روزه جايز است؟

 

جواب. اگر به‌صورت گاز رقيق مىباشد، باطلكننده نيست و در غير اين صورت باطل‌كننده است.

 

 

 

قرص‌هاى جلوگيرى

 

1422. زنى براى اينكه روزه‌اش را بگيرد، قرص جلوگيرى از عادت ماهيانه مصرف كرده است. آيا روزه‌اش صحيح است؟

 

جواب. روزه‌اش صحيح است، گرچه اگر ضرر مرض‌آور داشته است، تكليفاً مصرف آن جايز نبوده است.

 

 

 

اندوسكوپى

 

1423. آيا عكس‌بردارى از معده با اندوسكوپى، روزه را باطل مىكند؟

 

جواب. اندوسكوپى روزه را باطل مىكند، مانند فرو دادن شن و سنگ كه باطل كننده است، هر چند جنبه غذا بودن را هم ندارد.

 

 

 

استفاده از دارو در شب جهت قدرت روزه

 

1424. فردى در صورتى مىتواند روزه بگيرد كه در شب، از آمپول يا دواى خاصّى استفاده كند. آيا روزه گرفتن بر وى واجب است؟

 

جواب. اگر اين شخص براى به دست آوردن آمپول يا دوا، به ضرر سنگينى دچار مى‌شود، روزه بر او واجب نيست و اگر به حدّ ضرر سنگين نيست، به دست آوردن دارو بر او واجب است و قدرت بر سبب (دارو)، قدرت بر مسبّب (روزه) است.

 

 

 

استمرار مرض

 

1425. بيمارى در ماه مبارک رمضان روزه نگرفته است و به استمرار مرض تا رمضان بعدى يقين دارد وى در قبال روزه‌هايش چه تكليفى دارد؟

 

جواب. مى‌تواند پس از رمضان اول ـ رجاءً ـ كفّاره‌اش را بدهد، هر چند اگر در بين سال خوب شد، بايد روزه‌ها را قضا كند.

 

 

 

اختلاف نظر پزشكان در روزه گرفتن بيمار

 

1426. اگر دكترها در مورد روزه گرفتن بيمارى اختلاف نظر داشته باشند، وظيفه او چيست؟

 

جواب. به علم يا اطمينان رسيدن يا حصول خوف و ترس عقلايى از ضرر روزه، وظيفه خود مكلّف است؛ هر چند سببش نظر دكتر باشد.

 

 

 

ترديد پزشک در توصيه روزه يا ترک آن

 

1427. در برخى بيمارى‌ها (مثل نارسايى كليه) با اطمينان، مى‌توان به بيمار توصيه نمود كه روزه نگيرد. امّا در خيلى از موارد (به علّت شكّى كه در اصل بيمارى و يا چگونگى تأثير روزه بر آن وجود دارد يا به علّت عدم وجود تحقيقات و نتايج لازم در مورد اثرات روزه بر بسيارى بيمارى‌ها و به‌طور كلى به علت عدم امكان تعيين نقش روزه بر بيمارى)، پزشک واقعاً نمى‌داند روزه را به بيمار توصيه كند يا خير. در اين صورت وظيفه پزشک در توصيه يا عدم توصيه به روزه، چيست؟

 

جواب. به‌حسب ظاهر پزشک به‌منزله نايب از خود مريض است كه اگر خصوصيّات را بداند، يا بيمناک است يا نيست، ميزان خوف و ترس ضرر است و احوط اين است كه به خود مريض توصيفات را بگويد، اگر خودش خوف ضرر داشت، روزه نگيرد و اگر خوف ضرر نداشت، روزه بگيرد.

 

 

 

خون‌ريزى دندان

 

1428. روزه‌دارى كه دندان‌هايش خون‌ريزى داشته باشد و مجبور باشد آنها را بشويد و در حين شستن، خون به گلويش برسد، روزه‌اش چه حكمى دارد؟

 

جواب. عمداً نبايد خون را در گلويش فرو ببرد.

 

 

 

درد معده

 

1429. سه روز اوّل ماه را روزه گرفتم، در بين روز ناراحتى معده پيدا كردم؛ لذا به تشخيص خود چند روز، روزه نگرفتم و بعد از مدتى دوباره گرفتم آيا روزه بر من واجب است؟

 

جواب. اگر بيمارى شما به‌گونه‌اى باشد كه بدانيد يا گمان كنيد روزه گرفتن براى شما ضرر دارد، نبايد روزه بگيريد و اگر روزه بگيريد، روزه شما صحيح نيست، و در صورت خوف ضرر در صورتى كه خوف شما عقلايى باشد، مى‌توانيد روزه‌تان را افطار كنيد.

 

 

 

ترس از روزه گرفتن به‌واسطه چشم درد

 

1430. چشم من ضعيف است و مى‌ترسم روزه برايم ضرر داشته باشد، تكليف من چيست؟

 

جواب.  اگر خوف و ترس شما عقلايى باشد، مى‌توانيد روزه‌تان را افطار كنيد.

 

 

 

اظهار مريضى

 

1431. چند سال پيش در ماه رمضان خود را به مريضى زدم و در بيمارستان سرم به من تزريق كردند، تكليف روزه‌هاى من چيست؟

 

جواب. اگر خلاف واقع بوده است، حكم افطار عمدى را دارد.

 

 

 

وظيفه بيماران در قبال روزه

 

1432. به دستور پزشک از روزه گرفتن منع شده‌ام و اين باعث شده كه مشكل روحى پيدا كنم؛ چه كنم؟ و كفاره هر روزه چقدر است؟

 

جواب. اگر با حال مرض روزه هم بگيريد باطل است فعلاً روزه نگيريد و پس از سالم شدن بايد قضا كنيد و مقصود اصلى بندگى است كه در اين جهت بايد معرفت تحصيل كرد و كفاره آن روزه‌ها هم، در صورت عدم قضا تا ماه رمضان آينده، يک مدّ طعام براى هر روز است.

 

 

 

گمان به ضرر و كشف خلاف

 

1433. اگر بيمارى كه گمان دارد روزه برايش ضرر دارد، بااين‌حال روزه بگيرد، ولى بعد از اتمام روزه متوجه شود كه روزه برايش ضرر نداشته است، حكم روزه اين شخص چيست؟

 

جواب. احتياط واجب در قضاست.

 

 

 

روزهتازه‌بالغها

 

1434. آيا دخترهاى ٩ ساله امروزى ـ كه اكثراً توانايى روزه ندارند ـ بايد روزه بگيرند؟

 

جواب. بر پسر يا دخترى كه تازه بالغ شدهاند و قدرت بر روزه گرفتن ندارند، روزه واجب نيست و كفاره هم ندارد؛ ولى قضا دارد.

 

 

 

بلوغ دختران و روزه گرفتن آنها

 

1435. سنّ تكليف دختران از چند سالگى است، به‌خصوص در مورد روزه، مى‌توان جثه و توان را در نظر گرفت؟

 

جواب. خير، همان تمام شدن ٩ سال قمرى ملاک است. اما در خصوص دخترانى كه تازه بالغ شده‌اند و قدرت بر روزه گرفتن ندارند، روزه واجب نيست و كفاره هم ندارد، ولى بعداً بايد قضاى آن روزه‌ها را به‌جا آورند.

 

 

 

نهى پدر از روزه گرفتن

 

1436. در كودكى به علت ضعيف بودن، پدرم اجازه روزه گرفتن نمىداد و نمىدانستم كه بايد قضا شود، حال نسبت به قضاى آنها چه كار كنم؟

 

جواب. بايد قضاهاى آن را به‌جا آوريد و براى هر روزه، يک مد طعام به فقير، كفاره تأخير بدهيد.

 

 

 

روزه افراد معتاد

 

1437. اشخاصى كه معتاد به مواد مخدر ـ مثل ترياک ـ هستند، به‌طورى‌كه روزانه چند نوبت ترياک مى‌كشند، آيا مى‌توانند در ماه رمضان روزه بگيرند و در حدّ ضرورت از ترياک استفاده كنند؟

 

جواب. مثل سيگار كشيدن است كه اگر ترک آن عسر دارد، مثل فردى است كه ترک خوردن براى او مشقّت دارد و نمى‌تواند روزه بگيرد. ولى اگر قبل از ماه رمضان مى‌تواند اعتيادش را ترک كند يا عادتش را به شب تغيير دهد، احتياطاً بايد اين كار را انجام دهد.

 

 

 

كسى كه نمىتواند قضاى روزههاى خود را بگيرد

 

1438. كسى كه نمى‌تواند قضاى روزه‌هاى خود را بگيرد، تكليفش چيست؟

 

جواب. بايد صبر كند تا قدرت بر آن پيدا كند و اگر اصلاً قدرت حاصل نشد، بايد وصيّت كند كه بعد از موتش به‌جا آورند.

 

 

 

ناتوانى در مواقع روزه

 

1439. هنگامى كه روزه مى‌گيرم، به‌شدت سست و ضعيف مى‌شوم و نمى‌توانم كارهايى، مثل درس خواندن را انجام دهم، وظيفه من چيست؟

 

جواب. تا به حد خوف مريضى نرسد، بايد روزه بگيريد.

 

 

 

فوت مريض در ماه رمضان يا بعد از آن

 

1440. مريضى در ماه مبارک رمضان يا پس از آن، با اتصال و ادامه مرض مرده است. آيا روزه‌هايش قضا و كفّاره دارد؟

 

جواب. اگر در همان سال مرده است، قضا و كفاره ندارد.

 

 

 

 

جمعه, 31 مرداد 1393 13:01

احکام پزشکی مطابق با فتاوای حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مشخصات کتاب:
سرشناسه : مکارم شیرازی ناصر، 1305 -

عنوان و نام پدیدآور : احکام پزشکی مطابق با فتاوای حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی/ ابوالقاسم علیان نژادی دانغانی.

مشخصات نشر : قم: مدرسه امام علی بن ابی طالب (ع 1387.‌‌

مشخصات ظاهری : 240 ص.‌‌ شابک : 20000ریال (چاپ اول)‌ ؛ 20000ریال‌ ‌978-964-533-038-3 :

یادداشت : پشت جلد به انگلیسی: ‌‌‌Abolqasem Alian Nejadi. Medical rules... یادداشت : چاپ اول: 1387.

یادداشت : چاپ دوم.

موضوع : پزشکی -- فتواها موضوع : فتوا های شیعه -- قرن 14 موضوع : فقه جعفری -- رساله عملیه

شناسه افزوده : علیان نژادی دامغانی، ابوالقاسم.

رده بندی کنگره : ‌‌‌‌BP183/9 ‌‌‌‌‌/م7‮الف‌3 1387

رده بندی دیویی : ‌‌‌‌297/3422

شماره کتابشناسی ملی : 1239280
عناوین اصلی کتاب شامل:
پیشگفتار؛

1 احکام دانشجویان رشته پزشکی ؛

2 مسائل مربوط به تشریح ؛

3 مسائل مربوط با معاینه و درمان ؛

4 تحقیقات پزشکی و تبعات آن ؛

5 دندان پزشکی ؛

6 زنان و زایمان ؛

7 جلوگیری از انعقاد نطفه ؛

8 تلقیح و باروری مصنوعی ؛

9 مسائل مربوط به سقط جنین ؛

10 ازدواج ؛

11 تغییر جنسیّت ؛

12 مرگ مغزی ؛

13 پیوند اعضا؛

14 خون و فرآورده های آن ؛

15 پزشکی قانونی ؛

16 وظیفه پزشک در برابر افراد مختلف ؛

17 ضمان طبیب ؛

18 احکام بیمارستانها؛

19 احکام داروخانه ها؛

20 احکام بیماران

 

 دریافت نسخه دیجیتالی کتاب

دریافت نسخه موبایل ( جاوا  )
دریافت نسخه موبایل ( اندروید ) 
دریافت نسخه متنی
جمعه, 31 مرداد 1393 12:39

منتخبی از استفتائات پزشکی از آیت الله خامنه ای

پرسش:

در مواردي كه مرد به علتي قادر به توليد اسپرم نباشد آيا مي‏توان از اسپرم اهدايي مردي اجنبي (ناشناس يا شناس) جهت امتزاج نمودن باتخمك همسرش در آزمايشگاه استفاده نمود و بعد جنين تشكيل شده را به رحم خانم بيمار منتقل كرد تا پس از وضع حمل مولود توسط بيمار و همسرش نگهداري شود.
پاسخ:
في نفسه بدون ارتكاب محرمي مانع ندارد و حكم ولد نيز بيان شد.

پرسش:

در مورد سؤال فوق آيا اين امكان هست كه اسپرم اهدايي را با تخمك همسر بيمار در آزمايشگاه ممزوج نكرد بلكه مستقيما به داخل رحم همسر بيمار تلقيح نمود تا جنين در همانجا تشكيل شود؟
پاسخ:
في نفسه اشكال ندارد و در اين صورت با فرض اينكه خود همسر بيمار منشاء طفل است فرزند ملحق به اواست.
پرسش:

چنانچه جنيني در حالت علقه يا مضغه به رحم زن ديگري منتقل شود فرزند متعلق به زن اوّلي است يا دومي و بر فرض اوّلي، زن دوم در موارد غير همجنس محرم است يا نه؟
پاسخ:
اگر از رحمي به رحم ديگر انتقال يافته ملحق به صاحب رحم اوّلي و گرنه ملحق به صاحب رحم دومي است.
پرسش:
اگر كسى براى بهبودى موقتى يا رفع درد از داروئى استفاده كند كه مرگ را بطور قابل ملاحظه‌اى جلو بيندازد حكم چيست؟ مثلاً از «كورتيكو استرئيد» و يا «زيدودين» يا «سيكلو سپورين» استفاده شود.
پاسخ:
اگر موجب مرگ زود رس باشد علاج نيست و در هر صورت اگر ضرر معتنى‌به عقلايى نداشته باشد در مقام علاج فى نفسه اشكال ندارد.
پرسش:
همانطورى كه به احتمال زياد شنيده‌ايد اكثر پزشكان از بيمارانى كه مى‌خواهند عمل كنند مبلغى پول به عنوان حق الزحمه عمل جراحى (كه به زيرميزى مشهور شده) مى‌گيرند، حال مى‌خواستم بدانم اين پول چه حكمى دارد؟ حلال است يا حرام است؟
پاسخ:
پزشک اگر كارمند دولت در بيمارستان باشد كه حقوق خود را از صندوق دولت دريافت مى‌كند و يا عمل جراحى را بر اساس دريافت اجرت عمل از شركت بيمه دريافت مى‌نمايد، حق مطالبه مبلغ اضافى از بيمار را ندارد.
پرسش:
آيا مى‌توان براى پيوند اعضا از اعضاى حيوانات چه حرام گوشت چه حلال گوشت و چه نجس العين براى انسان استفاده کرد لطفاً نظرتان را در اين مورد بفرماييد.
پاسخ:
مانع ندارد ولى نماز خواندن با آن اشکال دارد مگر اينکه از قبيل چيزهايى باشد که داراى حيات است که با پيوند آن به بدن انسان حيات پيدا کند و جزو بدن انسان گردد. و در حکم مذکور تفاوتى ميان انواع حيوانات، حتى نجس‌العين نيست.
پرسش:
اينجانب زنى باردار هستم با توجه به وضعيت نامناسب جسمانى و ترس از تشديد كم‌خونى، ناراحتى معده و ضعف كلى بدن مايل به سقط جنين هستم. لطفاً حكم شرعي را بيان كنيد.
پاسخ:
سقط جنين جايز نيست و موارد مذكور موجب حليّت آن نمى‌باشد.
پرسش:
عموى من بيمارى سختى به همراه درد كشنده و غير قابل تحمل دارد كه مربوط به مسائل مغزى و حملات قلبى است. بيمارى او در حد مرگ و كشنده است. دكتر وى توصيه كرده براى آرامش روزى دوبار «ويسكى*» با چاى بخورد. كه باعث تخفيف درد مى‌شود.وى مى‌خواهد بداند آيا در اين شرايط جايز است و اگر نه آيا در شرايطى كه درد كشنده او را كاهش مى‌دهد باز هم جايز نيست. * نوعى نوشيدنى الكلى
پاسخ:
استفاده از هرگونه خوردنى يا نوشيدنىِ حرام، شرعاً جايز نيست مگر در موارد ضرورت علاج آن هم فقط به مقدار ضرورت، ولكن در روايات آمده است كه: خداوند منان شفا را در خمر قرار نداده است
پرسش:
دارويى بنا به دستور پزشك به صورتم ميزنم كه داراى الكل است ولى با دارويى ديگر محلول شده كه قابل خوردن نيست آيا اين دارو نجس است؟
پاسخ:
اگر مي‌دانيد الكلي كه در آن دارو به كار رفته از نوع خوراكى بوده و در اصل مايع و مسكر بوده، بنابر احتياط آن دارو نجس است و اگر نمي‌دانيد، پاك است.
پرسش:
خونی که پس از کشيدن دندان در محل آن باقی میماند و روی دستمال اثر میگذارد ولی آب دهان را رنگين نمی‌کند چه حکمی دارد؟ آيا غذا خوردن در اين صورت اشکال دارد؟ يا ظرفی که با آن غذا می‌خوريم نجس می‌شود؟
پاسخ:
در فرض سؤال غذا خوردن اشكال ندارد و ظرف غذا هم مادامى كه به خون آلوده نشده است، پاک است.

پرسش:
بعد از انتقال تخم لقاح يافته تعدادى از آنها در آزمايشگاه باقى مى‌ماند. حكم استفاده از آنها براى زن و شوهر نازاى ديگر و يا دور ريختن يا كارهاى آزمايشگاهى مانند مطالعات ژنتيك بر روى آنها چيست؟
پاسخ:
اشكال ندارد.
پرسش:
از آنجايى كه در انجام لقاح آزمايشگاهى، جهت آبستنى مصنوعى، گرفتن اسپرم (نطفه) از شوهر و نيز برداشت تخمك از تخمدان زن ضرورت دارد، نظر مبارك حضرت عالى در موارد ذيل چيست؟ 1ـ برداشت تخمك از تخمدان با هدايت سونوگرافى (دستگاه تصويربردارى با كمك امواج ماوراء صوت) از طريق مهبل (واژن) زن، كه اين كار توسط متخصص زنان و در اتاق عمل تحت شرايط كاملا استريل (بهداشتى) و با ضرورت نگاه به عورت زن انجام مى پذيرد. 2ـ برداشت تخمك با هدايت سونوگرافى، ولى از طريق لاپاراسكوپى (يعنى بازكردن شكاف كوچك در جدار شكم) كه مستلزم نگاه به عورت زن نيست. شايان ذكر است در سالهاى اخير به خاطر پرخطر و پرهزينه بودن، از اين روش استفاده نمى‌شود.
پاسخ:
در تمامى موارد عمل مذكور فى‏نفسه اشكال ندارد ولى واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود.
پرسش:
آيا سقط جنين بر اثر مشكلات اقتصادى جايز است؟
پاسخ:
سقط جنين به مجرّد وجود مشكلات و سختى‏هاى اقتصادى جايز نمى‏شود.
پرسش:
پزشك بعد از معاينه در ماههاى اول حاملگى به زن گفته است كه استمرار باردارى احتمال خطر جانى براى او دارد و در صورتى كه حاملگى ادامه پيدا كند، فرزندش ناقص‏الخلقه متولد خواهد شد و به همين دليل پزشك دستور سقط جنين داده است، آيا اين كار جايز است؟ و آيا سقط جنين قبل از دميده شدن روح به آن جايز است؟
پاسخ:
ناقص‏الخلقه بودن جنين، مجوّز شرعى براى سقط جنين حتّى قبل از ولوج روح در آن محسوب نمى‏شود، ولى اگر تهديد حيات مادر بر اثر استمرار حاملگى مستند به نظر پزشك متخصص و مورد اطمينان باشد، سقط جنين قبل از ولوج روح در آن اشكال ندارد.
پرسش:
پزشكان متخصص مى‏توانند از طريق استفاده از روشها و دستگاههاى جديد، نواقص جنين در دوران باردارى را تشخيص دهند و با توجه به مشكلاتى كه افراد ناقص‏الخلقه بعد از تولد در دوران زندگى با آن مواجه مى‏شوند، آيا سقط جنينى كه پزشك متخصص و مورد اطمينان آن را ناقص‏الخلقه تشخيص داده، جايز است؟
پاسخ:
سقط جنين در هر سنّى به مجرّد ناقص‏الخلقه بودن آن و يا مشكلاتى كه در زندگى با آن مواجه مى‏شود، جايز نمى‏شود.
پرسش:
آيا از بين بردن نطفه منعقد شده‏اى كه در رحم مستقرّ شده، قبل رسيدن به مرحله علقه كه تقريبا چهل روز طول مى‏كشد، جايز است؟ و اصولاً در كداميك از مراحل ذيل سقط جنين حرام است: 1 - نطفه استقرار يافته در رحم‏ 2 - علقه 3 - مضغه‏ 4 - عظام (قبل از دميدن روح)
پاسخ:
از بين بردن نطفه بعد از استقرار آن در رحم و همچنين سقط جنين در هيچيك از مراحل بعدى جايز نيست.
پرسش:
بعضى از زوج‏ها، مبتلا به بيمارى‏هاى خونى بوده و داراى ژن معيوب مى‏باشند و در نتيجه ناقل بيمارى به فرزندان خود هستند و احتمال اين كه اين فرزندان مبتلا به بيمارى‏هاى شديد باشند، بسيار زياد است و چنين كودكانى از بدو تولّد تا پايان عمر، دائما در وضع مشقّت بارى به سر خواهند برد. مثلا بيماران هموفيلى همواره ممكن است با كوچكترين ضربه‏اى دچار خونريزى شديد منجر به فوت و فلج شوند. حال آيا با توجّه به اين كه تشخيص اين بيمارى در هفته‏هاى اوّل باردارى ممكن است آيا سقط جنين در چنين مواردى جايز است؟
پاسخ:
اگر تشخيص بيمارى در جنين قطعى است و داشتن و نگهداشتن چنين فرزندى موجب حرج مى‏باشد، در اين صورت جايز است قبل از دميده شدن روح، جنين را اسقاط كنند ولى بنابر احتياط، ديه آن بايد پرداخت شود.
پرسش:
سقط جنين فى‏نفسه چه حكمى دارد؟ و در صورتى كه ادامه باردارى براى زندگى مادر خطر داشته باشد، حكم آن چيست؟
پاسخ:
سقط جنين شرعاً حرام است و در هيچ حالتى جايز نيست مگر آنكه استمرار حاملگى براى حيات مادر خطرناك باشد كه در اين صورت سقط جنين قبل از ولوج روح، اشكال ندارد، ولى بعد از دميدن روح جايز نيست حتّى اگر ادامه حاملگى براى حيات مادر خطرناك باشد مگر آنكه استمرار باردارى، حيات مادر و جنين هر دو را تهديد كند و نجات زندگى طفل به هيچ وجه ممكن نباشد ولى نجات زندگى مادر به تنهايى با سقط جنين امكان داشته باشد.
پرسش:
مقدار ديه جنينى كه دو ماه و نيم عمر دارد، در صورتى كه عمداً سقط شود چقدراست و پرداخت آن برعهده كيست؟
پاسخ:
اگر علقه باشد ديه آن چهل دينار است و اگر مضغه باشد شصت دينار است و اگر استخوان بدون گوشت باشد هشتاد دينار است و ديه به وارث جنين با رعايت طبقات ارث پرداخت مى‏شود ولى وارثى كه مباشر سقط جنين بوده از آن، سهمى ندارد.
پرسش:
اگر زن باردارى مجبور به معالجه لثه يا دندانهايش شود و بر اساس تشخيص پزشك متخصص نياز به عمل جراحى پيدا كند، آيا باتوجه به اينكه بيهوشى و عكسبردارى با اشعه باعث نقص جنين در رحم مى‏شود، سقط جنين براى او جايز است؟
پاسخ:
دليل مذكور مجوّزى براى سقط جنين محسوب نمى‏شود.

