* امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409 * * امام رضا عليه السلام :اِثنانِ عَليلانِ أَبَدا : صَحيحٌ مُحتَمٍ و َعَليلٌ مُخَلِّط؛دوگروه هميشه مريضند، سالمى كه پرهيز میكند و مريضى كه پرهيز نمیكند. فقه الرضا ص 340 * * امام رضا عليه السلام :لَيسَ مِن دَواءٍ اِلاّ و َهُوَ يُهيجُ داءً؛دارويى نيست مگر اين كه بيمارى ديگرى را تحريك مى كند.كافي (ط - الإسلامية) ج‏8، ص 273 ، ح409
دوشنبه, 12 شهریور 1397 12:15

برگزاری کلاس آموزشی احکام ویژه بیمار و پرسنل مرکز درمانی فارابی اصفهان

دوشنبه, 08 مرداد 1397 18:52

بمناسبت میلاد باسعادت امام رضا علیه السلام ، به کودکان بیمار در مرکز درمانی شهدای لنجان ، هدایایی تقدیم شد.

پنج شنبه, 20 مهر 1396 13:38

بمناسبت روز جهانی کودک ، برگزاری کارگاه آموزشی تربیت کودک ویژه همراهان بیمار و پرسنل مراکز درمانی استان اصفهان و عیادت از کودکان بیمار بهمراه مسئولین مراکز درمانی استان اصفهان

 

 

شنبه, 07 مرداد 1396 11:43

جشن روز ادبیات کودک و نوجوان در جمع کودکان بیمار مرکز درمانی امام حسین علیه السلام

صبح روز دوشنبه 19 تیرماه 96 جشن روز ادبیات کودک و نوجوان با همکاری معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری منطقه 12 و روابط عمومی مرکز
و دفتر فرهنگی نسیم مهر
در سالن آمفی تاتر بهمراه آیتم هایی همچون:
اجرای برنامه شاد و جذاب توسط کارشناس مذهبی
، بیان قصه های زیبا و جذاب برای کودکان توسط یکی از مربیان قصه گویی،
اجرای نمایش تن پوش عروسکی ،
پخش سرود های شاد کودکانه، مسابقه و اهداء جوایز به کودکان بیمار و فرزندان پرسنل این مرکز برگزار گردید

چهارشنبه, 09 دی 1394 21:10

در بیمارستانی، دو مرد بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش بنشیند. اما بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم‌اتاقیش روی تخت بخوابد. آنها ساعت‌ها با یکدیگر صحبت می‌کردند، از همسر، خانواده، خانه، سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف می‌زدند.

هر روز بعد از ظهر، بیماری که تختش کنار پنجره بود، می‌نشست و تمام چیزهایی که بیرون از پنجره می‌دید برای هم‌اتاقیش توصیف می‌کرد.

 

بیمار دیگر در مدت این یک ساعت، با شنیدن حال و هوای دنیای بیرون، روحی تازه می‌گرفت. این پنجره، رو به یک پارک بود که دریاچه زیبایی داشت مرغابی‌ها و قوها در دریاچه شنا می‌کردند و کودکان با قایقهای تفریحی در آب سر گرم بودند. درختان کهن، به منظره بیرون، زیبایی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دوردست دیده می‌شد. همان طور که مرد کنار پنجره این جزئیات را توصیف می‌کرد، هم‌اتاقیش چشمانش را می‌بست و این مناظر را در ذهن خود مجسم می‌کرد.

روزها و هفته‌ها سپری شد. یک روز صبح، پرستاری که برای حمام کردن آنها آب آورده بود، جسم بی‌جان مرد کنار پنجره را دید که با آرامش از دنیا رفته بود . پرستار بسیار ناراحت شد و ازمستخدمان بیمارستان خواست که مرد را از اتاق خارج کنند. مرد دیگر تقاضا کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند .

پرستار این کار را با رضایت انجام داد و پس از اطمینان از راحتی مرد، اتاق را ترک کرد. آن مرد به آرامی و با درد بسیار، خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون از پنجره بیندازد.

بالاخره او می‌توانست این دنیا را با چشمان خودش ببیند. در کمال تعجب، او با یک دیوار مواجه شد. مرد، پرستار را صدا زد و پرسید که چه چیزی هم‌اتاقیش را وادار می‌کرده چنین مناظر دل‌انگیزی را برای او توصیف کند !پرستار پاسخ داد: شاید او می‌خواسته به تو قوت قلب بدهد. چون آن مرد اصلا نابینا بود و حتی نمی‌توانست دیوار را ببیند .

سه شنبه, 14 مهر 1394 13:33

سومين جلسه آموزشي احكام با موضوع بيع با حضور كارشناسان خواهر و برادردر مركز بهداشت شماره يك برگزار گرديد

پنج شنبه, 28 خرداد 1394 14:26

نشست تخصصی کار گروه احکام ویژه کارشناسان برادر و خواهر دفاتر نسیم مهر مراکز آموزشی درمانی

دوشنبه, 25 خرداد 1394 12:00

نشست تخصصی کار گروه احکام ویژه کارشناسان برادر و خواهر دفاتر نسیم مهر مراکز آموزشی درمانی