پرسش:
اگر جنين در رحم، مشرف به موت حتمى باشد و باقى ماندن آن در رحم به همان حال براى زندگى مادر خطرناك باشد، آيا سقط آن جايز است و اگر شوهر آن زن مقلّد كسى باشد كه سقط جنين در حالت مذكور را جايز نمى‏داند، ولى زن و اقوام او از كسى تقليد مى‏كنند كه آن را جايز مى‏داند، تكليف مرد در اين حالت چيست؟
پاسخ:
چون در فرض سؤال امر دائر است بين مرگ حتمى طفل به تنهايى و بين مرگ حتمى طفل و مادر او، بنابر اين چاره‏اى جز اين نيست كه لااقل زندگى مادر با سقط جنين نجات داده شود و در فرض سؤال، شوهر حق ندارد همسرش را از اين كار منع كند، ولى واجب است تا حد امكان بگونه‏اى عمل شود كه قتل طفل مستند به كسى نشود.
پرسش:
آيا لقاح آزمايشگاهى در صورتى كه اسپرم و تخمك از زن و شوهر شرعى باشد،جایزاست؟
پاسخ:
عمل مذكور فى‏نفسه اشكال ندارد ولى واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود.
پرسش:
بر فرض جواز، آيا جايز است اين كار توسط پزشكان نامحرم صورت بگيرد؟ و آيا فرزندى كه از اين طريق بدنيا مى‏آيد ملحق به زن و شوهرى است كه صاحب اسپرم و تخمك هستند؟
پاسخ:
كودكى كه از اين طريق متولد مى‏شود ملحق به زن و شوهرى است كه صاحب اسپرم و تخمك هستند.
پرسش:
گاهى بعضى از زوج‏ها به علت عدم تخمك گذارى در زن كه وجود آن براى عمل لقاح ضرورى است، مجبور به جدايى شده و يا به علت عدم امكان درمان بيمارى و بچه‏دار نشدن، با مشكلات زناشويى و روحى مواجه مى‏شوند، آيا در اين صورت جايز است كه به روش علمى از تخمك‏گذارى زن ديگرى براى انجام عمل لقاح با نطفه شوهر در خارج از رحم استفاده شود و سپس نطفه لقاح يافته به رحم آن زن منتقل گردد؟
پاسخ:
عمل مذكور هر چند فى‏نفسه اشكال ندارد ولى كودكى كه از اين طريق متولد مى‏شود ملحق به صاحب نطفه و تخمك بوده و الحاق آن به زنى كه صاحب رحم است مشكل مى‏باشد لذا بايد نسبت به احكام شرعى مربوط به نسب، احتياط رعايت شود.
پرسش:
اگر نطفه از شوهر گرفته شود و بعد از وفات او با تخمك همسرش لقاح شده و سپس به رحم او منتقل شود، اولاً آيا اين عمل شرعا جايز است؟ ثانياً آيا كودكى كه متولد مى‏شود فرزند آن مرد است و از نظر شرعى به او ملحق مى‏شود؟ و ثالثاً آيا فرزندى كه به دنيا مى‏آيد از صاحب نطفه ارث مى‏برد؟
پاسخ:
عمل مذكور فى‏نفسه اشكال ندارد و كودك به صاحب تخمك و رحم ملحق مى‏شود و الحاق آن به صاحب نطفه هم بعيد نيست ولى از او ارث نمى‏برد.
پرسش:
آيا تلقيح نطفه مردى نامحرم به همسر مردى كه بچه‏دار نمى‏شود، از طريق قراردادن نطفه در رحم او جايز است؟
پاسخ:
تلقيح زن از طريق نطفه مرد نامحرم فى‏نفسه اشكال ندارد ولى بايد از مقدمات حرام از قبيل نگاه و لمس حرام و غير آنها اجتناب شود و به هر حال در صورتى كه با اين روش كودكى به دنيا بيايد، ملحق به شوهر آن زن نمى‏شود بلكه ملحق به صاحب نطفه و به زنى است كه صاحب رحم و تخمك است.
پرسش:
اگر زن شوهردارى به علت يائسگى يا غير آن تخمك‏گذارى نكند، 1- آيا جايز است تخمكى از زن دوم شوهرش بعد از تلقيح با نطفه شوهر به رحم او منتقل شود؟ و آيا در اين مورد تفاوتى هست بين اينكه او يا زن دوم همسر دائم باشند يا موقت؟ - كداميك از دو زن مادر كودك خواهند بود؟ صاحب تخمك يا صاحب رحم؟ 3 - آيا اين عمل در صورتى كه نياز به تخمك همسر ديگر بخاطر ضعف تخمك زن صاحب رحم باشد به حدّى كه در صورت لقاح نطفه شوهر با آن، خوف اين وجود داشته باشد كه كودك معيوب متولد شود، نيز جايز است؟
پاسخ:
1 - اصل عمل مذكور شرعاً مانعى ندارد و در اين حكم، فرقى نيست بين اينكه نكاح آنان دائم باشد يا منقطع و يا يكى دائم باشد و يكى منقطع. 2 - كودك ملحق به صاحب اسپرم و تخمك است و الحاق او به صاحب رحم هم، مشكل است، بنابر اين بايد در ترتيب آثار نسب، نسبت به وى احتياط مراعات شود. 3 - اين كار فى‏نفسه جايز است.
پرسش:
آيا در صورتهاى زير تلقيح زن با نطفه شوهرش كه از دنيا رفته، جايز است؟ الف - بعد از وفات شوهر ولى قبل از انقضاى عدّه ب - بعد از وفات او و بعد از انقضاى عدّه ج - اگر آن زن بعد از فوت شوهرش با مرد ديگرى ازدواج نمايد، آيا جايز است خود را با نطفه شوهر اولش تلقيح كند؟ و آيا در صورت فوت شوهر دوم، جايز است خود را با نطقه شوهر اولش بارور كند؟
پاسخ:
اين عمل فى‏نفسه اشكال ندارد و فرقى نمى‏كند كه قبل از انقضاى عدّة باشد يا بعد از آن و همچنين فرقى نيست بين اينكه ازدواج كرده باشد ياخير، و در صورت ازدواج هم فرقى نمى‏كند كه لقاح با نطفه شوهر اولش بعد از وفات شوهر دومش باشد يا در حال حيات او، ولى اگر شوهر دوم او زنده باشد بايد اين كار با اجازه و اذن او صورت بگيرد.
پرسش:
امروزه مى‏توان تخمك‏هايى را كه در خارج از رحم بارور شده‏اند در مكانهاى مخصوصى بطور زنده نگهدارى كرد و در صورت نياز آنها را در رحم صاحب تخمك قرار داد، آيا اين كار جايز است؟
پاسخ:
اين عمل فى‏نفسه اشكال ندارد.
پرسش:
برخى از افراد در ظاهر مذكّر هستند ولى از جهات روحى و روانى ويژگيهاى جنس مونّث را دارند و تمايلات جنسى زنانه در آنان بطور كامل وجود دارد و اگر مبادرت به تغيير جنسيت نكنند به فساد مى‏افتند. آيا معالجه آنان از طريق انجام عمل جراحى جايز است؟
پاسخ:
عمل جرّاحى مذكور براى كشف و آشكار كردن واقعيت جنسى آنان اشكال ندارد، به شرطى كه اين كار مستلزم فعل حرام و ترتّب مفسده‏اى نباشد.

منبع :www.parsine.com

سه شنبه, 28 مرداد 1393 07:31
احکام پزشکی
سؤال: به منظور مرتفع نمودن بوى بد دهان و نیز کشتن میکروب هاى دهان و لثه ها آیا استفاده از دهان شوهاى محتوى الکل بلا اشکال است یا خیر ؟ دهان شوهاى مذکور از نظر پزشکى براى غرغره در دهان است و فرو بردن آنها مضر است ؟
پاسخ: به نحو مذکور مانعى ندارد .
سؤال: حکم طبابت براى شخص بهائى را از نظر فقهى ذکر کنید؟
پاسخ: اشکال ندارد.
سؤال: آیا الکل طبى (نه الکل صنعتى) که براى تزریقات استفاده مى شود پاک است؟
پاسخ: پاک است.
سؤال: آیا رفتن مرد به دکتر زن و یا مراجعه مرد به امپول زن خانم اشکال شرعى دارد یا نه این سوال را یکبار در صورتى در نظر بگیرید که دکتر و امپول زن مرد در دسترس نباشد و یکبار در دسترس باشد ؟
پاسخ: اگر دکتر مرد در دسترس نباشد مانعى ندارد و همچنین اگر با مراجعه به خانم حدود شرعیه مراعات شود .
سؤال: با توجه به اینکه اغلب پزشکان مرد حاذق تر از پزشکان زن مىباشند بطور کلى استفاده مرد از پزشک زن و استفاده زن از پزشک مرد حتى براى بیماریهاى تناسلى چه حکمى دا رد؟
پاسخ: جایز نیست مگر در حال اضطرار به معالجه و پزشک مرد ـ مثلاً ـ حاذق تر باشد.
سؤال: در رشته دندانپزشکی مشغول تحصیل هستم و در کلاس درس مجبوریم به جسد یا اجزای آن به طور جداگانه دست بزنیم تکلیف چیست ؟
پاسخ: اگر دستکش بین جسد میت و دست حائل باشد این تماس موجب غسل می شود و در صورتی که جسد میت متفرق الاجزاء باشد مس بعضی از آن ـ اگر به حد معظم الاجزاء نرسد ـ موجب غسل نمی شود .
سؤال: کادر پزشکی در بیمارستان چه موقعی باید بعد از مس فردى که در حالت مرگ است غسل نماید ؟
پاسخ: خیر غسل نمی خواهد مگر اینکه سرد شده باشد .
سؤال: مراجعه یک خانم به دکتر مرد در صورتى که دکتر زن حاذق تر از وى را سراغ نداشته باشد چه حکمى دارد ؟ و همچنین جهت انجام عمل پزشکى مثل سونوگرافى و رادیولوژى رجوع یک خانم به پزشک مرد چه حکمى دارد ؟
پاسخ: در فرض مسئله اشکالى ندارد .
سؤال: بستن لوله هاى زن و مرد که مستلزم عقیم شدن است چه حکمى دارد و آیا رضایت طرف شرط است و اگر پزشک انجام دهد مستلزم دید مى باشد ؟
پاسخ: اگر مستلزم ضرر کلى نباشد مانعى ندارد و اگر عمل مذکور موجب ضرر کلى شود مانند اینکه مستلزم قطع یکى از اعضاء رئیسى بدن باشد پس عمل مذکور جائز نمى باشد و رضایت مراجعین مرجب رفع حرمت شرعى نمى شود . و اگر موجب قطع یکى از اعضاء رئیسى بدن مانند تخمدان در زن شود پس فعل حرام مى شود و بر ذمه پزشک مباشر عمل دیه ثابت مى شود .
سؤال: بیمار بعلت بیمارى دیگرى تحت عمل جراحى قرار مى گیرد و آیا در اینجا مى توان بیمار را وازکتومى کرد؟ در مقام اضطرار چطور ؟
پاسخ: اگر لمس و نظر زائدى لازم نیاید اشکال ندارد ولى در مقام ضرورت اشکال ندارد
سه شنبه, 28 مرداد 1393 07:18

استفتائات پزشكى

مطابق با فتواى حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج شيخ لطف الله صافى گلپايگانى

مسائل مربوط به هزينه درمان

س 36 ـ اگر پزشك ، سعى خود را در مداواى بيمار انجام دهد ولى بيمار بهبودى نيابد آيا پزشك نسبت به هزينه درمانى كه بيمار قبلاً پرداخته حق ويزيت مديون است ؟

ج 36 ـ ظاهــراً حــق ويــزيـــتى كـه پـزشـك دريـافـت مـى كـند مـشروط بـه بـهـبـودى يافتن بـــيمار نيـــست . والله العالم

س 37 ـ بــا تــوجــه بــه ايــن كــه حــق طــبابــت ـ هــماننــد حــق وكــالــت و مــواردى از ايــن قــبيل و بــر خــلاف اجــناس كه داراى قــيمت خاصــى هســتند ـ از لــحاظ مــادّى ، غيــر قــابـل تــعيين مــى بـاشـد بــه نــظر حــضرت عــالــى بــهتريــن راه تــعيين مــيزان حــق طــبابــت چــيست ؟ آيــا مــقـدارى كه دولــت تــعيين مــى كــند در هر شــرايــطى قــابــل دريــافـت است و پزشك مديون نخواهد بود ؟

ج 37 ـ تعــيين اجـــرت طــبابــت مــوكــول بــه تــراضــى طــرفـين اسـت اگـر خــود پــزشـك مــبلغى را تعــيين كــند او را به كمــتر از آن مبــلغ نمــى تـوان الـزام كرد و اگـر حـاكـم شــرع در بـعض مــوارد بــر اسـاس مصـالـح عــامه لازم الاســتيفاء مبــلغى را مــعيّن نـمود و پــزشـك آن مبــلغ را حــقّ ويــزيـت خـود قـرار داد دريــافــت آن مبــلغ بــراى او حــلال اســت . والله العالم

س 38 ـ به نظر حضرت عالى بهــترين روش دريافــت حق طبابــت چگونه است ؟

ج 38 ـ بر اساس عــدم اجحــاف و تعــيين حـق ويـزيـت مـناسـب با طبقات كم درآمد ولـى در اصـل مشــروعـيت عـمل ، تـراضـى طـرفـين مـيزان اسـت .والله العالم

س 39 ـ آيـا دريافـت حـق طبابت ، قبل از بهبود بيمارى طبق روش مرسوم صحيح است ؟

ج 39 ـ اگر بيمار با پزشك قرارداد كند كه مبلغى را در مقابل معالجه و بهبودى اش باو بدهد تا بهبود نيافته آن مبلغ را بدهكار نيست و همچنين اگر براى عمل جرّاحى مبلغى را معلوم كنند تا آن عمل انجام نشده بيمار چيزى بدهكار نيست و همچنين پزشك براى معاينه و دادن نسخه بعد از انجام آن مستحق اجرت است مگر اينكه در هر يك از اين سه مورد ترتيب ديگرى را معين كنند ولى اگر بيمار پزشك را براى انجام يكى از اين كارها اجير كند ظاهر اينستكه بمجرد وقوع معامله ذمّه پزشك مديون عمل و ذمّه بيمار مديون اجرت مى شود . والله العالم

 

مسائل مربوط به معاينات

با توجه به اينكه معاينه ، تنها شامل اندازه گيرى نبض ، حرارت و فشار خون نيست بلكه طبق نظريات علوم پزشكى ـ در كتاب هاى نشانه شناسى ـ بايد شامل نگاه ، لمس ، دق ، سمع و نيز معاينات فيزيكى خاص در مورد تمامى اعضا و جوارح كه معمولاً از روى لباس امكان پذير نيست در مورد هر بيمارى و در هر شرايطى باشد ، در جهت : تشخيص ساده بسيارى بيمارى ها ، عدم تحميل هزينه هاى اضافى ناشى از آزمايشات متعدد بر بيمار ، تسريع تشخيص و كاستن از خطرات تشخيص به وسيله راههاى ديگر ، و لذا وظيفه پزشكى انجام هريك را ايجاب مى كند و در صورت عدم انجام هر يك ، گاه تشخيصى كه به راحتى بايد صورت گيرد انجام نمى شود و با عدم تشخيص ، بيمارى پيشرفت مى كند و جان بيمار در معرض خطر قرار مى گيرد . و نظر به اين كه در فتاواى مراجع بزرگوار آمده است كه اگر پزشك خانم در دسترس باشد ، جائز نيست بيمار خانم به پزشك مرد مراجعه نمايد ، خواهشمند است در موارد زير ، بفرماييد :

س 40 ـ اگر بطور مثال بيمار خانمى كه جانش در خطر است به تنها پزشك يك روستاى دور افتاده كه مرد است مراجعه كند آيا اين پزشك مجاز است هر گونه معاينه ضرورى را در مورد بيمار انجام دهد ؟

ج 40 ـ بلى با اينكه پزشك زن بطور عادى در دسترس نيست مرد ميتواند هرگونه معاينه را كه ضرورت داشته باشد انجام دهد . والله العالم

س 41 ـ در فرض فوق سؤال 40 اگر جان بيمار در خطر نباشد بلكه يك بيمارى خفيف يا متوسط وجود داشته باشد آيا بيمار خانم حتماً بايد به پزشك خانم در شهر مراجعه كند و يا در همانجا پزشك مرد مجاز است با انجام معاينات ضرورى ، اقدام به تشخيص و درمان نمايد ؟

ج 41 ـ اگر بطور عادى و بدون حرج و مشقت رفتن به شهر ميسر است بايد در شهر به پزشك زن مراجعه نمايد . والله العالم

س 42 ـ در صورت لزوم ، به طور كلى چه پزشك خانم در دسترس باشد و چه نباشد لمس بدن خانم بيمار از روى لباس ، چه صورت دارد ؟

ج 42 ـ اگر فتنه وتهييج غريزه جنسى نباشد اشكال ندارد . والله العالم

س 43 ـ ذكر نكته مهمى در اينجا ضرورى بنظر مى رسد كه :

اگر هم با يك سرى تمهيدات لازم بتوانيم در سطح كشور ، موفق به جداسازى مراكز درمانى خواهران از برادران بشويم ، با توجه به اين كه هر پزشكى در طول دوران دانشجويى خود بايد هر چند مختصر از انواع و اقسام اختلالات وبيمارى ها چه در مورد آقايان و چه خانم ها آگاهى يافته وآموزش ببيند اعم از انجام معاينات كامل ، آگاهى از بيمارى هاى زنان و چگونگى انجام زايمان سالم و . . . و با توجه به اين كه در مورد دانشجويان ، اين موارد بيشتر آموزشى هستند تا درمانى ، يعنى ممكن است نجات جان بيمار در همان زمان وابسته به اين زمان نباشد اما به وسيله اين آموزش كه در بيمارستان هاى آموزشى صورت مى گيرد دانشجو براى مراحلى كه در آينده زندگى بيماران وابسته به وجود او خواهد بود ، آماده مى شود و از اينرو هر يك از دانشجويان در دروه هاى مختلف ، ملزم و مجبور به گذراندن واحدهاى درسى در تمامى بيمارستان اعم از زنان و مردان ، فراگيرى تمامى مسائل و امتحان دادن در پايان دوره مى باشند تا بتوانند در نهايت فارغ التحصيل موفق باشند .

با در نظر گرفتن تمامى اين شرايط ، بفرماييد تكليف و وظيفه دانشجو چيست ؟ آيا مى تواند به خاطر رعايت مسائل شرعى از فراگيرى كامل بسيارى مسائل بگذرد و در نتيجه در گذراندن واحدهاى درسى هم ناموفق باشد ؟ و يا در هر شرايطى و با هر وسيله اى بايد به فراگيرى صحيح كارش بپردازد تا در آينده كمتر دچار مشكل شود ؟ و بطور كلى چگونه مى توان بين وظيفه پزشكى و دانشجويى كه در كتب پزشكى ، بر انجام آنها تأييد شده و وظيفه شرعى واسلامى كه طبيعتاً نبايد با وظيفه پزشكى تناقض داشته باشد جمع كرد ؟

ج 43 ـ با توجّه به ضرورت ونياز مبرم عامه و توقف حفظ نفوس محترمه بر فراگيرى بسيارى از امور مذكوره ميتوان فراگرفتن اين اطلاعات علمى پزشكى را از واجبات كفائيه دانست عليهذا هر چند مستلزم ارتكاب بعض از اعمالى كه فى حدّ نفسه وقطع نظر از تزاحم آن باتكليف اهم محرم است باشد بر اساس قاعده تزاحم ، دفع مفسده أهم به ارتكاب مفسده مهم يا جلب مصلحت اهم به ترك مصلحت مهم ، در همه اين موارد كه تكاليف شرعيه با يكديگر تزاحم پيدا مى كنند ارتكاب اقلّ المحذورين جائز است ولى بايد كمال احتياط ملاحظه شود كه از حدّ ضرورت خارج نشود . والله العالم

س 44 ـ همانطور كه مستحضر مى باشيد تخصص هاى علوم پزشكى بسيار زياد است و متخصصين خانم در هر رشته معمولاً در حال حاضر در ايران بجز در برخى رشته ها يا نادر يا كم مى باشند فلذا در شهرهاى كوچك و بزرگ نيز بايد به خاطر تعداد زياد بيماران و تعداد كم پزشك و يا تحميل هزينه گزاف ، همانطور كه بسيار شايع است خانم هاى بيمار به پزشك مرد مراجعه مى كنند ، در اين صورت وظيفه پزشك مورد مراجعه چيست ؟ آيا اگر بتواند و يا احتمال دهد كه مى تواند با معاينات مختلف و ضرورى بيمارى را تشخيص و درمان كند مكلّف است چنين كارى را انجام دهد و يا بايد وى را به يك پزشك خانم ارجاع دهد ؟ در شرايطى كه خيلى از بيماران ، بدلايل فوق قادر به اين كار نيستند ، آيا در صورت ارجاع و تأخير در تشخيص و درمان بيمارى وى ، اين پزشك مسئول نيست ؟

ج 44 ـ اگـر ارجـاع بيمار زن به پزشك زن موجب تأخير در معالجه و در نتيجه معرض خطر براى بيمار است ارجاع او به پزشك زن در محلّ ديگر جائز نيست و اگر خطرى ندارد او را به پزشك زن ارجاع دهد . ولى اگر بتواند بوسيله دستيار زن معاينات لازم را انجام دهد ارجاع لازم نيست . والله العالم

س 45 ـ در صورت لزوم ، مشاهده ولمس موهاى خانم بيمار ، جهت معاينه توسط پزشك مرد چه صورت دارد ؟

ج 45 ـ در مثل اين مورد بايد ضرورت هائى كه بآن اشاره شد وجود داشته باشد والاّ جائز نيست . والله العالم

س 46 ـ اگر پزشك مرد ناچاراً مجبور به معاينه خانم بيمار شد و يا بر عكس خانم بيمار ناچار به مراجعه به پزشك مرد شد با توجه به اين كه در صورت رعايت كامل مسائل شرعى و اخلاقى در معاينه كامل خانم ها شايد بتوان گفت بيش از 90% معاينات كه در كتب پزشكى به انجام آنها تأكيد شده است بايد انجام نگيرد ، اگر با اين گونه معاينه سطحى و غير كامل ، بيمارى وى تشخيص صحيح داده نشد و درمان كامل صورت نگرفت آيا پزشك مسئول است ؟ اگر مسئول است چاره چيست ؟ آيا بايد بر خلاف مسائل شرعى عمل كند ؟

تذكر اين نكته ضرورى است كه پزشكان متخصص و مجرب بدون احتياج به معاينات كامل ممكن است بتوانند تشخيص و درمان انجام دهند اما براى افراد نا مجرب و دانشجويان ، تا رسيدن به اين مرحله ، زمان زيادى لازم است .

ج 46 ـ اگر پزشكى كه در دسترس است منحصر باشد به پزشكى كه بدون معاينه كامل نميتواند بيمارى را تشخيص دهد طبعاً معاينه كامل ضرورت دارد و جايز است و بدون معاينه لازم اقدام به معالجه جايز نيست . والله العالم

س 47 ـ با توجه به اين كه جهت معاينه ساده پروستات ، حتماً بايد از طريق مقعد ، بيمار را مورد بررسى قرار داد تا تشخيص قطعى بيمارى هاى پروستات داده شود ، همچنين در بسيارى بيمارى هاى آلات ادرارى ـ تناسلى ، مشاهده و گاه لمس آنها ضرورى است ، آيا در چنين مواردى پزشك مرد مى تواند بيمار مرد را بدون اشكال شرعى معاينه نمايد ؟ اگر با عدم انجام اين معاينه ، متوجه بيمارى نشود و بيمارى مثلاً سرطان پيشرفت كند ، آيا پزشك مسئول است ؟

با توجه به اين كه استفاده از آينه ، هميشه امكان پذير نيست ودر ضمن عمل لمس را نيز بايد با ديد كامل با دست انجام داد و از اين رو در حال حاضر در تمامى مراكز درمانى اين معاينه مستقيماً انجام مى شود .

ج 47 ـ جواز وعدم جواز همه اين امور دائر مدار ضرورت وعدم ضرورت و امكان اكتفا به ارتكاب محذور أخف و عدم آن است . والله العالم

س 48 ـ طبق نظرات علوم پزشكى ، يكى از معايناتى كه امروزه در هر بيمارى بخصوص در بيمارى هاى ادرارى ـ تناسلى جزو معاينات اصلى اوليه به شمار مى آيد اگر چه در انجام آن ، متأسفانه يا خوشبختانه مسامحه مى شود عملى به نام «توشِه رِكتال» است ـ كه يك نوع معاينه نظرى و لمسى از طريق مقعد مى باشد ـ و از طرفى يكى از دقيقترين روش هاى تعيين درجه حرارت فرد از طريق مقعد مى باشد ، با توجه به اين موضوعات و اين كه اين معاينات گاهى به خاطر احتياط در جهت تشخيص يا رد برخى بيمارى ها انجام مى شود و گاهى در تشخيص برخى بيمارى ها بسيار مؤثر و روش كم خرج و ساده اى به نظر مى آيد ، آيا پزشك مرد مجاز است چنين معاينه اى را چه جهت آموزش (به وسيله دانشجويان) و چه جهت تشخيص احتمالى يا قطعى در مورد بيمار مرد انجام دهد ؟ و اگر با عدم انجام آن ، متوجه بيمارى و راه درمان وى نشود آيا مسئول نيست ؟

ج 48 ـ با اقتضاى ضرورت به مقدار دفع ضرورت جائز است و بيشتر جائز نيست . والله العالم

 

مسائل مربوط به پيوند اعضا

س 49 ـ اگر جسدى مجهول الهويه كه اعضاى قابل پيوندى داشت ، در دسترس باشد آيا مى توان اين اعضا را به بيمارى كه محتاج است ، پيوند زد ؟

ج 49 ـ اگر جسد كافر باشد اشكال ندارد و نسبت به جسد مسلم در صورتى كه جسد كافر در دسترس نباشد و حفظ نفس مسلمانى ديگر برآن توقف داشته باشد حكم بجواز خصوصاً باذن مجتهد جامع الشرايط قابل توجيه است ولى ديه آن ساقط نميشود . والله العالم

در مواردى كه نجات جان بيمار مسلمانى وابسته به پيوند يك يا چند عضو از شخص ديگرى باشد لطفاً بفرمائيد :

س 50 ـ در فرض مسأله فوق (49) اگر بعداً ولىّ متوفّى پيدا شود و از اين كار ناراضى باشد ، چه بايد كرد ؟

ج 50 ـ در صورت توقف حفظ نفس محترمه بر آن ، اگر آن را قابل توجيه دانستيم عدم رضايت ولى مضرّ نيست . والله العالم

س 51 ـ اگر شخصى وصيت كند بعد از وفاتش ، اعضاى قابل پيوندش را به بيماران پيوند زنند آيا مجاز به اين كار هستيم ؟

ج 51 ـ در صورت توقف حفظ نفس محترمه بر آن ، جواز قابل توجيه است و الاّ وصيّت شخص مجوّز نيست . والله العالم

س 52 ـ اگر شخصى وصيت كند بعد از وفاتش ، اعضايش را به ديگران پيوند زنند امّا ولىّ وى پس از مرگش از اين كار ناراضى باشد آيا مجازيم اين كار را بدون اجازه ولىّ انجام دهيم ؟

ج 52 ـ جواز فقط در صورت توقف حفظ نفس محترمه بر آن قابل توجيه است . والله العالم

س 53 ـ اگر شخصى از پيوند اعضاى خود به ديگران پس از مرگش ناراضى باشد ولى پس از وفاتش ولىّ وى مايل به اين كار باشد آيا مى توانيم چنين كارى انجام دهيم ؟

ج 53 ـ از جواب پرسش هاى قبل جواب اين سئوال هم معلوم ميشود . والله العالم

س 54 ـ اگر شخصى در طول زندگيش نظر مخالف يا موافقى در مورد پيوند اعضايـش نداشـت ، آيـا پس از مرگش مى توان به اجازه ولىّ وى چنين كارى را انجـام داد ؟

ج 54 ـ از جوابهاى قبل جواب اين سؤال هم معلوم ميشود . والله العالم .

س 55 ـ آيـا برداشتـن عضـو از بـدن فـرد زنـده جهـت پيونـد ، مستلـزم پرداخـت ديـه مى باشد ؟

ج 55 ـ بـدون درخواست او ديه دارد و با درخواست خودش اثبات ديه محلّ تأمّل است و اما حكم تكليفى از جواب ساير مسائل معلوم ميشود . والله العالم

س 56 ـ اگر احتمال بدهيم با برداشتن يك يا چند عضو از شخصى كه زنده است ، در آينده نزديك يا دور وى دچار عوارض خفيف يا شديد خواهد شد و از طرفى نجات جان بيمار ديگرى وابسته به همين كار باشد . و مورد ديگرى نيز در دسترس نباشد ، آيا مجازيم بدون آگاهى دادن شخص پيوند دهنده ، چنين كارى را انجام دهيم؟ اگر به وى اطلاع بدهيم و با تمايل وى عضو پيوندى را از بدنش خارج كنيم ، در صورت ايجاد عارضه در وى ، آيا پزشك مسئول است ؟

ج 56 ـ بدون آگاهى او مسلماً جائز نيست و با آگاهى و اذن او و توقف حفظ جان بيمار جواز قابل توجيه است ولى با احتمال خطر جانى حرام و با عارضه
شديد براى خود شخص حكم بجواز مشكل است . والله العالم

س 57 ـ اگـر مـطمئن بـاشيـم و يـا احـتمال دهـيم كـه ايـن پيـونـد رد خـواهد شـد و نـهايـتاً مـفيد نـخواهـد بـود آيـا مـجازيـم بـا خـوش بيـنى و به عنوان كمـك به بيـمار ، از بدن فـرد زنده يا مرده ديگرى عضـوى را جدا و به آن بيـمار پيـوند بزنيم؟

ج 57 ـ با اطمينان به عدم فائده جائز نيست و با احتمال عقلائى در صورت توقف حفظ نفس محترمه بر آن قابل توجيه و بررسى است . والله العالم

س 58 ـ با توجه به اين كه بعد از پيوند ، شيمى درمانى ضرورى به نظر مى رسد وهمين عمل باعث عوارض خفيف تا شديد در بيمار مى گـردد ، آيا پزشكى كه مجبوربانجام اين كارجهت عدم ردّ پيوند مى باشد در ايجاد عوارض آن، مسئول است؟

ج 58 ـ اگر عنوان درمان و معالجه دارد اشكال ندارد . والله العالم

س 59 ـ آيا مى توان اعضاى شخصى را كه دچار مرگ مغزى شده است و از لحاظ پزشكى اميدى به زنده ماندن وى نيست ، ولى برخى اعضايش مثل قلب وى براى مدتى هنوز كار مى كنند به بيمارى كه محتاج است پيوند زد ؟

با توجه به اين كه اگر صبر نماييم ، ممكن است ديگر ، اعضايش ، قابل پيوند نباشند .

ج 59 ـ اگر سبب تسريع در مرگ يا شدت بيمارى او مى شود جائز نيست و بـدون آن هـم چـون كسـب اجـازه از بيمـار ممكـن نيست جائز نمى باشد .والله العالم

س 60 ـ آيا براى شخص جائز است كه اجازه دهد در حال حيات يا پس از مرگ ، بعض اعضاى او كه حفظ نفس بيمارى بر آن متوقف نيست از قبيل انگشت ، دست ، قرنيه چشم و . . . را در مقابل وجه يا مجاناً بديگرى پيوند زنند ؟

ج 60 ـ جائز نيست . والله العالم

س 61 ـ آيا مى توان از اعضاى بدن خوك به انسان پيوند زد ؟

ج 61 ـ ظاهراً اشكالى ندارد چون بعد از پيوند ، جزء بدن انسان محسوب مى شود . والله العالم

 

مسائل مربوط به تشريح

س 62 ـ آيا مجازيم مسلمانى را كه وصيت كرده بعد از وفاتش ، وى را تشريح كنند ، تشريح نماييم ؟

ج 62 ـ با عدم ضرورت مانند حفظ نفس محترمه و امكان استفاده از جسد ميت كافر ولو با خريد آن جائز نيست . والله العالم

س 63 ـ اگر ندانيم جسدى كه در اختيار ماست جسد يك مسلمان است يا كافر يا اهل كتاب ، آيا مجازيم آن را تشريح نماييم ؟

ج 63 ـ دائر مدار اين است كه ميّت درچه محلى باشد اگر در دار الاسلام وبلاد مسلمين است محكوم به اسلام است و تشريح

س 64 ـ آياتفاوتى بين اهل تسنن واهل تشيّع درعدم جوازتشريح جسد،وجوددارد؟

ج 64 ـ تفاوتى وجود ندارد . والله العالم

س 65 ـ آيا مى توان جسد افراد به ظاهر مسلمان ـ مسلمان شناسنامه اى ـ را كه به خاطر ارتداد ، فساد اخلاقى ، قاچاق مواد مخدر ، مسائل سياسى و . . . اعدام شده اند تشريح نمود؟

ج 65 ـ مرتدّ حكم كافر را دارد ولى مسلمان محكوم به اعدام جسدش حكم جسد مسلمان را دارد . والله العالم

س 66 ـ آيا مى توان براى تشريح ، جهت آموزش ، به علّت كمبود جسد واستخوان كه بدون آنها آموزش امكان پذير نيست اقدام نبش قبر غير مسلمانان نمود ؟

ج 66 ـ اگر در ذمّه اسلام نبوده جائز است و اگر در ذمّه اسلام بوده در صورتيكه طبق آداب خودشان جائز باشد اشكالى ندارد . والله العالم

س 67 ـ در فرض مسأله فوق (66) اگر ندانيم اين قبر متعلق به مسلمان يا غير مسلمان است ، آيا مجازيم نبش قبر انجام دهيم ؟

ج 67 ـ اگر در بلاد مسلمين است جائز نيست . والله العالم

س 68 ـ در صورتى كمبود جسد و استخوان ، آيا مى توانيم استخوان هايى را كه در بيابان و قبرستان ها مى يابيم و يا به وسيله عمليات حفارى شهردارى ها در سطح خاك ظاهر مى شوند ـ چه متعلق به مسلمانان و چه غير مسلمانان ـ مدتى جهت آموزش استفاده كرده و بعد از اتمام كار ، به يك مركز آموزشى هديه نماييم ويا دفن كنيم ؟

ج 68 ـ استخوان مرده مسلمان بايد فوراً دفن شود . والله العالم

س 69 ـ 1 : آيا براى تشخيص علت مرگ جهت پيشرفت علم پزشكى و تعليم به دانشجويان شكافتن ـ كالبد شكافى ـ جائز است ؟

2 : اگر كالبد شكافى براى كشف جرم و شناسايى قاتل باشد حكم چگونه است؟

3 : اگر كالبد شكافى تنها راه براى رهايى يك متهم بى گناه از مرگ باشد قضيه چند حكم دارد ؟

ج 69 ـ 1 : شكافتن جسد كافر جائز است . والله العالم

2 : جائز نيست . والله العالم

3 : كالبد شكافى در موازين قضائى شرعى به منظور شناختن مجرم جائز نيست و متهم اگر از راههاى مشروع و منطقى جرمش ثابت نشودآزادمى شود .والله العالم

س 70 ـ اگر براى تشخيص حيات يا مرگ مصدومى تنها راه منحصر به شكافتن يكى از شريان هاى وى باشد بفرمائيد :

1 : آيا انجام اين كار جائز است يا خير؟

2 : آيا انجام اين عمل درصورت ضرورت مستلزم پرداخت ديه مى باشد ياخير ؟

3 : اگر بايد ديه پرداخت شود به عهده كيست كه بپردازد ؟

ج 70 ـ 1 و 2 و 3 : براى مجرّد تشخيص حيات يا مرگ ، شكافتن شريانهاى مصدوم جائز نيست ولى اگر مقدمه معالجه او باشد جايز است وبا اذن خود او يا ولى او يا مجتهد جامع الشرائط يا وكيل مجتهد و در صورت توقف حفظ حيات او بر شكافتن شريان وفوريّت آن و عدم دسترسى به ولى وجوب ديه معلوم نيست . والله العالم .

س 71 ـ معمولاً روى انسان ها آزمايش هاى طبى گوناگونى كه گاه خطرناك هم مى باشد انجام مى دهند براى كسب اطلاعات بيشتر پزشكى در جهت تشخيص امراض و درمان آنها بفرمائيد :

1 : اگر بيمارى قطع داشته كه چنانچه خود را در معرض چنين آزمايشاتى قرار دهد باستقبال خطرات جانى براى خود رفته است ولى از طرفى هم به پيشرفت علم پزشكى و به معالجه و مداواى جامعه مسلمانان در آينده كمك نموده است ، آيا خود را در معرض چنين آزمايشاتى قرار دادن جائز است ؟

2 : اگر ضرر جانى محتمل باشد ، ولى كمك به علم پزشكى فوق الذكر قطعى آيا در اين صورت مى تواند خود را در معرض آزمايش قرار دهد ؟

3 : اگر هيچ گونه علم به ضرر جانى براى خود نداشته باشد و فايده آزمايش هم براى كمك فوق الذكر محتمل باشد ، چه حكمى دارد ؟

4 : اگر فايده آزمايشات فوق الذكر به سود تمامى افراد بشر تمام گردد بفرمائيد حكم خود را در معرض قرار دادن در صورت علم به ضرر و يا احتمال ضرر و يا عدم علم به ضرر چه خواهد بود ؟

5 : در صورتى كه آزمايشات فوق براى اهداف فوق الذكر هيچ گونه ضررى براى انسان بيمار نداشته باشد آيا طبيب بدون اطلاع دادن به بيمار و بدون كسب اجازه از او مى تواند چنين اقدامى نمايد ؟

6 : اگر در صورت ضرورت انجام چنين آزمايشاتى جائز باشد چگونه بودن آن ضرورت را بيان نماييد ؟

ج 71 ـ 1 : جائز نيست . والله العالم

2 : اگر احتمال ضرر معتنى به و عقلائى باشد جايز نيست . والله العالم

3 : جائز نيست چون احتمال ضرر جانى منتفى نيست . والله العالم

4 : جواب همان است كه از سه مسئله قبل دانسته شد . والله العالم

5 : نمى تواند . والله العالم

6 : ضرورت ، توقف حفظ نفس شخص بيمار براى عملى است كه فايده آزمايشى دارد . والله العالم

س 72 ـ اگر آزمايشات فوق روى حيوانات انجام شود كه در پايان آنها حيوانات از بين خواهند رفت بفرمائيد صرف نظر از ضمان آيا چنين كارى براى پيشرفت كارهاى پزشكى جائز است ؟

ج 72 ـ جايز است ولى رحم انسانى و اسلامى اقتضاء دارد كه به صورتى انجام شود كه بى رحمى نسبت به حيوان زبان بسته شمرده نشود و موجب زجر و شكنجه زياد او نشود .والله العالم

س 73 ـ در صورتى كه ضرورت داشته باشد علت مرگ يك شخص بطور مثال جهت تعيين قاتل وى مشخص شود ، آيا مجازيم جسد وى را در پزشكى قانونى ، تشريح نماييم ؟ و يا اگر مدفون باشد ، نبش قبر كرده جسد وى را بررسى نماييم ؟

ج 73 ـ در مورد سؤال حكم بجواز تشريح مشكل است ولى نبش قبر براى ديدن بدن واثبات حق اشكالى ندارد . والله العالم

س 74 ـ با وجود امكان تهيه جسد كافر از خارج چناچه در بعض ممالك اسلامى عمل مى شود آيا واجب است مسئولين مربوطه اقدام نمايند ؟ و با وجود امكان تهيه ، ضرورت جواز تشريح ميت مسلمان پيدا مى شود يا خير ؟

ج 74 ـ با امكان تهيه جسد كافر هر چند بخريد آن باشد تشريخ ميّت مسلمان به عنوان ضرورت جائز نيست . والله العالم

 

مسائل مربوط به دوران باردارى

س 75 ـ اطباء در آزمايشگاهى منى مرد «اسپرم» را با منى زن «اوُوُل» در لوله آزمايش قرار داده و آن را رشد مى دهند به فرمائيد :

1 : آيا آن نطفه رشد يافته را مى توان دور افكند يا اينكه حكم سقط جنينى را پيدا مى كنند و بايد تا طفل كامل صاحب روح شدن از وى محافظت نمود ؟

2 : اگر دور افكندن آن جايز نباشد آيا بايد ديه سقط جنينى پرداخت ودر صورتى كه بايد پرداخت شود به عهده كيست ؟

3 : آيا دوراندازى آن در زمان قبل از ولوج روح يا بعد از ولوج فرق دارد لطفاً بيان نمائيد؟

4 : در مورد سئوال فوق آيا فرقى بين منى مرد اجنبى با منى زن اجنبيّه براى لقاح و رشد در لوله آزمايشگاهى هست يا خير ؟

5 : اگر منى مرد و زن اجنبى و اجنبيّه باشد اصل انجام اين جايز است يا خير؟

ج 75 ـ 1 : جـواز اتـلاف و دور افكنـدن آن مورد اشكال است و احتياط بحفظ آن تا رشـد كامـل تـرك نشود بلى وجوب محافظت ازآن نيزمحلّ تأمل است

2 : بلى احكام ديه بر آن مرتب ميشود بنابر همان احتياط واجب و ديه آن بر عهده كسى است كه مباشرت در اتلاف آن داشته .والله العالم

3 : بلى فرق دارد همان فرقى كه اسقاط جنين با اسقاط نطفه در موارد ديگر دارد

4 و 5 : اصل جواز قرار دادن منى مرد اجنبى و زن اجنبيّه براى لقاح و رشد محلّ اشكال است هر چند توقف بر معصيت ديگر نداشته باشد ولى بعد از انعقاد جنين حكم همان است كه در بند يك جواب داده شد . والله العالم

س 76 ـ اطباء مى توانند جنين را از شكم زنى كه نمى توان آن را در رحم معيوب خود پرورش دهد وسقط مى كند خارج نموده و در رحم سالم زن ديگرى قرار داده كه در آنجا جنينى به رشد خود ادامه داده تا به طور طبيعى متولد شود بفرمائيد :

1 : آيا اگر زن دوّم هم همسر شوهر زن اوّل باشد (كه نطفه متعلّق به يك شوهر مى شود اين كار جايز است ؟

2 : درصورتيكه زن دوّم باشوهرزن اوّل بيگانه و اجنبى باشدآيااين كارجايزمى باشد؟

3 : اگر انجام اين كار قبل از ولوج روح يا بعد از ولوج روح فرق دارد آن را بيان فرمائيد؟

ج 76 ـ 1 : در اين فرض فى حدّ نفسه بشرط اينكه مستلزم گناه ديگر نشود ، اشكال ندارد .

2 : اگر بعد از انعقاد نطفه زن و شوهرش باشد كه نطفه مرد اجنبى با زن اجنبيّه منعقد نشود اشكال ندارد .

3 : در هر دو صورت بى اشكال است . والله العالم

س 77 ـ آيا سقط عمدى جنينى كه مطمئنيم يا احتمال مى دهيم معيوب و نارسا مى باشد ، در هر ماهى از باردارى اگر ديه لازمه هم پرداخت شود ، مجاز است ؟

ج 77 ـ جائز نيست . الله العالم

س 78 ـ اگر طبيب تشخيص قطعى داد كه ماندن جنين در شكم مادر موجب مرگ مادر مى گردد بفرمائيد ؟

1 : آيا جايز است جنين را در شكم مادر از بين ببرند تا مادر سالم بماند؟

2 : آيا مى توان مادر را به همان حال باقى نهاد تا بچه سالم بماند ومادر بميرد ؟

3 : اگر در باقى گزاردن مادر به همان حال احتمال مرگ هم مادر وهم بچه در كار باشد تكليف چيست واحتمال مرگ وسلامت براى هر دو مساوى باشد ؟

4 : اگر حكم فوق نسبت به جنين قبل از ولوج روح وبعد از ولوج روح فرق پيدا مى كند حكم هر دو حال را توضيح فرمائيد ؟

ج 78 ـ بعد از ولوج روح جائز نيست و قبل از ولوج روح در صورتيكه حفظ جان مادر متوقف بر سقط باشد جواز قابل توجيه است . والله العالم

س 79 ـ با عكس بردارى از جنين درون شكم مادرى معلوم شده كه جنين ناقص الخلقه مى باشد كه پس از تولد بمانند تكه گوشتى به كنارى خواهد افتاد وهيچگونه فعاليتى نمى تواند داشته باشد و فاقد هر گونه درك وشعور انسانى خواهد بود به فرمائيد :

1 : آيا جايز است در همان حال جنين بودن (قبل از ولوج روح يا بعد از ولوج روح) وى را از بين برد وجنين را ساقط نمود ؟

2 : اگر اين طفل به دنيا آمد و سپس مريض شد ، آيا جايز است كه هيچگونه اقدامى در مورد درمان وى انجام نداد تا زودتر بميرد وچه بسا از درد و رنج هم راحت شود ؟

ج 79 ـ 1 و 2 : جائز نيست . والله العالم

س 80 ـ بر طبق تشخيص پزشكان جنينى هست كه اگر در شكم مادر بماند خواهد مرد ولى اگر آنرا از شكم مادر خارج نمايند و در دستگاه مخصوص (انكوباتور) بگذارند زنده مى ماند و به رشد و حيات خود ادامه مى دهد بفرمائيد :

1 : تكليف در اين مورد چيست آيا مى توان بچه را از شكم مادر خارج نمود ؟

2 : آيا قبل از ولوج روح و يا بعد از ولوج حكم فرق مى كند آن را هم بيان فرمائيد؟

ج 80 ـ 1 و 2 : در صورت مذكور كه علم به تلف شدن جنين حاصل شود اخراج آن از شكم مادر و حفظ و نگهدارى آن بنحو مذكور جايز است و فرقى بين قبل از ولوج روح و بعد از آن نيست بلى بعد از ولوج روح خارج كردن آن از شكم مادر واجب است و وجوب آن قبل از ولوج روح معلوم نيست ولى موافق احتياط است . والله العالم

س 81 ـ در مواردى كه پزشك باعث سقط جنين مى شود ، ديه لازمه بايد توسط چه كسى پرداخت شود ؟ آيا حتماً بايد قبلاً پزشك شرط كند كه ديه به عهده وى نيست و آيا اين شرط ، جهت رفع دين از وى كافى است ؟ اگر با وجود قبول اين شرط ، فردى كه ديه براو واجب است ، آن را پرداخت نكند ، آيا در اين صورت پزشك مديون خواهد بود ؟

ج 81 ـ اگر پزشك مباشر سقط جنين مى شود ديه بر او است و شرط پزشك در برائت از ديه اثرى ندارد . والله العالم

س 82 ـ اگر طبيبى متوجه شد كه جنينى درون شكم مادرى داراى نقص عضو مى باشد كه در صورت اطلاع دادن بوالدين او احتمال زياد مى دهد آنان اقدام براى سقط جنين به نمايند و شايد هم در مقام معالجه نقص عضو از جنين بر آيند كه احتمال بهبودى بسيار كمى را دارد ، و در ضمن اگر اطلاع دهد در معرض شكايت والدين نسبت به عدم اطلاع به آنان از وضعيت جنين قرار نخواهد گرفت به فرمائيد وظيفه طبيب در اينجا چيست ؟

ج 82 ـ در صورتيكه علم نداشته باشد كه آنها اقدام به سقط جنين مى نمايند چون محتمل است در مقام معالجه بر آيند ، مطلّع ساختن آنها جائز است .

و اگر آنها مرتكب سقط جنين شوند مسئول خود عامل است . والله العالم

س 83 ـ 1 : بيمارانى كه از درد شديد رنج مى برند چنانچه به آنان مسكن هاى قوى داده شود دردشان تسكين خواهد شد ، ليكن به احتمال قوى به اين خاطر بعداً دچار عوارض جنين و ناراحتى هائى خواهند شد به فرمائيد تكليف طبيب نسبت به اين گونه بيماران چيست؟

ج 83 ـ 1 : دوا را به خود بيمار بدهد و او را از اين عوارض جَنْبى مطّلع سازند تا با ملاحظه أهم ومهمّ خود اقدام نمايد .

2 : اگر مسكّن موجب تأخير مرگ او نمى شود ندادن مسكّن به او اگر ميتواند درد را تحمّل نمايد جايز است و الاّ بى رحمى شديد است و جايز نيست . والله العالم

س 84 ـ اگر پزشك به طور قطع تشخيص داد كه فرزندان بعدى زن و شوهرى ، ناقص العضو خواهند شد بفرماييد :

1 : آيا برطبيب واجب است در صورت سؤال والدين ، واقعيت را به آنان اطلاع دهد ؟

2 : آيا در صورت عدم سؤال آنان ، بر طبيب واجب است به آنان بگويد تا آنان از پيدا كردن چنين فرزندانى جلوگيرى نمايند ، اگر واجب نيست آيا گفتنش حرام مى باشد ؟

3 : اگر طبيب احتمال دهد كه آنان در صورت اطلاع از اين جهت هر بارى كه فرزند پيدا كنند اقدام به سقط وى خواهند نمود . در اينجا وظيفه طبيب چيست گفتن يا نگفتن ؟

ج 84 ـ 1 : در صورت سؤال والدين ، نبايد خلاف واقع بگويد والله العالم

2 و 3 : در سائر موارد بر طبيب واجب نيست هر چند مطلّع كردن آنها حرام نيست . والله العالم

 

 

مسائل مربوط به عمل جراحى

85 ـ بيــمارى كــه بــنابــر تــشخيص اطــباى حــاذق در صــورت تــرك نــمودن عــمل جــراحــى بــه زودى خــواهــد مــُرد و در صــورت اقــدام بــه عــمل جــراحــى احــتمال قــوى دارد كــه زنــده بــمانــد ولــيكـن تــا پــايــان عــمـر دچــار درد و رنـــج شــديــد و تــوانــفرســا و احــتمـال مـرگ هـم در كـار مـى بـاشـد ، بـفرمـاييـد تـكلـيف ايـن بيـمار چـيست عـمل جـراحـى يـا تـرك آن؟

ج 85 ـ حفظ نفس بيمار بهر صورت لازم واهمّ است . والله العالم

س 86 ـ شخصى كه استخوان پاى وى شكسته است چنانچه جراحى روى پاى وى انجام ندهند تا پايان عمر زمين گير شده و با درد و رنج بايد بسر ببرد و اگر عمل كند احتمال بهبودى داده مى شود بفرماييد :

1 : با چند درصد احتمال بهبودى تكليف وى اقدام براى عمل مى باشد ؟

2 : چنانچه عمل و شرايط به گونه اى است كه احتمال مرگ هم بعيد نباشد به فرمائيد با چند درصد احتمال مرگ دادن وظيفه ترك كردن عمل مى باشد ؟

ج 86 ـ اگر احتمال مرگ وضرر أهم در بين نباشد بايك درصد احتمال بهبودى هم عمل جائز است و اگر احتمال مرگ در بين باشد در صورتيكه احتمال عقلائى باشد عمل جايز نيست . والله العالم

س 87 ـ بيبيمارى كه به ناراحتى هاى روانى شديدى دچار است و جهت معالجه به پزشك مراجعه مى نمايند پزشك هم احتمال خوب شدن وى را منحصراً در اقدام به عمل جراحى مى داند و در صورت عمل كردن هم احتمال مى دهد حيات مغز اين بيمار از بين برود و براى هميشه بيمار فلج و يا به حال اغما در آمده آيا در اين صورت طبيب مى تواند دست به عمل جراحى بزند ، تكليف چيست ؟

ج 87 ـ بطور كلّى ملاك در جواز وعدم جواز عمل عرفيت معالجه و عقلائى بودن عمل و قابل اعتناء نبودن احتمال خطر است ولى بيمار روانى اگر مجنون باشد بايد با اجازه قيّم و ولىّ امر شرعى اقدام شود . والله العالم

 

مسائل مربوط به ضمان طبيب

س 88 ـ شخصى كه در اثر آسيب مغزى درك و شعور و شنوايى و بينايى و حس خود را از دست داده فقط قلب او مى زند و حركت مى كند به فرمائيد :

1 : چنين شخصى آيا از نظر احكام اسلام زنده است يا خير ؟

2 : آيا كسى اين شخص را در اين شرايط بكشد بايد ديه كامل بپردازد ؟

3 : اگر برداشتن عضوى از اعضاى وى در حال و شرايطى كه جايز باشد منوط به پس ازمرگ وى باشد در چنين وضعى مى توان اقدام به عضو بردارى از او نمود ؟

4 : در صورتى كه با صرف هزينه هاى بسيار سنگين چنين بيمارى را بتوان براى مدتى زنده نگاهداشت آيا انجام اين كار واجب است ؟

5 : در صورت واجب بودن ، تا چه مقدار از اموال وى را بايد صرف اين كار نمود و آيـا اجـازه وارث اين شخص شرط است يا جز در صورت داشتن وارث صغار چه بايد كرد ؟

6 : در صورتـى كـه امـوال اين بيمـار بـراى چنين هزينـه اى كافـى نباشـد چـه بايـد نمود ؟

7 : آيا مى توان اين بيمار را به همان حال باقى نهاد تا قلب او هم از كار بيفتد ؟

ج 88 ـ بطور كلّى ميزان در حكم به مرگ وترتّب احكام موت و ميّت بر شخص دائر مدار زهاق (خارج شدن) روح و حكم عرف به زهاق روح و مرگ او است و مادام كه عرف حكم نمى كند واو را زنده ميگويند تمام احكامى كه بر آن مترتب بود شرعًا مترتب است حتى ديه و قصاص ، بلى اگر بر حسب عرف موت ثابت و مسلّم باشد ولى پزشك احتمال حيات او را بدهد هر عملى كه موجب قتل بشود نسبت به او جايز نيست ولى اگر كسى در اين فرض مرتكب قتل شود حكم بقصاص نميشود و وجوب صرف مال يا عدم وجوب آن نيز دائر مدار حكم عرف بحيات يا موت او است و در مسأله تفاصيل ديگرى نيز هست كه در اين جا بهمين مقدار اكتفا ميشود . والله العالم

س 89 ـ طبيبى حاذق و ماهر بدون سهل انگارى اقدام به عمل جراحى بيمارى نموده و در ضمن عمل آسيبى به بيمار وارد گرديده لطفاً موارد ضمان يا عدم ضمان طبيب را در وجوه ذيل بيان فرماييد :

1 : بدون اذن از بيمار يا كسان وى اقدام به عمل نموده باشد ؟

2 : غفلت از اذن گرفتن داشته است ؟

3 : بيمار در حال اغماء بوده و براى اذن دسترسى به كسان بيمار نداشته و تأخير هم موجب به خطر افتادن جان بيمار مى شود ؟

4 : در مورد فوق اگر تأخير موجب نقص عضو و يا تعطيل شدن عضوى از بيمار گردد حكم چيست ؟

5 : اگر در موارد فوق بايد ديه به بيمار داده شود آن ديه به عهده كيست ؟

ج 89 ـ 1 : بدون اذن ديه دارد به شرحى كه در باب ديات مذكور است . والله العالم

2 : غفلت از اذن گرفتن نيز در حكم عدم اذن است . والله العالم

3 : در اين صورت اگر آسيبى كه باو رسيده بطور متعارف با عمل انجام شده توأم باشد چيزى بر پزشك نيست . والله العالم

4 : در اين صورت طبيب ضامن نيست ولى به جهت عدم اقدام به معالجه معصيت كرده است . والله العالم

5 : در اين موارد ديه با خود پزشك است . والله العالم

س 90 ـ در مواردى كه براى معالجه بيمار بايد اذن گرفت تا ضمان متوجه طبيب نشود بفرماييد :

1 : آيا اذن از ولى طفل مميز كافى است يا بايد از طفل هم اذن گرفته شود ؟

2 : در مورد عمل جراحى روى بيمار مغمى عليه از كدام يك از كسان بيمار بايد اذن گرفت ، آيا ترتيب يا اولويتى در كار است ؟

3 : در مورد بيمار مغمى عليه يا طفل صغير مصدوم كه مشخص نيست ، آيا ولى دارند يا ندارند و دسترسى به حاكم شرع هم براى اذن نيست و عدول مؤمنين هم حاضر نيستند و معالجه هم فورى بايد انجام شود تكليف چيست ؟

4 : آيا طبيب مى توان از حاكم شرع اسلام براى كل موارد مشابه فوق قبلاً اذن بگيرد ؟

ج 90 ـ 1 : اذن از ولىّ كافى است .

2 : اگر بيمار كبير باشد از حاكم شرعى اذن بگيرد .

3 و 4 : بلى از حاكم شرع ومجتهد جامع الشرائط ميتواند اذن بگيرد و بنظر ميرسد بايد متصدّى امور داخلى بيمارستانها از مجتهد جامع الشرائط اذن بگيرند كه در موارديكه ولى حضور ندارد وتأخير معالجه تاكسب اجازه از او موجب تلف بيمار است رأسًا عمل نمايد . والله العالم

س 91 ـ 1 : اگر به واسطه تشخيص نادرست طبيب حاذق آسيبى به بيمار وارد شود ، آيا بايد ديه پرداخت شود ، اگر بايد ديه داده شود به عهده كيست ؟

2 : چنانچه در تشخيص سهل انگارى نموده باشد حكم چگونه است ؟

ج 92 ـ 1 : اگر آسيبى كه به بيمار وارد شده مستند به پزشك شمرده شود و پزشك از بيمار برائت خود را نگرفته باشد ديه به آن متعلّق ميگيرد . والله العالم

2 : با سهل انگارى واستناد آسيب به پزشك ، پزشك مسئول است . والله العالم

س 93 ـ سهل انگارى طبيب در عمل جراحى موجب آسيب وارد شدن به بيمار گشته بفرماييد :

1 : آيا طبيب ضامن پرداخت ديه است ؟

2 : اگر نياز به عمل جراحى و درمان بعدى براى بيمار پيدا شود به واسطه سهل انگارى در عمل جراحى قلبى آيا طبيب سهل انگار بايد هزينه آنها را بپردازد يا همان ديه كافى مى باشد ؟

3 : اگر سهل انگارى طبيب منجر به فوت بيمار شود قتل ، چگونه قتلى خواهد بود ؟

ج 94 ـ 1 : در فرض سؤال طبيب ضامن است . والله العالم

2 : بيشتـر از ديـه چيزى تعلّق نمى گيرد و هزينه بعدى بعهده طبيب نيست . والله العالم

3 : ظاهراً قتل شبه عمد است . والله العالم

س 95 ـ 1 : اگر طبيب حاذق اشتباهًا دستور داروى عوضى را براى بيمار به پرستار دا و پرستار هم دارو را به بيمار داده و بيمار آسيب ديده بفرمائيد :

آيا ضمانى بايد پرداخت شود ، در صورتى كه بايد داده شود به عهده كيست ؟

2 : در صورت سهل انگارى نسبت به مورد فوق حكم چيست ؟

ج 95 ـ 1 : در فرض سؤال ، پرستار ضمانى ندارد وحكم پزشك در اين مسئله مانند مسئله 91 است . والله العالم

2 : سهل انگارى ومسامحه موجب مسئوليّت است . والله العالم

س 96 ـ اگر طبيب حاذق نسخه را غلط نوشت با توجه به اين كه شيوه معالجه و درمان همين گونه مى باشد و نسخه را نوشته و به بيمار مى دهند و او دارو را تهيه و استفاده مى كند و در نتيجه صدمه اى به بيمار وارد شد به فرماييد ؟

1 : آيا بايد ديه اى پرداخت شود ؟

2 : ديه به عهده كيست كه بپردازد ؟

3 : در صورت حاذق نبودن طبيب حكم چيست و ديه به عهده كيست ؟

4 : در صورت سهل انگارى چه تكليفى متوجه طبيب مى باشد ؟

ج 96 ـ در صورت حاذق نبودن طبيب و يا سهل انگارى وى ديه دارد و بر عهده طبيب است بلى اگر سهل انگارى نكرده و حاذق هم بوده و قبلاً هم از بيمار برائت خود را از مسئوليّت گرفته باشد ضامن نيست . والله العالم

س 97 ـ آمپولى به بيمارى تزريق شده و بيمار به واسطه آن فوت مى كند بفرماييد : در مورد ضمان يا عدم ضمان و فردى كه بايد ديه بپردازد در وجوه ذيل حكم چگونه است ؟

1 : تزريق آمپول توسط شخص آشنا به آمپول و آشنا به تزريق صورت گرفته و در تزريق اشتباه كرده ؟

2 : آمپول توسط شخص غير آشنا به آمپول و تزريق ، تزريق گرديده ؟

3 : تزريق توسط طبيب حاذق بوده وليكن سهل انگارى در كار بوده است ؟

ج 97 ـ در هر سه فرض ديه دارد وديه بر مباشر است . والله العالم

س 98 ـ نسبت به شخصى كه به گونه اى مى خواهد اقدام به خودكشى نمايد بفرماييد :

1 : آيا جلوگيرى از خودكشى وى بر ديگران واجب است ؟

2 : اگر ممانعت از خودكشى آن شخص ، مستلزم مخارجى باشد آن مخارج را چه كسى و تا چه مقدارى بايد پرداخت نمايد ؟

3 : اگر باز دارى شخص فوق از خود كشى ، مستلزم استقبال از خطر جانى يا به خطر افتادن سلامت شخص نجات دهنده باشد تا چه اندازه بايد از اين خطر استقبال نمايد ؟

4 : آيا در نجات جان چنين فردى ، فرقى بين مسلمان و يا كافر حربى و يا كافر غير حربى كه مى خواهد خودكشى نمايد وجود دارد ، اگر هست احكام آن را بفرماييد ؟

5 : آيا براى ممانعت از خود كشى آن شخص رضايت يا عدم رضايت وى ـ براى نجات ـ مدخلّيت در تكليف نجات دهنده دارد يا خير؟

6 : در صورت عدم رضايت براى نجات جان خود اگر كسى اقدامى در جهت نجات جان وى انجام داد كه در ضمن آسيبى هم به شخص خودكشى كننده وارد شد آيا منجى ضامن است ؟

ج 98 ـ 1 : بلى واجب است .

2 : حكم مخارج نهى از منكر را دارد كه وجوب ندارد.

3 : تحملّ خسارت بدنى و مالى واجب نيست .

4 : امّا در كافر حربى ممانعت وجوب ندارد و در غير حربى بمقدار نهى از منكر بدون تحملّ ضرر مالى اكتفاء جايز است مگر اينكه ضرر مالى كم كه معتنى به نيست باشد

5 : رضايت او مدخليت ندارد .

6 : ضامن نيست ، خداوند در قرآن كريم مى فرمايد ما عَلَى المُحْسِنِيْنَ مِنْ سَبِيْل . والله العالم

س 99 ـ بيمار روانى كه هر زمان احتمال دارد دست به آدم كشى بزند در صورتى كه بيمارى ديگرى هم پيدا كرد به فرمائيد :

1 : جايز است براى اين كه جان افرادى توسط وى به خطر نيافتد از درمان بيمارى جديد او اعراض نموده و او را مورد معالجه قرار نداد ؟

2 : آيا بيمار فوق را جايز است يا واجب ، كه پزشك به مقامات پليس معرفى نموده تا او را بنوعى از مردم دور نگهدارى نمايند كه جانى در معرض خطر قرار نگيرد ؟

ج 99 ـ 1 : بايد او را معالجه كرد كه تلف نشود . والله العالم

2 : بلى اگر صدمه غير مشروع به او نمى زنند لازم است اطلاع دهد . والله العالم

 

مسائل مربوط به نازائى

س 100 ـ پزشكى كه در استخدام دولت مى باشد بفرماييد :

1 : اگر از طرف دولت موظف شد براى كنترل مواليد مردان و زنان را عقيم سازد چه تكليفى دارد ؟

2 : اگر طبيب را براى انجام اين كارها مجبور نمودند در چه مرحله اى از اجبار چنين اقدامى براى وى معصيت محسوب نمى گردد ؟

3 : آيا در مورد اجبار ضمانى هم به عهده طبيب خواهد آمد ؟

ج 100 ـ 1 : جائز نيست كسى را عقيم سازد .

2 : در صورتى كه طبيب در معرض خطر جانى باشد . والله العالم

3 : اجبار در اينگونه موارد ، اجبار عرفى ومسامحى است و موجب رفع تكليف و رفع ضمان نميشود . والله العالم

مسائل مربوط به حفظ جان

س 101 ـ 1 : آيا دروغ گفتن براى حفظ جان مسلمانى جايز است ؟

2 : دروغ گفتن جهت حفظ جان كافر ذّمى چه صورت دارد ؟

3 : در جايى كه انسان مى تواند با دروغ گفتن و به خطر انداختن جان خود و يا شخص ديگر ، موجب نجات جان چند مسلمان بشود تكليف وى را در اين مورد بيان فرماييد : كه آيا جايز است اين كار ، و در صورت به خطر افتادن جان آن شخص ديگر (با دروغ اين انسان) و تلف شدن ، ديه به عهده كيست ؟

ج 101 ـ دروغ گـفتن بـراى حـفظ نـفس مـحترمه حـتى اهـل ذمّـه و بعض مصالح ديگر جائز است و گفتن راستى كه سبب فتنه و فساد شود جائز نيست ولى حفظ جان شخص يا اشخاص به وسيله به خطر انداختن جان خود يا شخص ديگر واجب نيست بلكه جائز نيست . والله العالم

س 102 ـ در عالم پزشكى متداول شده كه روى موجودات بسيار ريز ژن ها درون سلول هاى بدن انسان و غير انسان اقداماتى انجام مى دهند كه گفته مى شود موجب پيدايش تغييراتى در ساختمان روانى انسان ها و يا تغييرات جسمى انسان ها و غير انسان ها مى گردد بفرمائيد :

1 : آيا نفس اين عمل دست كارى كردن ژن ها جائز است ؟

2 : در صورتى كه اين اقدام به منظور درمان صورت نگيرد وليكن در جهت دست يابى به برترى هاى جسمى و يا روانى و پيشرفت علم پزشكى بوده باشد آيا جائز است چنين اقداماتى انجام گيرد ؟

3 : اگر اقدام فوق روى نطفه يا جنين انجام شود حكم چگونه خواهد بود ؟

ج 102 ـ 1 : در حيوانات اگر موجب اذيّت آنها نشود جواز بعيد نيست و در انسان در صورتيكه موجب تغيير نوعى او بشود جائز نيست و در تغيير شخصى و شخصيات اگر موجب كمال بيشتر جسمى يا روحى او شود جايز است . و اگر موجب عيب و نقص جسمى يا روحى شود جايز نيست والله العالم

2: در صورتيكه در انسان موجب تغيير نوعى يا عيب ونقص روحى وحسى نشود جائز است . والله العالم

3 : از جواب سؤال اوّل جواب معلوم ميشود و مع ذلك بطور كلّى بايد در اينگونه موارد رعايت احتياط كامل بشود . والله العالم

س 103 ـ 1 : آيا براى نجات جان يك مسلمان انسان مى تواند عضوى از اعضاء خود را به او هديه كند ، بدون اين كه هيچ خطر جانى متوجه انسان عضو دهنده بوده باشد ؟

2 : آيا دهنده عضو مى تواند پولى در عوض دريافت نمايد ؟

3 : اگر احتمال آسيب و خطر كمتر از مرگ براى دهنده عضو در كار باشد آيا اين اقدام جائز است در صورتى كه با اين كار مسلمانى را از مرگ نجات بدهد ؟

ج 103 ـ 1 : اگر مسلم باشد كه حفظ جان در توقف بر اهداء چنين عضوى دارد جواز بعيد نيست . والله العالم

2 : خريد و فروش آن چون ملك فروشنده نيست صحيح نيست . والله العالم

3 : محلّ اشكال است و به هر حال واجب نيست . والله العالم

 

مسائل متفرقه

س 104 ـ در افرادى كه مبتلا به آسم و يا بيمارى هاى مشابه مى باشند به وسيله يك دستگاه ، مقدارى از داروى مايع كه نقش غذايى ندارد به صورت پودر ـ گاز ـ از راه دهان به ريه ها پاشيده مى شود و باعث بهبودى موقتى اين بيمارى ـ بعضاً ـ بسيار سخـت مـى گردد ، در صورت استفاده از اين روش ، آيا روزه شخص باطل نمى گردد ؟

ج 104 ـ اگر صدق خوردن يا آشاميدن نكند روزه را باطل نمينمايد . والله العالم

س 105 ـ در برخى بيمارى ها مثل نارسايى كليه با اطمينان ، مى توان به بيمار توصيه نمود كه روزه نگيرد اما در خيلى از موارد به علت شكى كه در اصل بيمارى و يا چگونگى تأثير روزه بر آن وجود دارد يا به علت عدم وجود تحقيقات و نتايج لازم در مورد اثرات روزه بر بسيارى بيمارى ها و كلاًّ به خاطر عدم امكان تعيين نقش روزه بر بيمارى پزشك واقعاً نمى داند، روزه رابه بيمارتوصيه بكندياخير،دراين صورتوظيفه پزشك چيست؟ آيا پزشك در صورت توصيه يا عدم توصيه به روزه، مسئول نيست؟

ج 105 ـ پزشك اگر احتمال ضرر ميدهد ميتواند به بيمار بگويد روزه احتمالاً براى او ضرر دارد اگر چه واقعاً براى او ضرر نداشته باشد اما جواز افطار روزه و عدم آن براى بيمار دائر مدار اين استكه بيمار خودش خوف عقلائى از ضرر داشته باشد يا نداشته باشد و به پزشك ارتباطى پيدا نميكند ودر مقام معالجه بيان اين احتمال مانعى ندارد . والله العالم

س 106 ـ آيا تزريق آمپول هايى كه جهت بى حسى ، كاهش درد ، كشتار ميكروب ها و . . . بكار مى روند در صورتى كه كلاًّ هيچ خاصيتى در جهت رساندن ويتامين يا مواد غذايى به بدن نداشته باشند ، مبطل روزه مى باشد ؟

ج 106 ـ موجب بطلان روزه نمى شود . والله العالم

س 107 ـ آيا خوردن داروهاى خوراكى كه هيچ جنبه غذايى نداشته باشند و جهت تسكين آلام بيمارى بكار مى روند مبطل روزه مى باشد ؟

ج 107 ـ موجب بطلان است . والله العالم

س 108 ـ آيا بردن وسايل غير خوراكى مثل وسايل دندانپزشكى در دهان ، باعث ابطال روزه مى شود ؟

ج 108 ـ باعث ابطال روزه نمى شود . والله العالم

س 109 ـ آيا الكلى كه جهت ضد عفونى ، بعد از تزريقات ، بكار برده مى شود نجس است ؟

ج 109 ـ اگر از مسكر مايع بالاصالة اخذ شده باشد نجس است و با شك ، حكم به نجاست آن نميشود . والله العالم

س 110 ـ در بعضى از بيمارستان ها دانشجو به اين كه دوره آشنائى با كارهاى طبابت را عملاً مى گذرانند مى خواهند كه از بيماران مراجعه كننده معاينه بعمل آورند و قصد شان هم تعليم امور درمانى مى باشد بفرمائيد :

1 : در صورت عدم رضايت بيماران مى توان آنان را به معاينه نوعى مجبور نمود مانند اين كه پزشك معالج اصلى بگويد اگر از معاينه دانشجويان ممانعت بنمائى من تو را معالجه و درمان نخواهم نمود ؟

2 : اگر اقدام فوق درمورد ضرورت تعليم بدون اشكال است مورد ضرورت را توضيح فرمائيد :

ج 110 ـ 1 : اگـر بـرنـامـه پـذيـرفـتن بـميار در بيـمارسـتان بـه ايـن صـورت بـاشـد كـه بيمـار مـقرّرات داخـلى بيمـارستـان را بـايد بپـذيـرد ظاهـر اين است كه هر كـس به بيمـارستـان مـراجعه مـى كـند ايـن مقـررات را پـذيـرفته اسـت و بـديهى اسـت بيمـار نميـتوانـد بـراى معـالـجه خـود و تـرتـيب اداره بيمارستان و عمل كرد پزشكان بيمارستان را ملزم به قبول برنامه اى كه او ميدهد
بنمايد لذا باعدم رضايت فقط ميتواند بيمارستان را ترك نمايد و اگر بيمارى او خطرناك و غير قابل علاج در بيمارستان ديگر باشـد واجـب اسـت بـا قـبول مـقرّرات بيمارستان موافقت نمايد .

بلى در صورتى كه معاينه مستلزم فعل محرمى باشد و ضرورتى در بين نباشد مريض بايد امتناع نمايد و بر او هم نبايد تحميل شود .والله العالم

ج 110 ـ 2 : اگر تعليم و تعلّمى كه حفظ نفوس بطور مسلّم برآن توقّف داشته باشد متوقف بر معاينه باشد بر بيمار و دانشجو هر دو واجب است ، بر بيمار واجب است چون وجوب كفائى دارد خود را در معرض انجام اين برنامه قرار دهد چنانچه بر دانشجو نيز تعلّم واجب است ، امّا توقف اين تعليم و تعلّم در همه موارد بر معاينه يا ارتكاب حرام لا اقلّ بطور مطلق وجود ندارد لذا بايد بموارديكه بطور مسلم اين توقّف وجود دارد اكتفا شود . والله العالم

س 111 ـ آيا طبيب مى تواند قبل از اقدام به معالجه و درمان بيمار نسبت به كل اقدامات لازم در جهت معالجه وى بنابر تشخيص خود اجازه كلّى بگيرد ؟

ج 111 ـ بلـى هـم طبيب و هم متصدّى بيمارستان مى تواند اجازه بگيرد . والله العالم

س 112 ـ دانشجويان پزشكى در طىّ مراحل تعلّم عملى مواجه مى شوند كه بدن و سر و روى مسلمان غير مماثل را ديده و گاه هم از اندام تناسلى آنان معاينه به عمل آوردند ، كه اگر به اين شيوه آشنائى لازم را در امور طبابت پيدا نكنند نمى توانند پزشك شوند و ناچار بايد دست از كار طبابت بردارند و ترك تحصيل نمايند ، با توجهّه به اين كه اگر مهارت و تجربه كارى لازم را با اين شيوه ها پيدا به نمايند مى توانند در آينده به كار مداوا و درمان بيماران جامعه پرداخته و آنان را معالجه نموده و در اوقاتى هم آنان را از مرگ نجات دهند بفرمائيد :

1 : آيا ميتوانند به مقدار ضرورت جهت تعليم نظر نمايند لطفًا مورد ضرورت را توضيح دهيد؟

2 : در صورتى كه مورد ضرورت بلا اشكال باشد آيا رضايت بيمارى كه از وى معاينه به عمل مى آيد شرط است كه چنانچه به اين كار راضى نباشد اقدام به آن ، حرام مى باشد؟

ج 112 ـ 1 : بمقدارى كه بحسب عرف حفظ نفوس توقف بر اين امور دارد جايز است و بر بيمار هم جائز است كه خود را در صورت توقف مذكور در معرض انجام اين برنامه قرار دهد . والله العالم .

2 : با توقف ، رضايت او شرط نيست ولى اگر بر او واجب باشد كه در معرض اين برنامه قرار گيرد وجوب كفائى است اجبار او فقط بعنوان شروط معالجه جايز است . والله العالم

س 113 ـ آيا طبيب مى تواند ضمن انعقاد قرار معالجه با بيمار سلب هر گونه مسئوليت شرعى از خود نسبت به آسيب هاى احتمالى كه در ضمن معالجه ممكن است پيش بيايد بنمايد تا هيچ گونه ضمانى به عهده وى يا عاقله وى نباشد ؟

ج 113 ـ بلـى طبيـب مى توانـد سلـب مسئوليت از خود نمايد و با قبول بيمـار مسئوليّت نخواهد داشت مگر آنكه دقّت لازم در معالجه ننمايد . والله العالم

س 114 ـ اگر از طرف قاضى ، زنى را جهت معاينه و تشخيص نطفه اى كه وى در رحم دارد به نزد پزشك قانونى فرستادند ، در صورتى كه طبيب به طور قطع توانست تشخيص دهد كه نطفه متعلق به شوهر اين زن نبوده بلكه از مرد اجنبى باشد ؟ در اين حال اگر طبيب واقعيت را گزارش دهد يقين دارد اين زن را بناحق اقوام وى خواهند كشت و اگر خلاف گزارش كند بچه ملحق به شوهر اين زن مى گردد و مسائل حقوقى وارث و مَحْرَميّت وساير مشكلات ديگر پيش خواهد آمد بفرماييد : طبيب كه راهى جز انتخاب يكى از اين دو را ندارد چه سازد ؟

ج 114 ـ ايـن گونـه بررسـى اعتبار شرعى ندارد و ارجاع قاضى صحيح نيست و اگر چه قطع طبيب براى خودش و هركس از قول او قطع پيدا كند حجّت است لكن موجب جواز استناد زنا به شخص مذكور نمى شود . والله العالم

س 115 ـ نسبت به كسى كه اعتصاب غذا نموده و جان خود را به خطر انداخته يا لا اقل سلامتى خود را دچار مخاطره كرده و تنها با تغذيه اجبارى توسط پزشك مى تواند او را از خطر جانى حفظ نمايد بفرمائيد :

1 : آيا اين كار براى پزشك واجب است يا مى تواند اقدامى نداشته باشد ؟

2 : اگر تغذيه واجب باشد ، و راه آن منحصر به ضرب و شتم اعتصاب كننده باشد براى نجات دادن وى انسان چه مقدار مجاز به ضرب و شتم او مى باشد ؟

3 : آيا ضرب و شتم چنين كسى كه موجب تغيير رنگ پوست وى هم مى گردد و مستلزم ديه مى باشد ، اگر هست به عهده كيست ؟

4 : آيا حكم فوق نسبت به اعتصاب كننده اى كه مى داند با اعتصاب غذا خود را به پاى مرگ مى كشاند با ديگرى كه از عواقب كارش بى خبر است فرق مى كند اگر فرق دارد وظيفه طبيب را در مورد او هم بيان فرماييد ؟

5 : اگر پزشك را مجبور به تغذيه اجبارى نسبت به اعتصاب كننده غذا بنمايند نه به جهت حفظ جان اعتصاب كننده بلكه براى اقرار گرفتن از وى نسبت به امرى ، پزشك چه تكليفى در اين صورت دارد ؟

ج 115 ـ 1 : تغذيه اجبارى او واجب است . والله العالم

2 : به هر مقدارى كه او را مجبور به خوردن غذا نمايد ولى بايد با اذن مجتهد جامع الشرائط انجام شود مگر آنكه فرصت براى مراجعه نباشد . بلى اگر اعتصاب غذا براى احقاق حق باشد يا براى حفظ مصالح عاليه اسلامى انجام شده باشد مسئله بحسب موارد حكم ديگر دارد . والله العالم

3 : با اذن مجتهد ديه ندارد . والله العالم

4 : اگر اعتصاب براى او خطر مرگ دارد فرق نمى كند كه خودش بداند يا نداند . والله العالم

5 : نبايد اطاعت كند . والله العالم

س 116 ـ اگر دو مصدوم را براى پزشكى جهت معالجه بياورند كه هر دو آنان در شرايط خطر جانى قرار دارند ، در صورتى كه يكى از آن دو مصدوم عضو خانواده اى باشد كه اين پزشك طبيب خانوادگى آنان مى باشد و اقدام پزشك براى معالجه هر يك از آن دو مستلزم رها ساختن مصدوم ديگر مى باشد كه در نتيجه آن مصدوم ديگر خواهد مرد ، بفرمائيد : در اينجا وظيفه طبيب پرداختن به معالجه كداميك از اين دو مصدوم است ؟

1 : با توجه به اين كه طبيب هيچ گونه تعهد شرعى نسبت به معالجه اعضاى خانواده مصدومى كه وى پزشك آنان است نداده باشد ؟

2 : در صورتى كه تعهد شرعى نسبت به معالجه اعضاء خانواده يكى از آن دو داشته باشد حكم چگونه است ؟

3 : در صورتى كه مصدوم و مجروجى كه وى پزشك خانوادگى آنان مى باشد حالش بسيار سخت ولى احتمال خطر مرگ براى وى كمتر است تا مصدوم ديگر در اين صورت وظيفه طبيب چيست ؟

ج 116 ـ اگر هر دو مسلمان باشند مانند دو غريق است كه شخص برنجات هر دو قادر نيست از اين جهت اختيار با خود اوست و اگر شخصى را كه طبيب خانوادگى آنهاست مقدم بدارد اشكال ندارد .

2 : در اين صورت لازم است به تعهّد خود عمل نمايد

3 : در اين صورت بايد معالجه بيمارى را كه براى او خطر مرگ بيشتراست مقدّم بدارد . والله العالم

س 117 ـ اگر بيمارى به پزشك مراجعه نمود و پزشك هم درمعاينات وى به سرّى از بيمار مطلع شد كه در صورت كتمان نمودن ، نفع بيمار و كسان وى در آن لحاظ مى گردد ، و بيمار هم خواهان مكتوم ماندن آن عيب و بيمارى پنهان باشد . ولى اگر طبيب به اطلاع مسئولين مملكتى و حكومتى برساند نفع و مصلحت جامعه در آن وجود داشت اينجا طبيب چه تكليفى دارد ؟

ج 117 ـ البته پزشك بايد امين و رازدار باشد و در نهايت امانت عمل نمايد مع ذلك اگر اتفاقاً بر امرى مطّلع شد كه مفسده عدم اطلاع مسئولين شرعاً اهم از مصلحت بيمار باشد اطلاع دادن جائز است . والله العالم

س 116 ـ شخصى سرطان دارد و طبيب مى داند هر گونه اقدام در جهت معالجه او بى فايده است كه اگر به بيمار و كسان وى اطلاع دهد گرچه ضربه روحى و صدمات روانى به آنان وارد مى شود اما هزينه فراوانى هم براى معالجه صرف نمى كنند و طبيب هم مورد شكايت نسبت به كتمان بيمارى قرار نمى گيرد و اگر اطلاع ندهد اموال فراوانى خرج معالجه مى كنند كه بى فائده خواهد بود و طبيب هم مورد اعتراض واقع مى شود بفرماييد :

با توجه به اصرارى كه بيمار و كسانش درمورد دانستن واقعيت دارند تكليف طبيب چيست ؟

ج 116 ـ در اينصورت گفتن واقعيت جائز است . والله العالم

س 117 ـ جوانى جهت ازدواج براى آزمايش به پزشك مراجعه مى كند كه پزشك وى را دچار بيمارى مُسرى مى يابد و يا متوجه مى شود كه او معتاد است و در اينجا اگر پزشك واقعيت را براى ديگران كه منتظر نتيجه آزمايش مى باشند بگويد ، پرده از روى راز پنهان بيمار برداشته كه قطعاً طبيب مى داند براى بيمار تبعات سوئى بدنبال خواهد داشت و اگر نگويد همسر آينده وى دچار بيمارى مُسرى مى شود و گرفتارى هايى پيدا مى نمايد و براى طبيب هم دچار دردسر ممكن است بشود بفرماييد تكليف طبيب چيست ؟

ج 117 ـ اگر زن يا كسان زنى كه مى خواهد با او ازدواج نمايد به پزشك مراجعه و با او مشورت مى نمايد بايد به آنها بگويد و امانت در مشورت را رعايت نمايد و الاّ اطلاع ابتدائى به آنها لازم نمى باشد ولى دادن گواهى صحت مزاج (برخلاف واقع) جائز نيست . والله العالم

س 118 ـ مبلغى پول در اختيار است كه آن را مى توان يا صرف مداواى يك بيمار قلبى نمود ويا صرف 10 بيمار ديگر كه به امراض ديگرى مبتلا هستند حال اگر بيمار قلبى را مداوا ننماييم خواهد مرد و اگر مداواى بيماران ديگر را رها سازيم دچار رنج هاى شديد و موجب پيشرفته تر شدن بيمارى آنان مى گردد و راهى هم براى مداواى هيچ يك از بيماران فوق الذكر جز از طريق خرج كردن اين مبلغ پول وجود ندارد ، در اين صورت تكليف طبيب انتخاب كدام طرف مى باشد ؟

ج 118 ـ واضح است پزشك و هر شخص ديگرى بايد طرفى را كه موجب نجات نفس محترمه از هلاكت مى شود انتخاب نمايد . والله العالم

س 119 ـ اگر پزشكى خطرناك بودن بيمارى بيمار و نااميد بودنش را از حيات بيمار ، به وى بگويد موجب نگرانى شديد روحى بيمار و كسان وى را فراهم مى نمايد ، ولى از طرف ديگر براى گرفتن اذن از بيمار و كسان وى در صورت نياز به عمل جراحى گفتن آن لازم است و چه بسا موجب مى شود بيمار وصيت نمايد و يا امانات مردم را به آنان رد نمايد و كسب حليّت كند و هم چنين پزشك هم مورد اعتراض بعدى بازماندگان بيمار نسبت به عدم اخبار به آنان در مورد خطرناك بودن بيمارى قرار نمى گيرد و چنانچه خطرناك بودن بيمارى را اطلاع ندهد ، صدمه روحى و فكرى به بيمار وارد نمى شود ـ هر چند تأثيرى هم در جهت بهبودى مريض ندارد ـ ولى از طرف ديگر ممكن است به خاطر وصيت نكردن حقوق افرادى از بين برود و پزشك هم مورد اعتراض گروهى از جهت عدم اطلاع واقع نمى گردد ، بفرمائيد اگر راه منحصر به گفتن صريح خطرناك بودن بيمار و يا نگفتن باشد طبيب چه بايد بكند ؟

ج 119 ـ اگر سبب شدت عارضه بيمار و توجه خطر جانى به بيمار نمى شود جايز است . والله العالم

 

***********************

آیت‌الله صافی گلپایگانی در پاسخ به استفتائات پزشکی، حکم فقهی استفاده از اسپری تنفسی، آندوسکوپی، استفاده از قطره بینی، تزریق خون و پرکردن دندان در ماه مبارک رمضان را اعلام کردد.

به گزارش ایسنا، متن سوالات و پاسخ‌های آیت‌الله صافی گلپایگانی به شرح زیر است:

«استفاده از اسپری تنفسی

س. آیا استفاده از اسپری تنفسی در داخل دهان و بینی برای بازکردن مجاری تنفسی، مبطل روزه می‌باشد یا خیر؟

ج. در مفروض سؤال، چنانچه ناچار از استفاده آن در روز باشد اشکال ندارد و روزه را بگیرد، لکن اگر قبل از حلول ماه مبارک رمضان بعد، عارضه‌اش برطرف شود، بنابر احتیاط قضای روزه‌ها را نیز بگیرد. و اگر عارضه تا ماه رمضان بعد ادامه یافت، بنابراحتیاط برای هر روز یک چارک طعام مانند گندم یا جو به عنوان کفّاره به فقیر غیر سیّد بدهد و قضا ندارد.

آندوسکوپی

س. آندوسکوپی دستگاهی است که داخل معده می‌شود و عکسبرداری می‌کند، بدون اینکه چیزی داخل معده شود. آیا این عمل روزه را باطل می‌کند یا نه؟

ج. بنابر احتیاط، برای روزه‌دار اشکال دارد.

استفاده از قطره بینی

س. حکم استفاده از قطره بینی جهت بازکردن مجاری تنفسی و درمان که در بعضی موارد یقیناً وارد حلق می‌گردد، چگونه است؟

ج. اگر وارد حلق شود، مبطل روزه است.

تزریق خون

س. آیا تزریق خون به روزه‌دار، مبطل روزه است؟

ج. مبطل روزه نیست.

پرکردن دندان

س. پرکردن دندان در ماه رمضان چه حکمی دارد؟

ج. پر کردن، جرم‎گیری و کشیدن دندان در ماه رمضان برای شخص روزه‎دار، زمانی جایز است که مطمئن باشد خون یا آبی که به وسیله دستگاه، وارد فضای دهان می‎شود، فرو نخواهد رفت.

سه شنبه, 28 مرداد 1393 07:17

پزشكى

 

گرفتن حق ويزيت

498. آيا اخذ اجرت براى پزشك در حرفه پزشكى و صناعات مانند آن جايز است؟

ج. در واجبات توصّليه  ى كفاييّه جايز است، زيرا وجوب آن اعم از مجانى بودن است و اگر به نحو مجّانى آن كارها واجب باشد، باعث اختلال نظام مى شود.

 

دريافت حق طبابت، قبل از بهبودى بيمار

499. آيا دريافت حق طبابت، قبل از بهبود بيمارى (طبق روش مرسوم) صحيح است؟

ج. به حسب ظاهر اين وجهى كه پرداخت مى شود، در مقابل توصيف است نه در مقابل مباشرت معالجه. چه بسا هم مباشر غير وصف كننده باشد.

 

راه تعيين ميزان حق طبابت

500. با توجه به اين كه حقّ طبابت (همانند حق وكالت و مواردى از اين قبيل و برخلاف اجناس كه داراى قيمت خاصى هستند) از لحاظ مادّى، غير قابل تعيين مى باشد، به نظر حضرتعالى بهترين راه تعيين ميزان حق طبابت چيست؟ آيا مقدارى كه دولت تعيين مى كند، در هر شرايطى قابل دريافت است و پزشك مديون نخواهد بود؟

ج. اگر حق طبابت در سابق معيّن بوده، به حسب ظاهر راه تعيين قيمت فعلى اش، نسبت اضافه قيمت اشيا و اعمال نسبت به قيمتى كه در سابق بوده است مى باشد. مثلاً اگر قيمت اشيا و اعمال نسبت به زمان گذشته دو ثلث گران تر شده است، دوثلث حق طبابت هم بالا مى رود و هكذا.

 

روش دريافت حق طبابت

501. به نظر حضرتعالى بهترين روش دريافت حق طبابت چگونه است؟

ج. ظاهرا همين روش كه اعلام كرده اند كه حق ويزيتش فلان قدر است، بد نباشد.

 

حق ويزيت در فرض عدم بهبودى بيمار

502. اگر پزشك، سعى خود را در مداواى بيمار انجام دهد ولى بيمار بهبودى نيابد، آيا پزشك نسبت به هزينه  ى درمانى كه بيمار قبلاً پرداخته (حق ويزيت) مديون است؟

ج. با استيذان و اعلام ممكن است، رفع مسؤوليّت تكليفى و ضمانى شود.

 

فروش دارو براى سقط جنين

503. آيا فروش داروهايى كه مصرف آن منحصر به سقط جنين مى باشد، جايز است؟

ج. جايز نيست.

 

فروش خون

504. فروش خون چه حكمى دارد؟

ج. اگر عرفا داراى ماليّت و منفعت حلال قصد شده باشد، اشكال ندارد.

 

استفاده از خون كافر، لا ابالى و...

505. استفاده از خون هايى كه از كشورهاى خارجى وارد مى شود، يا استفاده از خون فردى كه مسلمان نيست و يا از مال حرام مصرف مى كند، چه وجهى دارد؟

ج. با خون هاى ديگر فرق نمى كند و استفاده از آن، جهت درمان، بى اشكال است.

 

خريد و فروش اعضاى بدن

506. آيا خريد و فروش كليه  ى انسان زنده يا مرده، جايز است؟

ج. در صورت انحصار حفظ نفس محترمه و عدم امكان به دست آوردن كليه از كافر، اشكال ندارد كليه را واگذار كند و وجهى بگيرد.

 

استفاده از روش هاى كم اثر يا بى اثر

507. هر سال، ماه يا حتى هر روز، كشفيات يا نتايج تحقيقات جديدى در جنبه  هاى مختلف علوم پزشكى اعلام مى شود كه روش هاى تشخيصى يا درمانى جديد، داروهاى متفاوت و جديد يا مواد غذايى مؤثر جديد براى انواع بيمارى  ها پيشنهاد مى شود و برخى روش ها يا داروها يا مواد قبلى كاملاً غير مؤثر، مضر و بى فايده معرفى مى شوند. آيا پزشك در قبال عوارض يا هزينه  هاى بيهوده ناشى از روش هايى كه در گذشته مطرح بوده اند (اما كسى نمى  دانسته كه آن ها مضر يا بى فايده اند، ولى همين روش ها امروزه بى فايده يا مضر شناخته شده اند) مسؤول مى باشد؟

ج. تكليفا مسؤول نيست، وضعا (ضمان) هم شايد با اعلام به مريض يا ولىّ او رفع مسؤوليّت شود.

 

استفاده از تحقيقات جديد با عدم اطمينان

508. با توجه به اين كه گروه  هاى بسيار زيادى در جهان مشغول تحقيق هستند و نتايج كار خود را دايما اعلام مى نمايند و از طرفى افراد اين گروه ها ممكن است برخى از لحاظ علمى، برخى از لحاظ اخلاقى و صداقت و برخى از هر دو لحاظ كاملاً قابل تأييد نباشند (به عبارت بهتر هيچ تضمينى نيست كه نتيجه  ى اعلام شده ى تحقيق با واقعيات، كاملاً منطبق باشد) و از طرف ديگر هيچ مرجع واحدى در مورد تأييد يا ردّ تحقيقات وجود ندارد يا اگر هم موجود باشد، مدت زيادى طول مى كشد كه نتيجه  ى صحيح كار ارايه شود، در چنين شرايطى اگر نتيجه ى تحقيقاتى كه در رسانه ها و مجلات (حتّى معتبر) اعلام مى شود با روش هاى قبلى ما (كه به فايده  ى كامل و قطعى آن ها اطمينان نداريم) مغاير باشد يا مكمّل آن ها باشد، وظيفه ما چيست؟ عمل به روش هاى قبلى يا جديد؟

ج. بايد احتياط كنيد تا يقين حاصل شود، يا راجح از دو طريق را تشخيص دهيد و به مريض يا ولىّ او اعلام كنيد كه مطلب يقينى نيست. بلكه اگر هم يقينى بود، ممكن است تبديل به يقين خلاف شود و ممكن است تخلّف داشته باشد و ما راهى اصلح از اين راه بلد نيستيم و راه ما همين ظنّ است و ظنّ به اين معالجه تعلّق گرفته. از او اجازه بگيريد براى رفع مسؤوليتش از حيث تكليف و ضمان. البته همه اين ها در صورتى است كه احتمال خطر در ترك معالجه اقوى از احتمال خطر درمعالجه  ى خاصّه نباشد.

 

استفاده از روش هاى بى فايده در درمان

509. اگر اين كشفيات جديد خيلى ديرتر از زمان كشف به اطلاع پزشك برسند و قبل از اطلاع، به طور طبيعى به همان روش هاى قبلى عمل شود، آن گاه آيا پزشك در قبال عوارض يا هزينه هاى بيهوده ى روش هاى بى فايده مسؤول است؟

ج. از جواب سابق ترتيبش معلوم شد.

 

نرسيدن اطلاعات جديد به پزشك

510. اگر به خاطر عدم وجود امكانات كافى اطلاع رسانى،اطلاعات جديد به پزشك نرسد و وى هيچ گاه مطلع نگردد، آن گاه مسؤوليت بى فايده بودن روش هاى قبلى بر عهده ى كيست؟

ج. از سابق معلوم شد.

 

اكتفا به روش هاى سابق

511. نظر به اين كه، به خاطر سپردن كامل همان روش هاى قبلى نيز در دوران دانشجويى امكان پذير نيست، چه رسد به روش هاى جديد، آيا پزشك مى تواند به همان روش هاى قبلى اكتفا نمايد و يا فقط در حدى كه وقت محدودش اجازه مى دهد، به فراگيرى آن ها بپردازد؟ در اين صورت اگر متوجه مسايل مهم جديد نشود، آيا مسؤوليتى بر عهده ى اوست؟

ج. اگر مسامحه نكند مسؤوليتى ندارد و اگر مسامحه كند ـ با شرط هاى مذكور در سابق ـ مسؤوليت دارد.

 

تجويز داروى بى اثر يا مضرّ

512. 1) اگر پزشك روش يا دارويى را تعريف كند و بگويد اين دارو براى فلان بيمارى مفيد است يا بگويد درمان، مترتّب به فلان دارو است، بدون آن كه بيمار را وادار به مصرف آن دارو كند، آيا در صورت عدم تأثير يا عوارض دارو، پزشك مسؤول يا مديون است؟

ج. در صورتى كه نداند او دارو مصرف مى كند و او براى اين توصيف پزشك اين دارو را مصرف مى كند، مسؤوليتى ندارد و احتياط در اين است كه بگويد: من براى اين خطرهاى احتمالى نمى  گويم مصرف كن.

2) در فرض فوق اگر بيمار يا ولىّ او، شرط را قبول نكردند، آيا پزشك مى تواند بيمار را رها نمايد؟

ج. اگر در چنين مواردى پزشك مكلّف به حفظ نفس محترمه از خطر نباشد، مى تواند.

3) در فرض فوق آيا بايد با تك تك بيماران شرط نمود و با امضاى پرسش نامه ى مربوطه و يا گذاشتن اطلاعيه در مراكز درمانى مبنى بر اين كه مراجعه ى بيماران، نشان گر قبول اين شرايط است، يا به اطلاع رساندن حتى از طريق رسانههاى گروهى كه مراجعه  ى شما نزد پزشك به اين شرايط، مترتّب است، از پزشك رفع مسؤوليت شرعى مى  نمايد، به طور مثال اگر قبل از عمل جراحى، بيمار مجبور به امضاى شرايطى باشد كه در صورت هرگونه ناموفق بودن جراحى، وى هيچ گونه حق و حقوقى بر جراح و بيمارستان ندارد، آيا در صورت هرگونه اختلال در جراحى، مى توان مدعى شد با توجه به امضاى قبلى بيمار، كادر درمانى هيچ مسؤوليت شرعى بر عهده ندارند؟

ج. در صورتى كه شرح تفصيل را براى تك تك بيماران ذكر كرده باشد و بعد خود مريض ـ با حفظ مشاعر (حواس) و كمالش ـ اذن داده باشد يا ولىّ او اجازه داده باشد، آن وقت پرشك مسؤوليت تكليفيّه ندارد و مسؤوليت وضعيّه (ضمان) هم ممكن است مرتفع باشد.

4) در فرض فوق اگر بيمار كاملاً بى هوش باشد، آيا مى توان از خويشان بالغ وى اجازه گرفت و يا با آن ها شروط فوق را انعقاد نمود؟

ج. اگر ولىّ خاصّ نداشته باشد، احتياط در مراجعه  ى امر به حاكم شرع است.

5) در فرض فوق اگر بيمار، كاملاً بى هوش باشد و در حال حاضر هيچ شخص بالغ يا نابالغ كه خويشاوند وى باشد نيز در دسترس نباشد و از طرفى در خطر فورى باشد، جهت اجازه و شرط، آيا مى توان طبق وظيفه  ى پزشكى هرگونه اقدام ممكن را بدون اجازه انجام داد؟ و اگر به علت خوف از عدم تأثير درمان و كمك به تسريع مرگ و مديون شدن، پزشك هيچ كارى انجام ندهد، آيا در اين صورت پزشك مسؤول خواهد بود؟ (گاهى مشاهده شده است اجل شخصى فرا رسيده است، ولى علت مرگ را به غلط به پزشك معالج وى نسبت مى دهند.)

ج. در صورتى كه احتمال استناد مرگ به معالجه باشد، معالجه بايد از روى اذن خود مريض يا ولىّ خاصّ يا ولىّ عام او (حاكم شرع) باشد و بعد از شرح مطالب به خود او يا ولىّ او ـ در صورتى كه با اين شرح اذن داشته باشد ـ ، مسؤوليّتى ندارد.

 

سلب مسؤوليت پزشك از عوارض درمان

513. به طور كلى و در تمامى روش هاى تشخيصى ودرمانى، اگر پزشك قبل از انجام هر عملى به بيمار خود و يا ولىّ او (اگر بيمار بالغ يا عاقل نباشد) متذكر شود كه اين روش ها از يك طرف ممكن است بى فايده باشند (و وقت و مال او را به هدر دهند) و از طرف ديگر ممكن است عوارض متفاوتى براى او داشته باشند، و بدين ترتيب با ذكر اين مطالب، پزشك، قبل از هرگونه معاينه و دستور روش هاى تشخيصى و درمانى و تجويز دارو، كاملاً از خود در قبال خسارات و عوارض احتمالى سلب مسؤوليت كند و بيمار ـ چه از روى ناچارى و چه از روى تمايل يا به ظاهر از روى تمايل ـ ، اين شرط را قبول نمايد، آن گاه در صورت اشتباه سهوى پزشك، در برابر هزينه  هاى بيهوده، بى فايده بودن و يا عوارض ناشى از روش هاى تشخيصى و درمانى، آيا پزشك مسؤول است؟ (در صورتى كه وى حداكثر تلاش خود را نيز بكند).

ج. در صورتى كه عملش جايز بوده، مسؤوليّت تكليفى ندارد، و مسؤوليّت وضعيّة (ضمان) هم با استيذان رفع مى  شود. و اگر دوران بين بى فايدگى و ضرر هست، نبايد اين عمل را انجام دهد.

ضررهاى مترتّب بر راديوگرافى و... با دستور پزشك

514. 1) در بسيارى بيمارى ها و اختلالات جسمانى، پزشك دستور انجام راديوگرافى، سى تى اسكن و... مى دهد كه مطمئنا (به خصوص براى برخى افراد) مضر مى باشد، ضمنا در خيلى از موارد، گرچه گاهى ممكن است اين آزمايشات باعث تشخيص قطعى نشود؛ اما مى تواند هميشه كمك كننده باشد، در فرض فوق، مسؤوليت پزشك در صورت ايجاد عوارض آزمايش ها تا چه حدّى است؟

ج. در صورتى كه احتمال هلاكت بدون اين آزمايش ها و احتمال هلاكت با اين آزمايش ها متساوى شد، نبايد كارى كند. هر كدام ترجيحى دارد، عمل به راجح كند؛ در اين صورت تكليفا مسؤوليتى ندارد. وضعا و ضمانا، مسؤوليت دارد كه آن هم با اخذ برائت از مريض يا ولىّ او ممكن است رفع شود.

2) گاهى اوقات، پزشك تنها جهت احتياط و مطمئن شدن در جهت تشخيص يا ردّ بيمارى احتمالى (مثل سل) درباره  ى هر بيمار مشكوكى با هر علامت غير اختصاصى دستور راديوگرافى مى دهد، تا يك بيمارى مخفى احتمالى را كشف كند. در صورت وجود يا عدم وجود هرگونه بيمارى كه احتياج به راديوگرافى دارد، آيا پزشك در ايجاد عوارض احتمالى و هزينه  ى بيهوده درمان مسؤول است؟

ج. از سابق جوابش معلوم شد.

 

حكم ضمان در عوارض شيمى درمانى

515. با توجه به اين كه پس از پيوند، شيمى درمانى ضرورى به نظر مى رسد و همين عمل باعث عوارض خفيف يا شديد در بيمار مى گردد، آيا پزشكى كه مجبور به انجام اين كار جهت عدم ردّ پيوند مى باشد، در ايجاد عوارض آن، مسؤول است؟

ج. در تقدير جوازش، با همان عملى كه مجوّز بوده است، ممكن است با مطّلع كردن بيمار بر تمام خصوصيّات، رفع ضمان شود.

 

اشتباه پزشك با استناد به اشتباه در آزمايش

516. با توجه به اين كه تشخيص بسيارى بيمارى ها يا اختلالات به وسيله  ى آزمايش امكان پذير است و از طرفى امكان اشتباه در آزمايشگاه و تفسير آزمايش ها، هميشه وجود دارد، در صورت اشتباه آزمايشگاه و در نتيجه معالجه اشتباه پزشك، مسؤول خسارات و عوارض احتمالى كيست؟

ج. آن كه احتياط كرده است (به تأمّل صحيح و عدم سهل انگارى) مسؤول تكليفى نيست، امّا مسؤول وضعى و ضمان هست و در صورتى كه با شرح حال و اجازه گرفتن از مريض يا ولىّ او اين عمل را انجام دهد، شايد مسؤوليت ضمانى هم رفع شود.

 

مسؤوليت عوارض سؤال نكردن از باردارى

517. اگر پزشك از باردارى بيمار سؤال نكند و وى هم متذكر نشود، مسؤوليت عوارض احتمالى به عهده ى كيست؟

ج. خود پزشك بايد سؤال كند، بلكه علاوه بر سؤال اگر راهى هم دارد، بايد خودش تحقيق كند، زيرا معالجات گاهى تفاوت ضدّ و نقيض دارد.

518. به طور كلى آيا جواب منفى خانم بيمار در مورد پرسش پزشك از حاملگى وى (چه خود بداند باردار است و به هر علتى نگويد و چه نداند كه باردار است) از پزشك معالج در قبال عوارض احتمالى، رفع مسؤوليت مى كند؟

ج. اگر خلاف احتياط نكند، تكليفا مسؤوليّت ندارد، و اگر به حسب ضمان مسؤوليتش را با اخذ برائت از ولىّ او رعايت نكند، از شبهه ى مسؤوليّت خارج نيست.

 

عوارض عدم اطلاع يا تشخيص باردارى

519. با توجه به اين كه باردارى در هفته هاى اوّل، از روى ظواهر و گاه با روش هاى ساده چندان قابل تشخيص نيست و از طرفى بيشترين عوارض خطرناك روش هاى درمانى ـ تشخيصى مضرّ، در همين زمان، آن هم به صورت اختلالات شديد در جنين، رخ مى دهد و بدين ترتيب چون يا به علت كمبود امكانات يا عدم فرصت كافى يا عدم تمايل بيمار به صرف هزينه هاى تشخيص باردارى، يا عدم اطلاع وى از باردارى خود و در نتيجه جواب منفى دادن وى در مورد پرسش پزشك از باردارى وى و حتّى گاهى عدم امكان تشخيص به وسيله ى روش هاى مدرن به علت جواب هاى منفى كاذب آزمايشات، پزشك نمى تواند تشخيص دهد و يا نمى داند كه بيمار باردار است، روش هاى تشخيصى ـ درمانى مختلف را براى وى به كار مى گيرد. در صورت ايجاد عارضه در مادر يا جنين، آيا پزشك معالج مسؤول است؟

ج. اگر خلاف احتياط نكند، از حيث تكليف مسؤوليت ندارد. از حيث ضمان نيز بدون اخذ برائت صحيح، خارج از شبهه  ى مسؤوليّت نيست.

 

فراموش كردن ضرر دارو براى خانم باردار يا شيرده

520. اگر پزشك ـ باتوجه به گستردگى موضوع ـ ، نداند و يا فراموش كرده باشد كه دارو يا روش تشخيصى وى براى خانم هاى باردار يا شيرده مضر است، مسؤوليت پزشك در صورت ايجاد عارضه در جنين يا مادر در چه حدّ است؟

ج. بدون تبرّى و اخذ برائت از مريض يا از ولىّ، ضامن است.

 

تجويز مضر با علم به عدم اضرار

521. اگر پزشك دارو يا روش تشخيصى را كه در حال حاضر كاملاً غير مضر شناخته شده به خانم باردارى توصيه كند اما بعدا مشخص گردد اين اعمال براى مادر يا جنين كاملاً مضر بوده اند، همان طور كه اين مورد در تاريخ پزشكى رخ داده است، آيا پزشك در قبال عوارض حاصله از اين موارد، مسؤوليتى به عهده خواهد داشت؟

ج. اگر خلاف احتياط نكرده باشد (مثل عدم تأمّل صحيح و مسامحه كارى)، مسؤوليت تكليفيّه ندارد؛ امّا ضمان، شايد داشته باشد.

 

جرّاحى بيمارى كه حتما مى ميرد

522. گاهى اوقات مطمئن هستيم كه يك بيمارى، بيمار را نهايتا به زودى خواهد كشت. از طرفى مى دانيم با يك عمل درمانى (مثل جرّاحى) ممكن است يا بيمار بهبودى نسبى و احتمالى پيدا كند و يا حتى زودتر از موعد از دنيا برود، وظيفه ى ما در چنين حالتى چيست؟ اگر با اين كار به تسريع مرگ بيمار كمك كنيم، آيا مديون مى باشيم؟ اگر اقدام به درمان نكنيم، آيا مسؤول هستيم؟ (با توجه به اين كه گاهى نتيجه ى كار كاملاً نامشخص است.)

ج. نمى توانيد آن عمل را انجام بدهيد.

 

استفاده از روش هاى خطرناك براى زنده ماندن بيشتر

523. اگر بدانيم يا احتمال زياد بدهيم كه يك بيمار در اثر بيمارى (مثل برخى سرطان ها) به زودى خواهد مرد، آيا مجازيم فقط براى افزايش طول عمر وى (هر چند به مدت كوتاه) روش هاى درمانى خطرناك و بسيار پرعارضه را (مثل شيمى درمانى كه گاهى عوارض آن شديدتر از بيمارى اوليه است) براى وى تجويز كنيم؟

ج. نمى توانيد.

 

عوارض و هزينه ى آزمايش داروهاى مختلف بر بيمار

524. در برخى بيمارى ها (همانند فشار خون بالا، به علت عوامل ناشناخته ى ايجاد كننده  ى آن)، طبق روش معمول كه اجراى آن طبق علوم روز ضرورى است، يك يا چند دارو به كار برده مى شود و در صورت عدم تأثير، داروهاى ديگرى به كار برده مى شود، با توجه به اين كه اين داروها از يك طرف در افراد مختلف همگى مؤثر نيستند و ممكن است در شخصى، درمان هاى اوليه و در شخص ديگرى درمان هاى آخر مؤثر باشند و از طرف ديگر، هر يك از داروها داراى عوارض خاصى هستند، آيا پزشك معالج (كه در حقيقت داروهاى مختلف را به ترتيب در مورد بيمار آزمايش مى كند) در قبال هزينه ى اضافه يا عوارض داروها مسؤول است؟

ج. در صورتى كه احتمال خطرِ ترك معالجه با احتمال خطر با معالجه مساوى باشد، نمى تواند. اگر مساوى نباشد، احتياطا با اذن ولىّ اين عمل را انجام بدهد.

 

معالجه سريع و پرخطر يا كم خطر و كم اثر

525. گاهى در بيمارى هايى ـ مانند برخى عفونت هاى نه چندان مهم ـ ، پزشك جهت تسريع بهبودى يا اطمينان از اين كه داروى تجويزى وى بسيار قوى است و در مورد خيلى از عفونت ها مى تواند مؤثر باشد و يا به خاطر اين كه از هزينه  ى درمان بيمار و مراجعات مكرر وى بكاهد، اقدام به تجويز داروهايى مى كند كه ضررهاى آن ها كاملاً شديد بوده و به اثبات رسيده است و اين در حالى است كه شايد بتوان از طريق داروهاى ديگرى كه ضرر بسيار كمترى دارند، ولى ممكن است با عدم اطمينان كامل و هزينه ى زيادتر همراه باشند، بيمار را معالجه نمود. با چنين فرضى، بهترين كار چيست؟ انتخاب راه سريع و پرخطر يا راه كم خطر و احيانا نامؤثر؟

ج. به حسب ظاهر، راه دوّمى مقدّم است.

 

استفاده از داروهاى مشابه داروى اصلى

526. در صورتى كه داروهاى كاملاً مؤثّر، به هر علّتى در دسترس نباشند، آيا پزشك مى تواند داروهايى را كه احتمال مى دهد مؤثر باشند تجويز كند؟ در صورت عدم موفقيّت، آيا پزشك در قبال عوارض احتمالى اين داروها و يا هزينه ى بيهوده اى كه بر بيمار تحميل شده مسؤول و مديون است؟

ج. با اجازه گرفتن از مريض يا ولىّ او و عدم احتمال ضرر بر اين داروها، اگرچه فايده  ى كامل ندارد، مانعى ندارد و ظاهرا مسؤوليتى ندارد.

 

وظيفه  ى پزشك در صورت عدم توانايى بيمار در تهيّه  ى دارو

527. اگر تشخيص بيمارى به درستى صورت گيرد، ولى داروى مؤثر در دسترس نباشد و يا بسيار گران باشد و بيمار قادر به تهيه ى آن نباشد، آيا پزشك معالج ملزم به تهيه ى آن دارو به هر طريق ممكن براى بيمار مى باشد؟

ج. در واجب كفايى با ديگران شريك است، فقط اعلام به ديگران واجب اختصاصى او است.

 

مرگ يا تشديد بيمارى در اثر نبود امكانات كافى

528. اگر در اثر كمبود امكانات تشخيصى كافى، تشخيص ممكن نگردد، در نتيجه مداواى لازم صورت نگيرد و بيمارى تشديد يا منجر به مرگ شود، آيا پزشك معالج مسؤول است؟

ج. اگر بگويد و اعلام كند كه تشخيص آن در دست من نيست، به طورى كه تأخير معالجه مستند به او نباشد و بتوانند به ديگرى مراجعه كنند، از آن جهت كه طبيب است، مسؤول نيست، و در واجب كفايى با ديگران شريك است، مگر در اعلام به ديگران كه براى وى واجب اختصاصى است.

 

تشديد بيمارى يا مرگ در اثر فراموشى يا عدم تشخيص پزشك

529. اگر پزشك به علت فراموشى انواع و علايم بيمارى ها (به خاطر گستردگى موضوع)، بيمارى شخص را تشخيص ندهد و لذا نداند داروى مناسب چيست و در نتيجه اصلاً دارويى تجويز نكند، در صورتى كه بيمارى تشديد و يا منجر به مرگ گردد، اين پزشك در چه حدّى مسؤول است؟

ج. بايد بگويد و اعلام كند. كه علاجش دست من نيست. در صورت عدم تشخيص و اعلام اين مطلب، به طورى كه تأخيرش از جانب اين شخص نباشد، مسؤوليتى ندارد.

 

تجويز سهوى داروى غير مؤثّر يا مضرّ

530. با توجه به گستردگى بسيار زياد علوم پزشكى كه واقعا امكان فراگيرى و همراه با آن به خاطر سپردن تمامى بيمارى ها و تمامى داروهايى كه بر همه ى بيمارى ها مؤثرند و نيز عوارض آن ها، وجود ندارد، اگر پزشك به علت فراموشى، بنا به حدس خود، چه در موارد اورژانس و چه غير اورژانس، جهت نجات جان يا تسكين آلام بيمار، سهوا اقدام به تجويز دارويى غير مؤثر بر بيمارى كند كه بيمار را متحمّل هزينه  ى بيهوده يا عوارض جانبى كند، در اين صورت آيا پزشك مسؤول و مديون است؟ (در صورتى كه امكان ارجاع به متخصّص ديگرى هم نباشد).

ج. تكليف؛ داير مدار علم خودش و تشخيص خودش است، ضمان؛ داير مدار اين است كه پزشك سبب تلف شدن مال يا صحّت بيمار گردد. براى ضمان اگر مطلب را به مريض يا ولىّ او آشكار كرد و آن ها اذن و اجازه دادند و معناى اذن آن ها اين بود كه شما معالجه را با اين شرايط انجام دهيد، در اين صورت ممكن است بگوييم كه ضامن هم نمى شود.

 

عدم جواز تجويز داروى مضرّ با اصرار مريض

531. اگر پزشك بنا به اصرار بيمار، دارويى تجويز نمايد يا ساير اقدامات درمانى كه مضرّ است انجام دهد، در صورت ايجاد عارضه، مسؤول كيست؟

ج. به اصرار مريض نبايد اعتنا كند، به وظيفه  ى خودش كه تشخيص داده بايد عمل كند.

 

تجويز داروهاى مسكّن با عوارض درازمدّت

532. اگر دارويى، نه براى نجات جان بيمار بلكه جهت تسكين و مداواى بيمارى هايى كه باعث آزار بيمار مى شود (همانند تب، خارش، درد، زخم و...) مصرف شوند و بدانيم يا احتمال دهيم كه اين داروها مؤثرند و با توجه به اين كه اكثر داروهاى مؤثر، در كوتاه يا درازمدت داراى عوارض زيادى مى باشد، در صورت تجويز پزشك و ايجاد عارضه (كه گاهى بدتر از بيمارى اوليه مى باشد)، آيا پزشك مسؤوليتى به عهده خواهد داشت؟(لازم به ذكر است شايع ترين و بيشترين تجويز دارو در چنين موارد صورت مى گيرد و اهميّت فراوانى دارد).

ج. اگر دورترين راه از هلاك را رعايت كند، مسؤوليتى ندارد.

 

توقّف نجات جان بر مصرف داروى مضرّ

533. به طور كلّى اگر با توجه به علوم امروزى بدانيم يا احتمال دهيم كه نجات جان بيمار وابسته به مصرف دارو يا داروهاى خاصّى مى باشد كه مضرّند و اين ضررها به احتمال قوى براى همگان رخ خواهد داد؛ و با تجويز پزشك، شخص دچار يك يا چند مورد از اين عوارض شود، آيا پزشك مسؤول است؟

ج. بايد ملاحظه  ى دورترين راه از هلاك را بنمايد و احتياطا از مريض يا ولىّ او استيذان كند.

عدم انجام شدن آزمايشات لازم

534. اگر فرصت و امكان آزمايش وجود داشته باشد؛ اما به دلايل ديگرى ـ همانند هزينه اى كه به بيمار تحميل مى شود (واحيانا وى حاضر نيست)، امكاناتى كه براى ما وجود ندارد يا وقتى كه از بيمار مى گيرد ـ ، آزمايشات لازم صورت نگيرد و شخص دچار عارضه شود، در اين صورت آيا پزشك مسؤول است؟

ج. طبيب با غير طبيب شريكند در اين كه بايد (به واجب كفايى) نفس محترمه را از هلاكت حفظ نموده و معالجه كنند، هر چند با كمك هاى مردمى يا بيت المال، اگر در دسترس باشد و طبيب واجب اختصاصى ندارد؛ مگر اين كه اگر او چيزى را مى داند كه با احتمال تأثير بايد به ديگران اعلام كند و در صورتى كه نتواند معالجه نمايد، مسؤوليتى ندارد.

 

تجويز داروى حساسيّت دار بدون تست

535. 1) با توجه به اين كه ممكن است جان بيمار اورژانسى (فورى) در خطر باشد و زمانى جهت تعيين حسّاسيّت فرد به دارويى خاص وجود نداشته باشد، اگر با تجويز دارو، بيمار به آن حسّاسيّت پيدا كند و دچار عوارض شديد يا مرگ شود، آيا فرد معالج در قبال اين عوارض، مسؤوليتى خواهد داشت؟

ج. ظاهرا اگر احتمال هلاك با مرض سابق با احتمال هلاك به معالجه ى لاحقه متساوى باشد، نمى تواند معالجه كند.

2) اگر با توجه به علوم امروزى، امكان تعيين حسّاسيّت يك دارو وجود نداشته باشد، آيا پزشك در صورت ايجاد عارضه مسؤول است؟

ج. از جواب اوّل معلوم شد.

 

درجه ى خبره بودن و تخصّص پزشك

536. با توجه به اين كه اگر بخواهيم طبابت پزشك را با توجه به مشكلات متعدد و در صورت مواجهه با اين مشكلات، تنها در صورتى مجاز بدانيم كه وى در اين زمينه داراى تخصّص و تجربه ى كافى باشد، عملاً مسايل درمان با اختلال كامل روبرو خواهد شد زيرا:

اولاً هر پزشكى تا رسيدن به اين تخصص و تجربه ى كافى بايد همان مراحل اوليّه را طى كند (كه همان دوران بدون تجربه و تخصّص است). ثانيا به علت جمعيّت زياد، امكانات كم، فرصت هاى ناكافى و ده  ها علل ديگر (حداقلّ در كشور ايران) نمى توان انتظار داشت پزشكانى كه از ابتدا كاملاً مسلّط باشند به طبابت بپردازند.

1) در مواردى پزشك داروى مؤثّر بر بيمارى يا عوارض خطرناك آن را فراموش نموده و فرصت و امكانات كافى جهت دسترسى به اطلاعات كافى يا پزشك متخصص ديگرى نيز ندارد.

2) يا مطمئن است كه داروى خاصى براى بيمارى مفيد است. اما هم چنين مطمئن است و يا احتمال مى دهد كه در صورت تجويز آن دارو عوارضى خفيف يا شديدتر از خود بيمارى و حتى مرگ در اثر اين دارو، گريبان گير اين بيمار خواهد شد. (كه البته 1 و 2 شامل مسايل تشخيصى نيز مى باشد).

آيا پزشك در اين حالات مى تواند مريض را به حال خود بگذارد و چنين فرض كند كه: گويا پزشكى موجود نبوده است و قضا و قدر الهى هر چه باشد بر او جارى خواهد شد و بدين ترتيب خود را در معرض مؤاخذه مادى و معنوى حاصل از عوارض احتمالى و هزينه  هاى نابه  جاى آن قرار ندهد و كار وى را به خدا واگذارد كه يا خود بهبودى نسبى يابد و فرصت تحقيقات بعدى فراهم گردد و يا به تدريج دچار عوارض و مرگ گردد. اصولاً در چنين مواردى كه پزشك نمى داند براى نجات جان يا رفع و تسكين آلام يك بيمار چه كارى انجام دهد وظيفه  ى او چيست؟ درمان هاى بدون اطمينان و غير قابل اعتماد (كه ممكن است خود آن ها باعث مرگ يا عوارض شديدتر شوند) يا عدم هر گونه اقدام درمانى؟ اگر پزشك با اقدام به درمان نامطمئن، موجب خسارت و مرگ مريض گردد، آيا مسؤول است؟ آيا اگر اقدام به هيچ درمانى نكند (با توجه به علل و توضيحات فوق)، مسؤولّيتى متوجّه اوست؟ اين موضوع با توجه به اين نكته بايد در نظر گرفته شود كه گاهى، فرصت هيچ مشورت و ارجاع بيمار به پزشكان متخصّص و آگاه ديگرى وجود ندارد (مثلاً گاهى پزشكى كه داراى تجربه  ى كافى نباشد، با بيمارى در حالت بى هوشى مواجه مى شود كه نمى داند به  طور مثال اين بيمار در اثر كمبود يا ازدياد قند در بدنش دچار بى هوشى شده و در اين حالت طبيعى است كه درمان كاملاً متناقض است و باعث اشتباه پزشك مى شود).

ج. در صورت مساوات احتمال تأثير معالجه و ترك آن بايد معالجه نكند.

 

سرايت بيمارى به پزشك

537. بيمارى مبتلا به بيمارى مسرى و مهلك ـ مانند ايدز ـ است و پزشك معالج را عمدا يا غفلتا از آن مرض آگاه نمى كند و پزشك در جريان معالجه، مبتلا به آن مرض مى شود و فوت مى كند. آيا بيمار مسؤوليتى دارد؟

ج. اگر سرايت مرض معلوم بوده است، بيمار ضامن ديه  ى پزشك است.

 

تماس دست پرستار با بدن مرد

538. حكم تماس دست هاى پرستار زن با بدن بيمار مرد چيست؟

ج. جايز نيست، مگر در مورد ضرورت.

 

جراحى زن توسط پزشك مرد

539. آيا جايز است دكتر مرد بيمار زن را جراحى كند، در حالى كه بايد بدن او را لخت كنند؟

ج. اگر دسترسى به دكتر زن نباشد، در حدّ ضرورت جايز است نه بيشتر.

540. اگر واگذارى و هديه اعضاى بدن موجب تسريع مرگ شود، چه وجهى دارد؟ آيا مى توان وصيت كرد بعد از مرگ مغزى، اعضاى بدن شخص را به ديگران بفروشند يا هديه دهند؟ در صورت مرگ مغزى، فروش اعضاى بدن شخص مورد نظر چه حكمى دارد؟

ج. در مورد مزبور مطلقا جايز نيست.

541. آيا زن مى تواند براى امرار معاش و يا تهيه جهيزيه دخترش بدون اذن شوهر، اعضاى بدن خود را (مثل كليه) به ديگران بفروشد؟

ج. خير، نمى تواند.

542. آيا مى توان به اقوام نزديك خود از اعضاى رييسه بدن (مثل چشم كه موجب ايجاد نقص و عيب در شخص مى شود) اهدا نمود؟ آيا مادر مى تواند اعضاى بدن خود را در اختيار دخترش كه ازدواج نموده است قرار دهد؟

ج. جايز نيست.

 

فروش اعضاى محكومين به اعدام

543. آيا كسانى كه به دلايلى محكوم به اعدام هستند، آيا مى توانند اعضاى بدن خود را هم چون كليه و... را به ديگران بفروشند، يا هديه دهند؟

ج. خير، جايز نيست.

 

فروش اعضاى ميّت توسط بيمارستان

544. آيا بيمارستان بدون اجازه يا وصيت ميّت، مى تواند از اعضاى بدن وى جهت حفظ جان انسان هاى مؤمن استفاده كند؟ در صورت فقدان وارث چه وجهى دارد؟ و در صورت وجود وارث و عدم اطلاع آن ها چه وجهى خواهد داشت؟

ج. در صورت توقف نجات مسلمانى بر آن، كه راه نجات او منحصر به دادن آن عضو ميّت باشد و تهيه ى آن از غير مسلمان هم ممكن نباشد، جايز است.

ديه در قبال هديه اعضا

545. در صورت هديه اعضاى بدن، آيا ديه به آن اعضا تعلق مى گيرد؟ و اگر ديه تعلق مى گيرد، چه كسى بايد آن را بپردازد؟

ج. در موردى كه شرعا جايز باشد، ديه ندارد.

 

ضرر رساندن پزشك به بيمار

546. پزشكان كم تجربه كه گاهى باعث ضرر مالى و جانى به بيمار مى شوند، آيا طبابت آنان از نظر شرعى اشكال دارد؟

ج. بله، اشكال دارد و چه بسا ضمان آور باشد. (و توضيح بيشتر در مسأله  ى 1747 و 1748 رساله آمده است.)

 

تشريح جسد مسلمان

547. آيا كسى كه جسد مسلمان را تشريح كرده، بايد ديه بدهد؟

ج. بله.

548. در سالن تشريح، گاهى از اجساد متعلق به ايرانيان مسلمان استفاده مى  شود، آيا قطعه قطعه كردن آن ها اشكالى ندارد؟

ج. حرام است.

 

مسأله ى طهارت عضو مقطوع پيوند شده

549. اگر در عمل جرّاحى، عضوى از بدن را قطع كنند و به جاى ديگر بدن پيوند دهند، حكم عضو مقطوع از جهت نجاست و طهارت چيست؟

ج. عضو مقطوع ميته مى شود و تا عرفا جزو بدن نشده، نجس است و براى وضو و نماز مشكل پيدا مى شود و اين كار در صورت اضطرار، جايز است ودر غير اين صورت خلاف احتياط است.

عوارض استفاده از اعضاى بدن شخص زنده براى ديگرى

550. اگر پزشك احتمال دهد با برداشتن يك يا چند عضو از شخصى كه زنده است، در آينده نزديك يا دور، وى دچار عوارض خفيف يا شديد خواهد شد و از طرفى نجات جان بيمار ديگرى وابسته به همين كار باشد و مورد ديگرى نيز در دسترس نباشد، آيا بدون آگاهى دادن به شخص پيوند دهنده، چنين كارى جايز است؟ اگر به وى اطلاع داده شود و با تمايل وى عضو پيوندى از بدنش خارج شود، در صورت ايجاد عارضه در وى، آيا پزشك مسؤول است؟

ج. نمى توانيد چنين كارى انجام دهيد، جواز اين كار، هر چند با اجازه ى صاحبش باشد (براى غيرمعصوم كه قابل اختلاف نيست) از حيث تكليف و ضمان بى شبهه نيست. بلى در مورد معصوم ـ عليه  السّلام ـ كه حفظ نفس معصوم ـ عليه السّلام ـ اهمّ است از حفظ ديگران، تا چه رسد به اين كه جان معصوم ـ عليه السّلام ـ در خطر باشد، و هم چنين اگر مورد اجازه ى امامِ اصل باشد، جايز است.

 

پيوند اعضاى خوك به بدن انسان

551. آيا مى توان از اعضاى بدن خوك به انسان پيوند زد؟

ج. در صورتى كه نجات بيمار از هلاك، متوقّف بر اين عمل باشد، به طورى كه اضطرار داشته باشد، مانعى ندارد.

 

اطمينان يا احتمال ردّ پيوند

552. اگر مطمئن باشيم و يا احتمال دهيم كه پيوند عضو به بدن بيمار ردّ خواهد شد و نهايتا مفيد نخواهد بود، آيا مجازيم با خوش بينى و به عنوان كمك به بيمار، از بدن فرد زنده يا مرده ى ديگرى عضوى را جدا و به آن بيمار پيوند بزنيم؟

ج. در مورد مرده هم جايز نيست تا چه رسد به زنده.

ديه  ى برداشتن عضو از شخص زنده

553. آيا برداشتن عضو از بدن فرد زنده جهت پيوند، مستلزم پرداخت ديه مى باشد؟

ج. در تقدير جواز، بايد استحلال (طلب حلاليّت) بشود، هر چند با پرداخت ديه يا ارش.

 

سزارين

554. آيا سزارين اشكال دارد؟

ج. در مورد ضرورت، جايز است.

 

جلوگيرى از باردارى

555. جلوگيرى از باردارى به وسيله بستن لوله رحم چه حكمى دارد؟

ج. حرام است.

 

به هوش آوردن بيمار با سيلى

556. گاهى براى به هوش آوردن بيمار لازم است شوك ها و دردهاى زيادى به وى وارد ساخت ـ مثلاً گاهى سيلى به وى مى زنند يا دندان او را بدون بى حسى مى كشند و يا به استخوان او آمپول تزريق مى كنند ـ آيا چنين اعمالى موجب ضمان و اثبات ديه مى شود؟

ج. هر چه جايز بلكه لازم است، ولى ديه ندارد مثل ساير معالجات؛ لكن به شرط عدم تجاوز از حدّ.

 

تجويز پزشك به استمنا

557. آيا تجويز پزشك به عمل استمناء مجوز شرعى آن مى  تواند باشد؟

ج. خير، اجازه پزشك مجوّز شرعى نيست.

دندان مصنوعى غير قابل استفاده

558. اگر كسى سفارش دندان مصنوعى به دندانساز داد و وجهى نيز به او پرداخت نمود، اگر آن دندان به لثه  هايش نخورد، آيا بيمار مى تواند پول خود را پس بگيرد، يا دندانساز حق دارد بقيه پول خود را طلب كند؟

ج. بيمار مى تواند پول خود را پس بگيرد.

 

نجاست الكل طبى

559. آيا الكلى كه براى ضد عفونى، پس از تزريقات به كار برده مى شود، نجس است؟

ج. احتياط در اجتناب است.

 

نماز مريض با پماد آغشته به الكل سفيد

560. بيمار، پمادى را كه با الكل سفيد ساخته مى  شود، با تجويز پزشك به صورت مى مالد و با آن نماز مى خواند. آيا نمازش صحيح است؟

ج. احتياط در قضاى آن نمازها است.

 

لمس و نظر به مقعد براى معاينه و معالجه

561. 1) با توجه به اين كه جهت معاينه ساده  ى پروستات، حتما بايد از طريق مقعد، بيمار را مورد بررسى قرار داد تا تشخيص قطعى بيمارى هاى پروستات داده شود، هم چنين در بسيارى بيمارى  هاى آلات ادرارى ـ تناسلى، مشاهده و گاه لمس آن ها ضرورى است، آيا در چنين مواردى، پزشك مرد مى تواند بيمار مرد را بدون اشكال شرعى معاينه نمايد؟ اگر با عدم انجام اين معاينه، متوجه بيمارى نشود و بيمارى (مثلاً سرطان) پيشرفت كند، آيا پزشك مسؤول است؟ (با توجه به اين كه استفاده از آينه، هميشه امكان پذير نيست و در ضمن عمل لمس را نيز بايد با ديد كامل با دست انجام داد و از اين رو در حال حاضر در تمامى مراكز درمانى اين معاينه مستقيما انجام مى شود).

ج. در صورتى كه زوجه  ى بيمار، طبيب ماهرى نباشد ـ مثل مرد ـ ، طبيب مرد با اكتفاى بر ضروريات مى تواند.

2) طبق نظرات علوم پزشكى، يكى از معايناتى كه امروزه در هر بيمارى (به خصوص در بيمارى هاى ادرارى ـ تناسلى) جزو معاينات اصلى اوليه به شمار مى آيد (گرچه در انجام آن، متأسفانه يا خوشبختانه مسامحه مى شود) عملى به نام «توشه ركتال» (يك نوع معاينه  ى نظرى و لمسى از طريق مقعد) مى باشد اين معاينات گاهى به علت احتياط در جهت تشخيص يا ردّ برخى بيمارى ها انجام مى شود و گاهى در تشخيص برخى بيمارى ها بسيار مؤثر و روش كم خرج و ساده اى به نظر مى آيد. آيا پزشك مرد مجاز است چنين معاينه  اى را چه جهت آموزش (به وسيله ى دانشجويان) و چه جهت تشخيص احتمالى يا قطعى در مورد بيمار مرد انجام دهد؟ اگر با عدم انجام آن، متوجه بيمارى و راه درمان وى نشود، آيا مسؤول است؟

ج. با همان شروط مذكوره در سابق مانعى ندارد.

 

لمس و نظر به مو براى معالجه

562. در صورت لزوم مشاهده و لمس موهاى خانم بيمار، جهت معاينه توسط پزشك مرد، حكم شرعى چيست؟

ج. در صورت عدم مماثل (پزشك زن) و اكتفاى بر ضروريّات، مانعى ندارد.

 

لمس بدن بيمار از روى لباس

563. در صورت لزوم، به طور كلى لمس بدن خانم بيمار از روى لباس چه صورتى دارد؟ (چه پزشك خانم در دسترس باشد و چه نباشد)

ج. مانعى ندارد.

موارد مختلف آموزشى در دوره  ى پزشكى

564. با توجه به اين كه هر پزشكى در طول دوران دانشجويى خود بايد (هر چند مختصر) از انواع و اقسام اختلالات و بيمارى ها چه در مورد آقايان و چه خانم ها آگاهى بيابد و آموزش ببيند (اعم از انجام معاينات كامل، آگاهى از بيمارى هاى زنان و چگونگى انجام زايمان سالم و...) و با توجه به اين كه در مورد دانشجويان، اين موارد بيشتر آموزشى هستند تا درمانى (يعنى ممكن است نجات جان بيمار در همان زمان وابسته به اين معاينات نباشد، اما به وسيله  ى اين آموزش كه در بيمارستان هاى آموزشى صورت مى گيرد، دانشجو براى مراحلى كه در آينده زندگى بيماران وابسته به وجود او خواهد بود آماده مى  شود) و از اين رو، هر يك از دانشجويان در دوره هاى مختلف، ملزم و مجبور به گذراندن واحدهاى درسى در تمامى بخش هاى بيمارستان اعم از زنان و مردان، فراگيرى تمامى مسايل و امتحان دادن در پايان دوره مى باشند (تا بتوانند در نهايت فارغ التحصيل موفّقى باشند)، با در نظر گرفتن تمامى اين شرايط، بفرماييد تكليف و وظيفه ى دانشجو چيست؟ آيا مى تواند به خاطر رعايت مسايل شرعى، از فراگيرى كامل بسيارى مسايل بگذرد و در نتيجه در گذراندن واحدهاى درسى هم ناموفق باشد يا در هر شرايطى و با هر وسيله  اى بايد به فراگيرى صحيح كارش بپردازد تا در آينده، كمتر دچار مشكل شود؟ و به طور كلى چگونه مى توان بين وظيفه  ى پزشكى و دانشجويى (كه در كتب پزشكى، بر انجام آن هاتأكيد شده) و وظيفه  ى شرعى و اسلامى (كه طبيعتا نبايد با وظيفه  ى پزشكى تناقض داشته باشد) جمع كرد؟

ج. با رعايت شروط و اكتفاى بر ضروريّات در تعليم و تعلّم، زيادتر از آن چه را كه به آن مضطرّ است، نرود.

 

محدوده ى معاينه توسط پزشك نامحرم

565. اگر پزشك مرد مجبور به معاينه بيمارِ خانم شد و يا بيمارِ مرد ناچار به مراجعه به پزشك زن شد، با توجه به اين كه در صورت رعايت كامل مسايل شرعى و اخلاقى، در معاينه ى كامل نامحرم شايد بتوان گفت بيش از 90% معاينات كه در كتب پزشكى به انجام آن ها تأكيد شده است، بايد انجام نگيرند، اگر با اين گونه معاينه ى سطحى و غير كامل، بيمارى وى تشخيص داده نشد و درمان كامل صورت نگرفت، آيا پزشك مسؤول است؟ اگر مسؤول است، چاره چيست؟ آيا برخلاف مسايل شرعى عمل كند؟ (تذكر اين نكته ضرورى است كه پزشكان متخصص و مجرّب، بدون احتياج به معاينات كامل ممكن است بتوانند تشخيص و درمان انجام دهند اما براى اطباء نامجرّب و دانشجويان، تا رسيدن به اين مرحله، زمان زيادى لازم است).

ج. بايد از همان اوّل ملاحظه يقين در معالجه را بكند و آن چه شرط كار است رعايت كند. و در صورت احتمال خطر با نبودن پزشك هم جنس، كه در مهارت مساوى او باشد، آن چه مورد ضرورت است، مغتفر و بخشوده است.

 

مراجعه زن به پزشك مرد و وظيفه ى پزشك

566. تخصص هاى علوم پزشكى بسيار زياد است و متخصصين خانم در هر رشته، معمولاً ـ به جز در برخى رشته  ها ـ نادر يا كم مى  باشند. در شهرهاى كوچك و بزرگ به علت تعداد زياد بيماران و تعداد كم پزشك يا تحميل هزينه گزاف، (همان طور كه بسيار شايع است) خانم هاى بيمار به پزشك مرد مراجعه مى كنند؛ در اين صورت وظيفه پزشك مورد مراجعه چيست؟ آيا اگر بتواند و يا احتمال دهد كه مى تواند با معاينات مختلف و ضرورى بيمارى را تشخيص و درمان كند، مكلّف است چنين كارى را انجام دهد يا بايد بيمار را به يك پزشك خانم ارجاع دهد؟ (در شرايطى كه خيلى از بيماران، به دلايل فوق قادر به اين كار نيستند)، آيا در صورت ارجاع و تأخير در تشخيص و درمان بيمارى وى، اين پزشك مسؤول است؟

ج. در مورد احتمال خطر ـ هر چند خطر در صحّت ـ و ضرورت، بايد به كسى كه ماهرتر است مراجعه شود، اگرچه مرد باشد. و مرد هم بايد به قدر ضرورت اكتفا كند، به طورى كه اگر با آينه مى تواند تشخيص بدهد، با نگاه كردن تشخيص ندهد و اگر با دست پوشيده بتواند لمس ومسّ كند، بدون حايل نكند و مانند اين احتياطات.

 

معاينه ى بيمار خانمى كه جانش در خطر است

567. 1) اگر بيمارِ خانمى كه جانش در خطر است، به تنها پزشك مرد روستاى دورافتاده مراجعه كند، آيا اين پزشك مجاز است هرگونه معاينه  ى ضرورى را در مورد بيمار انجام دهد؟

ج. اگر مريض به پزشك هم جنس (زن) دسترسى ندارد، مى تواند.

2) در فرض فوق اگر جان بيمار در خطر نباشد، بلكه بيمارى خفيف يا متوسط وجود داشته باشد، آيا بيمارِ خانم حتما بايد به پزشك خانم در شهر مراجعه كند و يا در همان جا پزشك مرد مجاز است با انجام معاينات ضرورى، اقدام به تشخيص و درمان نمايد؟

ج. با پيدا نشدن پزشك هم جنس، فرقى نمى كند جانش در خطر باشد يا صحّتش در خطر باشد.

 

مراجعه زن به پزشك مرد

568. آيا مراجعه زن به پزشك مرد، در صورتى كه پزشك زن در آن رشته موجود باشد جايز است؟ با توجّه به اين كه غالبا به او نگاه مى شود و گاهى هم از او معاينه به عمل مى آيد.

ج. بايد از نظر و لمس حرام خوددارى شود.

 

مراجعه  ى زن به پزشك مرد با فقدان زن حاذق

569. اگر پزشكِ حاذقِ زن نباشد، مراجعه زن به پزشك مرد، چه حكمى دارد؟

ج. ضرورت باشد، جايز است.

آمپول زدن توسط نامحرم

570. آمپول زدن توسط مرد نامحرم چگونه است؟

ج. اگر آمپول زن هم جنس نباشد و ضرورت باشد، مانعى ندارد.

 

انجماد بيمار لاعلاج

571. قرار دادن انسانى كه مبتلا به بيمارى لاعلاج است، در حالت انجماد و احياى مجدّد او بعد از چندين سال و پس از كشف درمان بيمارى او، چه حكمى دارد؟

ج. جايز نيست.